گفت و گویی ترتیب دادیم با راهنما مسافر جمشید، در رابطه با، رابطهی یادگیری و معرکهگیری، توجه شما را به این گزارش جلب میکنیم.
در ابتدا به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.
سلام دوستان جمشید هستم یک مسافر؛ آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک و هروئین. مدت ۱۱ ماه به روش DST همراه با داروی OT به استادی راهنمای عزیزم آقا کامران سفر کردم، رهایی از اعتیاد ۹ سال و ۹ ماه. در ادامه وارد لژیون وایت شدم، مجدداً به استادی راهنمای عزیزم آقاکامران رهایی از نیکوتین ۸ سال. ورزش در کنگره والیبال.
لطفاً بفرمایید معرکهگیری در کنگره یعنیچه؟ و رابطه یادگیری با معرکهگیری چیست؟
همانطور که معرکهگیری از اسمش پیداست، یک شعبدهای در خود نهان دارد. در گذشته اشخاصی بودند که یک فن یا مهارتی بلد بودند و به وسیلهی آن مردم را دور خود جمع میکردند و به اصطلاح معرکه میگرفتند تا قابلیت خودشان را به دیگران عرضه کنند و از این راه کسب درآمد کنند. یا در میادین جنگ و نبرد، در جلو سپاه، اشخاصی شروع به رجزخوانی میکردند تا روحیهی حریف را تضعیف کنند. البته امروزه دیگر به شکل قدیم معرکهگیری نمیشود، اما این اصطلاح به کنایه در ادبیات و گویش عامیانهی مردم هنوز وجود دارد.
معرکهگیر با این کار قصد دارد موضوع اصلی، که در اصل مشکل خود اوست را پنهان کند یا پوشش دهد. مثلاً یک مسافر سیدی نمینویسد و شروع به معرکهگیری میکند و میگوید: «مگر من دانشآموزم که مشق بنویسم؟» یا «اگر میخواستم مشق بنویسم همان زمانی که دانشآموز بودم مینوشتم.» یا شخصی که روی برنامهی درمان نیست دائماً غر میزند که «دارو خوب نیست، این بار کمی رقیقتر بود.» در اصل مشکل اصلی را با بهانههای واهی پنهان میکند. به این کار در کنگره معرکهگیری میگویند. میتوان گفت معرکهگیری با یادگیری رابطهی مستقیم دارد؛ یعنی هرچه شخص بیشتر وارد معرکهگیری شود، از یادگیری دورتر میشود.
معرکه گیری موضوع مثبتی هم میتواند برای ما داشته باشد؟
آقای مهندس میفرمایند: «وقتی در سالهای ابتدایی کنگره بودیم، معرکهگیرهای زیادی بودند که در کارهای آموزشی و نظام درمانی کنگره اخلال ایجاد میکردند. من برای باطل کردن سحر آنها معرکهی خودم را راهاندازی کردم و آن لژیون بود؛ اما تحت تدابیر و نظام خاصی با تعریف جایگاه راهنما به عنوان لیدر گروه.» شاید به قول آقای مهندس این تنها معرکهی مثبت باشد، ولی در غیر این صورت هیچ معرکهای، چه در زندگی، چه در محیط کار، جامعه یا کنگره، مثبت نیست.
برای اینکه وارد معرکه گیری دیگران نشویم چه کاری انجام دهیم؟
هر معرکه سه ضلع دارد: معرکهگیر، موضوع معرکه و مخاطب. اگر خوب دقت کنیم، همیشه موضوع برای معرکه وجود دارد و همینطور یک معرکهگیر ماهر هم هست که بتواند موضوع را با آب و تاب توضیح دهد. در اینجا فقط میماند مخاطب! پس اگر مخاطب یک معرکهگیر نشویم و شنوندهی او نباشیم، به خودی خود بساط معرکه جمع میشود؛ چراکه اصلیترین ضلع معرکه شنونده یا همان مخاطب است.
از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید سپاسگزارم، در کلام آخر اگر صحبتی دارید، بفرمائید.
در پایان باید بگویم یک سری مکانها در کنگره هستند که خیلی زود در آنها معرکهگیری راه میافتد؛ مثل حیاط کنگره یا پارک روزهای جمعه. در اصل نفس به دنبال یک راه گریز میگردد تا مسافر را که با زحمت و مشقت زیاد در حال سفر است، به عقب برگرداند. پس بر من واجب است که مواظب این اماکن و این اشخاص باشم و خودم را از مسیر مستقیم کنگره خارج نکنم. اگر به کنگره میآیم، فقط در لژیون و جلسه آموزش بگیرم و دائم در حال تردد و صحبت با دیگران نباشم. یا اگر به پارک میروم، فقط به فکر ورزش و سلامتی خودم باشم. سفر اولی و سفر دومی و حتی راهنما ندارد؛ همهی اعضا میتوانند ناخواسته وارد معرکه شوند و از کنگره، آموزشها و هدف اصلی دور شوند. پس بر من واجب است که مواظب این اماکن و این اشخاص باشم و خودم را از مسیر مستقیم کنگره خارج نکنم. اگر به کنگره میآیم، فقط در لژیون و جلسه آموزش بگیرم و دائم در حال تردد و صحبت با دیگران نباشم. اگر به پارک میروم، فقط به فکر ورزش و سلامتی خودم باشم. سفر اولی، سفر دومی و حتی راهنما ندارد؛ همهی اعضا میتوانند ناخواسته وارد معرکه شوند و از کنگره، آموزشها و هدف اصلی دور شوند.

تهیه مصاحبه و نگارنده: مسافر سعید لژیون۶
تنظیم: مسافر مهدی لژیون۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
383