English Version
This Site Is Available In English

هفته‌ی راهنما

هفته‌ی راهنما

همسفر فاطمه خ:
اول از همه من هم به نوبه‌ی خودم هفته‌ی راهنما را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم. همین‌طور از راهنمای خوب و زحمتکش خودم خانم پریسا که با آموزش‌های نابشان من را راهنمایی کردند، تشکر می‌کنم.
راهنما یعنی نشان دهنده‌ی راه؛ اگر راهنما نبود من نمی‌توانستم خوب سفر کنم و به حال خوش برسم. با راهنمایی‌های ناب ایشان من توانستم به حال خوش برسم، به زندگی امیدوار شوم و آن‌را سخت نگیرم، رها‌کنم هر چیزی که باید رها می‌کردم تا به آرامش برسم. آموزش‌های بسیار خوبی از راهنمای عزیزم گرفتم. ایشان باعث شدند که خودم را پیدا کنم، زندگی را ببینم و بدانم که آن‌قدر هم زندگی سخت نیست. با مشکلات جنگیدن به من صبر و زمان را آموخت. خیلی خیلی از ایشان ممنونم. امیدوارم که بتوانم رهجوی خوبی برای ایشان باشم و قوانین کنگره را رعایت و اجرا کنم، هر آموزشی که می‌گیرم بتوانم در زندگی خود کاربردی کنم و با خدمت کردن در کنگره به هم‌نوع خودم، ذره‌ذره از زحمت‌های این عزیزان را جبران کنم. وقتی رهجویی خدمت می‌گیرد و به حرف راهنما گوش می‌دهد، هم خودش و هم راهنما لذت می‌برند و خوشحال می‌شوند. کوچک‌ترین خدمتی که می‌کنم حالم خوب می‌شود و به آرامش می‌رسم. یک بار دیگر، هفته‌ی راهنما را به تمام راهنمایان کنگره۶۰ که در تلاش هستند و از وقت و کارشان می‌گذرند تا به رهجوهایی مثل من خدمت کنند و راه را برای ما آسان، راحت و نمایان کنند، خیلی خیلی تبریک می‌گویم. امیدوارم همیشه در زندگیتان خیر و برکت، حال خوش و آرامش داشته باشید.

همسفر زینب:
من هم به نوبه‌ی خودم این هفته زیبای راهنما را در راس به آقای مهندس و خانواده محترمشان و همین‌طور راهنمای عزیز خودم خانم پریسا تبریک عرض می‌کنم که بدون هیچگونه چشم‌داشتی از خانه و خانواده خود می‌زند و در سرما و گرما برای آموزش دادن به من و برای خوش کردن حالم با صبر و حوصله برای من وقت می‌گذارد تا مرا از آن تاریکی که وجودم را فراگرفته بود نجات دهد. خدا را شاکر هستم که راه کنگره برایمان باز شد. من قبل از اینکه وارد کنگره شوم، همیشه با خودم می‌گفتم: که خدایا دردم را به چه کسی بگویم که مرا بفهمد و به من یک راهی را نشان دهد تا بتوانم بدون از هم پاشیدن خانواده‌ام و در کنار مسافر و فرزندانم با آرامش زندگی کنم. از همین‌جا دست راهنمای عزیزم را می‌بوسم و سعی می‌کنم که با رهجوی خوبی بودن بتوانم ذره‌ای از لطفی را که او در حق من کرده جبران کنم.


همسفر فرزانه:
قبل از هر چیزی هفته‌ی راهنما که پیش رو داریم را اول به جناب مهندس دژاکام، بنیان‌گذار کنگره۶۰ و تمامی راهنماها تبریک  عرض می‌کنم، به خصوص راهنمای خوب و زحمتکش خودم خانم پریسای عزیز که زحمت‌های زیادی برای من و دیگر رهجوها می‌کشد.
راهنمای عزیزتر از جانم، از شما به خاطر تمام زحماتی که برایم کشیدی تا من به حال خوش برسم، متشکر و سپاسگزارم.
شما راهنما و مربی من هستید، راهنما یعنی؛ رب، معلم، استاد.
می‌خواهم کمی صمیمانه‌تر از حال و هوای راهنما بگویم، شما راهنماها چقدر مهربان و مهمان‌نواز هستید. وقتی تازه وارد به لژیون می‌آید، با خوش‌رویی از جایتان بلند می‌شوید و به او خوش‌آمد می‌گویید، دلتان می‌خواهد او سوال بپرسد تا به همین بهانه با او هم صحبت شوید و جواب تمام سوالاتش را با عشق به او بدهید.
اینها همه الطاف خداوند بزرگ و مهربان بود که در کنار استاد و راهنمایی مثل شما  باشیم و شما با جان و دل  به حرف‌های ما گوش دادید تا راه درست زندگی کردن را به ما آموزش بدهید، تا از غم و ناراحتی و نا امیدی به دور باشیم. راهنما یعنی؛ نشان دهنده‌ی راه، از تاریکی به نور، از غم به شادی، از نفرت به عشق و از نادانی به دانایی. از اعماق قلبم هفته‌ی راهنما را پیشاپیش به شما و تمام راهنمایان محترم کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم.

تایپ: رابط خبری همسفر پروانه، رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر سمیه، رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم)، دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .