English Version
This Site Is Available In English

بخشش نشانه ایمان قوی ماست

بخشش نشانه ایمان قوی ماست

اگر بنایی آباد باشد؛ اما ساکنین آن خراب باشند، بنا هم کم‌کم رو به نابودی می‌رود؛ اما ساکنین آباد، بناهای خراب یا ویرانه‌ها را آباد می‌کنند.» ضمن عرض سلام و ادب خدمت همسفران عزیز این مصاحبه به مناسبت هفته گلریزان به محضر شما عزیزان تقدیم می‌شود، امیدوارم موردتوجه و عنایت شما بزرگواران قرار بگیرد.

همسفر محدثه به همراه مسافر خود با آنتی‌ایکس مصرفی شیره و الکل وارد کنگره شدند. به مدت ۱۱ ماه و ۲۵ روز با متد DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر امیر هوشنگ و همسفر اعظم سفر کردند. ورزش ایشان در کنگره ایروبیک و مسافرشان شنا است. در حال حاضر مدت ۳ سال و ۷ ماه است که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر محدثه تاکنون در جایگاه‌های عکاس جلسات، مسئول صدور کارت، رابط سایت، دبیر و نگهبان کارگاه خصوصی، نگهبان لژیون سردار، مرزبانی، مسئول حضوروغیاب، ورزشبان ایروبیک والان هم در جایگاه شیرین راهنمای تازه‌واردین در حال خدمت هستند.

اگر بازهم برمی‌گشتید به گذشته آیا این راه را دوباره انتخاب می‌کردید؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر محدثه:

بله قطعاً همین راه را انتخاب می‌کردم. اگر هزار بار دیگر هم به گذشته برگردم، تنها راه نجات خودم را درکنگره می‌بینم؛ چون کنگره به من راه و رسم زندگی‌نامه را آموخت و چیزهای با‌ارزشی مثل سلامتی جسم و روان، تعادل و آرامش را به من هدیه داد و حال خوب امروز خودم و خانواده‌ام را مدیون کنگره‌60 هستم.

از تجربیات خویش به افرادی که برای ورود به لژیون سردار شک دارند، چه توصیه‌ای دارید؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر محدثه:

ابتدا روی سخنم با افرادی است که تازه‌وارد کنگره شده‌اند و سفر اولی هستند و یا افرادی که می‌خواهند تازه‌وارد لژیون سردار شوند. من به آن‌ها حق می‌دهم که شک داشته باشند؛ چون ذهن ما همیشه از چیزهای جدید و ناشناخته می‌ترسد و من به آن‌ها توصیه می‌کنم که ابتدا از قدم‌های کوچک شروع کنند و از قانون یازدهم حمایت کنند و ذره‌ذره قدم‌های خود را بزرگ و بزرگ‌تر کنند و سعی کنند، عضلهٔ بخشش را در وجودشان قوی کنند و مطمئن باشند که اثرات و برکاتش را در زندگی خود می‌بینند؛ حالا چه مالی و چه معنوی و یک آرامش وصف‌نشدنی در زندگی‌تان جاری خواهد شد؛ فقط به افرادی که شک دارند، می‌خواهم بگویم ما باید همیشه یادمان باشد، زمانی را که باحال خراب وارد کنگره شدیم و بعد از گذشت چند ماه تبدیل به انسان‌های سالم و پاک و امیدوار شدیم؛ بنابراین ما مدیون کنگره هستیم؛ اگر کمکی می‌کنیم نباید دست‌ودلمان بلرزد و نگران آینده باشیم. ما باید بدانیم که همیشه بدهکار کنگره هستیم و نمی‌توانیم حسابمان را با کنگره صفر کنیم. من از تجربه خودم برای شما می‌گویم زمانی که عضو لژیون سردار شدم اثرات مثبت زیادی را دیدم و رشد بسیار بالایی درون من اتفاق افتاد، من اینجا یاد گرفتم اگر خدمتی می‌کنم بلاعوض باشد و منتظر دریافتی نباشم؛ مثلاً اگر 6میلیون می‌دهم برای این نباشد که 6 میلیون یا دو برابرش به زندگی من برگردد؛ فقط همین را بدانید که وعده خداوند دروغ نیست و این قانون کائنات و خداوند است که اگر ذره‌ای کمک می‌کنید، چندین برابرش به زندگی شما بر خواهد گشت به نظر من چیزی که در خدمت مالی بسیار ارزشمند است آن حس و حالی است که از آن خدمت دریافت می‌کنید و درون شما رشدی شکل می‌گیرد و گره‌ها و بندهایی از درون شما باز می‌شود که سال‌ها نتوانسته بودید از دام آن‌ها رها شوید؛ ولی با شرکت در لژیون سردار ذره‌ذره این بندها بازخواهند شد.

پهلوان مسافر علی:

من به آن‌ها توصیه می‌کنم که شک به دل خودشان راه ندهند؛ چون ماقبل از آن‌ها این مسیر را رفته‌ایم و ما درکنگره به الگوها نگاه می‌کنیم؛ فقط می‌خواهم بگویم من هم ابتدا که وارد لژیون سردار شدم می‌خواستم بدانم که این مبلغ کجا هزینه می‌شود که به من گفتند؛ برای احیای انسان‌هایی که گرفتار اعتیاد شده‌اند و مطمئن باشید درراه درستی هزینه خواهد شد. اگر به گذشته خودمان نگاهی بکنیم می‌بینیم که اگر به این مکان نیامده بودیم تا الآن از بین رفته بودیم؛ اما درکنگره ما دوباره زنده و احیاء شدیم و یاد گرفتیم که چگونه زندگی کنیم و از زندگی برخوردار باشیم. کنگره ایمان قلبی من را چندین برابر قوی کرد که ابتدا توانستم جایگاه دنوری و بعد هم پهلوانی را تجربه بکنم و سهم خودم را هرچند ناچیز در این مسیر سبز پرداخت کنم.


با توجه به اینکه شما راهنمای DST و راهنمای لژیون تغذیه سالم هستید، کدام‌یک از این خدمت‌ها برای شما لذت‌بخش‌تر بوده است؟

پهلوان مسافر علی:

همه خدمت‌ها درکنگره 60 پر از آموزش هستند، من خدمت کردن در هر دو جایگاه را دوست دارم و هردوی آن‌ها برای من لذت‌بخش و شیرین هستند. از آقای مهندس سپاسگزارم که اجازه خدمت کردن را به ما می‌دهند تا بتوانیم نقص‌های درونی خودمان را برطرف کنیم.

به نظر شما نقطه عطف زندگی شما کجاست؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر محدثه:

نقطهٔ عطف زندگی من همان روزی بود که با کوله‌باری از رنج و ناامیدی وارد کنگره شدم و درخواست کمک کردم و در آن لحظه چرخش بزرگی در زندگی‌ام رقم خورد و مسیر زندگی من از تاریکی‌ها به‌سوی نور تغییر جهت داد و کنگره با آموزش‌های نابش باعث شد که خودم را بشناسم.

نقش همسفر خود را دررسیدن به این جایگاه‌ها چگونه می‌بینید؟

پهلوان مسافر علی:

همسفرم نقش بسیار مهمی در به دست آوردن این جایگاه‌ها داشته است؛ چون گذشت و صبوری بسیاری کردند تا من بتوانم این جایگاه‌ها را تجربه کنم. چقدر زیباست که همسفران از خودشان می‌گذرند تا مسافرشان به رهایی برسد به نظر من معنای عشق واقعی نیز همین است. اگر تشویق‌های همسفرم نبود من هرگز جایگاه پهلوانی را تجربه نمی‌کردم؛ چون گرفتار مالی زیادی داشتم؛ اما با تشویق‌های همسفرم و اینکه درک درستی از کنگره داشتند، توانستم این جایگاه را به دست آورم. من به وجود ایشان افتخار می‌کنم و اینکه همسفرم خدمتگزار کنگره 60 است به خودم می‌بالم.

چگونه مسافر و همسفر می‌توانند در مقابل طوفان‌های زندگی مقاومت کنند و محصول خوبی تولید کنند؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر محدثه:

به نظر من مثلث دانایی و منابع کنگره قوی‌ترین سپر در برابر هر طوفانی است و این بینش و یا این دیدگاه را به ما نشان می‌دهد که طوفان‌های زندگی و یا مشکلات زندگی لعنت خدا نیستند؛ بلکه آن‌ها رحمت هستند. مسافر و همسفر اگر این دیدگاه را داشته باشند، می‌توانند این طوفان‌ها را با کمک هم‌پشت سر بگذارند. زمانی ما می‌توانیم محصول خوبی تولید کنیم که بتوانیم ازآنچه داریم، ببخشیم. زمانی که وارد لژیون سردار شدم با  گوش کردن به مشارکت همسفرانی که با پشت سر گذاشتن سختی‌ها عضو لژیون سردار شده بودند و با این خدمت حس خوبی را دریافت کرده بودند باکار آن‌ها امید درون من زنده شد و من فهمیدم که در این راه تنها نیستم و بخشش این افراد به من محدثه ثابت کرد که قوی‌تر از قبل باشم و یاد بگیرم که برای انجام هر کاری باید صبور و مقاوم باشم و فهمیدم این سختی‌ها و طوفان‌های زندگی است که من و مسافرم را می‌سازد؛ پس باید حامی یکدیگر باشیم و این همدلی بین ماست که رابطه ما را محکم‌تر و قوی‌تر از قبل می‌کند و ما با این کار می‌توانیم محصول باارزش‌تری تولید کنیم که همان عشق و محبت بین ماست ما در اینجا یاد گرفتیم که مشکلات همیشه هست، ما فقط باید راه‌حل آن‌ها را یاد بگیریم تا رشد و ارتقاء پیدا کنیم.

واژهٔ پهلوانی و منش پهلوانی به چه معنا است و چه حسی را به یاد شما می‌آورد؟

پهلوان مسافر علی:

واژه پهلوانی، یعنی از خود و خواسته‌های خود گذشتن. من با این سؤال یاد داستان پوریای ولی افتادم که برای شاد کردن دل مادری از خواسته و حق خودش می‌گذرد و درواقع پیروزی را به کس دیگری هدیه می‌دهد و همیشه به‌عنوان یک پهلوان و یک جوانمرد شناخته می‌شود. ما درکنگره‌60 و در لژیون سردار یاد ‌می‌گیریم که چگونه از خودمان و از خواسته‌های معقول خودمان بگذریم و سهم خودمان را برای دیگران و حتی زکات سلامتی خودمان را نیز پرداخت کنیم تا این خیر به دیگران هم برسد به نظر من کسی که بتواند دیو مادیات را شکست بدهد، یک پهلوان است.

به نظر شما برای خدمت‌ مالی اندازهٔ مبلغ مهم است یا نوع حسی که انسان از آن خدمت‌ مالی خود دریافت می‌کند؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر محدثه:

قطعاً آن حسی که فرد از خدمت مالی دریافت می‌کند، مهم‌تر است. مبلغ مثل یک یادگاری است که شخصی به من می‌دهد؛ حالا فردی برای من یک شاخه گل می‌آورد و یک فرد دیگر برای من یک دسته‌گل می‌آورد، این دو شخص برای من به یک اندازه ارزشمند هستند؛ چون هر دو نفر آن‌ها من را دوست داشتند؛ ولی هرکدام به‌اندازه خودش به من محبت کرده است در خدمت مالی هم همین‌گونه است مبلغ نماد و وسیله‌ای است؛ برای نشان دادن یک احساس بزرگ‌تر. وقتی مبلغی را بادل و جان می‌بخشیم؛ حتی اگر مبلغ هم کم باشد به ما حس بسیار شیرینی دست می‌دهد و احساس لذت می‌کنیم و این خدمت به شما ثابت می‌کند که قوی و قدرتمند هستید و احساس می‌کنید جزئی از این خانواده بزرگ هستید؛ ولی اگر مبلغ، بالا باشد و شما هم از روی اجبار ببخشید آن خدمتی که شما کرده‌اید؛ مثل جسم بدون روح است و اثری هم نخواهد داشت و فقط یک انتقال مادی صورت گرفته است.

نقش بخشش را در از بین بردن گره‌های درونی چگونه می‌بینید؟

پهلوان مسافر علی:

به نظر من هر بار که انسان می‌بخشد در یکجایی بخشش به او بخشیده خواهد شد. تجربهٔ شخصی من این است که هر بار که اقدام به انجام کاری کرده‌ام حالا چه برای سرداری، دنوری یا پهلوانی یا حمایت‌های به‌مرورزمان متوجه شدم که یکی از نقص‌های درونی که برای من مثل یک گره بود و نمی‌توانستم از آن عبور کنم؛ بعد از مدتی راه‌حلی مناسبی برایش پیدا شد و آن گره باز شد. من فکر می‌کنم اول ما باید به آن درک و فهم بخشش برسیم؛ وقتی به آن درک رسیدیم باعث می‌شود یکسری از بندها از ما باز شود درواقع می‌توان گفت: با رسیدن به فهم می‌توانید ببخشید. فهم می‌تواند خیلی از گره‌های زندگی ما را باز کند.

هنگامی‌که شال راهنمای تازه‌واردین را دریافت کردید چه حس و حالی داشتید و همچنین حس حال خود را هنگام دریافت انگشتر دنوری برای ما بیان کنید؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر محدثه:

زمانی که شال راهنمای تازه‌واردین را از دستان پرمهر آقای مهندس دریافت کردم فکر می‌کنم، نشانه‌ای از تعلق را دریافت کرده‌ام و حس می‌کنم بعد از سال‌ها سرگردانی بالاخره چراغی روشن درون تاریکی‌ها پیدا کردم و احساس امید و آرامش زیادی داشتم؛ مثل پرنده‌ای که پس از طوفان، شاخه‌ای اَمن برای نشستن پیدا می‌کند آن لحظه بسیار خوشحال بودم؛ ولی می‌دانستم که از این به بعد مسئولیت سنگینی بر عهده من است و باید به‌درستی عمل کنم و سعی کنم عشق و محبت و عدالت را سرلوحه کار خود قرار دهم تا موفق شوم. بارها راهنمایم این حرف را می‌گفت که خداوند اجازه خدمت کردن به بندگانش را به هرکسی نمی‌دهد و من خدا را شکر می‌کنم که این اجازه به من داده شد تا بتوانم در بخش راهنمای تازه‌واردین به همسفرانی که وارد کنگره می‌شوند و پر از ناامیدی و تاریکی هستند در دل آن‌ها بذر و تخم امیدواری بکارم تا جذب کنگره شوند و آن‌ها هم حال خوش را تجربه کنند. در مورد بخش دوم سؤال اگر بخواهم پاسخ دهم من ابتدا از مبلغ ۵۰۰ هزار تومان شروع کردم و بعد ذره‌ذره نقطه تحمل خود را در بخشش بالا بردم و سردار شدم و در این جایگاه اتفاقات زیبایی برای من رقم خورد به نظر من هر خدمتی که درکنگره انجام می‌دهیم انرژی آن را دریافت خواهیم کرد و این انرژی از بین نمی‌رود و همیشگی است. من خودم قبلاً اگر یک‌تکه طلا یا وسایل منزل می‌خریدم شاید یک ماه یا یک هفته حالم خوب بود و بعد از مدتی دیگر از آن لذت نمی‌بردم؛ ولی در اینجا اگر خدمتی انجام می‌دهم، مدت‌ها آن انرژی و حال خوش همراه من است. سال قبل به لطف مسافرم که همیشه حمایتم می‌کند، توانستم جایگاه دنوری را تجربه کنم؛ چون من شاغل نیستم؛ فقط کاری که انجام داده‌ام، ابتدا برنامه‌ریزی و پس‌انداز کردم و از یکسری خواسته‌های معقول خودم گذشتم و توانستم این مبلغ را پرداخت کنم. من فکر می‌کنم هرچه جایگاه خدمتی بالاتر می‌رود این رشد را بیشتر احساس می‌کنم و دوباره این احساس را در جایگاه شیرین دنوری نیز تجربه کردم. من به کنگره ایمان‌دارم و تاکنون هر خواسته‌ای از خداوند داشته‌ام به آن رسیده‌ام؛ ابتدا می‌خواستم، مسافرم درمان شود و بعد هم این خواسته را داشتم که پهلوان شود؛ چون این را در درونش می‌دیدم و به هردوی آن‌ها رسیدم. شاید باورش برای شما سخت باشد زمانی که مسافرم اعلام پهلوانی کرد به نظر خودم کل خانواده ما پهلوان شدند؛ حتی من محدثه آن انرژی و تغییر حس را درون خودم احساس کردم. من ایمان‌دارم که روزی هم خودم شال پهلوانی را از دستان پرمهر آقای مهندس دریافت خواهم کرد. فکر می‌کنم الآن بهترین فرصتی است که از مسافرم تشکر کنم بابت اینکه مرا با کنگره آشنا کرد و در ادامه کمک کرد تا جایگاه‌های خدمتی زیادی را تجربه کنم و حامی من شد و همیشه کنار من بود و این حال خوش امروز خودم را ابتدا مدیون خداوند بعد آقای مهندس و راهنمای عزیزم و مسافر مهربان و با عشقم هستم.

چه چیزی باعث می‌شود که شخص در مراسم گلریزان با تمام وجودش از مالش ببخشد؟

پهلوان مسافر علی:

به نظر من انسان زمانی می‌تواند با تمام وجودش از مالش ببخشد که به ایمان قلبی رسیده باشد. اگر ایمان در قلب ما وجود نداشته باشد، هرگز نمی‌توانیم این عمل را انجام دهیم. وقتی من باایمان قلبی می‌بخشم، اثرات آن را در زندگی خودم احساس خواهم کرد که همان رشد و ارتقای ما می‌باشد. برداشت زیبای خود را در مورد این پیام برای ما بیان کنید: «فر انسان‌های بربادرفته و در خاک‌ها مدفون‌شده مانند گنجی به صاحبان اصلی آن‌ها پس داده خواهد شد مشروط به اینکه خود را طلب نمایند؟»

پهلوان مسافر علی:

درواقع آن «فَر» جایگاه اصلی انسان‌هاست و نشان انسانیت است که اشرف مخلوقات نام‌گرفته است و انسان را از دیگر موجودات متمایز کرده است. حالا انسانی که درگیر اعتیاد می‌شود و یا در ضد ارزشی‌ها غوطه‌ور می‌شود، این نشان انسانیت هم از او ربوده می‌شود؛ اما وقتی وارد کنگره می‌شود با خواست خود و آموزش‌هایی که به او داده می‌شود، می‌تواند گنج درون خودش را باز پس بگیرد و به مقام انسانی دوباره برگردد؛ فقط یک شرط دارد و آن‌هم طلب است که انسان‌ها بخواهند که خداوند هیچ‌گاه آن‌ها را به حال خود رها نکند. به نظر من مسیر کنگره، مسیری است که ما می‌توانیم آن جایگاه و نشان انسانیت را دوباره پس بگیریم.

از راهنمای تازه‌وارد همسفر محدثه و پهلوان مسافر علی سپاسگزاریم که وقت ارزشمند خود را در اختیار ما قرار دادند تا بتوانیم لذت یک مصاحبه به‌یادماندنی را با آن‌ها تجربه نماییم، امیدوارم که سالیان سال در کنار هم زندگی سرشار از عشق و محبت و علاقه و لبریز از خیروبرکت را داشته باشند.

مصاحبه‌کننده و طراح سؤال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
عکاس: مرزبان همسفر اشرف
ارسال: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .