دومین جلسه از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر حسین، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر صابر، با دستور جلسه «نقش سیدی و نوشتن آن در آموزش» و «تولد اولین سال رهایی مسافر مهدی» پنجشنبه ۲۹ آبان ماه ۱۴۰۴ ساعت ١۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر.
امیدوارم حال همهی عزیزان خوب باشد. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که دوباره اجازه داد در این جایگاه حضور داشته باشم و بتوانم آموزش و انرژی بگیرم. قبل از اینکه در مورد دستور جلسه صحبت کنم، جا دارد تبریک عرض کنم خدمت آقای عبدالله که اجازهی پهلوانی را از آقای مهندس گرفتند. به ایشان و همسفرشان تبریک میگویم؛ انشاءالله خدمتی که انجام میدهند بدرقهی راهشان باشد و این خدمت روزیِ تکتک عزیزان شود.
دستور جلسه اول «نقش سیدی و نوشتن آن در آموزش» میباشد. هر شخصی باید نوشتن را شروع کند تا در ادامه اتفاقاتی که برایش میافتد را متوجه شود. پیامی از استاد آقای مهندس است که میفرمایند: «باید بدانی تا بتوانی؛ یعنی لازمهی توانستن، دانا شدن است.» در گذشته آموزش در کنگره به صورت سیدی و نوشتن نبود؛ بیشتر آموزشها به شکل جزوهی هفت وادی (که امروز چهارده وادی است) و جزوهی جهانبینی ارائه میشد. وقتی خودم را با گذشته قیاس میکنم، میبینم اتفاقاتی که باعث رشد من شد، از زمانی رخ داد که نوشتن سیدی الزامی شد.
در مثلث دانایی که اضلاع آن تفکر، تجربه و آموزش است، اضلاع تفکر و تجربه آسانترند؛ اما مهمترین و سختترین ضلع دانایی، آموزش است. آموزش گرفتن سخت و طاقت فرساست، اما رشد انسان از همین مسیر رقم میخورد. اگر بخواهیم مشکلات زندگی را با موفقیت پشت سر بگذاریم، نیاز به آموزش و دانایی داریم. آموزش گرفتن سخت است، ولی با تکرار و تمرین امکانپذیر میشود. سیدی نوشتن باعث میشود زیبایی افکار و اندیشه در رهجو اتفاق بیفتد و او بتواند در مقابل مشکلات بایستد و آنها را حل کند. اگر رهایی ما بدون بالا بردن دانایی باشد، این رهایی فقط یک قطع مصرف است؛ یعنی اگر داناییمان را بالا نبریم، با کسی که سقوط آزاد کرده هیچ تفاوتی نداریم و با بروز یک مشکل دوباره به مصرف مواد بازمیگردیم.
حال چرا باید بنویسیم؟ در قرآن قسم خورده شده به قلم؛ یعنی وقتی انسان چیزی را مینویسد، آن را به عمل درمیآورد. نوشتن باعث میشود مطالب در وجود ما حکاکی شوند و هنگام بروز مشکل بتوانیم از آنها استفاده کنیم. اگر برای رفع تکلیف یا راهنما سیدی بنویسم، لذتی ندارد؛ اما اگر برای بالا بردن دانایی بنویسم، آرامش به من میدهد. سیدی نوشتن یکی از قوانین کنگره است. کسانی که وارد کنگره میشوند و میخواهند به رهایی برسند، باید این قوانین را اجرا کنند. ما با انجام وظیفه حالمان خوب میشود و میتوانیم از کنگره انرژی بگیریم.
دستور جلسه دوم «جشن تولد یکمین سال رهایی آقا مهدی» میباشد. جا دارد تولد یکمین سال رهایی آقا مهدی را در رأس به آقای مهندس، خود آقا مهدی، همهی اعضای کنگره ۶۰ و راهنمای درمان نیکوتین ایشان، آقا فرزاد، تبریک عرض کنم. مهدی یکی از بهترین رهجوهای کنگره ۶۰ است. امروز با سختیهایی که در مسیر داشت توانست یکمین سال رهاییاش را جشن بگیرد و این معجزهای است که او را به این جایگاه رسانده است.
پیامی که شرح حال مهدی است: «شما باید تمام فرامین را اجرا و تمام آنچه خراب نمودهاید آباد نمایید. این فرمان است و از این زمان باید اجرا گردد.» مهدی در مسیرش بالا و پایینهای زیادی داشت و راهنماهای مختلفی در کنار او بودند تا به این جایگاه برسد. مشکلات زیادی داشت، اما چون رهجویی فوقالعاده مؤدب و فرمانبردار بود، بعد از هر بار بازگشت دوباره پایش به کنگره باز شد و همهی افراد به خاطر ادب و احترامش دوستش داشتند. امسال، بعد از تولد یکسالگی، امیدوارم مهدی در کنگره ماندگار و خدمتگزار باشد. همین حالا هم در بخش سایت در حال خدمت است. به یاد دارم یک روز در اوج ناامیدی به من زنگ زد و حال بههم ریختهای داشت. اگر آن روز به او امید نمیدادم، قطعاً امروز اینجا نبود.
مهدی تسلیم کنگره شد، شروع به حرکت کرد، فرمانبردار بود، بدون غیبت در جلسات حضور داشت و با نوشتن سیدی توانست حال خوب را تجربه کند. مشکل مهدی و امثال او و حتی خود من این بود که تغییر کردن در کنگره سخت است، اما شدنی است. اینطور نیست که اگر ضد ارزشی یا اشتباهی داریم، همهچیز خراب شده باشد. مهدی نسبت به تغییر ترس داشت، اما باید گفت تغییر هیچ ترسی ندارد؛ تغییر نیاز به دانایی دارد. وقتی به آموزشها وصل باشیم و سیدیهای آقای مهندس را دنبال کنیم، کمکم خودمان را تغییر میدهیم و روزی به حد اعلای خود میرسیم. قرار نیست با ورود به کنگره فوراً کامل شویم. اگر اشتباهی انجام دادیم، نباید خودمان را سرزنش کنیم. وقتی در مسیر آموزش قرار بگیریم، پلهپله تغییر میکنیم تا روزی به فرمان عقل نزدیک شویم.
من تنها کاری که توانستم برای مهدی انجام دهم، این بود که ترس را از جلوی پایش برداشتم؛ به واسطهی آموزشهایی که از آقای مهندس فرا گرفته بودم. ما در مسیر قرار میگیریم تا کمکم خودمان را اصلاح کنیم و روزی به فرمان عقل نزدیک شویم. دوباره به مهدی تبریک عرض میکنم و امیدوارم انشاءالله در مسیر کنگره ماندگار باشد.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همهی شما سپاسگزارم.

خلاصه سخنان مسافر مهدی :
سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در این مرحله از سفر و در این جایگاه قرار دارم. با توجه به اینکه چند سفر ناموفق در کنگره داشتم، تصمیم گرفتم در خصوص یکی از تجربههایی که در کنگره به دست آوردم صحبت کنم؛ یعنی عملی کردن آموزشها و اجرای فرامین.
من اولین بار در سن هفده سالگی، در دیماه ۹۵ وارد کنگره شدم و سفر خود را آغاز کردم؛ اما به درستی سفر نمیکردم و آموزشها را جدی نمیگرفتم. بعد از اینکه مدت زمان سفر به پایان رسید، به همراه راهنمای خود به تهران خدمت آقای مهندس رفتیم و دستور قطع مصرف را از ایشان گرفتم، ولی خیلی سریع دوباره مصرف مواد را شروع کردم و به دنیای اعتیاد برگشتم. این بار اما، به واسطهی آموزشهایی که در کنگره گرفته بودم و آگاهی نسبت به جسم، مواد مخدر و دنیای اعتیاد، کاملاً در نفس لوامه و سرزنشکننده قرار داشتم. مصرف مواد برایم بسیار عذابآور بود و همیشه با توجه به شناختی که از کنگره داشتم، به این موضوع فکر میکردم که مجدداً به کنگره برمیگردم و اعتیادم را درمان میکنم. مطمئن بودم تنها راه درمان اعتیاد فقط و فقط در کنگره ۶۰ است و به مسیر کنگره ایمان داشتم.
خواستهی درمان کاملاً در من شکل گرفت تا اینکه اواخر سال ۹۸ به کنگره برگشتم و مجدداً سفر خود را آغاز کردم. این بار آموزشها را جدی دنبال میکردم، اما فقط در حد تئوری بود و دانایی به دانایی مؤثر تبدیل نشده بود. همین باعث شد بعد از ۸ ماه سفر خود را رها کنم و دوباره از کنگره دور شوم. این بار مصرف مواد به نقطهی اوج رسیده بود و تقریباً همهی مواد مخدر را در مقدار بالا مصرف میکردم. زندگی برایم سخت و طاقت فرسا بود، اما باز هم در اعماق تاریکیها یک نقطهی نور و امید در وجودم بود؛ برگشتن به کنگره و شروع دوباره حرکت در مسیر درست.
بعد از گذشت یک سال و نیم دوباره به کنگره آمدم و سفر خود را آغاز کردم. نیروی اهریمن و بازدارنده هیچوقت دست از تلاش برنمیدارد و لحظهای بیکار نیست. با تمام وجود تلاش میکند تا به قسم خود عمل کند. حرکت اهریمن آرام و خزنده بود و من با اینکه در اواخر سفر اول حال بسیار خوبی داشتم، فراموشی به سراغم آمد و آرامآرام از آموزشها و مسیر درست دور شدم و باز هم شکست خوردم. من همهی این حرفها را زدم تا به این برسم: اگر شخصی وارد کنگره شود و همهی آموزشها را حتی بهطور کامل و دقیق دریافت کند، تا زمانی که این آموزشها را زندگی نکند و در عمل به کار نگیرد، آن اتفاق خوبی که مد نظر کنگره است برای او رخ نخواهد داد. در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن کامل میشود. باید همهی آموزشها اجرا شوند. هر شخصی تا جایی که میتواند باید همان هفت پلهی وادی پنجم را عملی کند؛ از بازگشت از ضد ارزشها گرفته تا دیگر پلهها، تا بتواند از دنیای اعتیاد و تاریکی خارج شود و به تعادل و حال خوش برسد. و این را بدانیم: هیچکدام از ما به هیچ نیستیم، حتی اگر خودمان چنین فکر کنیم. انسان هیچوقت نباید امیدش را از دست بدهد و باید با تمام وجود برای خواستهها و اهدافش تلاش کند و بجنگد.
من امیدوارم بتوانم در کنگره ۶۰ همیشه خدمتگزار باقی بمانم و فرامین را اجرا کنم. از آقا مهندس تشکر میکنم و از خداوند میخواهم همیشه در مسیری که ایشان نشان داده ثابتقدم باقی بمانم. همچنین از خانوادهی محترم آقای مهندس، آقای کامران شریفیان و سرکار خانم مرجان که برای شعب کنگره ۶۰ در استان چهارمحال و بختیاری زحمات بسیاری کشیدند، سپاسگزارم. از همهی راهنماهایی که در مسیر رسیدن من به رهایی نقش داشتند و کمک کردند، تشکر میکنم. از آقای فرزاد، راهنمای درمان نیکوتین، ممنونم که آموزشهای ایشان در زندگی من بسیار تأثیرگذار بود. و از راهنمای بزرگوارم آقا حسین سپاسگزارم که راه درست زندگی کردن را به من نشان داد؛ با تمام وجود دوستش دارم و همیشه شاگردی ایشان را میکنم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همهی شما سپاسگزارم.


نگارنده: مسافر سعید لژیون ۶
عکاس: مسافر افشین لژیون۳ و مسافر عارف لژیون۱۶
تنظیم: مسافر مهدی لژیون ۶
ارسال: مرزبان خبری مسافر وحید
نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران
- تعداد بازدید از این مطلب :
4696