سم الله الرحمن الرحیم
دستور جلسه این هفته: که چی؟

سی و ششمین دستور جلسه هفتگی کنگره 60 از دستور جلسات سالانه، به موضوع کی چی اختصاص دارد. این هفته در 30 نمایندگی کنگره 60 در سراسر کشور در خصوص این موضوع گفت و شنود و تبادل نظر صورت می گیرد. در طول این هفته، در بیش از 100 جلسه و کارگاه آموزشی و با طول زمانی در حدود 5000 دقیقه در این زمینه اعضای کنگره 60 می توانند به تبادل نظر و گفت و شنود بپردازند و تقریباً بیش از 2000 نفر از اعضای کنگره 60 در این گفت و شنود شرکت می کنند.
و اما دستور جلسه:
با تعمق چند لحظه ای بر روی سئوال کوتاه که چی و یا برای چی، متوجه می شویم که این عبارت سئوالی کوتاه، ضمن سادگی و مختصر بودن، شاید بزرگترین سئوال زندگی هر انسانی است که به شکل روزمره و در لحظه لحظه زندگی انسان مطرح می شود. قدر مسلم، این سئوال دلیل انجام کارها را از ما می پرسد، ابتدا در جزئیات و سپس در کلیات.
این سئوال، هم مسائل بسیار جزئی و پیش پا افتاده زندگی روزمره را در بر می گیرد و هم کلیات زندگی و حتی کلیات هستی و کائنات، معمولأ سئوال که چی و برای چی را ما در خصوص هر موضوعی می توانیم مطرح می کنیم.
همانگونه که گفتیم سئوال که چی، دلیل انجام کارها را از ما می خواهد، برای چی مسواک می زنیم، برای چی می خوابیم، برای چی غذا می خوریم، مدرسه می رویم که چی؟ درس می خوانیم که چی؟ ورزش می کنیم که چی؟ صبح زود بیدار می شویم که چی؟ پدر و مادر را دوست داریم که چی؟ رشد می کنیم و بزرگ می شویم که چی؟ کار می کنیم و پول در می آوریم که چی؟ ازدواج می کنیم که چی؟ صاحب فرزند می شویم که چی؟ و بالاخره مواد مخدر مصرف می کنیم که چی؟ نشئه می شویم که چی؟ ترک می کنیم که چی؟ می خواهیم اعتیادمان را درمان کنیم که چی؟ کنگره می آییم که چی؟ برای چی؟ که چه شود؟

پس، این سئوال دامنه بسیار وسیعی دارد، علیرغم کوتاهی و ساده بودن این سئوال دو کلمه ای کوچک، اگر دقت کنیم می بینیم سئوالی از این گسترده تر در زندگی انسان وجود ندارد، موضوعی در زندگی ما وجود ندارد که بتواند از حوزه این سئوال خارج باشد.
وقتی صحبت از زندگی انسان می شود، اگر دقت کنیم می بینیم زندگی چیزی جز مجموعه ای از حرکت نیست، حرکت، یعنی انجام کارهایی که برای گذران امور زندگی بایستی به انجام برسانیم اما یک نکته اساسی وجود دارد و آن این است که این حرکت ها و انجام ها، گاهی هدفمند است و گاهی بی هدف، اگر برای این انجام ها هدف داشته باشیم، به سئوال که چی پاسخ داده ایم و اگر هدفی در کار نباشد، آن موقع در مقابل سئوال که چی و برای چی، به قول معروف کم می آوریم.
هدفمند بودن، یک اصل بسیار اساسی در زندگی هر انسانی است، منظور از هدف، فقط اهداف درست و مثبت نیست حتی ممکن است هدف منفی باشد اما مهم این است که هدف، وجود داشته باشد زیرا در غیر اینصورت یعنی سردرگمی و حیرانی و باری به هر جهت بودن که از بدترین وضعیت ها است.
مصرف کننده مواد مخدر اگر مواد نداشته باشد، برای به دست آوردن مواد از خانه بیرون می زند و حرکت می کند، ممکن است حتی پول کافی نداشته باشد و یا این که اصلأ نداند امروز باید موادش را از کجا و چگونه تهیه کند اما یک هدف بسیار مهم دارد و آن این است که باید مواد تهیه کند، این هدف برای او بسیار مهم است و در بدترین حالات خماری، دست از تلاش برنمی دارد، آن قدر تلاش می کند تا بالاخره به دست می آورد، کسانی که مصرف کننده بوده اند و یا هستند، اگر خاطراتشان را مرور کنند ممکن است از این دست، مواردی در ذهن و حافظه خود داشته باشند.
در اینجا، هر چند هدف، تهیه مواد مخدر و مصرف آن است اما چیزی که باعث می شود شخص به خواسته خود برسد، وجود هدف محکم و غیر قابل تغییر است.
مشخص بودن و واضح بودن هدف و اصرار و تلاش بی وقفه در جهت آن، مسئله ای است که نمی توان در خصوص رسیدن و حصول آن شک کرد.
در هر مسئله و راهی اگر هدفی با چنین خواست قدرتمندی باشد، قطعأ به آن می رسیم، چه منفی و چه مثبت.
بسیاری اوقات در زندگی ما، وضعیت هایی پیش می آید که هدف ما از انجام ها، کاملأ مشخص نیست و مشخص نبودن هدف باعث می شود ما در شرایط نا مساعدی قرار بگیریم.
به عنوان مثال، کسی که برای درمان اعتیاد مراجعه می کند اگر خواست و هدف او از درمان اعتیاد کاملأ واضح و مشخص نباشد، در مسیر درمان با مشکلاتی مواجه می شود که توان عبور از آنها را ندارد، دلیل این ناتوانی همان نامشخص بودن هدف و انگیزه است. کسی که هدفش از درمان اعتیاد کاملأ واضح و مشخص و شفاف است و برای رسیدن به هدفش از هیچ تلاشی فروگذار نیست، در مسیرش متوقف نمی شود. لحظه ای درنگ نمی کند، چیزی وجود ندارد که باعث دلسردی و ناامیدی و درنهایت توقف او شود زیرا هدف، کاملأ واضح و پر رنگ است و با تمام قدرت به سمت هدف حرکت می کند، از حاشیه ها پرهیز می کند و فقط به هدف نگاه می کند.
اما اگر هدف درمان اعتیاد برای شخص آن صلابت و شفافیت را نداشته باشد و آن چنان که باید در جهت هدف تلاش نکند، مطمئن باشید نیروی اعتیاد بسیار بیشتر و قوی تر از نیرو و انگیزه چنین شخصی است و او به درمان نخواهد رسید.
گاهأ دیده می شود افرادی برای درمان اعتیاد به کنگره 60 مراجعه می کنند، حالا ممکن است به خاطر اصرار اطرافیان و خانواده باشد و یا این که بنا به خواست خودش آمده اما هنوز در پیچ و خم کوچه های دودلی وشک و یقین سیر می کند، گاهی محکم می آید و گاهی سست، هم نشئگی را دوست دارد و هم درمان اعتیاد را، هنوز نمی تواند از لذت نشئگی بی حد و حصر چشم پوشی کند و نمی تواند آن را رها کند اما در همین حال، درمان و رهایی را هم دوست دارد.
این دوگانگی درونی، یعنی دوگانگی بیرونی، در وضعیت دوگانگی درونی و شک و تردید، شکل بیرونی آن گاهی محکم و گاهی سست بودن است، این وضعیت تا زمانی که به یقین کامل نرسد، مسیری نیست که به درمان و رهایی ختم شود. این مسیر، مسیر ساختن و خراب کردن است، هر چه را که می سازد پس از مدتی خراب می کند، مسیر نقطه چین و خط های کوتاه است، یک خط پیوسته و ممتد نیست.
در ابتدای مطلب، شخصی را مثال زدیم که به دنبال تهیه مواد مخدر بود، اگر خوب دقت کنیم می بینیم که برای چنین شخصی تهیه مواد در صدر تمام خواسته هاست، او در آن هنگام به هیچ چیز فکر نمی کند جز رسیدن به مواد و به دست آوردن آن، اولویت اول برای او این است، هیچ چیز نمی تواند او را متوقف کند حتی اگر قرار باشد پای پیاده، شمال، جنوب، شرق و غرب تهران را طی کند، طی می کند، اگر کفش نداشته باشد، بدون کفش می رود، هیچ چیز نمی تواند او را متوقف کند، نیروی عظیمی در درون اوست و فائق بر همه چیز است.
در درمان اعتیاد، ما به مبارزه چنین نیرویی می رویم، همان نیرویی که در پس خواست تهیه مواد بود. این نیرو، نیرویی نیست که بتوان با سهل انگاری و باری به هر جهت بودن، بر آن فائق آمد. کسی می تواند از عهده این نیرو و این هدف بر آید که درمان اعتیاد و رسیدن به رهایی، خواست اول و اولویت اول زندگیش باشد. در صدر تمام خواسته ها و اولویت ها.
اگر همان انگیزه قدرتمند و شگفت انگیز را که در تهیه و مصرف مواد به کار می بردیم، بتوانیم در جهت عکس به کار اندازیم، یعنی برای درمان و رهایی از اعتیاد آن را بکار گیریم، مطمئن باشیم که به هدف خواهیم رسید. در غیر اینصورت نمی توان حریف اعتیاد شد.
شخصی که این نیرو و انگیزه را در خود به وجود آورده است، شخصی است که به سئوال که چی و برای چی در مورد مصرف مواد مخدر و مصرف نکردن آن، مصرف کننده بودن و یا آزاد و رها بودن، به درستی پاسخ داده است.
اگر می خواهد مواد مصرف نکند و درمان شود و به رهایی برسد، علت آن را می داند و برای چی بودن آن، برایش روشن است. چنین شخصی از عهده ناملایمات دوران سفر اول بر می آید. سختی ها را تحمل می کند، ناخوشی ها و نامهربانی ها و بالا و پایین ها را با جان و دل می خرد، خم به ابرو نمی آورد، گله و شکایت نمی کند، برای رسیدن به رهایی، لحظه ای غفلت نمی کند. عشق او رهایی است، عشق او آزادی است، عشق او رهایی از زندان و اسارت اعتیاد است، او فقط رهایی و آزادی را می خواهد. برای رسیدن به رهایی، تسلیم آموزش های کنگره 60 است.
وضعیت سفر اول همیشه آنطور که دلمان می خواهد نیست، طبیعی است که فراز و نشیب هایی وجود داشته اشد، اما برای او فرقی نمی کند، او خواستار رهایی است. کنگره 60 برای این افراد است.
اما اگر به سئوال که چی در مورد مصرف کردن مواد مخدر و یا مصرف نکردن آن، پاسخ درست نداده باشد و هنوز نداند که برای چه می خواهد مواد مخدر مصرف نکند، برای چی می خواهد اعتیادش را درمان کند، اصلأ برای چی به کنگره می آید، حال و هوای او طور دیگری است. دیر می آید، زود می رود، غیبت می کند، جایش در لژیون خالی است، گاهی خوب است، گاهی بد، حماقت می کند، توان گوش کردن به حرف راهنما را ندارد، گله و شکایت می کند، انتظار دارد همه چیز و کل زندگی و هستی و رویدادها بر وفق مراد او باشد تا آن وقت ایشان با حوصله بنشیند و اعتیادشان را درمان کنند اما غافل از این که این اتفاق نخواهد افتاد، او به درمان و رهایی نمی رسد، کنگره 60 در درمان قطعی اعتیاد و رهایی و آزادی از زندان و اسارت اعتیاد و رسیدن به سرزمین نور و روشنایی، برای این فرد نیست، حق او نیست.
این سئوال عجیب و تکان دهنده کی چی، فقط مربوط به درمان اعتیاد نیست، برای تمام زندگی ماست، برای تمام کارهایی که انجام می دهیم و یا انجام نمی دهیم، ممکن است سفر اول باشیم و یا سفر دوم، از نظر این سئوال فرقی نمی کند. مهم این است که به هر حال ما در هر وضعیت و مقطعی از زندگی، مشغول انجام یکی سری کارها هستیم، مهم این است که برای هر انجامی بتوانیم سئوال که چی را خیلی واضح و شفاف پاسخ دهیم.
سئوال که چی؟ داروی عجیبی برای بسیاری از به هم ریختگی هاست، البته ببخشید که از ضمیر ما استفاده می کنم، خیلی وقت ها ممکن است ما حال خوش را به بهانه های واهی و پوچ، به حال بد تبدیل کنیم، ممکن است حال خوب و نعمت ها و داشته های خود را که با هزار زحمت و مکافات به دست آورده ایم را، نادیده بگیریم و ارزشی برای آنها قائل نباشیم و فقط به نداشته های خود فکر کنیم، بهانه ای کوچک و پوچ را در ذهن خود تبدیل به یک هیولای وحشتناک کنیم که می تواند تمام لذت زندگی را نابود کند.
گاهی اوقات آن چنان درگیر تصاویر ذهنی منفی و افکار منفی بشویم که نتوانیم به این سادگی ها خود را خلاص کنیم، سئوال که چی می تواند در همان ابتدا، ما را از گیر افتادن در بسیاری از گرداب های وحشتناک نجات دهد و به ما کمک کند که حافظ و نگهدارنده انرژی و حال خوب باشیم، حتمأ می دانید که انرژی مانند پول است، همان کاری که پول در دنیای بیرون انجام می دهد، انرژی در دنیای درون انجام می دهد، انرژی به سختی به دست می آید، در استفاده و خرج آن بایستی دقت کافی داشت.
دعای کنگره را خیلی دوست دارم، زیزا دعای دسته جمعی ، دعایی قوی برای استجابت است ، همیشه سعی می کنم موقع دعا در جلسه باشم چون در دعای کنگره و در 14 ثانیه سکوت گفته می شود که فقط یک خواسته و یا یک دعا را مطرح کنید و از خداوند بخواهید، این تمرین خوبی است که فکر کنم واقعأ چه چیزی از خداوند می خواهم چون خیلی وقت ها واقعأ نمی دانم مشخصأ چه می خواهم، همه ما ممکن است خیلی چیزها را بخواهیم اما ندانیم که کدام مهمتر است و از بین آن ها کدام یک را باید انتخاب کنیم، دعای کنگره فرصت خوبی برای اولویت بندی خواسته هاست.
به شما عزیزان پیشنهاد می کنیم سی دی سخنان نگهبان کنگره 60 در مورد این دستور جلسه در روز چهارشنبه 01/03/1392 را تهیه و گوش فرا دهید.
با احترام، مسافر علی خدامی 01/03/1392
منبع: جمعیت احیای انسانی کنگره 60
-
منبع:
- پنج شنبه 2 خرداد 1392
- تعداد بازدید از این مطلب :
6750