بنام خداوند لوح و قلم
سوگند به قلم و آنچه مینویسد،
خداوند در قرآن به قلم و مکتوباتش قسم یاد میکند؛ قلمی که حق مینگارد. قسم به قلم و آنچه را که اهل قلم مینگارند.
در دوران جاهلیت قرآن نازل شده بود که گمان را به علم تبدیل کند و هوای نفس را به عدل برقرار کند.
خداوند در سوره قلم فرموده جامعهای که عالم نیست هرگز به سعادت نمیرسد و متمدن نخواهد بود.
در مورد نوشتن بسیار نوشتهاند؛ از جمله با نوشتن چندین بخش مغز فعالیت میکنند: بخشهای مربوط به پردازش زبان، حرکت دست و حافظه. این همکاری چندبخشی باعث تقویت حافظه و یادگیری میشود. برخلاف خواندن، نوشتن باعث میشود فرد بهطور فعال با محتوا درگیر شود و آن را بهتر بفهمد و به خاطر بسپارد و تکرار نوشتن باعث تثبیت بیشتر اطلاعات میشود. حتی نوشتن میتواند مثل آهنربا عمل کند و اتفاقات خوب را جذب کند.
قبل از ورودم به کنگره ۶۰، حالم خیلی بد بود. بهدنبال حال خوش بودم. دورههای آموزشی روانشناسی، خودشناسی، توحید عملی، راز موفقیت را دنبال میکردم. میگفتند: «بنویس تا برایت اتفاق بیفتد، بنویس تا ایمان بیاوری.» نوشتم ولی هیچ اتفاقی برای من رخ نداد.
ولی زمانیکه وارد کنگره ۶۰ شدم، با نوشتن سیدیهای مهندس دژاکام دریچهای جدید از آگاهی به روی من باز شد که با خواندن هزار کتاب این فهم برایم ایجاد نمیشد.
مهندس دژاکام در هر لحظه در حال خلق پدیدههایی ارزشمند است. سیدیهای مهندس نمایشگاهی از خلاقیتاند و خاصیت خلق اندیشه، تاثیرگذاری آنها روی انسانهاست. این قدرت فراموششده انسان است؛ قدرتی بهنام خلق.
با نوشتن سیدیهای مهندس، من از هوس و آرزوهای زودگذر و لحظهای که ریشه در هیجانات موقتی داشت گذشتم و آموختم چطور اهداف واقعی خود را از هوسها تفکیک کنم و برای زندگی خود هدف داشته باشم.
تازه فهمیدم که چرا هنوز به خیلی از چیزهای مدنظرم نرسیدهام؛ چون هنوز خواسته درست خود را نمیدانستم. مغز با آرزوی مبهم کار نمیکند؛ با نقشه کار میکند. و این نقشه در سیدیهای مهندس، وادیبهوادی به من آموزش داده میشود. این نوشتارها اصول درست زندگی کردن است. با نوشتن سیدیها خواستههایت دقیق، شفاف و با جزئیات، راهم را روشن کرد و درمان اعتیاد و حال خوش، دستیافتنیتر شد.
من با نوشتن سیدیها لیاقت را در خود پیدا کردم و این حس را پیدا کردم که من هم لیاقت خوب زندگی کردن را دارم.
حس لیاقت اجازهنامهای است برای دریافت هر آنچه باور داری. من قبل از این بر این باور بودم که زندگی من همینطور رقم خورده، راهی نیست، باید بسوزم و بسازم و دیگر خود را لایق خوب زیستن با حال خوش نمیدیدم.
ولی با نوشتن سیدیها، به مرور زمان یک فهم به من تزریق شد؛ لیاقت درمان و زندگی خوب و حال خوش ته قلبم نشست.
آری، مکتوبات آقای مهندس دژاکام به حق نگاشته شدهاند و چراغی روشن در این گستره تاریک جهان هستی.
این نعمت الهی را با جان و دل ارج مینهم و از خداوند طول عمر با عزت برای ایشان و خانواده محترمشان خواستارم.
نویسنده:همسفر وجیهه رهجو راهنما همسفر نوریه(لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر زهره رهجو راهنما همسفر نوریه(لژیون دوازدهم)
ویراستاری: همسفر ملیکا نگهبان سایت
ویرایش و ارسال: همسفر مهشید دبیر سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
133