«فَتلقی آدم من ربه کلمات»
پس آموخت آدم از رب خویش سخنانی، نه هر که چهره برافروخت دلبری داند، نه هر که آینه برداشت سکندری داند، هزار نکته باریکتر زمو اینجا است، نه هر که سر بتراشد قلندری داند.
در کنارتان هستیم در باب دستور جلسه «هفته راهنما» برای اینکه بیشتر با این دستور جلسه آشنا شویم. درکنار یکی از راهنمای تازهواردین همسفر مریم لژیون پنجم هستیم که امسال در آزمون راهنمایی قبول شدهاند. شما را به خواندن این مطلب شیرین دعوت میکنیم.
همسفر مریم به همراه مسافرشان با آخرين آنتیایکس مصرفی هروئین و شیشه وارد کنگره شدند، مدت ۱۲ماه و ۲۴روز سفر کردند، بهروش DST، با شربت OT به راهنمایی مسافر علی و همسفر مریم سفر کردند و هماکنون مدت ۲ سال و ۱۰ ماه است که آزاد و رها هستند؛ ورزش مسافرشان شطرنج و خودشان بدمینتون. همسفر مریم در جایگاههای حضور و غیاب و سایت نیز خدمت کردهاند.
چه عاملی سبب شد که بعد از رهایی در کنگره بمانید و جزئی از خدمتگزاران این سیستم بشوید؟
با قوت گرفتن از قدرت مطلق الله سخن خود را آغاز میکنم: از ابتدای ورود به کنگره هدف من فقط درمان مسافرم بود و بعد از گرفتن گل رهایی نیز مسافرم در تعادل کامل نبود و نیاز به همراهی من داشت ولی از یک زمانی دیگر نفهمیدم کی و کجا بود، عاشق کنگره و تمام همسفران شدم. بهواسطه آموزشها ذرهذره تاریکیها و ضعفهایم را دیدم و بر آن شدم تا قدمبهقدم نار وجودیام را به نور تبدیل کنم. علم کنگره نیز در تمام ابعاد زندگی به من راهکار میدهد و فقط مختص به درمان اعتیاد نیست.
چه تفکری سبب شد که انگیزه لازم برای شرکت در آزمون راهنمایی را داشته باشید؟ برای قبولی در این آزمون چه میزان تلاش کردید؟
حقیقتاً این انگیزه را راهنمای عزیزم در من ایجاد کردند و به من گفتند: مریم! راهنمایی تا چند پشت انسان را تسویه میکند و گرههای وجودی تو با راهنمایی باز میشود. یک شب نیز خواب دیدم که تعدادی از افراد با حال خیلی بد که چشم و دستان آنها را با پارچه بسته بودند، در فضایی غمانگیز ایستادهاند، نیاز به کمک دارند، من در میان آنها هستم و یک بار دیگر نیز در خواب راهنمایم من را به محفل کنگره دعوت کردند. اینها برای من نشانه شد تا تلاش کنم به جمع نیروهای احیاگر کنگره بپیوندم. فکر میکنم آزمون راهنمایی یک حس است و به مطالعه فراوان مربوط نیست؛ باید اتفاقی در صور پنهان افتاده باشد تا اذن این خدمت صادر شود.
.jpg)
در این مدت حضورتان در کنگره، جهانبینی چه تغییرات مثبتی در نگرش، تصمیمگیریها و کیفیت زندگیتان ایجاد کرده است؟
تغییرات در زندگی من ذرهذره ایجاد شد. تلاش کردم تا هر عملی که انجام میدهم با تفکر باشد و شتابزده عمل نکنم؛ با تفکر صحبت کنم و تصمیم بگیرم. بزرگترین ابزار نیروی منفی، آلوده کردن حس میباشد؛ سعی کردم مراقب حسم باشم تا آلوده نشود؛ زیرا متوجه شدم که تفکرم بستگی به حس من دارد. زمانیکه حسم خراب میشود، تمام کارهای ضد ارزشی (غیبت، تهمت و ... ) بهدنبال آن میآید. پسانداز کردن را آموختم، آن را انجام دادم و متوجه شدم که پسانداز مخصوص افراد ضعیف است.
راهنمای تازهوارد چه نقشی در ایجاد انگیزه و اطمینان در افراد جدید دارد؟ و چرا این نقش در جذب آنها به کنگره۶۰ حیاتی است؟
تازهوارد با دریایی از ناامیدی، غم و اندوه وارد کنگره میشود و نیاز دارد راه درمان و حال خوب به او نشان داده شود. راهنما این قدرت را دارد که نور و روشنایی را به او منتقل کند و به او امید دهد.
چگونه توصیههای آقای مهندس درمورد تغذیه سالم بر عادات غذایی شما تاثیر گذاشته است؟ آیا تغییری در سبک تغذیه خود ایجاد کردهاید؟
قبل از کنگره اعتقاد داشتم که علاقه زیادی به فرزندم دارم و او را به سوپر مارکت میبردم و انواع و اقسام خوراکیهای شرکتی، مضر و البته خوشمزه را برایش میخریدم و خودم نیز از آن میخوردم. انواع سوسیس، کالباس چیپس و نوشیدنیها را مصرف میکردیم و بسیار چاق شده بودیم اما با آموزشهای آقای مهندس متوجه شدهام که جسم ما از میلیاردها سلول تشکیل شده است که برای عملکرد صحیح این سلولها باید با مواد مغذی، مقوی و ارگانیک تغذیه شود. در حال حاضر فقط برای خرید مواد شوینده به سوپر مارکت میروم. پسرم لاغر و ورزشکار شده است؛ خودم نیز کاهش وزن چشمگیری داشتم و هرروز نیم ساعت قبل از غذا، سالاد را استفاده میکنم و احساس سبکی و حال خوب دارم.
با ورودتان در لژیون سردار چه تغییراتی در شما بهوجود آمد؟
لژیون سردار بخشش را به انسانها میآموزد؛ صفتی که همیشه تصور میکردم دارم ولی به هیچ عنوان آن را نداشتم. نمیتوانستم انسانها را ببخشم و نه از مالم به دیگران بدهم تا اینکه متوجه شدم مقداری از روزی دیگران در مال من است که باید با دستان من به آنها برسد. همسفر صبا همیشه میگویند: ۱۰ درصد از هر پولی که به دستتان میرسد، باید صرف امور خیریه شود. من در حال حاضر یک حساب جداگانه برای این امر باز کردهام و ۱۰ درصد از مالی که به دستم میرسد را به آن آن کارت واریز میکنم تا رشد نمایم.
کلام آخر:
یک جمله از آقای مهندس همیشه آویزه گوش من است که همواره قدر چیزهایی را که دارید بدانید. از خدمتگزاران نازنین سایت نیز تشکر میکنم.
طراحی سؤالات: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم) و همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فتانه (لژیون چهاردهم)
تهیه و تنظیم: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر دیبا رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
ویراستاری و ثبت: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
220