سلام دوستان یلدا هستم یک همسفر: به نظرم ناامیدی میتواند، حال خوش انسان را به راحتی خراب کند و انرژی مثبتی که در وجود انسان هست را به سمت منفیها ببرد و از آن چیزی که میخواهد دور کند، در کل میشود، گفت؛ ناامیدی اول شکست هست، حتی انسان هرچقدر هم امیدش کم باشد به نظرم اگر در همه امورات حتی کمی هم امید داشته باشد و اصلا اجازه ندهد، ناامیدی و انرژی منفی به سمتش بیاید آن انرژی رفتهرفته قویتر میشود و باعث میشود، کائنات هم کمکش کنند و شخص را به خواستهاش برسانند. امیدواری باعث میشود، صبر انسان هم بیشتر شود و آرامش سراغ انسان بیاید هر چند نسبی باشد. امیدوارم با تلاش های خودم و کمک خداوند بتونم همیشه امید به بهترین اتفاقات رو داشته باشم.
سلام دوستان مینو هستم یک همسفر: همانطور که در جزوه جهانبینی خواندهایم؛ ناامیدی یکی از اضلاع جهالت هست و از بزرگترین نیروهای بازدارنده است. کسی که ناامید باشد از جمع گریزان است و دوست دارد در تنهایی باشد و این امر خود باعث شدت یافتن این حس می شود، به طوری که انسان ناامید حتی از انجام کارهای روزمره هم گریزان است و مانند مرده متحرک است. با کلمه ناامیدی شاید خیلی از ما غریبه نیستیم، چون در زمان مصرف مسافرانمان بیشتر از مسافران ما همسفران دچار ناامیدی و یاس از زندگی کردن بودیم، وقتی به روزهای قبل از کنگره فکر میکنم در اوج ناامیدی بودم، حتی بیشتر اوقات نمیتوانستم به بچههایم که کوچک بودند و انتظار بازی و شادی داشتن نمیتوانستم، حتی به صورتشان لبخند بزنم و نمیدانستم که این نیروی بازدارنده، تخریب بیشتری هم به خودم و هم به مسافرم و فرزندام میزند، ولی با لطف خداوند و ورود به کنگره گویا درهای امید به روی زندگی ما باز شد، شاید هنوز هم مشکلاتی داشته باشیم که باعث احساس ناامیدی شود، ولی با آموزشهای ناب کنگره دیگر مغلوب ناامیدی نمیشویم و همین امیدواری باعث میشود، مشکلاتمان را راحتتر حل کنیم و در صلح و آرامش باشیم.
.jpg)
سلام دوستان محدثه هستم یک همسفر: حس ناامیدی و خود را هیچ و بیارزش دانستن، از بزرگترین ابزار نیروهای بازدارنده است. ناامیدی چه زمانی ایجاد میشود؟ زمانی که انسان چیزی را با تمام وجود میخواهد اما امکان رسیدن به آن را ندارد، از هر راهی اقدام میکند ولی شکست میخورد و آن وقت انگیزه انسان برای حرکت کردن از بین میرود. اکثر ما همسفران این حس را به خوبی درک کردهایم و مدتها در آن غوطهور بودهایم، مثلا اگر در اشل کوچکتر بخواهم، مثالی بزنم، زمانی که مصرفکننده داشتیم و برای خروج او از ظلمت اعتیاد تلاش میکردیم و نتیجهای نمیگرفتیم نسبت به شریک زندگی یا هر فردی که مسافرمان بود، ناامید میشدیم، چون نه امیدی به درمان داشتیم و نه امیدی به بهتر شدن زندگیمان و هزاران ناامیدی دیگر که به دنبال آن، ما را احاطه کرده بودند، چون در ناامیدی همه چیز در درون انسان یخ میبندد و جالب اینجا است که خودش هم برای ماندن در این یخبندان تلاش میکند و علاقهای به خروج از آن حالت ندارد، به سمت افکار منفی خودش میرود، آهنگهایی را گوش میکند که او را بیشتر در این تاریکی میبرند و تعصب شدیدی هم روی آنها دارد و از هیچ چیزی لذت نمیبرد، چون ناامیدی احساسش را کور کرده است.
بسته شدن حس باعث میشود که فرد هیچ دریافتی از بیرون نداشته باشد، پس نه از چیزی لذت میبرد، نه تمایلی برای انجام کار و حرکتی دارد تا شاید یک نقطه تفکر یا روزنهای را ببیند. ما باید بدانیم که اگر چیزی را دریافت و احساس نمیکنیم، به این معنی نیست که این حسها در درون ما وجود ندارند، بلکه وجود انسان مانند یک جهان کوچک است، همه چیز در آن وجود دارد و اگر به آنها توان حرکت بدهد، مانند قلههای آتشفشان خواهد بود، پس باید اول از این موضوع آگاه شود و سپس شروع به حرکت کند و به تزکیه و پالایش خود بپردازد تا به عظمت وجود خود پی ببرد.
سلام دوستان ساناز هستم یک همسفر: احساس یاس و ناامیدی یکی از بزرگترین موانع رسیدن به اهدافمان است. در زندگی همه ما شکست و ناملایمتهایی رخ داده است، اما نکته مهم این هست که چگونه با مشکلات برخورد کنیم؟ آیا همراه با احساس ناامیدی در زندگی آن را پشت بگذاریم و یا خودمان مدیریت کنیم؟ احساس ناامیدی در زندگی باعث افسردگی و شکست و همچنین عامل بهوجود آمدن، احساسات منفی در شخص میگردد، پس باید حرکت کرده و شاد باشیم و با نادیده گرفتن خوبیها، احساسات بد را تقویت کردهایم. داشتن اعتماد به نفس و عزت نفس خیلی مهم هست که باید ارزش های وجودی خودمان را شناخته و آنها را باور داشته باشیم. اگر باور نکنیم در زندگی خود احساس خوبی نخواهیم داشت، پس باید به عامل زیر بنایی خود یعنی جسم خود ارزش قائل باشیم و از زندگی لذت ببریم و ایمان و اعتماد به نفس خودمان را تقویت بکنیم.

سلام دوستان سودا هستم یک همسفر: حس ناامیدی انگیزه حرکت کردن را از انسان میگیرد. انسانی که ناامید هست از هیچ چیز لذت نمیبرد و نظر خاصی در هیچ موردی ندارد. ناامیدی باعث میشود، انسان در تاریکی بماند و به انسان نیروی منفی منتقل میکند. ما برای اینکه بتوانیم از این تاریکی رها شویم، باید اول روی جهانبینی خودمان خوب کار کنیم و به خودمان و داشته هایمان اهمیت بیشتری بدهیم و شکرگزار نعمتهایمان باشیم تا کم کم حس امیدواری در ما بیدار شود.
سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر: ناامیدی یکی از اضلاع مثلث جهالت است و تمام حالتهای منفی که در انسان به وجود می آید، روی یکی از این اضلاع اتفاق میافتد. وقتی ما ناامید میشویم در واقع نمیتوانیم، هیچ حرکتی انجام بدهیم و در حالت سکون بوده و دائماً در افکار منفی خود غوطهور هستیم. اولین کار در مقابل ناامیدی حرکت است و بعد دور کردن افکار منفی از ذهن خود جایگزین کردن افکار مثبت است. این تغییر باعث حس خوب در ما میشود. من خودم خیلی آدم ناامیدی بودم هر کاری میخواستم، انجام بدهم با استرس و ناامیدی قدم برمیداشتنم و همیشه افکار منفی به سراغم میآمد، چون سواد زیادی نداشتم این افکار در ذهنم پرسه میزد که من از عهده این کار بر نمیآیم و این ناامیدی همیشه در وجودم رخنه کرده بود، ولی از وقتی که وارد کنگره شدم این ناامیدی در وجودم کم رنگتر شد و آرامش خاصی در وجودم جرقه زد و الان میتوانم به اعصاب خود مسلط بوده و زندگیام را کنترل کنم. استاد امین که میفرمایند: ناامیدی حس ها را میبندد، واقعا هم همینطور است من در زندگی از هیچ چیز انرژی نمیگرفتم، همیشه ناراحت و غمگین بودم، یک نیرویی درونم را احاطه کرده بود و نمیگذاشت یک لبخند بزنم. ولی الان با آموزشهای کنگره به حس ناامیدی غلبه کردم و این حال خوب و آرامشم را مدیون کنگره میدانم و امیدوارم با یاری خداوند مهربان من و مسافرم و تمام عزیزانی که برای حال خوب خود وارد کنگره شدند، بتوانیم سفر خود را به سلامتی و با موفقیت به پایان برسانیم.
رابط لژیون: همسفر مینو لژیون ششم
ارسال مطلب: همسفر کبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
752