جلسه پنجم از دور سیزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی امام قلی خان با استادی راهنمای محترم، آقای مهدی نجفی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر مهرداد؛ با دستورجلسه اول: «نقش سی دی و نوشتن آن در آموزش» و دستورجلسه دوم: «تولد یکمین سال رهایی مسافر اصغر» در روز پنجشنبه تاریخ 29 آبان ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. ابتدا خدا را شاکرم که به واسطه این تولد توانستم در این نمایندگی حضور پیدا کنم و از انرژی ناب این نمایندگی استفاده ببرم.
در رابطه با دستور جلسه؛ همانطور که مستحضر هستید، نقش سی دی و نوشتن آن در آموزش است. همگی شاهد هستیم که چه تاثیر بسزایی در همه نمایندگیها و در همه جای کنگره ۶۰، گذاشته است.
به شخصه؛ هنگامی که مقایسه میکنم، متوجه می شوم چقدر نسبت به ۱۰ سال پیش تفاوت ایجاد شده است!. زمانی بود که در ورزش کنگره ۶۰، روزانه حداقل ۱۰ درگیری داشتیم؛ این مورد به وضوح در جلسات نیز دیده میشد. روش درمانی کنگره ۶۰، یک روش الگویی و آزمون و خطاست. بنیان کنگره ۶۰، از ۲۶ سال پیش یک سری موارد را حذف و یک سری موارد را اضافه نمودند. بعضی از اعضا شکایت دارند، یک سری از سختگیریها در گذشته نبود؛ طبیعی است، به دلیل نبود همین سختگیریها، بسیاری از اعضای کنگره ۶۰، دوباره به مواد مخدر بازگشت مینمودند.
اکنون با قوانینی که آقای مهندس وضع نمودند، درمان نشدن، دیگر بسیار سختتر میباشد. حدود ۸ الی ۹ سال پیش در یک سیدی به نام « قفل » آقای مهندس بیان نمودند: تمام مشکلات را خودمان با دستان خودمان برای خودمان فراهم میکنیم!؛ سرمنشاء تمام این مشکلات که برای خودمان به وجود میآوریم، اندیشه و تفکرات ماست، و این نیروی منفی است که از خلاء ذهنی ما استفاده میبرد. آقای مهندس میفرمایند: اگر ما در مسیر درستی قرار نداشته باشیم نیروی منفی از ذهن ما برای خود بهره میبرد و ما را به مسیر نادرستی هدایت میکند؛ درست همانند زمانی که من در دنیای اعتیاد قرار داشتم؛ چرا که به واسطه مصرف مواد مخدر، نیروی اهریمن هر کاری از من میخواست من آن را انجام میدادم.
اکنون در کنگره ۶۰، در ابتدای هر هفته آقای مهندس یک سی دی برای ما ارائه میدهند و نشان میدهد امروز تمام اعضای کنگره ۶۰، پیرو یک تفکر و یک مسیر میباشند؛ لذا آقای مهندس اگر سی دی تحت عنوان خوراک برای ما ارائه میدهند، فقط به خاطر خودمان میباشد. با سیدیهایی که آقای مهندس ارائه میدهند، تمامی ما مصرف کنندگان، تبدیل به تولید کننده شدهایم.
کشورهای روز دنیا، هزینههای زیادی برای تحقیقات در رابطه با درمان شیشه انجام دادهاند!؛ اما شیشه به سهولت در کنگره ۶۰ درمان گردیده است. بنابراین هر کدام از ما میتوانیم یک تابلوی تمام قدِ درمان اعتیاد در دنیای بیرون از کنگره ۶۰ باشیم.

اما دستور جلسه دوم؛ در رابطه با اصغر عزیز. بنده بعد از تحویل دادن لژیون، در کلینیک مشغول به انجام فعالیت شدم. اصغر آقا به همراه یکی دیگر از دوستانشان وارد کلینیک شدند.
از همان ابتدا به درستی و با نظم، شروع به حرکت نمودند. همواره با سی دی در کلینیک حضور پیدا میکردند. با اینکه محل کارشان نسبت به کلینیک بسیار دور بود، همواره حداقل یک ساعت زودتر در کلینیک حضور داشتند. همسفرشان به معنای واقعی، بال پرواز ایشان بودند و با وجود مشکلاتی که داشتند، همواره کنار ایشان عالی حرکت می کردند. اصغر عزیز، اصل کنگره ۶۰ را به درستی دریافت نمود و متوجه شد فقط مکان و لژیون مهم نیست.
هنگامی که میخواستم برای تولد ایشان پیامی از داخل کتاب ۶۰ درجه انتخاب نمایم، بهترین و درستترین پیام برای ایشان به نمایش درآمد. انشاالله که این پیام را به فال نیک بگیرند و در ادامه نیز خدمتگزار خوبی باشند.
ایشان هم اکنون در واحد ویلیامِ نمایندگی در حال انجام خدمت میباشند؛ آرزو می کنم درتولد 5سالگی اش، او را با شال راهنمایی ببینم. جا دارد، در همین جا به راهنمای همسفرشان و خود همسفرشان تبریک می گویم و برایشان بهترینها را آرزودارم. خودتان و آقای مهندس را تشویق نمائید.

اعلام سفر:سلام دوستان اصغر هستم مسافر اخرین انتی ایکس مصرفی تریاک وشیره مدت ده ماه و بیست ویک روز سفر کردم در لژیون ششم نمایندگی امام قلی خان دولت اباد با راهنمایی راهنمای عزیزم اقا محسن علیخانی رهایی با دستان پر توان اقای مهندس یک سال و شش ماه در ادامه مسافر سیگار بودم اخرین انتی ایکس مصرفی سیگار ده ماه و بیست و چهار روز سفر کردم در لژیون نوزده نمایندگی امام قلی خان با راهنمایی استاد عزیزم اقا مرتضی احمدی رهایی ازدام نیکوتین شش ماه؛ ورزش در کنگره والیبال.
سخنان مسافر: سلام دوستان اصغر هستم یک مسافر. خداوند را شاکرم که توانستم وارد کنگره ۶۰ بشوم و از خداوند میخواهم همیشه کنگرهای بمانم. از آقای مهندس ممنونم که این بستر امن را برای ما فراهم نمودند.
در طول این دو سال و نیمی که در کنگره ۶۰ حضور دارم، توفیق داشتم تا از چند راهنمای مختلف، آموزش لازم را بگیرم. آقا مهدی یکی از راهنماهای بسیار خوب و با سابقه ی کنگره ۶۰ در اصفهان هستند. بنده توفیق داشتم تا با آموزش های ایشان به رهایی برسم. از راهنمای سفر دومم، آقای محسن علیخانی بسیار تشکر میکنم؛ حدود یک سالی میشود که در خدمت ایشان میباشم. ایشان نیز یک راهنمای بسیار عالی و صبوری میباشند. همچنین من افتخار این را داشتم تا در خدمت پیشکسوت محترم آقای مرتضی احمدی باشم. از راهنمای همسفرم، خانم مهسا بسیار تشکر میکنم که با آموزشهای خوبشان، همسفرم را همیشه همراهی نمودند. از همسفر بسیار خوبم خیلی تشکر میکنم؛ همسفری که همواره در طول این سالها کنارم بود و به معنای واقعی، بال پروازم است.
بنده هنوز به معنای واقعی به آن نقطه تحمل نرسیدهام. امیدوارم که من هم بتوانم در ادامه بال پرواز بسیار خوبی برای همسفرم باشم. هنگامی که وارد کنگره ۶۰، شدم بسیار حال خرابی داشتم؛ زیرا دخترم را از دست داده بودم. چند جلسهای بود که میخواستم تولد بگیرم اما قسمت نمیشد. دو روز دیگر سالگرد آسمانی شدن دخترم میباشد؛ شاید به همین دلیل است که من نمیتوانستم تولد بگیرم، اما قطعاً یقین دارم که او نیز اکنون در این جشن حضور دارد.
از مرزبانان دوره قبل بسیار تشکر میکنم. از نگهبان جلسه علی آقا بسیار سپاسگزارم؛ چرا که ایشان پایه گذار واحد ویلیام در نمایندگی ما میباشند. بنده این افتخار را داشتم که در حدود یک سال در خدمت ایشان باشم.
خاطرم هست که برای رهایی به تهران میرفتیم؛ حوالی کاشان بودیم که ماشین من بنزین تمام کرد. از آقا مهدی بسیار خجالت کشیدم؛ چرا که ایشان بسیار روی نظم حساس هستند. حدود یک ساعت و نیم در جاده منتظر بودیم تا کسی به ما بنزین برساند. آن زمان بنده سیگار میکشیدم؛ به همین سبب، آقا مهدی از کنارم جدا شدند تا بتوانم سیگار بکش، .بلکه استرسم کاهش یابد. سرانجام بنزین به ماشین ما رسید و ما توانستیم سر وقت نزد آقای مهندس برسیم.
در پایان از ایجنت محترم، آقای مجید اعتباریان و مرزبان محترم آقا محمد ابراهیمی بسیار تشکر میکنم؛ زیرا که تولد ایشان بود، اما نوبت خود را به بنده سپردند.
سخنان راهنمای همسفر: معشوق به سامان شد، تا باد چنین بادا/ کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا. سلام دوستان مهسا هستم یک همسفر. خدا را شکر میکنم که توانستم توفیق پیدا کنم تا در کنار این خانواده با عشق قرار بگیرم. بسیار خوشحالم که در خدمت خانم لیلا هستم.
زمانی بود که هر دو با هم در کلینیک قرار داشتیم و من هنوز در آن موقع خدمتم را شروع نکرده بودم که ایشان وارد کلینیک شدند. بنده تاکنون چیزی به جز عشق از این خانواده ندیدم. هنگامی که خانم لیلا وارد کلینیک شدند، بسیار حال بدی داشتند؛ حتی نمیتوانستند در لژیون به راحتی بنشینند و به بهانههای مختلف از حضور در لژیون، سر باز می زدند؛ زیرا هنوز به آن باور قلبی نرسیده بودند و مطالب را روی خودشان کاربردی نکرده بودند. اما خدا را شکر با نوشتن سیدیها و کاربردی کردن آن ها به آن، آرامش درونی دست یافتند.
اکنون نیز به یک حال نسبتاً خوبی دست پیدا کردند؛ اما خودشان باور دارند حالشان باید از این نیز بهتر باشد. نکته حائز اهمیت این است: ما همیشه یادمان میرود که در روز ورودمان به کنگره ۶۰، چه حال خرابی داشتیم؛ اما اگر درست بنگریم، متوجه میشویم که چقدر نسبت به گذشته تغییر کردهایم. پس چقدر خوب است همیشه درست تفکر کنیم و شکرگزار باشیم که به این حال دست یافتیم.
بنده اطمینان دارم خانم لیلا با تلاشی که میکند، خوشرنگترین شالها را دریافت میکند و به بهترین حال دست پیدا میکند. متشکرم که به صحبتهایم گوش نمودید.
سخنان همسفر: سلام دوستان لیلا هستم یک همسفر. خدا را شکر میکنم بابت این جایگاهی که هم اکنون در آن قرار گرفتهام. از راهنمای خوبم، خانم مهسا بسیار تشکر میکنم. از راهنمایان مسافرم آقای مهدی نجفی، آقای محسن علیخانی و آقای مرتضی احمدی بسیار سپاسگزارم؛ همواره صحبتهای این بزرگواران در منزل ما جاری میباشد. از هم لژیونیهای مسافرم، احمد آقا، آقا حمید و سایر هم لژیونیهایشان بسیار سپاسگزارم. از هم لژیونیهای خودم بسیار سپاسگزارم. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی بسیار تشکر میکنم. از تمام کسانی که در پارک حضور دارند بسیار سپاسگزارم؛ چرا که با دیدن ایشان، بسیار انرژی میگیرم. در کنگره ۶۰، متوجه شدم همواره هر کار بدی که انجام می دهم، تدریجی میباشد؛ بنابراین برگشت از ضد ارزشها نیز باید تدریجی باشد و باید همواره روی خودم کار کنم و سعی کنم حال خوبی داشته باشم تا حال مسافرم و خانوادهام، همواره خوب باشد. متشکرم که به صحبتهایم توجه نمودید.






__________________________________________________________________________________________________________________________________________
عکاس: مسافر سعید لژیون 16
نگارش،تنظیم و ارسال مطلب: مسافر اشکان، خدمتگزار سایت نمایندگی امام قلی خان
- تعداد بازدید از این مطلب :
923