
سلام دوستان نسترن هستم کمک راهنما یک همسفر:
وقتیکه یک مسافر وارد کنگره میشود سه مؤلفهی جسم، روان و جهانبینیاش دچار تخریبشده است. به جهت بیماری مسافران؛ ما همسفران نیز از گزند ترکشها و آسیبهای اعتیاد در امان نماندهایم ولی بهمراتب ازلحاظ جسمی از یک همسفر انتظار میرود که در وضعیت بهتری به سر ببرد. یک همسفر بهتر میتواند آموزشها را فرابگیرد و با یادگیری درمییابد که باید در کنار مسافرش قرار گیرد نه در مقابل او. در بدو ورود من بهعنوان همسفر با کوله باری از ناامیدی، ترس، اضطراب و با دنیایی از چراها و سؤالها به کنگره وارد شدم و امروز بعد از گذشت سالها یاد گرفتم که یکروزه نمیتوان پاسخ آنهمه سؤال را پیدا کرد. پاسخ بسیاری از سؤالاتم را در قدم اول که همان پذیرش صورتمسئله اعتیاد بود، پیدا کردم و در ادامه به یک آرامش نسبی رسیدم. یک همسفر باید سعی کند آموزش بگیرد تا دیدگاهش به مسافرش مثل سابق نباشد. من همسفر، باید با صبر داشتن و کسب آموزش بتوانم به آرامش دست پیدا کنم و این آرامش را به مسافرم نیز انتقال دهم تا او بتواند سفر خوبی داشته باشد. همسفر در کنار مسافر نقش تسهیلکننده در سفر را دارد و میتواند در خوب حرکت کردن و پروسه درمان بسیار مؤثر باشد. انسان برای هر نقشی که در طول زندگی پذیرفته وظایفی بر عهده دارد که باید بتواند آنها را به نحو احسن اجرا کند؛ لازمه اجرای خوب این نقشها آموزش است. ما باید آموزش ببینیم و مهارت کسب کنیم تا بتوانیم نقشمان را خوب ایفا کنیم. خودمان را دستکم نگیریم؛ بازی زندگی ما را آبدیده میکند و صیقل میدهد تا بتوانیم به گوهر وجودیمان پی ببریم. قدر خودمان را بدانیم و هیچوقت ناامید نشویم، صبر یکی از پارامترهای کلیدی در کنگره 60 است. حال خودمان قضاوت کنیم؛ سفری که ما بهعنوان همسفر در آن معرفیشدهایم آیا نام همسفر شایستهی ما هست یا نه؟ هر چه در این سفر آگاهانهتر حرکت کنیم در طول سفر لذت بیشتری میبریم.

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر:
کلمه همسفر به این معناست که دو یا چند نفر باهم سفری را انجام دهند. در کنگره آموختیم که هر کس مسئول کارها و جایگاه امروزی خودش است و برای عبور از مشکلات بایستی ابتدا خود تلاش کند. همچنین آموختیم همانطور که مسافرانمان برای عبور از تاریکیها و درمان بیماری اعتیاد باید سفری را آغاز نمایند ما نیز برای خروج از افکار منفی و ناامیدیها باید آموزش ببینیم و مسافرانمان را همراهی کنیم. ازاینرو برای اعضای خانواده مسافران از کلمه همسفر استفادهشده است. یک همسفر باید جایگاه خود را بهخوبی بشناسد و برای شخص خودش حرکت کند.

سلام دوستان مینا هستم یک همسفر:
در ابتدا هفته همسفر را خدمت تمامی همسفران کنگره 60 تبریک عرض میکنم. همانطور که در قوانین کنگره 60 گفتهشده همسفر کسی است که سابقهی اعتیاد ندارد و در جهت تعالی اهداف کنگره تلاش میکند. درواقع همسفر همراه مسافر است. همیشه همسفرها خوب و بهترین نیستند، برای همسفر خوب بودن باید بخشش را یاد بگیریم، صبر و بردباری داشته باشیم. در کنگره گفته میشود که همسفر بال پرواز مسافر است که میتواند مسافر را به اوج برساند؛ همسفر همراه و همراز مسافر است و تا رسیدن به درمان و رهایی و مقصد مسافر او را همراهی میکند. داشتن همسفر در کنگره 60 الزامی نیست اما داشتن همسفر کار درمان را سادهتر میکند. وقتیکه مسافر آموزش میبیند و آگاهی کسب میکند اطرافیان او نیز همراه با او از تاریکی خارج میشوند. ما همسفران باید بدانیم که به خاطر خودمان به کنگره میآییم تا آموزشها را فرابگیریم و آموختهها را در زندگی خود عملی کنیم.

سلام دوستان مهناز هستم یک همسفر:
سپاس فراوان از خداوند متعال و جناب مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان که با حس بخشیدن که در وجود آنها قرار داده شد توانستند علمی را که کشف کرده بودند ببخشند تا افرادی چون ما همسفران و مسافران عزیز از جهل، تاریکی و نادانی دور شویم. ما همسفران مانند شهری بودیم که در جنگ بهوسیله افکار منفی بمبارانشده و نفرت همهی وجود ما را فراگرفته بود. در کنگره با آموزش و بالا رفتن آگاهی توانستیم شهر وجودیمان را بازسازی کنیم. نوشتن سیدیها، شرکت در کلاسها، رعایت مقررات کنگره و اجرا کردن قوانین و حرمتها نقش مؤثری در به وجود آمدن آرامش و آسایش و حال خوش ما دارد. همسفر در کنگره 60 میتواند در قالب همسر، مادر، پدر، خواهر، برادر باشد. در بدو ورود مسافر و همسفر بهجرئت میتوان گفت که تخریبهای همسفر ممکن بیشتر از مسافرش باشد. ناهماهنگ بودن و ساز مخالف زدن درحرکت مسافر خلل ایجاد میکند. در کنگره به همسفر آموزش داده میشود که صبر کند و گوهر وجودیاش، عشقش را که در زیر خروارها غم و غصه و مشکلات گمشده، پیدا کند که اگر این گوهر در وجودش نبود اصلاً پایداری نمیکرد.

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر:
دستور جلسه این هفته در مورد همسفران عزیز است. در ابتدا این روز فرخنده و پرشگون را خدمت اولین همسفر کنگره 60 خانم آنی بزرگوار همسفر آقای مهندس و همچنین تمامی همسفران کنگره 60 علیالخصوص همسفران نمایندگی دهخدا تبریک عرض میکنم. این دستور جلسه من را به یاد روز اولی که به کنگره آمده بودم انداخت. آن روز با کوله باری از غم، یاس و ناامیدی به کنگره قدم گذاشتم و با آغوش گرم از من استقبال کردند. به من آموزش دادند که باید در این سفر کفشهای آهنی بپوشم یعنی خیلی صبور و محکم باشم. اگر صبور باشم خودم هم در این سفر لذت خواهم برد ولی اگر گله و شکایت کنم و همیشه دنبال بهانهگیری باشم هیچ لذتی از سفر نخواهم برد. همسفر به کسی گفته میشود که سابقهی اعتیاد ندارد ولی در کنار مسافرش به دانایی و آگاهی میرسد. درست است که در وهله اول همسفر به خاطر مسافر خود وارد کنگره میشود ولی باگذشت زمان متوجه میشود که علاوه بر مسافرش خودش نیز بهرهمند شده و آموزش میبیند. رفتهرفته به مرحلهای میرسد که فقط به خاطر خودش میآید چون میبیند ناخالصیهای زیادی دارد بنابراین برای آموزش و به تکامل رسیدن خود تلاش میکند. البته این آموزش همسفر برای مسافر هم خیلی خوب است زیرا اگر فقط مسافر به کنگره بیاید و با آموزش جهانبینی آگاهی او افزایش یابد ولی سطح آگاهی همسفر پایین بماند همین باعث افزایش فاصله بین آنها میشود ولی با تدابیر آقای مهندس بستری فراهم شد که همسفران نیز به کنگره بیایند و بال پروازی برای مسافران باشند. یک همسفر در درجه اول باید به فکر خود باشد و البته این اصلاً ربطی به خودخواهی ندارد زیرا من باید آموزش بگیرم و به آرامش برسم تا بتوانم به مسافر خود کمک کنم. وقتیکه من به خاطر اعتیاد مسافرم حسهای منفی، کینه، نفرت، حسادت و خیلی ضد ارزشهای دیگر دارم چگونه میتوانم به مسافرم کمک کنم؟ پس خود من هم نیاز به آموزش و سفر دارم، سفری که نگرش و جهانبینی من همسفر را همتغییر دهد تا خیلی مطالبی را راجع به اعتیاد یاد بگیرم که قبلاً نمیدانستم و باورهای غلط گذشته را کنار بگذارم. خیلی خوشحال هستم که یک همسفرم و در کنار مسافرم از آموزشهای ارزشمند کنگره بهرهمند میشوم.

سلام دوستان آمنه هستم یک همسفر:
همهی ما انسانها در سفر بزرگی هستیم و آن سفر زندگی است. در کنگره 60 سفر به گونه دیگری معنا میشود؛ سفر یعنی درمان. مصرفکننده در کنگره وارد سفر درمان میشود و به او مسافر میگویند که سفر خود را از مصرف مواد مخدر آغاز میکند و تا قطع مواد و شناخت خویش ادامه میدهد. میدانیم که هر سفری با حضور یک همسفر که ما را یاری کند، زیباتر میشود و تحمل سختیهای سفر آسانتر خواهد شد. همسفر کسی است که علیرغم رنجها و مشکلاتی که او را آزار داده به خاطر عشق پنهانی که در درون نسبت به مسافرش دارد بین ماندن و رفتن، ماندن را انتخاب میکند و پر پرواز مسافرش میشود و او وزندگی خود را نجات میدهد. در کنگره هر جایگاه خدمتی که کسب کنیم مانند راهنما، مرزبان، نگهبان، دبیر و ... موقتی هستند و تنها همسفر بودن است که از ابتدا تا انتها همراه ماست؛ این نشان میدهد همسفر از جایگاه بالایی برخوردار است. در انتها از راهنمای عزیزم خانم نسترن که در این سفر استاد و راهنمای من شدند تا با آموزشهای ناب ایشان به پایان سفر برسم کمال تشکر و قدردانی رادارم.

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر:
در کنگره 60 به فرد مصرفکننده مواد مخدر که حرکت خود را برای رسیدن به رهایی و درمان آغاز کرده مسافر گفته میشود. به فرد یا افرادی که مسافر را درراه رسیدن به درمان همراهی میکنند همسفر اطلاق میگردد. همسفر نمیتواند بار اعتیاد مسافر را به دوش بکشد تمام سختیها بر دوش خود مسافر است. همسفر نقش پشتیبان و حمایتکننده را برای مسافر دارد و در او اعتمادبهنفس و قوت قلب ایجاد میکند. همسفر زمانی میتواند این نقش را بهخوبی ایفا کند که آموزشدیده باشد و بیماری اعتیاد و نحوه درمان آن را بداند در غیر این صورت هیچ کمکی نمیتواند بکند، حتی ممکن است از روی جهل و نادانی مانعی بر سر راه درمان مسافرش باشد بنابراین واژه همسفر بودن زمانی معنا پیدا میکند که شخص همراه مسافر در مسیر آموزش و شناخت بیماری اعتیاد باشد. مفهوم همسفر بودن بدبینی و بازرسی و طعنه زدن نیست بلکه احترام، امید دادن و اعتمادبهنفس است. همسفران کنگره 60 در کارگاههای آموزشی ویژه همسفران بهصورت منظم شرکت میکنند و به سطحی از دانش و معلومات درزمینهٔ اعتیاد و درمان آن میرسند که میتوانند نقش همسفر بودن را بهدرستی ایفا کنند. کنگره 60 بهپاس قدردانی از تلاشهای همسفران یک روز را به نام همسفر نامگذاری کرده که در تمام شعبات کنگره 60 جشن همسفر برگزار میگردد و مسافران از همسفران خود قدردانی میکنند.
تهیه و تنظیم: همسفر فتانه رهجوی کمک راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ارسال: کمک راهنما همسفر پروانه لژیون سوم
همسفران نمایندگی دهخدا
- تعداد بازدید از این مطلب :
932