English Version
This Site Is Available In English

یوم الفصل برایم فرا رسید با عشق خدمت را تحویل دادم

یوم الفصل برایم فرا رسید با عشق خدمت را تحویل دادم

ضمن عرض سپاس از خدمت بی‌منت و بلاعوض در جایگاه خدمت راهنمایی و تجلیل از زحمات راهنما، در این باره مصاحبه‌ای را با راهنما همسفر آمنه از شعبه تخت جمشید شیراز آماده کردیم که با ایشان به آن می‌پردازیم.

همسفر آمنه و مسافرشان جواد با ۸ سال تخریب وارد کنگره۶۰ شدند. با متد DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر ابراهیم و همسفر مرضیه به رهایی رسیدند. در حال حاضر به مدت ۸ سال و ۷ ماه است که به لطف خدا و با دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر و همسفر بدمینتون است. همسفر آمنه در جایگاه‌های مختلف خدمتی مانند دبیر کارگاه، دبیر و نگهبان لژیون سردار، عضو لژیون سردار، ورزشبان بدمینتون، دبیر و نگهبان جلسات هماهنگی راهنمایان، راهنمای درمان و مسئول امتحانات و مدت ۶ سال راهنمای لژیون پنجم در شعبه تخت‌ جمشید از خدماتشان بوده و همچنین از لژیون ایشان ۳ راهنمای شال نارنجی و یک مرزبان و خدمتگزارانی در قسمت‌های مختلف پرورش داده شده است.                         

روز تجلیل شما با وادی نهم که دستور جلسه بود یکی شده است، لطفاً قدری در مورد این وادی برایمان توضیح دهید.

در وادی نهم می‌آموزیم که نقطه تحمل را برای پرهیز از ضد ارزش‌ها چگونه بالا ببریم، در حقیقت نقطه تحمل ما با میزان دانایی و ظرفیت درونی ما پیوند خورده و هرقدر که به دنبال مسیر درست ارزش‌ها و کسب آگاهی باشیم نقطه تحمل ما بالاتر رفته و کمتر به دام حقه‌های نفس می‌افتیم.

در مراسم تجلیل شما راهنما، رهجو و تقریباً بیشتر حاضرین در جلسه همه به نیکی از شما یاد کردند، لطفاً در چند جمله و برای تسکین دلتنگی و تحمل این سختی صحبتی با آن‌ها داشته باشید؟

خدا را شاکرم که در جمع پرمهر و محبت شما همسفران شعبه تخت‌جمشید شیراز بودم، تمام احساسات پاکتان نسبت به خودم را از خلوص نیت و حس‌های خوب خودتان می‌دانم، گرچه دیگر شال نارنجی بر دوش ندارم؛ اما پیوند محبت بین ما تا ابدیت ادامه دارد و همیشه در قلبم جایگاه رفیعی خواهید داشت، برای همه‌ محبت‌هایتان سپاسگزارم.

همسفر آمنه، رهجوهای شما اشاره کردند که مدتی پیش پسرتان در بیمارستان بستری شده بود؛ ولی شما کنگره را ترک نکردید و در ساعت لژیون حاضر شدید و سپس به بیمارستان بازگشتید، مگر کنگره چه چیزی به شما داده است که آن را اولویت تمام روزمرگی‌ها و کارهای خود قرار می‌دهید؟

در حقیقت کنگره وسیله است و هدف نیست. من کنگره را اولویت خود قرار نداده‌ام؛ بلکه آموزش‌هایی که از این مکتب و تفکر عظیم آموخته‌ام را سرلوحه زندگی خود قرار داده‌ام. من با توکل به خداوند، فرزندم را به پزشک و پرستارانی که مراقبش بودند سپردم و در لژیون حاضر شدم تا رهجوهایی که از شهرستان می‌آمدند و مسیرشان دور بود از آموزش محروم نشوند و می‌دانستم وقتی به نزد پسرم باز می‌گردم دنیایی از انرژی‌های ناب را برایش هدیه می‌برم.

شما دو فرزند دارید. آیا آموزش‌های کنگره در تربیت‌ آن‌ها تأثیری داشته یا آموزش‌های کنگره و علم درست زندگی کردن را به آن‌ها یاد داده‌اید؟

فکر می‌کنم من باید اول خودم را تربیت کنم. اگر بخواهم فرزندانم از آموزش‌های ناب کنگره بهره ببرند؛ باید تغییر، تبدیل و ترخیص را درون خودم انجام دهم؛ یعنی با دیکته کردن یک مسئله نتیجه آنچنان جالب نیست. وقتی من شروع کنم به آدم بهتری شدن و تربیت خودم، حس، حال و انرژی خود را به فرزندانم نیز القاء می‌کنم و الهی شکر که خودم و فرزندانم بهره‌های بسیاری از آموزش‌های کنگره بردیم.

شما همیشه در مشارکت‌هایتان با آگاهی کامل و دانش صحبت می‌کنید، این آگاهی و دانش را چگونه به‌دست آوردید و مدیون چه کسی هستید؟

از لطفی که به من دارید سپاسگزارم؛ اما من چیزی از خودم ندارم هر آنچه که هست لطف پروردگار مهربان و آموزش‌های ناب آقای مهندس، استاد امین و راهنمایانم است.

از وادی چهاردهم که آن را عشق بیان کردند و از عشقی که خداوند نصیب شما کرد که خدمت راهنمایی را بچشید، لطفاً شعر یا متنی را که از کتاب عشق به دلتان نشسته است را برایمان بیان کنید؟

من هربار به وادی چهاردهم رسیدم یاد این بیت شعر افتادم؛ علت عاشق ز علت‌ها جداست     عشق اسطرلاب اسرار خداست، هرجا که خواستی از خود به خدا برسی ابزار شناخت و رسیدن عشق است. در متن وادی چهاردهم جایی نوشته شده که بزرگی می‌گفت: اگر عشق خالق نداری، عشق مخلوق مهیا کن تا قدر این کلمات تو را حاصل آید و باز می‌گفت: عاشق را حساب با عشق است، با معشوق چه حساب دارد!؟

در چند جمله اگر صحبتی یا پیامی خاص با بنیان کنگره۶۰ دارید با ما در میان بگذارید؟

به راستی چه می توانم بگویم؟ یک کتاب حرف را چگونه در چند جمله بیان کنم، اصلاً مگر می‌شود چیزی گفت و ادای دین کرد. کلمات برایم نامفهوم می‌شوند در سپاسگزاری از مقام مردی که معنای واقعی عشق است. انسانی که انسانیت را به من آموخت. چگونه برای سپاس از ثانیه ثانیه، نزدیک به ده سال نفس کشیدنم در فضای پر مهر کنگره کلمه شایسته‌ای پیدا کنم؛ تنها می‌توانم بگویم: الحمدالله برای خلق چنین انسانی.

لطفاً از حس و حالتان در زمان تجلیل برایمان بگویید؟

همیشه آموخته‌ام و سعی کرده‌ام فرمانبردار سیستم راهنمایانم و مسئولین باشم. همیشه به یوم الفصل فکر می‌کردم؛ اما روزی که فهمیدم باید خدمت را تحویل دهم، حال بدی داشتم. محرومیت از حسی گرانب‌ها یعنی محرومیت از فرصت خدمت و حس دلتنگی عمیق برای دوستان و رهجویانم. وقتی امروز وارد شعبه شدم، غم عظیمی بر شانه‌هایم بود؛ اما مشارکت اعضاء شعبه را که گوش می‌دادم با اشک‌هایشان، اشک می‌ریختم و با دعاهای خیرشان قند در دلم آب می‌شد. آن‌قدر به من لطف و محبت داشتند که خدا را در هر لحظه سپاس گفتم که توانسته‌ام صادقانه خدمت کنم. البته من فقط خدمت راهنمایی را تحویل دادم و همچنان به کنگره وصل خواهم ماند و خود را از آموزش‌ها محروم نخواهم کرد و این نقطه امید من است تا کمتر حس دلتنگی داشته باشم و به خودم تبریک می‌گویم که با عشق خدمت کردم و با عشق خدمت را تحویل دادم.

به عنوان سخن پایانی اگر صحبتی دارید که می‌خواهید با ما در میان بگذارید لطفاً بفرمایيد؟

در پایان سخن چند بیت آخر یکی از شعرهایم را که در مورد کتاب عبور از منطه ۶۰ درجه زیر صفر نوشته بودم را برایتان می‌خوانم:
حسین بود آن که می‌کشید نقشه‌های‌ راه را         و باز امید داده‌ بود جوانه‌های رو‌به‌راه را
بخوان کتاب‌ خوب او سفر بخیر می‌شود               و از تو تا تمام تو نهفته سیر می‌شود
 عبور کن عبور از تمام ۶۰ درجه‌ها                    تو هم دوباره می‌رسی به قله عقاب‌ها       

از همه عزیزانی که در این مدت درس‌های بسیاری کنارشان آموختم سپاسگزارم و تشکر ویژه‌ای دارم از ایجنت همسفر میترا و مرزبانان این دوره که به من بسیار لطف داشتند؛ همچنین از شما، همسفر محدثه متشکرم. از صمیم قلب از خداوند می‌خواهم همه ما پر بگیریم و در اوج چون عقاب تیز پرواز بر آسمان دانش، عشق و انسانیت به پرواز در آییم.

از شما راهنما همسفر آمنه تشکر می‌کنم که وقت باارزشتان را در اختیار من و دیگر اعضاء کنگره۶۰ شعبه تخت‌جمشید شیراز قرار دارید، ان‌شاءالله که برکت این خدمت شیرین در زندگی شما جاری و ساری باشد.

مصاحبه‌‌کننده: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر آمنه
عکاس: مرزبان خبری همسفر زهرا
ویرایش و ارسال: همسفر رخساره رهجوی راهنما همسفر آمنه نگهبان‌ سایت
همسفران نمایندگی تخت‌جمشید شیراز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .