در سکوت دل، جایی هست که وقتی نام کنگره۶۰ میآید، روشنایی میگیرد، انگار چراغی درونم روشن میشود؛ چراغی که سالها خاموش بود و نمیدانست چگونه دوباره بتابد.
کنگره۶۰ برای من فقط یک مکان نیست؛ خانهایست برای لحظههای گمشده، آغوشی برای روزهای سرد و مسیری که یادم داد هر سقوطی پایان نیست.
اینجا فهمیدم رهایی فقط یک واژه نیست؛ یک اتفاق است، اتفاقی که آرامآرام در عمق جان مینشیند و آدمی را شبیه همان خودش میکند؛ همانی که روزگاری فکر میکرد دیگر وجود ندارد.
در کنگره۶۰، قدمهایم امنیت پیدا کرد،نگاهم امید و دلم جرئت دوباره زیستن.هر بار که وارد میشوم، احساس میکنم روی شانههایم دستی گذاشته میشود و صدایی آرام میگوید: «اینجا تنها نیستی، اینجا میتوانی دوباره آغاز شوی.» و چه زیباست،وقتی از دل تاریکی، با چراغی از جنس محبت، به سمت روشنایی هدایت شوی؛روشناییای که نامش کنگره۶۰ است.
نویسنده:همسفر مهشید رهجو راهنما همسفر زینب(لژیون یکم)
ویراستاری: همسفر ملیکا نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: همسفر مهشید دبیر سایت
همسفران دانیال اهواز
- تعداد بازدید از این مطلب :
136