یادگیری یعنی دریافت آموزشهای مفید و مثبت؛ اما معرکهگیری که نقطه مقابل آموزش است، ریشه در جهل و نادانی انسان دارد. ما در کنگره یاد گرفتیم ابتدا تفکر کنیم و دانایی خود را بالا ببریم تا از ضدارزشها دور شویم، دیگران را نقد و بررسی نکنیم، خود را با کسی مقایسه نکنیم؛ زیرا ما از پیشینه، تلاشها و سختیهای دیگران بیخبر هستیم و فقط ظاهر قضیه را میبینیم. وقتی در کنگره در مسیر آموزش و خدمت قرار بگیریم و مسیر ما صراط مستقیم باشد، به حاشیه نخواهیم رفت و با فکر سالم به عمل سالم خواهیم رسید. کنگره۶۰ به دلیل آموزشهای درست و بالا رفتن دانایی در جهت مثبت است که سیستمی قوی و مستحکم دارد.
میدانیم که خلقت انسان بر پایه آموزش گرفتن و خدمت در تمام سطوح بوده؛ اما باید از سختیها عبور کند، آموزش بگیرد و در سایه دانایی، به جهت پیشرفت و زندگی بهتر، تغییر کردن در جهت مثبت را تجربه کند. زمانی که انسان به مرحله آگاهی و دانایی همراه با تجربه برسد، دیگر وارد حاشیه و معرکهگیری نخواهد شد؛ اما انسانی که منیت دارد و جایگاه خودش را بالاتر از آنچه هست میداند، از آموزش گرفتن خودداری میکند و به خیال خود همه چیز را میداند، غافل از اینکه وجودش تهی است. این زمانی است که نیروهای منفی به هدایت او میآیند و اگر مرتکب اشتباهی شود، به خاطر منیت و عدم دانایی و ترس از قضاوت شدن، معرکه به راه میاندازد و به دنبال راهی میگردد که خود را بیگناه نشان بدهد و حواس دیگران را به سمت دیگری پرت کند و مسئله را به شکلی که خودش دوست دارد جلوه بدهد؛ اما شخصی که به مرحله دانایی و آگاهی رسیده باشد، انتقادپذیر است، سریع معرکه به راه نمیاندازد، نق نمیزند و با تفکر، برخورد مناسب، سکوت و یا عذرخواهی، سعی در حل مشکل میکند.
اگر مسافری در کنگره ضدارزشهای زیادی در زندگی همراه او بوده و معرکهگیر حاذقی هم بوده است، با حس بسته و اطلاعات غلط سفر خوبی نداشته و مثل یک تماشاچی، خدمتی نداشته و به صحبتهای راهنما توجه نمیکرده، خودش را با کسی که سفر خوبی داشته مقایسه کند و با افکار منفی و مخرب خود، شروع به نقزدن کند، به حاشیه میرود و از مسیر اصلی آموزش، تفکر و تجربه فاصله میگیرد؛ اما مسافری که هدفش رهایی، آرامش و آموزش است، به صحبتهای راهنما گوش میدهد، از ضدارزشها فاصله میگیرد و در تلاش، برای آموزش بیشتر، بالا بردن دانایی، خدمت کردن به همنوع خود است، از سختیها گذر میکند و قادر است راه و مسیر درست را برای زندگی و حس بهتر انتخاب کند.
در کنگره یاد گرفتیم «بزرگترین دشمن درونی انسانها جهالت است»، که انسان را به سمت سقوط و بیراهه میبرد. گاهی یک انسان با جهل و خودخواهی، نداشتن هدف مشخص و نپذیرفتن مشکلات و ضدارزشهایی که در وجودش است، وارد میدان معرکه میشود و این مسیر اشتباه را تا جایی پیش میبرد که حسادت، خشم، کینه و نفرت را برای خود به ارمغان میآورد و پردهای بر روی تفکرش میکشد که زندگی خود و اطرافیان را آشفته میکند و از آموزش، آرامش و قدرت تشخیص دور میشود.
اکثر ما قبل از ورود به کنگره، شهر وجودی ویرانشدهای داشتیم؛ اما با آموزشهایی که در کنگره گرفتیم، با نوشتن و گوش دادن سیدیها، یاد گرفتیم در جهت صحیح حرکت کنیم، از تاریکیها دور شویم تا به روشنایی برسیم؛ زیرا شیطان به زیباترین شکل وارد افکار ما میشود؛ اما در پشت پرده آن زیباییها، همه چیز به شکل دیگری است که ما را به سمت افکار و کارهای شیطانی سوق میدهد که در آخر به شکست و عقب رفتن منتهی میشود و یادگیری اتفاق نمیافتد؛ زیرا به جای درس گرفتن از اشتباه، روی آن را با معرکهگیری سرپوش میگذاریم و به دنبال تبرئه خود هستیم.
با حضور و آموزش در این مکان مقدس، سعی کردیم تا حسادت، کینه، معرکهگیری، تنفر، منیت و غیبت... را به آرامی برطرف کنیم، با نیروهای منفی که همیشه در کمین هستند تا ما را به سر دوراهی ببرند، مقابله کنیم، تمرکز خود را روی مسائل مثبت و آموزش بگذاریم، فرامین الهی را اجرا کنیم و در صراط مستقیم حرکت کنیم تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب گرفتهایم.
منابع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
128