سومین جلسه از دوره دوازدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر بهروز، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر کاظم، با دستور جلسه «رابطهی یادگیری و معرکهگیری» در تاریخ ۴ آذر ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، بهروز هستم یک مسافر؛
خدا را شکر که دوباره توفیق پیدا کردم در این مکان باشم و از دوستان انرژی و آموزش بگیرم. سپاسگزارم از خدمتگزاران شعبه که واقعاً تلاش میکنند تا یک انسان به رهایی برسد؛ جای قدردانی و سپاس دارد. اگر از کسانی که به ما خدمت میکنند تشکر نکنیم، یعنی کفران نعمت کردهایم و نعمتهای خداوند را از خودمان دور میکنیم. این واقعیت در هستی جاری است؛ چه در کنگره و چه در محیط بیرون.
دستور جلسه «رابطه یادگیری و معرکه گیری» میباشد. در مورد معرکهگیری صحبتهای زیادی شد. در واقع همهی مصرفکنندگان مواد مخدر معرکهگیران خوبی هستند و این یکی از ویژگیهای مشترک آنهاست. از همان روزی که اولین نخ سیگار را کشیدیم یا هر چیز دیگری مصرف کردیم، اگر کسی دربارهی مصرف مواد یا بوی سیگار چیزی میگفت، بلافاصله عصبانی میشدیم و سریع بحث را عوض میکردیم تا کسی به ما کاری نداشته باشد. این یعنی فرار از واقعیت. معرکهگیری آنجا شروع میشود که ما میخواهیم توجیه کنیم، انکار کنیم و از واقعیت فرار کنیم. مصرفکنندگان ذاتاً این ویژگی را دارند، چون نمیخواهند کسی بفهمد که آنها مصرفکننده هستند.
تا قبل از ورود به کنگره نمیدانستیم معرکهگیری چیست، آموزش چیست و دانایی چیست. معرکهگیری ممکن است هم در صور پنهان باشد و هم در صور آشکار. در صور پنهان، افکاری به سراغ ما میآید که باعث میشود در ذهن معرکهگیری کنیم و از مسیر اصلی دور شویم و به تدریج از سیستم خارج شویم. وقتی خارج شدیم، قطعاً برای کار خود معرکهگیری میکنیم. اگر کسی بگوید معرکهگیری نمیکرده، حتماً معنی آن را درست نمیداند. اینکه شخصی درگیر اعتیاد باشد ولی این موضوع را قبول نکند، خودش یک نوع معرکهگیری است. حال سؤال این است: چه کنیم که معرکهگیر نباشیم و وارد معرکه نشویم؟ در مقابل معرکهگیری، یادگیری قرار داده شده است. ما میخواهیم یاد بگیریم چه اتفاقی برایمان رخ میدهد و آموزش بگیریم تا در نهایت به نتیجه برسیم.
ما به چه دلیل میخواهیم یاد بگیریم؟ چون مسیر را اشتباه رفتیم. اگر اشتباه نمیرفتیم، اصلاً در کنگره نبودیم. کنگره ۶۰ برای من بسیار قابل احترام است و من شخصاً خدا را شکر میکنم که مصرفکننده شدم تا وارد کنگره شوم. اگر معرکهگیر نبودیم، مصرفکننده نمیشدیم و مسیرمان را اشتباه نمیرفتیم. پس در کنگره میخواهیم معرکهگیری را در مقابل یادگیری قرار دهیم تا به جای انرژی دادن در معرکه، از یادگیری انرژی بگیریم و به واسطهی آموزش و یادگیری به تعادل و آرامش برسیم. روز اول ورود هر کسی به کنگره، مشاور تازهواردین به او میگوید: «هرچه داری پشت در بگذار و بیا!» شما اگر بخواهید یک لیوان آب را با بهترین شربت و آبمیوه پر کنید، سرریز میشود. ابتدا باید ظرف خالی باشد تا بتوانید آن را پر کنید. در کنگره هم روش کار به همین شکل است.
به اعتقاد من، ۹۰ درصد مشکلات مصرفکنندگان به دلیل اعتیاد است. اگر بپذیریم که مشکلاتمان به دلیل اعتیاد و معرکهگیری خودمان است، کار خیلی راحتتر میشود. پذیرش یعنی تسلیم بودن در مقابل آن امر و ایمان داشتن به متد DST و حرف راهنما. اینها مکمل یکدیگر میشوند و ما آرامآرام از معرکه فاصله میگیریم و وارد چرخهی یادگیری میشویم. اگر کسی بخواهد بداند در معرکهگیری است یا نه، کافی است شرایط خود را بررسی کند. هر تازهواردی که دو سه ماه از ورودش به کنگره میگذرد، اثر آموزش را در زندگیاش میبیند و متوجه میشود یادگیری کجاست و معرکهگیری کجاست. البته نیروهای منفی همیشه هستند؛ چه سفر اولی و چه سفر دومی. مثلاً کسی رأس ساعت نمیآید و بهانه میآورد، یا سیدی نمینویسد و صدها دلیل میتراشد. اینها همه معرکهگیری است. اگر وارد معرکهگیری شویم، اولین کار قضاوت کردن است. میگوییم راهنماها همه پولدار و بیکارند. اما اگر پای صحبت تکتک راهنماها بنشینیم، میبینیم هر کسی مشکلات خاص خودش را دارد. در مسئلهی اعتیاد، راهنماها میدانند راه حل چیست. تا زمانی که مسئولیت خود را نپذیریم، رهایی پیدا نمیکنیم.
اگر شخصی میخواهد بداند در معرکهگیری است یا یادگیری، باید خودش را با گذشته مقایسه کند؛ الآنش را با یک ماه پیش، سه ماه پیش یا حتی هفت سال پیش. اگر در حال یادگیری نباشد، قطعاً درگیر معرکهگیری است. منیت ضلع مقابل آموزش است و آدم را وارد معرکه میکند. ما فقط برای درمان اعتیاد وارد کنگره شدهایم. من همیشه در لژیون میگویم: من راهنمای درمان اعتیاد هستم؛ در مسائل دیگر در حال آموزش گرفتن و آزمون و خطا هستم. نیاز دارم آموزش بگیرم و از معرکههای سنگینتر فاصله بگیرم. پس باید در همهی سطوح آموزش بگیریم و از معرکه دور شویم.
اگر نگهبان نظم میگوید ماشین را اینجا پارک نکن، حتماً آموزشی پشت آن است. اگر با او بحث کنیم، معرکهگیری میشود. احترام، نظم و فرمانبرداری از ایجنت و مرزبان باعث شده کنگره ۲۸ سال با موفقیت جلو برود. اگر اینها نبود، معلوم نبود چه اتفاقی میافتاد. شخص دانا تنها با یک معذرتخواهی و جابهجایی ماشین همهچیز را حل میکند و به جلسه و آموزش میپردازد. هرچه دانایی و اخلاق شخص بیشتر باشد، جایگاه و محبوبیتش بالاتر خواهد بود.
امیدوارم همهی ما در حال آموزش باشیم و آموزشها را عملیاتی کنیم. سیدی نوشتن افکار را متمرکز میکند و به سمت انرژی مثبت هدایت میکند. اصل موضوع این است که دانایی باید به دانایی مؤثر تبدیل شود و آموزشها کاربردی و عملیاتی شوند. هر مصرفکنندهای بر اثر اعتیاد و تاریکی موقعیتهای زیادی را از دست داده است. همهی ما وارد کنگره میشویم تا آموزش بگیریم، موقعیتهای جدید بسازیم و زندگی همراه با آرامش و آسایش را تجربه کنیم و در کنار آن خدمت کنیم. شاید مسیر زندگی ما این بوده که مصرفکننده شویم و بعد وارد کنگره شویم تا آموزشها را دریافت کنیم و به دیگران خدمت کنیم. «روزی رسد غمی به اندازهی کوه و روزی رسد خوشی به اندازهی دشت؛ افسانهی زندگی این است جانا: برای رسیدن به دشت باید از کوه گذشت» ما اگر بخواهیم به حال خوش برسیم باید بهای آن را پرداخت کنیم. تا از خود نگذریم به خود نمیرسیم. تا خود را رها نکنیم در دریا، شنا کردن را یاد نخواهیم گرفت. امیدوارم آموزشها برای همهی ما کاربردی باشد و بتوانیم در زندگی از آنها به بهترین شکل استفاده کنیم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: مسافر ارژنگ لژیون ۶
تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
273