English Version
This Site Is Available In English

گفتگو با دیدبان محترم مسافر آقا عبدالله

گفتگو با دیدبان محترم مسافر آقا عبدالله

گفت‌وگو با دیده‌بان محترم مسافر عبدالله

با سپاس فراوان از دیده‌بان محترم مسافر آقا عبدالله برای پذیرش این گفت‌وگو.

طبق رسم کنگره 60، خواهشمندم خودتان را معرفی فرمایید. 

سلام دوستان، عبدالله هستم یک مسافر؛ آنتی ایکس شیره، سفر اول من ده ماه و ده روز طول کشید، روش درمان D.S.T و داروی درمان اپیوم؛ رشته‌ی ورزشی تنیس روی میز و والیبال؛ راهنمایم جناب آقای سلامی بودند و هم‌اکنون چهارده سال و هشت ماه و چند روز از رهایی‌ام می‌گذرد. 

در صحبتتان فرمودید فاصله بین خدمت و خیانت به اندازه‌ی یک مو است. ممکن است در رابطه با این موضوع تجربه‌ی خود را توضیح دهید؟
 
به‌طور کلی افرادی که در مسیر خدمت قرار می‌گیرند باید دقت بسیار زیادی داشته باشند، زیرا اگر از موضع بالا به دیگران نگاه کنند، بی‌تردید دچار مشکل خواهند شد. همان‌گونه که جناب آقای مهندس در یکی از سی‌دی‌ها بیان کردند، فاصله‌ی میان خدمت و خیانت، فاصله‌ای به ظرافت یک تار مو است. اگر از مسیر ارزش‌ها فاصله بگیریم، وارد حوزه‌ی خیانت می‌شویم. هرگاه راهنما از جایگاه بالا به رهجویان خود نگاه کند و آنان را برای خود تربیت نماید، این رفتار خارج از عمل سالم است و در نهایت به خیانت می‌انجامد. این دیدگاه، نظر شخصی من نیست، بلکه نظر کنگره ۶۰ است؛ اگر نسبت به رهجو‌ها و اطرافیان خود هوشیار نباشیم، این فاصله‌ی نازک میان خدمت و خیانت از بین می‌رود. این نکته‌ای است که هر فرد باید درون خود اصلاح کند. 

با توجه به اینکه هفته‌ی گلریزان را پشت سر گذاشتیم، در مورد بخشش و نقش آن در مسیر زندگی یک مسافر لطفاً توضیح دهید. 

از دید من، بخشش همیشه به قلبی بزرگ نیاز دارد و ربطی به میزان دارایی فرد ندارد. بسیاری از کسانی را می‌شناسم که در کنگره 60 خودروهای خود را فروخته و برای خدمت و کمک مالی حضور یافته‌اند. ممکن است ملک یا دارایی در جاهای دیگر داشته باشند، اما پول نقد نداشته‌اند و با همان وسعت قلبشان پا به میدان خدمت گذاشته‌اند. این افراد برکت عمل خود را دریافت کرده‌اند. به باور من، هر کاری که انسان انجام دهد، بازتاب و نتیجه‌ی آن در زندگی‌اش آشکار می‌شود؛ نه برای آنکه مالش زیاد شود یا کسی در عوض به او کمک کند، بلکه جهان هستی اساساً بر همین قانون طراحی شده است. اگر انسان در مسیر مثبت حرکت کند، حتماً در جایگاه درست قرار می‌گیرد. 
چندی پیش جناب آقای مهندس فرمودند، اندیشه‌ها و افکار منفی انسان را به نابودی می‌کشاند. در کنگره 60 نیز موضوع گذشت و بخشش چنین است؛ ما به خودمان گزارش می‌دهیم و می‌سنجیم که از کنگره 60 چه دریافت کرده‌ایم. اگر اکنون، پس از پانزده یا شانزده سال خدمت در کنگره60، همان فرد پیشین بودم، آیا هنوز زنده بودم؟ نمی‌دانم زندگی و خانواده‌ام به کجا می‌رسید. در کنار این مسیر، کسانی خدمت کردند تا من به این نقطه برسم و من نیز وظیفه دارم در آینده به دیگران خدمت کنم تا آنان نیز این حال خوش را تجربه کنند. به نظر من، مصرف‌کننده‌ای که بی‌مصرف زندگی کند، نه برای خود و نه برای دیگران سودی ندارد. 

با توجه به دستور جلسه‌ی هفته‌ « معرکه‌گیری»، ریشه‌ی اصلی معرکه‌گیری در یک رهجو چیست؟  و بیشترین آسیب در نتیجه معرکه گیری به رهجو می رسد یا به سیستم آموزشی  کنگره 60؟ 

بی‌تردید ریشه‌ی معرکه‌گیری در دوری از آموزش است. هرگاه از آموزش فاصله بگیریم، در دام معرکه‌گیری گرفتار می‌شویم. البته بزرگ‌ترین آسیب این رفتار، ابتدا متوجه خود مسافر است و سپس تا حدودی نظام آموزشی کنگره 60 را تحت تأثیر قرار می‌دهد، هرچند کنگره 60 مسیر خود را یافته و به حرکت خود ادامه می‌دهد. اما شخصی که در مسیر آموزش قرار نگیرد، همانند خاشاک کنار رودخانه است که آهسته‌آهسته از جریان دور می‌شود و از بین می‌رود. 

منِ مسافر چگونه می‌توانم متوجه شوم که از مسیر آموزش فاصله گرفته‌ام و وارد حاشیه شده‌ام؟ 

معمولاً این فاصله به‌صورت تدریجی و آرام اتفاق می‌افتد، تا جایی‌که ناگهان می‌بینی در میانه‌ی یک حاشیه‌ی بزرگ قرار گرفته‌ای. با اندکی تأمل در رفتارها، عملکرد و نحوه‌ی برخورد خود با مسائل زندگی، می‌توان این نشانه‌ها را تشخیص داد. بهتر از خود فرد، هیچ‌کس نمی‌تواند متوجه شود که در کجا از مسیر ارزش‌ها و آموزش فاصله گرفته است. 

آیا خدمت می‌تواند انسان را از معرکه‌گیری دور کند؟ 

بی‌شک همین‌گونه است. فردی که خدمت می‌کند، مراقب رفتار و گفتار خویش است، به‌خوبی به محیط پیرامونش توجه دارد و مسائل کنگره 60 را در نظر می‌گیرد. 

با توجه به اینکه بیش از پانزده سال است در کنگره 60 خدمت می‌کنید، چگونه توانستید میان سه ضلع کار، خانواده و کنگره 60 تعادل برقرار کنید؟ 

اساس کار در کنگره ۶۰ بر پایه‌ی تعادل بنا شده است. هر راهنما هنگام برنامه‌ریزی برای رهجوی خود، ابتدا باید خانواده، کار و خواب شب او را در نظر میگیرد. اگر هر بخش از زندگی از تعادل خارج شود، بی‌تردید مشکل ایجاد خواهد شد. به‌عنوان دیده‌بان، سه روز از هفته را در کنگره 60 هستم و سه روز را باید صرف خانواده کنم. همه همین‌گونه‌اند؛ جناب مهندس نیز فرموده‌اند که فعالیت‌های کنگره 60 فقط در روزهای زوج انجام می‌شود یا در شهرستان‌ها در روزهای فرد برگزار می شود. و خارج از آن مجاز به اجاره باشگاه یا ورزش و یا سایر فعالیت‌های خارج از کنگره 60 نیستند. باقی روزهای هفته باید صرف خانه و زندگی شود. افرادی که همسفرشان نیز در کنگره 60 خدمت می‌کند، طبیعتاً برقرار کردن این تعادل برایشان آسان‌تر است.

چگونه می‌توان رهجو را راغب به خدمت کرد، به‌ویژه با توجه به شرایط مالی کنونی جامعه؟ 

در حال حاضر فصل، زمان و شرایط اقتصادی همگی تأثیر دارند. برخی افراد بذر خدمت در درونشان کاشته شده و رشد کرده است، و برخی هنوز آمادگی این مسیر را پیدا نکرده‌اند. اما بالاخره روزی به این شناخت می‌رسند که اگر خواهان حال خوش و تعادل هستند، باید در مسیر خدمت حرکت کنند؛ چراکه دریافت حال خوش و تعادل نتیجه‌ی عمل ماست. همان‌طور که پیش‌تر گفتم، مصرف‌کننده نباید بی‌مصرف باشد. من زمانی فهمیدم که اگر خدمت نکنم، فاصله‌ای در وجودم ایجاد خواهد شد. 
به همین دلیل است که گفته می‌شود، پایه‌های وجود انسان زمانی محکم می‌شود که پس از رهایی، حداقل یک سال در کنگره 60 بماند و آموزش بگیرد. افرادی که خدمت می‌کنند، اثر مثبت آن را در حال درونی و زندگیشان مشاهده می‌کنند؛ و آنان که خدمت نمی‌کنند، دیر یا زود دچار مشکل خواهند شد. رغبت برای خدمت باید از درون فرد بجوشد، زیرا اجبار در خدمت موجب خروج از تعادل و آسیب خواهد شد.

اگر ممکن است، یکی از خاطرات آموزنده‌ی خود درباره‌ی معرکه‌گیری و حاشیه‌هایی که در نمایندگی شاهد بودید را برایمان بیان کنید.

در طول یازده یا دوازده سال خدمت در نمایندگی حر، بارها مشاهده کرده‌ام که در پایان جلسات، برخی راهنماها با رهجویان خود یا میان خود گفتگو می‌کنند و همین امر باعث ایجاد سر و صدا و برهم خوردن نظم و تمرکز استاد جلسه و جلسه آموزشی می‌شود. این یکی از آسیب‌هایی بود که در دوران خدمت به‌عنوان ایجنت تجربه کردم. همواره در جلسات راهنماها تأکید داشتم که سکوت باید رعایت شود؛ زیرا گفت‌وگوهای پایان جلسه از مصادیق معرکه‌گیری بوده و به فضای نمایندگی آسیب می‌زند. اگر در نمایندگی‌های دیگر نیز مرزبانان و ایجنت‌ها این موضوع را مد نظر قرار دهند، قطعاً امورات بهتر پیش خواهد رفت.

سخن پایانی؟ 

بسیار خوشحال شدم که امروز در نمایندگی شما حضور داشتم. حس بسیار خوبی از فضای آن دریافت کردم، به‌ویژه با توجه به اینکه نمایندگی محمدی پور قم تازه‌تأسیس است و حدود یک سال و اندی از افتتاحش می‌گذرد. تلاش‌های چشمگیری صورت گرفته و امیدوارم همان‌گونه استوار و ثابت‌قدم بمانید. آرزو می‌کنم شاهد رهایی‌های بیشتر، انگیزه‌های افزون‌تر، خدمتگزاران فراوان‌تر و موفقیت‌های بزرگ‌تر باشید، و سربلندی کنگره 60 را همواره سرلوحه‌ی کار خود قرار دهید. 



از دیدبان محترم مسافر عبدالله ملکی صمیمانه برای این گفت و گو سپاسگزاریم.

گروه خبری مسافران نمایندگی محمدی پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .