تاریخ
دوشنبه 13 خرداد 1398

کارگاه آموزشي کنگره 60؛ نمایندگی شهر ری + گزارش تصویری مراسم افطاری

موضوع : گزارش تصویری
بخشش و خدمت بلاعوض به مخلوقات خداوند دو عنصري است که رضايت خالق را درپي دارد که در کنگره60 با آموزشهاي مفيد به خوبي صرف شده است.
کارگاه آموزشي کنگره 60؛ نمایندگی شهر ری + گزارش تصویری مراسم افطاری
جلسه چهارم از دوره بیست و نهم، از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شهرری، ویژه مسافران و همسفران، روزهای شنبه مورخ 98/03/11 با استادی مسافر محمود ،نگهبانی مسافر محمد، دبیری مسافر جواد،با دستور جلسه ( کمک من به استحکام پایه های علمی و مالی کنگره 60 ) رأس ساعت 17:30 آغاز به کار نمود.
 

خلاصه سخنان استاد:

امروز  نمی‌خواهم  در خصوص اینکه یک نفر به درمان می‌رسد چقدر هزینه دارد؟  و یا دلایل اینکه چرا من در زمان اعتیاد  حاضر بودم هرچقدر موادفروش می‌گوید ،پول برای تریاک و شیشه و هرویین بدم اما وقتی به درمان می‌رسم راضی نیستم پول داخل سبد بیندازم ، صحبت کنم.امروز می‌خواهم این دستور جلسه را از دیدگاه جهان‌بینی نگاه کنم. و نقش خود را در کنگره بیابم.چند روز پیش داشتم فکر می‌کردم که  چرا این مکانی که ما الآن هستیم و تا چند سال پیش تبدیل به یک مخروبه شده بود و کسی هم سراغش نمی‌آمد ، چه اتفاقی افتاده که الآن روزانه خیلی از انسان‌ها به اینجا می‌آیند و این مکان را به آن‌ها آرامش می‌دهد و حتی بعضی‌ها اینجا را خانه اول خود می‌دانند.  مگر این درودیوار  همان درودیوار  دیروزی نیست.پس چه اتفاقی افتاده است؟ و چرا این دو آن‌قدر باهم متفاوت‌اند؟

آری شرف و قداست مکان‌ها به خود آن مکان نیست.به انسان‌هایی هستند که در آن زیسته‌اند.این مکان می‌توانست به رستوران یا یک تعمیرگاه باشد.اما از وقتی‌که تبدیل به کنگره شد و انسان‌هایی برای نجات دیگران آمدند، قداست پیدا کرد.پس ما هستیم که به مکان شرافت و قداست می‌دهیم.پس بیاییم کاری کنیم که نامی از خود باقی بگذاریم. ما هم عبادت فردی داریم هم جمعی مثلاً هم می‌توانیم نماز فردی بخوانیم و هم به‌صورت جماعت و اجتماعی و جایی که پای دیگران وسط می‌آید ارزش آن خیلی بیشتر است
 بارزترین جنبه‌ی اجتماعی عبادت، خدمت به مردم و برآوردن نیازهای آنان است زمانی که جهان‌بینی‌ام بیشتر تغییر کند خودم برای مردم در محرم و ماه رمضان غذا درست می‌کنم و غذای نذری می‌دهد و برایم دیگر مهم نیست که این آدم پولدار یا فقیر ، پسر فلان شخص است یا به آدم عادی و دیگر با خوردن غذا لذت نمی‌برم بلکه از اینکه به دیگران غذا بدهم و خدمت کنم لذت می‌برم.آری هرچقدر انسان جهان‌بینی‌اش تغییر کند و درجه‌اش بالاتر برود دیگر لذت‌ها و خوشی‌ها را تنها برای خودش نمی‌خواهد. در کنگره وقتی یک نفر برای درمان می‌آید، ما نگاه نمی‌کنیم که این پسر حاج‌آقا فلانی ، این آقا سرمایه‌دار است  یا آن‌یکی پیک موتوری است، همه یکسان مشاوره می‌شوند و به آن‌که یک سال می‌آید و باآنکه تازه آمده یک نوع چایی می‌دهند.

کسی که تازه می‌آید اول برای خودش دعا می‌کند و می‌گوید خدایا من را از اعتیاد نجات بده ، بعد از مدتی می‌گوید خدایا برادر لژیونی‌هایم را نجات بده و بعد از مدتی برای کل بچه‌های شعبه دعا می‌کند و هرچقدر جهان‌بینی‌اش تغییر می‌کند و روحش بزرگ‌تر می‌شود دعایش هم‌تغییر می‌کند می‌گوید خدایا همه معتاد را نجات بده ،این یعنی خدمت واقعی و بلاعوض. خوب حالا خوب شدم، این رهاییم را چقدر می‌فروشم، یک‌میلیون ، دو میلیون ، .... چقدر؟ الآن یک سفر دومی چقدر راضی است که پول بگیرد و  برگردد به آن روزهای قبل از کنگره‌اش؟حالا تازه می‌رسیم  به دستور جلسه: در استحکام پایه‌های مالی و علمی کنگره من چه کرده‌ام؟ در ابتدا باید از خودم بپرسم که چرا اول گفته مالی ، بعد گفته علمی.هرسال تعدادی کودک آماده رفتن به مدرسه می‌شوند ، یعنی شرایط سنی پیدا می‌کنند، اگر مدرسه نباشد این افراد باید کجا بروند؟ یعنی باید پول باشد که مدرسه بسازند و این افراد آموزش ببینند هرسال عده‌ای پا به عرصه اعتیاد می‌گذارند و عده‌ای درخواست درمان دارند، این افراد جای و مکان آموزشی می‌خواهند  و برای احداث یک شعبه و نمایندگی جدید، نیاز به خرید زمین یا حداقل اجاره یک مکان مناسب است.این دستور جلسه می‌خواهد بگوید که  اول باید پایه‌های مالی خود را محکم کنیم و مستقل باشیم و هر شعبه باید خودش رو پایش باشد.

برای خود من خیلی سخت و ناراحت‌کننده است که دیگران بیایند پول و هزینه من و  شعبه ما را بدهند ، تا من به‌عنوان مسافر به درمان برسم ، مگر نباید بار مسئولیت خود را به دوش کسی نیندازیم.آری من حاضرم خودم با پول اندک و ناچیز خود  شعبه را بچرخانم تا اینکه بیایم زیر نظر یک ارگان دیگر و از آن‌ها پول بگیرم و وابسته به آن‌ها باشم هرکس در این شعبه باید نقش خودش را بازی کند.مهم نیست که من چقدر دارم ،مهم نیست سفر اولم یا دوم یا راهنما مهم این است که نقش خودم را درست بازی کنم. آری نیکوکاران کسانی هستند ، که وقتی تنگ‌دست هستند و وقتی‌که وضعشان خوب است انفاق می‌کنند.

اگر خدانکرده اتفاقی برای این شعبه روی دهد، آن‌وقت اگر مجبور شویم برویم در پارک لژیون برقرار کنیم، متوجه می‌شویم که این مشکل برای سفر اول ، سفر دوم ، راهنما ، مرزبان و ایجنت است وقتی‌که یک لژیون در شعبه توانایی دارد ماهیانه  دو میلیون تومان  برای اجاره شعبه بدهد  آیا بقیه نمی‌توانند چرا.حتماً می‌توانند،در لژیون ما ، تمامی مسافران می‌توانند ماهیانه مبلغی را به‌دلخواه خودشان تعیین کنند و تحویل دهند و رسید دریافت کنند، در لژیون ما از ماهیانه 10 هزار تومان داریم تا چند صدهزارتومانی. که مجموع آن در آخر ماه می‌شود دو میلیون تومان،از خداوند می‌خواهم که تمامی شعب ، بتوانند امسال برای خودشان زمین و ساختمان مستقل داشته باشند.

 

و در ادامه مراسم تهیه و پخش افطاری
 
 
 
 
 
 














































عکس  :مسافر حسين
تايپ و تنظيم:مسافر عباس
عکس همسفران: همسفر الناز

تعداد بازدید از این مطلب : 210
ادامه مطالب در آرشیو گزارش تصویری
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
2 نظر  
  • محمد ضرغامی، شیراز
زمان ارسال
1398/03/13 16:0:51
خداقوت به استاد عزیز و گرامی خودم آقای محمود اسماعیلی. بسیار زیبا و دلنشین سخن گفتید.
  • حمیدرضا از کرمان
زمان ارسال
1398/03/13 12:42:47
با سلام و خدا قوت به همه خدمتگزاران صدیق شعبه ای که رهایی من در آن رقم خورد و دستمریزاد به استاد بزرگوارم جناب آقای محموداسماعیلی بابت سخنان زیبا و دلنشینشان؛امیدوارم که بزودی با همت همه عزیزان شاهد حضور در ساختمان متعلق به خود شعبه باشیم.تا باد چنین بادا...
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب