دومین جلسه از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی ایران با استادی راهنمای تازه واردین همسفر حمیده، نگهبانی همسفر مژگان و دبیری همسفر فرزانه با دستور جلسه «هفته راهنما» روز دوشنبه 29 بهمنماه ۱۴۰۳ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم، امروز احساس میکنم آقای مهندس مرا به اینجا دعوت کردند تا در جایگاه استادی بنشینم و آموزش بگیرم.
این روز قشنگ را به آقای مهندس استاد راهنمای کنگره 60 تبریک میگویم، به راهنماهای شعبه ایران و به عزیزانی که در آزمون راهنمایی قبول شدند تبریک میگویم، امیدوارم در مسیری که قدم گذاشتهاند موفق باشند.
در مورد دستور جلسه: امروز روز شکرگزاری است. شکرگزاری مراحل مختلف دارد، شکرگزاری از خداوند و از مخلوقِ خداوند. ما اول باید یاد بگیریم از مخلوقِ خداوند تشکر کنیم؛ اگر نتوانیم از مخلوق خداوند تشکر کنیم چگونه میتوانم از خدای خودمان تشکر کنیم؟ وقتی خداوند نعمت و برکتی میدهد توسط بنده اوست که به دست منِ همسفر میرسد؛ اگر راهنماها نبودند زندگی ما الآن چگونه بود؟
شکرگزاری به سه روش انجام میشود: شکرگزاری با قلب، زبان و عملی است. در شکرگزاری قلبی من مدام در ذهنم تصویرسازی میکنم که در لژیون نشستهام و از راهنمای خود تشکر میکنم که به من آموزش داده، در شکرگزاری زبان هم تشکر را به زبان میآورم و اما شکرگزاری عملی، یعنی امروز که ما در این جشن شرکت کردیم و میخواهیم شکرگزاری را بهجا بیاوریم و از راهنمای خود تشکر کنیم چگونه؟ با پاکت و دل نوشتههای خوب که به قول آقای مهندس از سایت کپی نکردهایم، دل نوشتهای که خودمان فکر کردیم و با حس خود نوشتهایم.
مشارکت کردن برای سفر اولی خیلی سخت است این عزیزان میتوانند از امروز دل نوشتهها را با قلم که زور آن بیشتر از زبان است، هر چه در حس خوددارند بنویسند و بهجا بیاورند. واقعاً دل نوشته بهترین هدیه برای راهنما است و بهتر از آن سفر خوب شماست که در لژیون فرمانبردار هستید. زمانی از شما یک خواستهای دارند فرمانبردار باشید راهنما خوشحال میشود؛ ولی حال خوش آن به خود شما برمیگردد. بهترین لذت، لذتی است که آن روز راهنما دست رهجو را گرفته و از پلههای آکادمی برای رهایی رهجو میرود. خیلی سخت است نصف شب که همه غرق خواب هستند و در سرما، باران و برف، راهنما با رهجو برای رهایی میرود که بهترین هدیه را راهنما در آنجا دریافت کرده است.
یادم است در شعبه کاسپین که بودم یک روز خانم مهناز در جلسه نبود وقتی پرسیدم که چرا خانم مهناز نیست؟ گفتند که مادرشان فوتشده و من خیلی ناراحت شدم و با خودم فکر کردم احتمالاً خانم مهناز تا چهلم مادرشان نمیآیند؛ ولی فقط همان روز خاکسپاری مادرشان نیامدند. حالشان خوب نبود اما میآمد و شال خود را عوض میکرد و روزهای جلسه خود را بهموقع میرساند. حالا اگر ما باشیم چهل روز در خانه میمانیم و گریه و ناراحتی میکنیم؛ چون واقعاً راهنماها مسئول هستند و شالی که بر گردن آنها است مسئولیت دارد. این شال شاید وزن زیادی نداشته باشد؛ اما مسئولیتی که داریم سنگین است. آن روزی که ما با خودمان و خدا پیمان میبندیم و در این مسیر قدم میگذاریم واقعاً مسئول هستیم.
وادیها بسیار تأثیرگذار هستند، در وادی هشتم گفتهشده با حرکت راه نمایان میشود. آیا راه بهخودیخود نمایان میشود؟ نه راه پستیوبلندی دارد وقتی ما سفری را شروع کردیم چگونه این مسیر برای ما هموار میشود؟ با کمک راهنماها. ما در کنگره در طول ۱۰ یا ۱۱ ماه به حال خوش میرسیم شاید اگر راهنماها نبودند چندین سال طول میکشید؛ چون انسانهای باتجربهای هستند و تجربههای خود را در اختیار ما میگذارند. اگر ما بخواهیم تکتک این تجربهها را دوباره تجربه کنیم، خیلی طول میکشید و به حال خوش هم نمیرسیدیم. پس بیایید از تجربههای راهنماها استفاده کنیم.
در کنگره فرمانبردار باشیم وقتی مرزبان اعلام میکند که ما در قسمتهای مختلف به نیرو احتیاج داریم و کسی پیشقدم نمیشود این برای خود ما خوب نیست، خدمتی که ما قبول میکنیم مخصوصاً خدمتی که داوطلبانه باشد آنجا حال ما خوب میشود. زمانی که رهایی گرفتم بعد از یک هفته خودم رفتم مرزبانی و خانم خدیجه مرزبان شعبه کاسپین بودند به ایشان گفتم میخواهم یک خدمت بگیرم فرقی هم نمیکند، آبدارخانه یا حتی شستن سرویس بهداشتی باشد و یا جابجا کردن یک صندلی باشد. خانم خدیجه این پیام من را به خانم فیروزه رسانده بود و دیدم خانم فیروزه خیلی خوشحال بود؛ چون یک رهجو بدون اینکه راهنما به او بگوید برای خدمت داوطلب شده بود. برای حال خوش خودتان خدمت قبول کنید من خودم برای خدمت پیشقدم شده بودم، اصلاً کنگره لنگ من نیست من نباشم کسان دیگری هستند؛ ولی همه خدمتها تجربهای است که ما به دست آوردیم و میخواهیم شما نیز تجربه کنید و از این تجربه استفاده کنید. پس خودتان برای خدمت پیشقدم باشید. کسانی که مسیر آنها نزدیک است زودتر بیایید صندلیها را بچینید، چرا باید صبر کنید تا حتماً لژیون خدمتگزار آن روز این کار را انجام دهد؟ وقتی جلسه تمام میشود نظافت کنید برای حال خوش، به یاد دارم مسافرم در سفر اول میگفت همهچیز برای من تکراری است حالم خوب نیست میترسم نصف راه برگردم. زمانی که راهنمای مسافرم گفته بود برو و سرویسها را نظافت کن مسافرم میگفت اول فکر کردم چرا من باید این کار را انجام بدهم؟ اما چون فرمانبردار بودم رفتم، وقتی این کار را کرده بود حالش خوب بود؛ زیرا حال خوشخدمت به خود ما برمیگردد.
اگر خواستار رهایی و خواستار راهنما شدن هستیم، اول باید خواسته آن را داشته باشیم، بهموقع بیاییم بهموقع برویم و در کلاسهای فنی و جهانبینی که در آزمونها است شرکت کنیم و از همه مهمتر آن عشقی است که در درون ما است و ما از ته دل میخواهیم به انسانهای دردمند بدون هیچ چشمداشتی کمک کنیم.
آقای مهندس میگویند خوشا به حال کسی که میبخشد و به دنبال باز پس گرفتن نیست.




مربانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر حسن
عکاس: عکاس خبری همسفر لیلا ح رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم)
تایپ: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
337