مشارکت راهنما همسفر خدیجه:
در آغاز جزوه جهانبینی۱ مثلث عدالت، معرفت و عمل سالم و آرم کنگره۶۰ است؛ مانند متون و اشعار کنگره۶۰ (بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم) و نکته مهم این است که در جلد جزوه جهانبینی نوشته شده «جهانبینی کاربردی» که آموزش مطالب جهانبینی یک موضوع است و کاربردی کردن آن مهمتر که استاد امیندژاکام در ابتدا جزوه جهانبینی فرمودند: «این نوشتار بر مبنای راهنماییها و شاه کلیدهای اساتید کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر و نگهبان کنگره۶۰ به نگارش در آمده است و تجربیات شخصی ایشان که سالها با نیروهای بازدارنده پیرامون انسان و کائنات که تحت نام جهانبینی معرفی شده برای مسافران و همسفران است.
در این تفکر نباشیم که مطالب فقط برای مسافران است؛ زیرا همسفران نیز با افکار و اندیشه و روش اشتباه زندگی مانند مسافران بندهای نادیدنی از جهالت را به دست و پای خود زدیم و در پی آن هستیم که نیروهای از دست رفته خود را به دست بیاوریم و از این بندها رها شویم. یک شعری در جزوه گنجانده شده است که باعث امیدواری ما است و میگوید که میتوانیم از آن تاریکیها خارج شویم و به یک نقطه تابنده باشیم تا بتوانیم مأمن سازنده دیگران نیز باشیم و بتوانیم به انسانها نیز کمک کنیم.
در جزوه جهانبینی درون و بیرون را معرفی میکند و مثلث درمان را مشاهده میکنیم و میآموزیم که شامل جسم، روان و جهانبینی است. جهانبینی که یکی از پارامتر مهم درمان اعتیاد است نخستین بار در کنگره۶۰ مطرح شده است و در نوشتارها کنگره۶۰ آمده که برای اینکه بتواند درمان اعتیاد صورت بگيرد؛ باید هر سه ضلع جسم، روان و جهانبینی به تعادل برسد که جسم و روان مانند سوار و سوارکار هستند و برای جسم و روان یازده ماه زمان لازم است که به تعادل برسند؛ اما برای جهانبینی مدت غیر قابل پیشبینی در نظر گرفته شده است. مطالبی که در جزوه جهانبینی۱ آمده است برای همه انسانها کاربردی است و میتوانیم دانش و آگاهی خود را در پیرامون ضلع جهانبینی افزایش بدهیم.
در کنگره۶۰ سه سفر داریم سفر اول: از مصرف مواد مخدر تا قطع آن سفردوم: بین مسافران و همسفران مشترک است. مسئله دانش جهانبینی را اگر نیاموزیم نمیتوانیم در سفر دوم در کنگره۶۰ بمانيم و جايگاه خود را تغییر بدهیم، برای اینکه بتوانیم جايگاه خود را تغییر بدهیم، یکی خواست است و دیگری تلاش که تعیین کننده این سفر هستند. سفرسوم: از رسیدن به خود تا رسیدن به قدرت مطلق که زمان مشخصی و پایانی ندارد. مفهوم سفر: یعنی حرکت از مبدأ معلوم به یک مقصد معلوم است که باید در سفر مبدأ و مقصد مشخص باشد.
آموختیم در بیماری اعتیاد به دلیل اینکه نمیدانستند مبدا کجا است درمان سالها کشف نشده بود؛ یعنی صورت مسئله را پیدا نکرده بودند، آیا مشکل جسم است یا روان؟ در کتاب چهارده مقاله در مقاله اول بهصورت مفصل به صورت مسئله اعتیاد و راهکار درمان آن پرداخته است که متوجه شدیم صورت مسئله اعتیاد چیست. بسیاری از مشکل درمان اعتیاد به جسم انسان بر میگردد که اگر جسم به تعادل برسد به تبع آن روان نیز به تعادل میرسد.
آقای مهندس روان انسان را همان خلق و خوی انسان مینامد که جهانبینی آن را کامل میکند. درسفر مبدا ما باید مشخص باشد که در زندگی روزمره نیز میتوانیم داشته باشیم؛ یعنی اینکه بدانیم در زندگی خود در کجا هستیم چه از نظر مالی، جسمی، سلامتی و چه از نظر تفکر و اندیشه کاری که میخواهیم انجام دهیم و به مقصدی که میخواهیم برسیم، اینکه از کجا و از چه راهی میخواهیم آن کار را انجام بدهیم در واقع مفهوم مبدأ است که میتواند بسیار کمک کند.
کنگره۶۰ انسان را به دو بخش تقسیم میکند: یک صور آشکار و دیگری صورپنهان که صور آشکار، شامل همه پدیدههایی که در ظاهر است و ما مشاهده میکنیم و صور پنهان، پدیدههایی است که مشاهده نمیکنیم؛ مانند: عقل، نفس، حس و کالبدهای هفتگانه دیگر، ذهن، آرشيو و روح که بیشترین توجه ما در جزوه جهانبینی به همان صورپنهان انسان است که هرکدام از مطالبی که گفته شد در قالب مدل به ما ارائه شده است در واقع صورپنهان؛ مانند مواد اوليه جهانبینی هستند که هر کسی بر اساس میزان خواست و تمایل خود میتواند در این مسیر قدم بردارد و بتواند رشد کند، شاید بعضیها به داشتن یک خانه ویلایی راضی باشند و برخیها به داشتن برج مرتفع و یا شهری عظیم میخواهند برسند که در جزوه جهانبینی همه مطالب شکافته شده است. برای اینکه بتوانیم به آن آگاهی برسیم و بتوانیم واقعا به آن چیز یا آن جایگاه که میخواهیم برای خود به وجود بیاوریم؛ باید خواست و حرکت را داشته باشیم که انشالله خداوند نیز یاری کند.. در ادامه به نفس و مراحل آن میپردازیم که یکی از موضوعات مهم در جهانبینی و شناخت انسان درکنگره۶۰ است که به کمک مدلهایی که در اختيار ما گذاشتند تا اجزای صور پنهان را درک کنیم.
مشارکت همسفر اعظم:
جزوه جهانبینی از استادامین است که جهانبینی را اینگونه تعریف میکند: آنچه ما نسبت به کل هستی، جهان درون و برون برداشت، ادراک، دریافت و احساس مینماییم، جهانبینی نام دارد. جهانبینی بیرون درک و احساس ما نسبت به همه هستی است و جهانبینی درون شامل: ادراک و احساس ما نسبت به خود است. در جزوه جهانبینی به سفر اشاره شده است که سفر اول برای کسانی است که برای قطع مصرف مواد سفر میکنند، سفر دوم نیز از قطع مواد آغاز میشود و تا رسیدن به خود ادامه دارد. سفر سوم نیز که از رسیدن به خود تا رسیدن به قدرت مطلق یا خالق خود ادامه دارد که زمان آن پایانی ندارد. مفهوم سفر؛ یعنی حرکت از یک مبدأ معلوم به یک مقصد معلوم که باید هم مبدأ مشخص باشد هم مقصد که مسافرم در گذشته چند دوره در کمپهای مختلف رفته بود و چند دوره سقوط آزاد داشت و ۱۰ سال نیز در ترک بود؛ اما رفتار او و خلقوخوی او با یک مصرفکننده تفاوتی نداشت؛ زیرا فقط مواد را ترک کرده بود و هیچ درمانی صورت نگرفته بود و ما از مبدأ باخبر نبودیم و همه بیراههها را رفته بودیم و تا اینکه خداوند یاری کرد و مسیر کنگره را پیدا کردیم.
مشارکت همسفر زهرا:
جسم ،روان و جهانبینی سه پارامتر اصلی درمان اعتیاد است. جسم و روان یازده ماه زمان میبرد که به درمان برسد؛ اما برای جهانبینی مشخص نیست؛ بنابراین این جزوه درواقع برای این آمده است که یک درک از جهانبینی برای ما بدهد و میگوید جسم و روان؛ مانند سوار و سوارکار است. یک ماشین را در نظر بگیریم که ماشین جسم ما است و ما سوار جسم هستیم، جسم ما خود ماشین است، راننده آن ما هستیم که روان ما است. نکتهای دیگر برای اینکه جسم و روان ما به تعادل برسد؛ باید سه سفر را طی کنیم از یک مبدأ مشخص به یک مقصد مشخص است که آقای مهندس حسین دژاکام فرمودند: زمانی که مبدأ مشخص شد، دانستیم اعتیاد چیست و تخریب های آن را شناختیم.
مشارکت همسفر فوزیه:
در جهانبینی از مبدأ سفر سخن میگویند که همان بیماری اعتیاد است که راهحلهایی که اکثر افراد طی کردند، اشتباه بود؛ زیرا مبدأ و صورتمسئله آن و اینکه به کجا آسیب وارد میشود، مشخص نبود. در کتاب چهارده مقاله نیز آمده است که پزشکان به سیستمایکس تسلط دارند و تمام بخشهای مغز و مواد شبه افیونی را نیز میشناسند؛ اما طوری که آقای مهندس حسیندژاکام این مسئله را شناختهاند و مبدأ را پیدا کردند، پزشکان نتوانستند آن را کشف کنند. آقای مهندس حسین دژاکام ابتدا مبدأ را مشخص کرد که درمان اعتیاد نیز آسودهتر شد. همانگونه که مبدأ و نیز مقصد مهم است، مسیر حرکت نیز در کنگره۶۰ مهم است؛ یعنی اگر من ندانم کجا هستم به مقصد نمیرسم. آقای مهندس حسیندژاکام میفرمایند: انسانها گم شدهاند یا در اعتیاد یا در مسائل دیگر! من همسفر کجا هستم و به کجا میروم؟ به چه میزان تخريب دارم؟ من همسفر نیز جایگاه خود را گم کردهام. جهانبینی کمک میکند که من جايگاه خود را پیدا کنم که از چه مکانی آمدهام و به چه مکانی رهسپار میشوم. آقای مهندس حسیندژاکام میفرمایند: اکثر افراد، انسان را یک جسم و روح میدانند. بعضیها نیز اصلا روح را نمیدانند. کنگره۶۰ به طور کل انسان را به دو بخش صورآشکار و صورپنهان تقسيم میکند. صور یعنی صورت و شکل که صورآشکار نیز جسمی است که مشاهده میکنیم. موضوع اصلی صورپنهان ما است. شاید همه در ظاهر بسیار خوب و مرتب و آراسته باشیم؛ اما اصل جهانبینی در صور پنهان است که روح، عقل، نفس، ذهن برای ما قابل دیدن نيست که در کنگره روی این ابعاد کار میکند و مصالح مواد اوليه جهانبینی همین صور پنهان است. در کنگره۶۰ انسانها را براساس میزان خواست و تمایل خود در این مسیر گام برمیدارند، ممکن است فردی ۵سال در کنگره۶۰ باشد؛ اما هیچ تغییری نکرده باشد؛ اما کسی باشد که در مدتی کوتاه تشنه خدمت است و میخواهد ادای دین کند. من میدانم که مسافر من را فقط کنگره ۶۰ درمان میکند و هیچ روانپزشکی تخريبهایی که به من وارد شده بود را نمیتواند درمان کند و فقط سفر کردن در مسیر کنگره۶۰ من را به درمان میرساند.
مشارکت همسفر سمانه:
هیچ مدرسه و دانشگاهی اینگونه جهانبینی را برای ما واضح و ساده بیان نکرده بود همواره جهانبینی را به معنای دیدن جهان هستی میدانستم و هیچ آگاهی از جهان درون انسان نمیدانستم. زمانی جهانبینی درون را شناختم و با مفاهیم نفس و صورپنهان انسان آشنا شدم. آغاز سفر کردن به درون خود شدم تا به رسیدن به تعادل و آرامش برای خود قدمی برداشته باشم. همانطور که در جهانبینی آمده است، نفس تعيين موجودیت میکند و دارای خواسته است و همینطور منشأ حرکت و تحرک در ما است؛ اما پاسخ به خواستههای نفس و اجرای آنها در اختیار نفس است درواقع فرمانهایی که اجراکننده خواستههای نفس هستند از جای دیگر صادر میشود که برای روشن شدن موضوع مدل قلعه که دومین مدل صورپنهان انسان است، اشاره کرده است. با مدلهای پیشنهادی که برای نفس انسان که شهر وجودی انسان را مانند شهری عظیم مثال میزند که باید مراقب خواستههای خویش باشم. در جزوه جهانبینی آمده است گاهی خواستههای خود بسیار الهی مثبت و معقول هستند و گاهی بسیار پلید و منفی و نامعقول که مایع شرمساری است که این خواستههای ما هستند که شهروجودی ما را تبدیل به شهری آرام میکند یا شهری از آشوب و حشرههایی که سطح این شهر را فرا گرفته است.
در جهانبینی با مراحل نفس آشنا شدم. ابتدا نفس اماره است که بدون تفکر انسان فرمانبردار خواسته های نفس است که عموماً خواستهها نامعقول هستند و انسان دست به اعمالی میزند که درستی و نادرستی آن برای او قابل تشخيص نیست و انسان عذاب وجدان نیز نمیگیرد که در کلام الله شريف از چنین کسانی اینگونه یاد میشود که آنان چهارپایانی هستند بلکه پایینتر. پس از عبور از نفس اماره مرحله نفس لوامه است که مرحله تشخيص خواستههای خود است که در طی زمان با تزکیه و پالایش تشخيص قویتر و عميقتر میشود. مرحلهای که اگر کار ناشایستی انجام دهیم ناراحت و پشیمان میشویم یا همان عذاب وجدان است، مراحل نفس لوامه در انسان متفاوت است؛ مانند فردی ممکن است، مرتکب قتل شود تا احساس ناراحتی کند و گاهی نیز فردی ممکن است با فریاد زدن با عزيزان خود دچار ناراحتی و پشیمانی شود.
مرحله سوم، نفس مطمئنه است که همانطور از نام آن پیدا است از اطمینان میآید؛ یعنی خواستههای خود را با اطمینان انتخاب میکنیم و تنها به خواستههای معقول پاسخ میدهیم که انسانی که دارنده چنین مرحله نفسانی است به مرحله ای از تشخيص رسیده است که در اثر پالایشهای مداوم به آن رسیدهاند که مرحله بسیار با ارزش است. جزوه جهانبینی استاد امیندژاکام بهترین و سادهترین ابزاری است که میتواند به انسانها کمک کند تا با استفاده از مدلها و تعاریفی که در آن استفاده شده است برای رشد و آگاهی و خارج شدن از تاریکیها استفاده کنیم.
نویسنده: همسفران لژیون چهارم
رابط خبری: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر الناز (لژیون هفتم)
همسفران نمایندگی حافظ
- تعداد بازدید از این مطلب :
126