سومین جلسه از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی شادآباد با استادی اسیستانت لژیون سردار همسفر شیما، نگهبانی راهنما همسفر الهام و دبیری همسفر سمیرا با دستور جلسه «الهام از رمضان» روز سهشنبه ۷ اسفندماه ۱۴۰۳ ساعت ۱۳:۴۵ برگزار شد.
خلاصه سخنان استاد:
خدای بزرگ را بسیار شاکر و سپاسگزار هستم که امروز این فرصت را به من داد تا در نمایندگی شادآباد در خدمت شما همسفران در لژیون سردار باشم. از ایجنت نمایندگی همسفر فاطمه همینطور از همسفر الهام، نگهبان لژیون سردار سپاسگزارم که این هماهنگی را انجام دادند. دستور جلسه این هفته از لژیون سردار الهام از رمضان است. همانطور که شما در جریان هستید و میدانید و آقای مهندس نیز چهارشنبه عنوان کردند، آقای مهندس سفرشان را در ماه رمضان شروع کردند؛ برای همین این دستور جلسه از دستور جلساتی بود که آقای مهندس در کنگره گذاشتند؛ زیرا تمام الهامات در مورد روش DST را از ماه رمضان گرفتند. به قول استاد امین اگر ماه رمضان نبود متد DST کشف نمیشد. حالا علت چه هست؟
در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر عنوان میکند؛ مهمترین اتفاقی که در ماه رمضان افتاد این بود که آقای مهندس توانستند مقدار مصرف مواد و زمان مصرفشان را تنظیم کنند. این دو مقوله دقیقاً اتفاقی است که در روش DST افتاد و باعث شد که روش DST کشف شود و آقای مهندس به رهایی رسیدند. با توجه به بخشندگی و از خودگذشتگی که آقای مهندس دارند، این روش را برای خودشان نگاه نداشتند؛ درنهایت عشق آن را به همه انسانها دادند، همین باعث شد که امروز کنگره بعد از ۲۷ سال اینقدر رشد کند و شعاع اضافه کرده است و تکتک ما اینجا دور هم جمع باشیم. اگر مهندس میگفتند من که حالم خوب شد، چرا الان باید به همه بگویم که مصرفکننده بودهام؛ اصلاً چه دلیلی دارد و عامیانه بگویم که اصلاً به من چه ربطی دارد که حالا بقیه حالشان خوب است یا نه؟ اما اینطور فکر نکردند. نگاهشان اینطور بود که اگر حال من خوب شده، شاید بتوانم کمک کنم یک نفر دیگر نیز بتواند از این روش استفاده کند. اساس کار DST بخشندگی آقای مهندس بود و باعث شد که اینقدر کنگره پیشرفت کند.
خدا را شکر ما امروز در نمایندگی شادآباد ۲۶۱ نفر عضو لژیون سردار داریم. همانطور که میدانید، چند ماهی است که دستور جلسات سردار با دستور جلسات هفتگی یکی شده است. در راه که میآمدم به این موضوع فکر میکردم که این دستور جلسه در مورد لژیون سردار چه پیامی برای من دارد؟ دوباره امروز در مسیر، صحبتهای هفته قبل را یکبار دیگر گوش کردم. آقای مهندس همیشه در صحبتهایشان کلید واژهها را میگویند. من از کلید واژههایی که آقای مهندس میدهند استفاده میکنم که همیشه آموزش دارد. آقای مهندس فرمودند که در ماه رمضان سفر اولیها نیز روزه بگیرند و اگر میخواهند، درصدی بگیرند، اگر مثلاً روزی چهار پاکت سیگار میکشیدند، آن را یک پاکت کنند. منظور ایشان محروم کردن آگاهانه است. اتفاقی که در لژیون و در مقوله بخشندگی برای ما میافتد. آگاهانه خودمان را از یکسری از مسائل محروم میکنیم، از پول، مال و از خرید کردن. اساساً آقای مهندس تأکید دارند که سفر اولیها عضو لژیون سردار نشوند یا حداقل 6 ماه از حضورشان گذشته باشد و این امر برای آگاهی از فلسفه بخشش است. تمام انرژی و اتفاقی که در لژیون سردار میافتد، مسئله فهم بخشش است؛ یعنی اینکه اگر قرار است کاری انجام شود؛ باید آگاهانه باشد.
اگر قرار است من روزه بگیرم؛ باید پشت آن آگاهی باشد. قبلاً روزه میگرفتیم؛ ولی آگاهی نداشتیم، بچه بودیم میگفتیم؛ وای باید گرسنگی بکشیم، تنها دلیلی که به ما گفتند این بود که حس و حال کسانی که مثلاً پول ندارند و نمیتوانند غذا بخورند را درک کنیم. این خیلی خوب است؛ ولی تمام قضیه نیست. اصل ماجرا چیز دیگریست. امروز که فلسفه روزه گرفتن را فهمیدم، نگاهم تغییر کرده و طور دیگری روزه میگیرم و از ساعتهایی که غذا نمیخورم لذت میبرم؛ چون میدانم چه اتفاقی میافتد. در لژیون سردار نیز وقتی آن آگاهی ایجاد میشود از بخشندگی خود لذت میبرم و از اینکه اجازه پهلوانی میگیرم لذت میبرم.
همانطور که آقای مهندس بارها در صحبتهایشان گفتند: کسانیکه برای پهلوان شدن میآیند، پولِ کنار گذاشته ندارند که بیکار باشد و بگویند پنج میلیارد تومان درحسابم است و پانصد میلیون تومان آن را به کنگره میدهم؛ تمام کسانی که پهلوان شدند و از نزدیک با آنها برخورد کردم؛ واقعاً انسانهایی بودند که به آن فهم بخشش رسیده بودند. فارغ از اینکه چه مقدار پول دارند. غالباً کسانی بودند مثل خود من برای فراهم کردن این پول و پرداخت پانصد میلیون تومان به چالش افتاده بودند؛ اما نکتهاش اینجاست که همه حالشان خوب بود و از این اتفاق که به چالش افتادهاند حس خوبی داشتند و با عشق این کار را انجام داده بودند و این امر بهخاطر این بود که آگاهانه خودشان را محروم کرده بودند، محروم از اینکه مثلاً ما همه خانم هستیم و میتوانیم یک تکه طلا بخریم. هفته همسفر بود من خودم آن سال یک کاری که انجام دادم، مسافرم یک چکی به من داد، بدون اینکه اصلاً فکر کنم آن را برای پهلوانی کنار گذاشتم که با این پول میتواستم فلان چیز را بخرم و از آن لذت ببرم. تمام اتفاق در آن آگاهی است که برای ما اتفاق میافتد و همین باعث میشود که رشد کنیم؛ چون یک محرومیت ممکن است که ناآگاهانه باشد و انسان را رشد ندهد.
استاد امین در سیدی موسی فرمودند: محرومیت باعث میشود که انسان رشد کند، خودتان را محروم کنید. وقتی به زندگی خود نگاه میکنیم، زمانیکه از یک چیزی محروم شدیم، خیلی اذیت شدیم و رنج کشیدیم؛ اما آنهایی که صبر کردند، اتفاقی برایشان افتاد که فکرش را نمیکردند؛ ولی در همان سیدی اشاره میکنند که چهقدر خوب است که شما خودتان را آگاهانه از خیلی کارها محروم کنید و وقتی این اتفاق میافتد، اگر قرار است که مثلاً دو تا پله رشد کنیم یک دفعه یک جهشی برای شما اتفاق میافتد و پرتاب میشوید. این امر بهخاطر آن آگاهی است که در شما اتفاق میافتد. ماه رمضان و الهام از رمضان برای من در مورد لژیون سردار این پیام را داشت. همه شما عضو لژیون سردار هستید و هرکدام تجربیات خودتان را دارید؛ قطعاً یکی کمتر و یکی بیشتر این موضوع را تجربه کردید و همین است که باعث شده، امروز ما حالمان خوب باشد. پول را پرداخت میکنیم؛ اما حس خوبی داریم.
مقوله نظم داشتن در انجام کارها، نظم در پسانداز کردن و در هزینهها داشتن؛ یعنی شاید این سؤال شود، من نیز دوست دارم این کار را انجام بدهم؛ ولی نمیتوانم. یکی از درسهایی که از ماه رمضان میگیریم، داشتن نظم است؛ وقتی در هزینهها نظم داشته باشیم، میتوانیم پسانداز کنیم. تجربه شخصی من است که خدمت شما عرض میکنم، پسانداز همیشه برای من معجزه کرده؛ یعنی اتفاقاتی برای من با پسانداز کردن، افتاده که حتی فکرش را نمیکردم. نظم داشتن به پسانداز کردن ما کمک میکند و اتفاقات بزرگی را رقم میزند.

تایپ: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستوششم) دبیر سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فتانه (لژیون چهاردهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
687