دوازدهمین جلسه از دور دوازدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی گوجان با استادی مرزبان محترم مسافر امیرعلی ، نگهبانی مسافر عبدالله و دبیری همسفر حسین با دستور جلسه: «نقش سی دی و نوشتن آن در آموزش» روز پنجشنبه 29 آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱6 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
موضوع جلسه «سیدی نوشتن و نقش آن در زندگی» است. در کنگره گفته میشود که ما برای آموزش گرفتن آمدهایم؛ زیرا کنگره تنها محل قطع مصرف نیست. اگر قرار بود فقط مصرف مواد قطع شود، انسان میتوانست بهسادگی محل زندگیاش را تغییر دهد. اما هدف ما رسیدن به تعادل است و برای رسیدن به تعادل، سه مؤلفۀ جسم، روان و جهانبینی باید اصلاح شوند. این سه مؤلفه تنها از طریق آموزش به تعادل میرسند.
زمانی که انسان آموزش میگیرد، هم جهانبینی او، هم جسم او و هم روان او در مسیر تعادل قرار میگیرد. بسیاری از ما چندین بار قطع مصرف داشتهایم، اما این قطع مصرفها پایدار نبوده است؛ برای مثال، خودِ من بیشترین مدت قطع مصرفم حدود هفت سال طول کشید. دلیل اینکه نتوانستیم به نتیجه مطلوب برسیم، این بود که آموزش بهطور کامل دریافت نشده بود و جهانبینی ما آنقدر رشد نکرده بود که بتوانیم خود را مدیریت کنیم. مسیر «سیدی نوشتن» یکی از اصلیترین مسیرهای آموزش است.
اگر این مسیر را جدی بگیریم، راهی که در آن قدم گذاشتهایم برای ما هموار و روشن خواهد شد. سیدی نوشتن تنها شنیدن نیست؛ اگر فقط بخواهیم سیدیها را گوش بدهیم یا در مسیرها چندین سیدی را پشتسر هم پخش کنیم، این یادگیری عمیق اتفاق نمیافتد. بسیاری از این مطالب ممکن است با مشکلات و درگیریهای ذهنی روزمره بهتدریج از ذهن ما حذف شود. اما زمانی که مطالب را مینویسیم، در ذهن ما ثبت میشود، در عمق ذهن جای باز میکند، به «فهم» تبدیل میشود و زمانی که فهم به «باور» تبدیل شد، آن باور زمینهساز تبدیل شدن به «عمل» خواهد شد. هر انسانی که وارد کنگره میشود، باید بداند در چه مسیری قرار گرفته است. با سیدی نوشتن، ذهن انسان منظم میشود و به او میآموزد که چگونه از شنیدن به فهمیدن و از فهم به درک برسد.
این فرآیند سبب میشود رفتار و افکار انسان آگاهانهتر شود و حس مسئولیتپذیری در او شکل بگیرد. زمانی که من سفرم را آغاز کردم، تصمیم داشتم در مدت کوتاهی به رهایی برسم. سیدیهایم را بهطور منظم نوشته بودم. یک روز آقا احمد از من پرسید: «این سیدیهایی که نوشتهای چه تأثیری بر تو داشته است؟» پاسخ دادم: «قبل از ورود به کنگره اصلاً اعصاب نداشتم؛ هنگام صحبت با دیگران خیلی زود عصبانی میشدم و توانایی کنترل خودم را نداشتم.» بسیاری از ما همینگونه بودیم؛ زیرا واقعاً از تعادل روانی برخوردار نبودیم.
در کنگره ۶۰ گفته میشود: «دانش زمانی ارزش پیدا میکند که به دانایی مؤثر تبدیل شود.» و نوشتن سیدی پلی است که دانش را به دانایی مؤثر تبدیل میکند. اما چه چیزی سبب میشود که انسان به دانایی برسد؟ جهانبینی. و تا زمانی که جهانبینی اصلاح نشود، انسان حتی با داشتن روش درمانی نمیتواند به حال خوش دست یابد. جهانبینی یعنی نوع نگاه و نگرش ما؛ یعنی دیدگاهی که نسبت به خود، خانواده و جامعه داریم. قبل از ورود به کنگره، تمامی اعضای خانوادههای ما چه مسافر و چه همسفرتحت فشارِ روحی رفتار ما بودهاند؛ چون ما تعادل روانی نداشتیم. وقتی من وارد کنگره شدم، همسفرم میگفت که «کنگره مکان خوبی است» زیرا رفتار، اخلاق و افکار انسان در این مسیر باید تغییر کند. اگر آموزشهایی که دریافت میکنیم در زندگیمان بهکار گرفته نشوند، هیچ سودی نخواهند داشت و فقط وقت خود را هدر دادهایم.
برای مثال، اگر تصویری را ببینیم اما نسبت به آن آگاهی نداشته باشیم، از کنار آن رد میشویم؛ زیرا درک و فهمی نسبت به آن نداریم. زمانی آگاهی ایجاد میشود که جهانبینی ما نسبت به آن تصویر تغییر کند. وقتی جهانبینی تغییر کرد، نگاه و دید ما نیز تغییر میکند. آگاهی، نادانی را از بین میبرد. ممکن است تصویری را دیده باشیم اما چون نسبت به آن آگاهی نداشتیم، حقیقت آن را درک نکرده باشیم. اما زمانی که آگاهی حاصل شود، نادانی از بین میرود و حقیقت روشن میشود. حقیقت وجود دارد و واقعیت نیز وجود دارد؛ اما میان این دو تفاوت است. این تفاوت زمانی آشکار میشود که نسبت به یک موضوع آگاهی پیدا کنیم. وقتی آگاهی ایجاد شد، دقیقاً میدانیم آن موضوع چیست.
در مثالی که بیان کردم، زمانی میتوانیم زخمهای روانی خود را درمان کنیم که آنها را بهصورت حقیقی ببینیم. اگر آگاهی لازم درباره ریشههای این زخمها به دست نیاوریم، جهانبینی ما نسبت به واقعیت زندگی تغییر نخواهد کرد و ممکن است در دنیایی سرشار از بیارزشی زندگی کنیم.از این که به صحبت های من توجه کردید، از شما سپاسگزارم.

نگارش، ویرایش، تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر ابوالقاسم
- تعداد بازدید از این مطلب :
699