English Version
This Site Is Available In English

یادگیری حرکتی از تفکر به عمل است

یادگیری حرکتی از تفکر به عمل است

در مسیر جمعیت احیای انسانی کنگره‌‌۶۰ آموزش گرفتیم که یادگیری نیاز به صبر، پایداری، بردباری و تمرین مستمر دارد. انسان‌ها برای رسیدن به دانایی ‌موثر باید مسیر طولانی را طی کنند و در یک شب نمی‌توانند به مقصد که دانایی موثر است برسند. در زندگی روزمره نیز آموزش‌، نیاز به تجربه و تمرین دارد که در عمل، تغییر و تبدیل صورت بگیرد و علاوه بر یادگیری باعث افزایش اعتماد به نفس نیز می‌شود.

شخصی که آموزش‌ها را تجربه کرده است، نیازی ندارد که با بحث یا نمایش، توانایی‌های خود را به دیگران ثابت کند؛ زیرا او اعتماد به‌نفس آرام، پایدار و قابل احترام دارد و برخلاف اعتماد به‌نفس مصنوعی و معرکه‌گیری که همواره وابسته به تایید دیگران است. یکی از نکات مهم این است که یادگیری واقعی و معرکه‌گیری می‌تواند همراه یکدیگر وجود داشته باشند؛ اما اگر به هر میزان تمرکز ما روی کاربردی کردن آموزش‌ها بیشتر باشد، معرکه گیری کم‌تر می‌شود؛ بنابراین بهترین مسیر این است که ابتدا تغییر را در خود ایجاد کنیم تا آرام آرام اثر آن به دیگران نیز منتقل شود.

یادگیری واقعی، یعنی حرکت از درون به بیرون و از فکر به عمل و از دانستن به تجربه است؛ اما معرکه گیری، یعنی حرکت از بیرون به درون، از ظاهر به باطن و از حرف به هیچ است و زمانی که ما آموزش‌ها را کاربردی کنیم، مسیر رشد ما بدون هیچ نمایش و هیاهویی، روشن و زندگی ما سرشار از صلح و آرامش می‌شود. ما باید در نخستین گام هر روز تمرین کنیم تا دانسته‌های خود را بتوانیم در موقعیت‌های مختلف کاربردی کنیم و در ادامه آرامش خود را حفظ کنیم و با فروتنی و عمل درست دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم.

یادگیری واقعی، یعنی اثر آن همواره و در طول زمان پایدار باشد که هیچ‌گاه معرکه‌گیری‌ نتواند جای آن را بگیرد؛ مانند اشخاصی که با معنا و مفهوم مسئولیت‌پذیری آشنا شدند و زمانی که با یک مشکل مواجه می‌شود با صبر و برنامه‌ریزی آن را حل می‌کنند. یادگیری درست به ما کمک می‌کند که همواره بتوانیم آرامش خود را حفظ کنیم و در مواجه با مشکلات واکنش‌های نسنجیده نداشته باشیم و اشخاصی که آموزش‌ها را کاربردی می‌کنند، می‌دانند گاهی سکوت بهتر از بحث است و بسیاری از مسائل نیاز به اثبات ندارد؛ بنابراین سکوت و عمل، بهترین روش انتقال آموزش به دیگران است؛ اما اشخاصی که معرکه‌گیر هستند نمی‌توانند سکوت کنند؛ زیرا همواره نیاز دارند دیده شوند و مورد تایید قرار بگیرند.

در یادگیری افراد آموزش می‌گیرند که درمقابل اشتباهات دیگران واکنش مناسبی داشته باشند، این افراد می‌دانند که آموزش با راهنمایی و همدلی منتقل می‌شود و آموزش را نمی‌توانند با توهین و سرزنش انتقال بدهند؛ اما فرد معرکه‌گیر در مواجه با خطاهای دیگران شروع به انتقاد، سرزنش و توهین می‌کند و نمی‌تواند با آرامش آموزش بدهد. انسان‌ها دشمن بیرونی ندارند و بزرگ‌ترین دشمن ما درون خود او است، هیچ نیرو و شخصی نمی‌تواند به انسان آسیب برساند و تنها شخصی که می‌تواند ما را نابود و جایگاه ما را متزلزل و دلیل سقوط ما شود، جهل و نادانی خود ما است، جهل و نادانی که ممکن است در درون هر انسانی باشد؛ بنابراین باید آموزش ببینیم و آموزش‌های خود را کاربردی کنیم.

زمانی که به دو کلمه یادگیری و معرکه‌گیری فکر می‌کنم، ناخداگاه دو حس متفاوت در من ایجاد می‌شود که یادگیری با حس مثبت که با آموزش، تفکر، تجربه همراه است و شخص سعی در یادگیری مطلب جدید دارد که با یادگیری دانایی خود را افزایش بدهد و به هر میزان دانایی شخصی بیشتر باشد، سعی می کند از مسائل و اتفاقات قسمت آموزشی برای خود داشته باشد؛ اما در معرکه‌گیری شخص با توجه کردن و بهانه‌تراشی سعی می‌کند، نقطه ضعف خود را پنهان کند و برای خود حس منفی ایجاد کند. شخص معرکه‌گیر به علت پایین بودن دانایی، خود را از آموزش و یادگیری مطالب تازه محروم می‌کند.

نیروی عشق در انجام کارها مفهوم مانع را از بین می‌برد و لذت انجام کارها را بسیار بالاتر از آن‌چه که تصور می‌کنیم می‌برد و این نیروی عظیم انسان را به جایگاه بالا که عشق به آموختن و عشق به خدمت است سوق می‌دهد که امیدوارم همه ما انسان‌ها بتوانیم در این مسیر، درست قدم برداریم.


نویسنده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هشتم)
تنظیم و ارسال همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی حافظ

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .