سومین جلسه از دور پنجم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی مسافر مسلم، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر یدالله با دستور جلسه «رابطه یادگیری و معرکهگیری» روز سهشنبه 4 آذر ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:سلام دوستان، مسلم هستم یک مسافر.

در ابتدا تشکر میکنم از ایجنت محترم آقا محمد و راهنمای خوبم آقا سجاد که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته «رابطه یادگیری و معرکهگیری» است. در کنگره ۶۰ ما ۵۲ دستور جلسه داریم که هرکدام در زمان خودشان مهم و اثرگذارند و به هم مرتبطاند و قرار است در مسیر درمان به من کمک کنند. اما رابطه یادگیری و معرکهگیری چیست؟ بهطور کامل ضد یکدیگرند. یادگیری یعنی فراگرفتن؛ و معرکهگیری یعنی فاصله گرفتن از یادگیری. در سیدی «عناصر معرکهگیری» مهندس دژاکام توضیح میدهند که فرد چگونه وارد معرکهگیری میشود. وقتی شخص دچار شکست میشود، یا منیت دارد، یا خودخواه است، به سمت معرکهگیری میرود. مثالی که ایشان میزنند این است: در لژیون، یک نفر درست سفر میکند و یک نفر دیگر درست سفر نمیکند و دنبال بهانه است؛ اینجا معرکهگیری شروع میشود. این موضوع در سفر دوم هم اتفاق میافتد؛ یک نفر خدمت میکند و دیگری خدمت نمیکند و با معرکهگیری میخواهد خودش را تخلیه کند و دیگران را مقصر بداند. من قبل از ورود به کنگره فکر میکردم یادگیری یعنی یکسری مطالب را حفظ کنم و بدانم. اما در کنگره فهمیدم یادگیری یعنی تغییر کردن؛ یعنی تغییر ساختارهای فکری، رفتاری و جهانبینی. از همان سه جلسه تازهواردین، روند یادگیری برای من شروع شد؛ توضیح میدهند که چه اتفاقی افتاده که من مصرفکننده شدهام و حالا باید چه کار کنم. جلوتر که میآیم و راهنما انتخاب میکنم، بعد از دو هفته نظم و انضباط را یاد میگیرم. حتی درست مصرف کردن دارو را هم از همان ابتدا به من یاد میدهند. در ادامه کاهش اتفاق میافتد و درمان در کاهش انجام میشود. اما برای پذیرش این مراحل باید به دانایی رسیده باشم و دانایی تنها از یاد گرفتن حاصل میشود، نه صرفاً داشتن اطلاعات. مثلاً دانستن اینکه سیگار ۴۰۰۰ سم دارد خوب است، اما اگر کاری نکنم یعنی چیزی یاد نگرفتهام. در مثلث درمان هم داریم: جسم باید درمان شود، جهانبینی باید رشد کند تا بتوانیم مسیر را ادامه دهیم، و روان نیز متعادل شود. برای رسیدن به جهانبینی نیاز به آموزش و یادگیری داریم.من قبلاً فکر میکردم معرکهگیری یعنی چند نفر جایی جمع شوند و سروصدا کنند؛ اما حالا فهمیدم حتی در خلوت خودم هم میتوانم معرکهگیری کنم، بدون اینکه متوجه باشم.معرکهگیری یعنی در ذهن خودم درگیر قضاوت، حاشیه و متهم کردن دیگران شوم؛ اینها اجازه رشد دانایی را نمیدهند. یادگیری باعث رشد و آرامش انسان میشود. اما معرکهگیری باعث توقف دانایی است. کسی که دنبال یادگیری است، دنبال راهحل میگردد. اما کسی که دنبال معرکهگیری است، دنبال مقصر میگردد. گاهی یک تازهوارد، وارد لژیون میشود و من چون شناختی از او دارم یا از روی دلسوزی میخواهم راهکاری بدهم؛ اما این کار میتواند به او آسیب بزند. این هم به نوعی معرکهگیری است. هر کاری که برخلاف قوانین و حرمتهای کنگره باشد، نوعی معرکهگیری محسوب میشود. امیدوارم در مسیر درمان به رشد دانایی برسم؛ به حدی که دیگر نیازی نباشد کسی را مقصر بدانم. ممنونم که به صحبتهایم گوش کردید.

تایپ: مسافر ابولفضل
تنظیم خبر: مسافر کرامت
مرزبان خبری: مسافر سلمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
1106