English Version
This Site Is Available In English

یاد گرفتم باید افکارم را مهار کنم

یاد گرفتم باید افکارم را مهار کنم

《با تفکر، ساختارها آغاز می‌گردد، بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال می‌رود.》
وادی به معنی آبادی است ممکن است، معنی دیگری داشته باشد. برای خروج از مشکل ما ۱۴ وادی داریم که باید این مراحل را طی کنیم تا از تاریکی به سمت روشنایی حرکت کنیم. تفکر یعنی حرکت ذهنی و هرچه از ذهن ما می‌گذرد. از نظر علمی ما به خیلی چیزها رسیدیم و هرکاری را که بخواهیم، انجام بدهیم یک ساختار است. کارهای روزمره، کارهای شخصی، کارهای عمومی همه یک ساختار هستند که با فکر کردن به‌وجود می‌آید.

وادی اول به من می‌گوید: چگونه همه چیز به‌وجود می‌آید و همه چیز با فکر کردن شروع می‌شود و اگر بدون فکر کاری انجام دهیم، از بین می‌رود. قبل از هرکاری باید بدانیم چگونه همه چیز خلق می‌شود، برای خلق  هرچیزی قبلش تفکر لازم است. من قبلاً خیلی از کارهایم را بدون فکر کردن انجام می‌دادم مثل خرید کردن، گفتن بعضی از صحبت‌هایم بدون تفکر بود که به نفع من نبود و باعث به‌هم ریختن آرامش درونم می‌شد. وادی اول به من یاد داد بدون تفکر کاری را انجام ندهم که به ضرر من باشد؛ پس قبل از هر کاری، اول فکر کنیم؛ باید تفکر مثبت داشته باشیم که القاء مثبت به ما برسد؛ ولی اگر تفکر منفی داشته باشیم، بار منفی به ما منتقل می‌شود.

خداوند این نیروی عظیم را به ما داده تا از آن استفاده کنیم و خیلی مهم است که ما با چه کسانی دوست و هم‌کلام باشیم، افرادی که مثبت‌نگر یا افرادی که منفی‌نگر هستند. من خودم شخصاً با آدم‌های مثبت، حس خوب و انرژی می‌گیریم. از آن جایی که من روحیه حساسی دارم، فهمیدم که با هر کسی هم‌کلام و هم‌صحبت نشوم. هرچیزی که امروز هستیم، نتیجه تفکرات دیروز خودمان است؛ دقیقاً حال امروز من نتیجه افکارهایی که در ذهن خودم پرورش دادم یا به ذهنم خطور کردند.

وادی اول به ما می‌گوید: به هرچیزی فکر کنیم همان می‌شود، اگر فکر کنیم که ازدواج نمی‌کنیم، بیمار می‌شویم همان اتفاق برای ما می‌افتد. زمانی که ازدواج کردم، تصور می‌کردم نکند من بچه‌دار نشوم و این‌قدر به فکرم پر و بال دادم و بعد از ازدواجم، هشت سال گذشت و من بچه‌دار نشدم و در حسرت مادر شدن مانده بودم و چه روزهایی بر من گذشت. درست زمانی که من از این فکر رها شدم، خداوند بزرگ به من فرزند پسری داد که نامش را حسین گذاشتم؛ یادآوری آن روزها اشکم را جاری کرد و چهار سال بعد فرزند دومم به دنیا آمد و لطف خداوند شامل حالم شد.

وادی اول به من یاد داد که چطور افکارم را مهار کنم و به چیزی فکر نکنم و نگرشم را بالا ببرم تا در عذاب نباشم.
در پایان، خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که من را در مسیر کنگره ۶۰ قرار داد. تشکر ویژه از آقای مهندس که به من یاد داد با تفکر ساختارها آغاز می‌شود، بدون تفکر هرچه هست رو به زوال می‌رود. سپاس فراوان از دوستان گرامی

منبع: برداشت از سی‌دی وادی اول
نویسنده: همسفر مریم (هاشم) رهجوی راهنما همسفر میترا (لژیون اول )
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر میترا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تخت‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .