بنام قدرت مطلق الله
جلسه هشتم از دوره سوم سری جلسات اموزشی، خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دزفول با استادی مسافر مسعود، نگهبانی مسافر داوود و دبیری مسافر غلامرضا با دستور جلسه رابطه یادگیری و معرکه گیری در روز یکشنبه 2 آذر ماه ۱۴۰۴راس ساعت ۱۷:۰۰ اغاز به کار نمود.

سلام دوستان مسعود هستم مسافر
خداوند شاکر سپاسگزارم که در این جایگاه حضور دارم و خدمت کنم و آموزش بگیرم و از نگهبان و گروه مرزبانی و ایجنت محترم آقا پژمان تشکر میکنم که اجازه دادند در خدمت شما عزیزان باشم
دستور جلسه امروز رابطه یاد گیری و معرکهگیری
ما زمانی که وارد کنگره میشم همه یک هدف داریم و آن هم بحث یادگیری و آموزش است
چرا آموزش میگیرم چون به دانایی برسیم که در پرتوی دانایی به صلح آرامش برسیم و با جامع اطراف خودمان رابطه ی بهتری برقرار کنیم و راحت تر زندگی بکنیم و آسایش بهتری داشته باشیم و رفتار مناسب تری داشته باشیم در اجتماع ودر کل به خودمون بر میگرده که به آسایش و صلح درونی برسیم و این ها هدف ما هست از کسب دانایی
دانایی با آموزش هایی که در کنگره میگیریم شکل میگیرد فردی که وارد کنگره میشود برای درمان باید این چند فاکتور را داشته باشد تا به خواسته خودش برسد
اولین فاکتور خواسته هست یعنی حتما من باید آن خواسته و طلب را داشته باشم شما در هر کاری که میخواهید وارد بشوید اولین مطلب و فاکتور مهم آن طلب شما است
مطلب بعد کنگره بحث جسم فیزیولوژی هست که با داروی OT در طی مدت زمانی شکل میگیرد و مسئله ی مهم دیگر آموزش است و آموزش ها در کنگره بصورت سی دی نشریات کنگره و راهنما که در لژیون حضور دارند جلسات کارگاهی و آموزشی هست که این آموزش ها ارائه بشود و دانایی در ما شکل بگیرد فرایند آموزش این است که ما میآیم یک مطلب خاصی آموزش میگیریم و میرویم آن تجربه میکنیم و درمورد این آموزش و تجربه فکر میکنیم و نتیجه گیری و برداشتی میرسیم؛
و این برداشت ما برای ما مسئله دانایی یا یادگیری را شکل میدهد و این سیکل به این شکل است که آموزش تجربه تفکر که منجرب به دانایی میشود و دانایی در سطوح مختلف شکل میگیرد این نیست که یک مرتبه به دانایی برسیم و هدف هم آسایش و آرامش است حالا یک موقع فرد میگوید فقط میخواهم تجربه داشته باشم و آموزش را نمیخواهم و ما در بیرون از کنگره همه تجربه داشتیم همه متخصص مواد بودیم ولی چون آموزش لازم نبود نتوانستیم به نتیجه برسیم ما بارها سعی کردیم از مسئله ی مواد خلاص شویم ولی چون آموزش لازم را نداشتیم و با بحث فیزیولوژی و جسم آشنایی نداشتیم با سیستم ایکس آشنایی نداشتیم و همین موارد باعث شد که به هدف دلخواه خودمان نرسیم.
استاد فرمودند: در کنگره علم اعتیاد به ما داده شد و ما بصورت تجربی انجام دادیم و در آخر توانستیم به دانایی برسیم که از اعتیاد بتوانیم خلاص شویم و تجربه هم در جایگاه خودش بسیار مهم است و ما نمیتوانیم فقط بحث آموزش را در نظر بگیریم و اگر فقط آموزش بگیریم و تجربه کسب نکنیم مطمئنأ به نتیجه نمیرسیم و تفکر و خیلی مسئله ی مهمی است و واقعا راهگشا است واین تفکر است که این مسیر را به ما نشان میدهد و این تفکر است که Dst را کشف میکند و این ها همه برمیگردد به تفکر سالم داشتن و اینکه ما در چه موضوعی تفکر کنیم و این ها بر میگردد به آن آموزش ها که گرفتیم و تجربه کردیم و الان داریم تجربه میکنیم و آموزش یک مسئله ای دارد که برمیگردد به مسئله ی معرکهگیری در کنگره مطرح میشود معرکهگیری در کنگره۶۰ در فرداینطور شکل میگیرد که مثلا یک نمونه من وقتی هنوز به دانایی لازم نرسیدم و راهنما یک مسئله ای را به من میگوید و یا مرزبان و یا بزرگ تری یک مسئله ای را به من گوش زد میکند و من میام شروع میکنم به نق زدن و غر زدن و ایراد گرفتن و چند نفر را دور خودم جمع کردن و معرکه گرفتن و شکل دیگر این هست که من بایک منیتی وارد کنگره میشوم و فکر میکنم یکسری فاکتور ها دارم که از بقیه بیشتر و بالاتر است. من تحصیلات دانشگاهی مهم بالاتری داشتم بیرون از کنگره و جایگاه بهتری داشتم من پول بیشتری داشتم و اینطوری خودم را قیاس میکنم و منیت اینطور در من شکل میگیرد و اول من میام در درون خودم و خودم را با یک فردی در هر جایگاهی که باشد یاگروهی شروع میکنم به قیاس کردن که من از این لحاظ بالاتر و بهترم و میام درون خودم شروع میکنم به قضاوت کردن و فرد یا مجوعه را قضاوت میکنم و بعد شروع میکنم به حکم بریدن و حکم را که بریدم خب همه چیز برای من قطعی شده ومن به یک قاطعیت رسیدم که من بالاتر و بهترم و مشکل از آنهاست و میام با چند نفری تفکرات خودم را به اشتراک میگذارم و شروع میکنم انتقال تفکرات خودم و فکر میکنم از دید نادانی خودم این تفکرات درست است و شروع میکنم به معرکهگیری و معرکهگیری اصطلاحش در جامعه به این صورت است که یک نفر مطلب را میاموزد و چند نفر دور خودش جمع میکند و معرکهگیری میکند.

استاد افزودند: من به عنوان یک مسافر در هر مقطعی که هستم فرق نمیکند سفر اولی یا دومی هستم باید در نظر داشته باشم که هدف من در کنگره چه هست آیا من آمدم آموزش بگیریم و زندگی بهتری داشته باشم آیامن آمدم به درمان برسم و به صلح و آرامش برسم یا آمدم اینجا قیاس کنم و دنبال حاشیه باشم و هر کسی که دنبال حواشی و معرکهگیری رفت این کم کم از مسیر درمانش خواه یا ناخواسته کنا میرود چون حسش به هم میخورد وقتی یک نفر وارد معقوله ی معرکهگیری و مسائل حاشیهای میشود حسش بهم میخورد و تنها چیز مشترک بین ما حس مشترک بین ماست و ما بخاطر این حس مشترک که بین ما وجود دارد از همدیگر انرژی میگیریم و از حس خوب و حال خوب دریافت میکنیم و زمانی که حس خوب و انرژی را دریافت نکنم و بخاطر رفتن در معقوله ی معرکهگیری آموزش را هم دریافت نمیکنم خب چرا بیام چون اصلا در این جمع بودن به من حس خوب و انرژی نمیدهد و چیزی برای من ندارد و کسی که وارد معرکهگیری میشود بعد از دو هفته یک جلسه نمیاد و یا کم کم یک جلسه در میان میاد و کم کم از دایره خارج میشود و همه اش بر میگردد به مسائل حاشیهای و عدم آگاهی و عدم رشد دانایی من اتفاق میافتد برامن وممنون از اینکه با سکوتان به حرف های من گوش کردید.
تهیه و ارسال: وبلاگ نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
67