جلسه چهاردهم از دور سیزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی امام قلی خان با استادی مسافر کریم، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه:« رابطه ی یادگیری و معرکه گیری » در روز یک شنبه 2 آذر ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان کریم هستم یک مسافر. از استاد خوبم بابت آموزش های خوبی که بنده داد تا در این جایگاه قرار بگیرم، بسیار سپاسگزارم؛ به معنای واقعی به این جایگاه نیازداشتم و آن را تصویرسازی می نمودم.
ابتدا این را عرض کنم؛ این دستور جلسات واقعا با کردار و رفتارِ گذشته هرشخصی هماهنگی دارد. زمانی که آقا رسول توکلی بابت استادی امروز به بنده اطلاع دادند، موضوع را با همسفرم در میان گذاشتم؛ اما همسفرم باورنمی کرد؛ زیرا در گذشته، معرکه گیرِ ماهری بودم.
هنگامی که مصرف کننده بودیم؛ در معرکه گیری، مهارت فوق العاده ای داشتیم و همواره سعی می نمودیم، از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کنیم.
بنده بسیار خوشحالم توانستم به کنگره60، وارد بشوم و با آموزش های این مکان، دیگر عادات بد گذشته را انجام ندهم.
یک سال پیش؛ وارد نمایندگی شدم که در آن زمان سرشار از نا امیدی بودم؛ زیرا زندگی ام در آستانه فروپاشی بود. هرکس، هرروشی به من پیشنهاد می داد، آن را انجام می دادم اما نتیجه ای نگرفته بودم! اما به محض اینکه وارد کنگره60 شدم، امیدوار شدم؛ چرا که الگوهای بی نقص را مشاهده نمودم.
به خاطر دارم؛ وارد لژیون آقا رسول توکلی شدم؛ ایشان فرمودند: برای خودت آمدی یا کسی دلیل ورودت شده است؟ به ایشان گفتم: فقط برای خودم آمده ام؛ زیرا اگر خودم حال خوشی نداشته باشم، زندگی هیچ معنایی ندارد. بنده از قبل، هیچ آشنایی با آقا رسول نداشتم؛ اما به محض اینکه ایشان را دیدم، انگار هزار سال بود ایشان را می شناختم!.
در رابطه با یادگیری؛ اندکی قبل اشاره نمودم: قبل از ورودم به کنگره60، تمام راه ها را امتحان کرده بودم اما نتیجه ای نداشت و سراسر وجودم را نا امیدی فرا گرفته بود، اما به محض اینکه الگوها را مشاهده و نیز دیده بودم دوستانِ زمان مصرفم، دیگر مصرف نمی کنند، ایمانم بسیار قوی شد؛ اما مرا توجیه نمودند: در کنگره60، بایستی به قوانین پایبند باشم.
بنده روزی، 50 الی 60 نخ سیگار می کشیدم و با خود می گفتم، مگر می شود روزی سیگار نکشید؟ اما برایم اتفاق افتاد، زیرا خواسته ام بسیار قوی بود؛ زیرا در گذشته که سیگار مصرف می کردم، بوی سیگار برای اطرافیانم بسیار منزجر کننده بود. آقای حق شناس که معرف بنده به کنگره60 بود، دیگر سیگار نمی کشید، با خود گفتم: پس برای بنده نیز اتفای می افتد؛ "اما بایستی، خواسته داشت!". هرکس خواسته ی درمان داشته باشد و به فرامین کنگره60 و راهنمایش گوش فرا بدهد، قطعا به حال خوش دست می یابد.
یک شخص مصرف کننده، هیچ جایی در اجتماع ندارد؛ به شخصه در زمان مصرفم، همواره دیر به منزل باز می گشتم و همیشه یک توجیه و بهانه ای به همسفرم ارائه می دادم؛ اما اکنون آموزش گرفتم و حالم خوب است و همه ی این ها از برکات کنگره60، می باشد؛ فلذا همواره بایستی به نحو احسن، سپاسگزارم این سیستم باشیم.
در پایان؛ از خداوند و بنیان کنگره60، بسیار سپاسگزارم که این بستر امن را برای ما فراهم گردیده است. خودتان و آقای مهندس را تشویق نمائید.
__________________________________________________________________________________________________________________________________________
تصویربردار: مسافر ناصر لژیون 16
نگارش، تنظیم و ارسال مطلب: مسافر اشکان، خدمتگزار سایت نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
275