English Version
This Site Is Available In English

گشودن بندهای تاریکی با آموزش و نوشتن سی دی

گشودن بندهای تاریکی با آموزش و نوشتن سی دی

چهارمین جلسه از دور یازدهم سری کارگاههای آموزشی ، خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی گوجان با استادی، مسافر عباس ، نگهبانی مسافر خسرو و دبیری مسافر علی  با دستور جلسه: «نقش سی دی و نوشتن آن در آموزش» روز سه شنبه 27 آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود..

خلاصه سخنان استاد:

از همه شما عزیزان سپاسگزارم که فرصتِ آموزش گرفتن را برای من فراهم می‌کنید. موضوع جلسه، «سی‌دی نوشتن و نقش آن در آموزش» است. من، عباس، زمانی که وارد مقوله اعتیاد شدم، اعتیاد سبب شد بندهایی را خواسته یا ناخواسته بر خود ببندم؛ پرده‌ای بر عقل کشیده شد و این بندها بند جهل، ناامیدی، ترس، منیت و هزاران بند دیگر به‌سادگی گشوده نمی‌شوند. این بندها نیازمند آموزش و یادگیری هستند.

من، برای گشودن این بندها نیازمند آموزش هستم؛ باید بیاموزم که چگونه می‌توانم خود را از تاریکی‌ها رها کنم و به آزادی برسم. آقای مهندس هر هفته یک سی‌دی ارائه می‌کنند تا منِ عباس بتوانم به دانایی لازم برسم؛ دانایی‌ای که به من می‌آموزد چگونه با نیروهای منفی مبارزه کنم و به حالِ خوش دست یابم. زمانی که وارد کنگره شدم، آن‌قدر حس‌های منفی در ذهن و افکارم بود که لحظه‌ای توانِ تمرکز نداشتم. پرش شدید افکار و ناتوانی در حتی چند ثانیه تمرکز، زندگی‌ام را فرا گرفته بود. وقتی نوشتن سی‌دی را آغاز کردم، در روزهای نخست چنان احساس فشار و سنگینی داشتم که گویی پتکی بر سرم فرود می‌آمد.

کلام آقای مهندس که به گوشم می‌رسید، مرا ناراحت می‌کرد؛ تحملش برایم دشوار بود. علت چه بود؟ اعتیاد مرا وارد فاز تاریکی کرده بود. آن‌قدر در نیروهای منفی فرو رفته بودم که شنیدن صوت نیکو نیز برایم آزاردهنده شده بود. انسان و تمام هستی از دو قطب تشکیل شده است: تاریکی و روشنایی. وقتی وارد تاریکی می‌شوم، القائات منفی در من فعال می‌شود و تنها منفی‌ها را جذب می‌کنم. برای خروج از این حالت، نیازمند صوتِ خشک، کلام نیکو و اجرای مثلث نور«صوت، حس، و عمل» هستم.

نوشتن سی‌دی این مثلث را برای من کامل می‌کند. زمانی که نوشتن سی‌دی را شروع کردم، نخست صوت به گوشم می‌رسید؛ سپس نوشتن، نوعی مدیتیشن برایم ایجاد کرد. کم‌کم از افکار منفی فاصله گرفتم و توانستم تمرکز پیدا کنم. من در گذشته هیچ تمرکزی نداشتم؛ افکار مختلف بدون کنترل می‌آمدند و می‌رفتند. اما با نوشتن سی‌دی، القائات منفی یکی‌یکی کم شد و حال من بهتر شد. اکنون که هفته‌ای یک سی‌دی می‌نویسم، از این کار لذت می‌برم؛ نه از سر تکلیف، بلکه چون حالم خوب می‌شود. حس‌هایم تغییر کرده‌اند و اکنون القائات مثبت را جذب می‌کنم. انسان یا این سوی خط است یا آن سوی خط؛ یا کلام مثبت را می‌شنود یا کلام منفی را.

ذهن من نیاز به خوراک دارد. اگر خوراک مثبت به آن نرسانم، ناخواسته خوراک منفی جذب می‌کند. برای رسیدن به آرامش مجبورم بیایم، سی‌دی گوش بدهم، بنویسم و ذهنم را با خوراک مثبت تغذیه کنم. گفته‌اند: «ذهن من باغچه‌ای است؛ گل در آن باید کاشت، وگرنه علفِ هرز در آن می‌روید.» اگر گوش نکنم و توجه نداشته باشم، ناخواسته وارد حس‌های منفی یأس، ناامیدی و منیت می‌شوم. بیرون از این فضا، هرجا که بنشینی صحبت از گرانی، ناامیدی، ترس و مشکلات است. شکرگزار خداوندم که در چنین شرایطی به من اجازه داده وارد کنگره شوم و از این نعمت بزرگ بهره‌مند باشم. واقعاً نمی‌توانم بیان کنم این نعمت چقدر عظیم است.

وقتی وارد کنگره می‌شوم، حالم واقعاً خوب می‌شود. شکرگزار خداوند و شکرگزار آقای مهندس هستم که این بستر را فراهم کردند تا دور هم جمع شویم و حال‌مان خوش شود. شمنِ عباس نیز وقتی وارد تاریکی شده بودم، نمی‌دانستم بیرون چه خبر است. ذره‌ذره نیروهای تاریکی عمل کرده و حس‌های مرا بسته بودند. خودم را در یخبندانِ تاریکی حبس کرده بودم. اکنون که وارد کنگره شده‌ام، حس‌هایم کم‌کم باز می‌شود؛ با نوشتن‌ها، با کتاب‌ها، با سی‌دی‌ها. تازه دارم صوت مثبت را جذب می‌کنم و درمی‌یابم که جهان در اختیار چه نیرویی است.

 

نگارش، ویرایش، تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر ابوالقاسم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .