جلسه هفتم از دورهی دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی حافظ شهریار با استادی راهنما همسفر معصومه، نگهبانی همسفر مهسا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «نقش سیدی و نوشتن آن در آموزش» روز سهشنبه مورخ ۲۷ آبان ماه ۱۴۰۴ راس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که این جایگاه تجربه میکنم. از راهنمای خودم همسفر طاهره قدردانی میکنم و همواره دعاگوی او هستم، بنده با حال خراب وارد کنگره شدم و آموزش او بود به حال خوب رسیدم. دستورجلسه نقش سیدی در آموزش است. سیدی نوشتن برای بسیاری از افراد دشوار است؛ اما در گذشته نخستین فردی که سخنان آقای مهندس را یادداشت کردند، آقای حکیمی بودند؛ ایشان تصمیم گرفتند که روی نوارکاست سیدیها را ضبط کنند. نوشتن سیدیها در گذشته بسیار دشوار بود؛ اما با گذشت زمان و با پیشرفت تکنولوژی، نوشتن سیدیها به آسانی انجام میشود. سال۹۷ بود که انتشار دژاکام به آسانی روی گوشیها نصب شد؛ زیرا کنگره همواره بهروز است.
آقای مهندس در همه موضوعات برای بهتر زندگی کردن ما، سخنرانی میکنند و سخنان ایشان سریع در دسترس همه ما قرار میگیرد. همه شعبات دور و نزدیک از سخنان ایشان بهرهمند میشوند و بدانیم که به ما اذن ورود به کنگره داده شده تا از آموزشها استفاده کنیم. باید بدانیم و بپذیریم که ما به آموزش نیاز داریم و بدانیم که این آموزشها با نوشتن سیدیها امکانپذیر است.
باید دانست در پرتوی همین آموزشها است که ما به تعادل روان و حال خوش دست پیدا میکنیم و با جهانبینی درست کنگره۶۰ به ارتقا میرسیم. اگر امروز مسافرهایی که مصرفکننده انواع اقسام موادمخدر بودند، احیا شدند؛ اما چگونه؟ با نوشتن سیدیها و گوش فرا دادن به آموزشها و کاربردی کردن آنها زندگی آنها رنگ دیگری به خود گرفت.
همسفرانی که امروز با نظم و انضباط در این مکان هستند به لطف همین سیدیها و آموزشهای آقای مهندس است. آسانترین کار در کنگره، نوشتن سیدی است و این سیستم بهنحوی بنا شده که هر فردی که آموزش میدهد، خود او نیز آموزش میگیرد؛ بنابراین باید بهتر از موقعیتی که در اختیار ما گذاشته شده، استفاده کنیم. شاید ابتدا نوشتن سیدی برای ما عملی دشوار باشد؛ مانند یک سفراولی که ابتدا نوشتن ۴۰سیدی برای او نامفهوم بهنظر میآید و میگوید من ندانستم چگونه سیدی نوشتم؛ زیرا حسهای او بسته است و نمیتواند دریافتی داشته باشد؛ اما با ورود به سفردوم این دریافتها بیشتر میشود؛ زیرا حسها باز شده و آماده دریافت مطالب است.
آموزشهای کنگره۶۰ در جهان بینظیر است و درباره همه مسائل راهکارهایی توسط بنیان کنگره۶۰ گفته میشود، حتی برای اضافهوزن نیز سیدیهایی در اختیار ما گذاشته شده است. همه این آموزشها با گذشت زمان خود را بروز میدهد و این تغییرات در رفتار و کردار اعضاء کاملا قابل مشاهده است. من آموزش گرفتم که آشغالهای خود را از ماشین بیرون نریزم، این همان نوع دیدگاه است که با آموزشها تغییر کرده است.
مسیر کنگره، مسیری به ظاهر دشوار است؛ اما این آموزشها شیرین است. من راهنما هنوز بسیار باید آموزش بگیرم و مسیرهای بسیاری را باید طی کنم. یک جملهای معروف در کنگره است که میگویند: «ابتدا ندانی را بدان تا بدانی را بدانی» آقای مهندس هر هفته سخنان جدیدی را مطرح میکنند و من مدام درحال بهروزرسانی خودم هستم.
من با یک شیشهای حال خراب زندگی میکردم و با ورود به کنگره سعی کردم، فرمانبرداری کنم و سیدی بنویسم و همه اینا باعث شد من بتوانم همراه مصرفکننده شیشه، خوب زندگی کنم. اکنون احساس میکنم، خوشبختترین انسان روی زمین هستم و همه این حال خوبم را مدیون این مکان هستم، مدیون سیدیها هستم که با تکرار و تمرین میتوانیم آگاهی خود را افزایش بدهیم.
زمانی که یک میخی را با ضربه به دیوار میزنی، باید مرتب تکرار کنی تا میخ به دیوار فرو برود، بعضی دیوارها گچی هستند که با دو مرتبه ضربه به دیوار فرو میرود؛ اما دیوارهایی نیز سیمانی هستند. مسافری که سفرش را خراب میکند باید مواظب احوال او باشیم و بدانیم که او کمی سخت آموزش میگیرد، باید بسیار تکرار بشود تا ملکه ذهن او شود. نوشتن سیدی؛ مانند تسبیح است که همه اعضا کنگره را به یکدیگر وصل کرده است.

مراسم تجلیل راهنما همسفر خدیجه

سخنان ایجنت همسفر مهدیه:
هر فردی که در این مکان خدمت میکند، کاملاً دلی است و هیچ کسی به اجبار در این مکان نیامده و هر خدمتی را که با عشق انجام میدهیم؛ نتیجه، سالها خدمت و تلاش در مسیر کنگره میشود. روزی همسفر خدیجه از دنیای تاریکیها آمدند و با دشواریهای بسیار این مسیر را پیدا کردند تا حس او خوب شود و با ادامه این مسیر خودش را در این جایگاه دید، مسافرش به درمان رسید. آن چیزی که مهم است ساختن و ساخته شدن است، کافی است انسان ادامه بدهد. بنده از همسفر خدیجه بسیار انرژی میگرفتم، بسیار صبور و مهربان و با عشق این مسیر را نیز طی کردند امیدوارم در جمع ما باشند و بتوانیم از او بهره لازم را بگیریم.
سخنان راهنما همسفر خدیجه:
قطعا حس خوب همسفران بوده که در من صبوری و آرامش را دیدند. تشکر میکنم از همسفر آرزو که راهنمای تازهوارد بنده بودند، سپاسگزارم از آقای مهندس که اجازه دادند، آموزش بگیرم، از راهنما همسفر سکینه بسیار سپاسگزارم. زمانی که آموزش میدهیم بیشتر آموزش میگیریم. پس از ورود به سفردوم جایگاه مرزبانی را تجربه کردم، سپس وارد جایگاه راهنمای تازهواردین شدم و اکنون هم توفیق خدمت در جایگاه راهنمایی را داشتم. سعی کردم در هر جایگاهی که نیاز بود خدمت کنم تا کمکی کنم چراغ کنگره روشن بماند، همواره سعی کردم عمل سالم را اجرا کنم. از رهجویان خودم تشکر می کنم و آرزو میکنم مسیر را پیدا کنند، آنهایی که این مسیر پیدا کردند ارزش این صندلیها را بدانند و آموزش بگیرند تا آموزش بدهند، کاربردی کنند و قوی ادامه بدهند. از ایجنت همسفر مهدیه تشکر میکنم و بهترینها از خداوند برای او آرزو میکنم. یک حس عجیب و غریبب داشتم، هم خوشحال و هم ناراحت بودم. خوشحالم؛ زیرا توانستم از مراحل تغییر، تبدیل و ترخیص عبور کنم و وارد مرحله جدید بشوم؛ اما این ترخیص با جداهایی نیز همراه است و من سعی میکنم این پیوند را در قلب خود حفظ کنم.


مرزبان کشیک: همسفر ربابه و مسافر محمدصادق
تایپیست: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون پنجم)
عکس و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی حافظ
- تعداد بازدید از این مطلب :
211