English Version
This Site Is Available In English

معرکه‌گیری یک مکانیسم دفاعی ضعیف در برابر حقیقت است

معرکه‌گیری یک مکانیسم دفاعی ضعیف در برابر حقیقت است

هدف اصلی در کنگره‌۶۰، رسیدن به یک تعادل درونی و دستیابی به دانایی برای رهایی از اعتیاد است. سی‌دی «رابطه یادگیری با معرکه‌گیری» نشان می‌دهد که چطور دو نیروی مخالف دائماً در تلاش هستند تا این تعادل را به هم بزنند.

یادگیری در کنگره یک فرآیند فعال است، نه انفعالی و این فرآیند بر پایه مثلث دانایی بنا شده است:
۱- تفکر: اولین و مهم‌ترین مرحله است. فرد باید بیاموزد که به جای واکنش غریزی، توقف کند و فکر کند. این شامل زیر سؤال بردن افکار قدیمی خود یعنی افکار ناشی از اعتیاد و پذیرش ایده‌های جدید که همان آموزش‌های کنگره است. تفکر سالم یعنی صداقت با خود داشتن. اگر تفکر نباشد، تجربه بعدی فقط تکرار اشتباهات خواهد بود.

۲- تجربه: آموخته‌های فکری باید به عرصه عمل در بیایند و این یعنی به کار بستن آموزش‌ها در لحظات سخت و چالش‌برانگیز زندگی است. تجربه، آموزش‌های خشک را به دانایی عملی تبدیل می‌کند. مثلاً اگر یاد گرفتیم که پرخاشگری بد است؛ باید در اولین موقعیت عصبانیت، آن را تجربه کنیم و ببینیم با اجرای آموزش، چه حسی خواهیم داشت؟

۳- آموزش: شامل دریافت پیام‌ها از منابع همچون استاد، راهنما و سی‌دی‌ها است. آموزش‌ها مانند نقشه‌ای هستند که مسیر تفکر و تجربه را هدایت می‌کنند. آموزش‌ها باید مستمر باشند؛ زیرا اعتیاد نیز یک بیماری مزمن است و نیاز به یادگیری مداوم برای رهایی دارد. دانایی زمانی حاصل می‌شود که این سه ضلع به طور هماهنگ رشد کنند.

معرکه‌گیری به معنا فرار از پذیرش مسئولیت است. معرکه‌گیری یا ایرادگیری راه‌حل‌هایی هستند که ذهن برای فرار از پذیرش جهل و مسئولیت خود ابداع می‌کند. این عمل، نشان‌دهنده سطح پایین دانایی و سلامت روان فرد است. معرکه‌گیری از سه رکن اصلی تغذیه می‌کند که هر کدام به شکلی ما را از مسیر خارج می‌کنند:
۱) منیت نیز خودبینی و خودشیفتگی است. منیت اجازه نمی‌دهد فرد بگوید: «من اشتباه کردم.» چون اعتراف به اشتباه، در نظر منیت، مساوی با «ضعیف بودن» است. این ویژگی باعث می‌شود فرد به جای تلاش برای اصلاح درون، انرژی خود را صرف اثبات برتری یا درست بودن در یک بحث کوچک کند؛ حتی اگر به ضرر درمانش تمام شود.

۲) ترس شامل ترس از طرد شدن، ترس از قضاوت دیگران یا ترس از رو شدن یک حقیقت ناخوشایند مانند مصرف پنهانی است. این ترس باعث می‌شود فرد به جای رویارویی صادقانه، وارد حاشیه شود و با سرزنش کردن طرف مقابل، خود را موقتاً تبرئه کند. فرد معرکه‌گیر در حاشیه می‌ماند؛ چون جرأت حضور در مرکز میدان (صداقت) را ندارد.

۳) ناامیدی به معنا تسلیم شدن به جای تلاش است. وقتی ترس و منیت نتیجه ندهد، فرد دچار ناامیدی می‌شود. او احساس می‌کند دیگر تلاش برای تغییر اوضاع مؤثر نیست؛ پس انرژی خود را به جای کار کردن روی خود، صرف غر زدن و بد گفتن از شرایط موجود می‌کند. این رفتار، سمی است که به مرور ایمان فرد به مسیر درمان را از بین می‌برد.

رابطه بین یادگیری و معرکه‌گیری یک تعادل است. هر چه کفه دانایی (یادگیری عمیق) سنگین‌تر شود، کفه معرکه‌گیری (ناآگاهی) سبک‌تر شده و دیگر اثری ندارد. اگر فردی مرتب در جلسات شرکت می‌کند، سی‌دی‌ها را می‌خواند و تفکر می‌کند، ذهن او مشغول ساختن پل‌های جدید یعنی دانایی است و دیگر ظرفیتی برای خراب کردن پل‌های دیگران (معرکه‌گیری) باقی نمی‌ماند. بقاء یک رهجو و پایداری ساختار کنگره به این بستگی دارد که هر کس بیاموزد چگونه ترمز معرکه‌گیری را بکشد.

معرکه‌گیری یک مکانیسم دفاعی ضعیف در برابر حقیقت است. درمان واقعی زمانی رخ می‌دهد که ما این دفاع‌ها را کنار بگذاریم و به دانایی اعتماد کنیم. کسی که واقعاً درمان شده، دیگر نیازی به این مکانیزم‌ها ندارد؛ چون دیگر ترسی برای پنهان کردن ندارد. تنها با پذیرش نقص‌ها، تفکر بر تجربیات و تعهد به آموزش مستمر می‌توان منیت و ترس را مهار کرد. تمرکز بر تغییر جهان‌بینی و اجرای آموزش‌ها زندگی را در تعادل قرار می‌دهد.

منبع: سی‌دی رابطه یادگیری با معرکه‌گیری
نویسنده: همسفر آی‌سودا رهجوی راهنما همسفر میترا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر میترا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تخت‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .