English Version
This Site Is Available In English

مثلث لژیون قوی: کمک راهنما، رهجو و شرایط

مثلث لژیون قوی: کمک راهنما، رهجو و شرایط

یازدهمین جلسه از دور سی و دوم کارگاه‌های آموزشی ویژه همسفران نمایندگی ارتش کنگره 60 با دستور جلسه «ویژگی یک لژیون قوی چیست؟» به نگهبانی همسفر محبوبه و دبیری همسفر زهرا استادی ایجنت محترم شعبه همسفر راحله رأس ساعت 16 روز سه‌شنبه 27 مهر 1400 آغاز به کار نمود.


 

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان راحله هستم یک همسفر امروز خیلی خوشحالم که در خدمت شما عزیزان هستم دستور جلسه امروز «ویژگی یک لژیون قوی چیست؟» هست، امسال اولین سالی است که این دستور جلسه تعیین‌شده است و ما در مورد آن صحبت می‌کنیم اساس کار کنگره بر مبنای جسم روان و جهان‌بینی است جهان‌بینی آن‌قدر جایگاه بالایی دارد و آن‌قدر در کنگره مهم است که یک تدابیری برای آن در نظر گرفته شد و لژیون‌ها هم بر اساس این مبنا شکل گرفتند تا اشخاص بتوانند که در لژیون‌ها حضور پیدا کنند و از مطالبی که در آن ارائه می‌شود استفاده کنند تا بتوانند دیدگاهشان را نسبت به موجودیت، نسبت به کائنات نسبت به کل هستی، نسبت به کل اتفاقاتی که در طول مسیر برایشان اتفاق می‌افتد و تجربیاتی که کسب می‌کنند عوض کنند و سعی کنند از دیدگاه دیگر و از دیدگاه بالاتری نگاه کنند و برای همین لژیون خیلی مهم است زیرا می‌توانیم بگوییم که مهم‌ترین قسمت‌های درمان در کنگره اتفاق می‌افتد. اکنون می‌خواهیم بررسی کنیم که یک لژیون قوی چه ویژگی دارد، قطعاً لژیون قوی لژیون است که یکسری معیارها و یکسری شاخص‌ها، یکسری محصولاتی دارد که ما از این محصولات است که می‌توانیم تشخیص دهیم که این لژیون، لژیون قوی است یا خیر. فقط نظر خود کمک راهنما که آن عشق و تلاش را برای لژیون دارد و یا یک رهجو بابت پیوند محبتی که بین‌ آن‌ها وجود دارد و آن اختلاف‌پتانسیل که بین راهنما و رهجو است کمک راهنما یکسری اطلاعات را دریافت می‌کند تا در آن جایگاه قرار بگیرد خب رهجو فکر می‌کند فقط مطالبی که ارائه می‌شود فقط در لژیون آن‌ها است درصورتی‌که در تمام لژیون‌ها این مطالب ارائه می‌شود پس ما نمی‌توانیم فقط دیدگاه خود کمک راهنما و رهجو را در نظر بگیریم، باید یکسری محصولات رو در نظر بگیریم یکسری معیارها را در نظر بگیریم که جناب آقای مهندس هم درواقع مثلثی را برای این دستور جلسه در نظر گرفته‌اند که کمک راهنما و رهجو و شرایط است و از دیدگاه من شرایط آن امنیت و آرامشی است که مسئولين یک نمایندگی سعی در به اجرا درآوردن آن دارند که یک لژیون بتواند برگزار شود مثل ایجنتهای نمایندگی‌ها و مرزبانان که سعی می‌کنند این اتفاق را رقم بزنند.

اکنون سراغ کمک راهنمای یک لژیون که یکی از ستون‌های محکم در این مثلث است باید بررسی کنیم که کمک راهنما از زمانی که می‌خواهد در جایگاه کمک راهنمایی قرار گیرد از قبل تا به الآن چه اندوخته‌ای دارد از ابتدای ورود به کنگره آیا برای تغییر خودش تلاش کرده؟ چقدر برای تزکیه و پالایش خودش سعی و تلاش درونی داشته؟ چقدر سعی کرده که آرامش را به زندگی خودش برگرداند؟ چقدر این شخص سعی کرده که پیوند محبتش را با مسافرش، با اعضای خانواده‌اش، با عزیزانش برقرار کند؟ چقدر سعی کرده که خودش را در موقعیت‌های کسب تجربه قرار دهد که همان جایگاه‌های خدمتی هستند جایگاه‌هایی که هرکدام لزوم فرمان‌برداری را به یک کمک راهنما آموزش می‌دهند و اینکه هر کمک راهنما می‌تواند از اندوخته‌ی این جایگاه‌ها استفاده کند برای اینکه بتواند این ظرفیت خودش را افزایش دهد. این‌ها مسائل خیلی مهمی هستند که یک کمک راهنما چقدر سعی کرده تا خودش خدمت‌گزار برای کنگره باشد این‌که یک شخص به کمک راهنمایی برسد چقدر مطالب آموزشی را دریافت کرده چقدر سعی در درک آن‌ها داشته است و حرکت کرده در به عمل درآوردن آن و تبدیل آن به دانایی مؤثر چقدر سعی کرده که خودش و مسافرش را از حاشیه‌ها دور کند از رفتارهای بچه‌گانه که گاه ما، در افراد به‌ظاهر بالغ می‌بینیم مردان به‌ظاهر بالغ زنان به‌ظاهر بالغ و این رفتارها واقعاً ناراحت‌کننده است. اکنون با اندوخته‌ای که دارد به جایگاه کمک راهنمایی می‌رسد اگر در جایگاه کمک راهنمایی آمد و در چهارچوب قوانین حرکت کرد و از منابع آموزشی کنگره استفاده کرد و نیتی که داشت برای این مسئله خارج کردن افراد از تاریکی و باز کردن گره‌های آن‌ها بود و تربیت و پرورش رهجو برای خدمت‌گزار بودن در کنگره نه‌فقط برای ستایش خودش نه‌فقط برای یارکشی خودش نه‌فقط برای برگشت یکسری از حسها به خودش اگر آمد و این قوانین و این اتفاقات را اجرا کرد می‌توانیم بگوییم که کمک راهنمای قوی است و خوب اکنون از این محصولی که درواقع از این لژیون بیرون بیاید آیا این رهجو آموزش‌دیده که فرمان‌بردار باشد؟ آیا این رهجو آموزش‌دیده که نظم و انضباط داشته باشد؟ آیا این رهجو آموزش‌دیده که خدمت‌گزار کنگره باشد؟ آیا این رهجو آموزش‌دیده که روی خودش کار بکند روی منیت، روی حسادت، قضاوت، خشم، کینه، آیا تا به امروز این حرکت درونی را انجام داده است. آیا این رهجو سعی کرده به خودش احترام بگذارد. همان‌طور که کمک راهنما سعی کرد به خودش احترام گذاشتن را یاد بگیرد و به مسافرش احترام گذاشتن را یاد بگیرد و آن اختیار طرف مقابلش را محترم بشمارد آیا این چیزها از کمک راهنمایش می‌آموزد و سعی در آموزش آن دارد؟ تمام این مسائل که بررسی شود و کنار یکدیگر قرار گیرند ما می‌توانیم از جمع‌آوری این مطالب بررسی کنیم و ببینیم غیر از اعضای آن لژیون آیا دیگران هم این حس خوب و ارزش را برای آن لژیون قائل‌ هستند. آیا آن لژیون را به‌عنوان لژیون قوی می‌شناسند یا خیر و همین‌طور مسئولين آیا آن لژیون و کمک راهنما را با توجه به بک‌گراندی که دارند و محصولی که از آن لژیون بیرون می‌آید آیا آن را لژیون قوی می‌بینند یا خیر؟ می‌توانم به جرات بگویم بیشترین لژیون‌های قوی در کنگره در حال فعالیت هستند؛ یعنی تمام کمک راهنما سعی در این دارند که در این جهت حرکت کنند و رهجوها نیز سعی دارند که تلاش کنند تا زمانی به جایگاه کمک راهنمایی برسند من برای این عزیزان آرزوی موفقیت دارم همین‌طور که عزیزانی داریم که شال کمک راهنمایی دریافت کرده‌اند و عزیزان را معرفی می‌کنیم تا معرف حضور شما باشند و حالا به قسمت دوم دستور جلسه می‌رسیم که خانم علویه هستند.
خانم علویه را من از قبل می‌شناختم چراکه در لژیون جونز حضور داشتند و خیلی رهجوی منضبط و کوشایی بودند و گرچه هیچ بقالی نمی‌گوید که ماست من ترش هست ولی به‌واقع ایشان رهجوی خوب و نمونه‌ای بودند.

سلام دوستان علویه هستم همسفر: من ابتدا تشکر می‌کنم از خانم راحله عزیز که قبول زحمت کردند و به‌عنوان کمک راهنمای بنده در این جایگاه حضور پیدا کردند و ما از صحبت‌های ایشان استفاده کردیم. من ممنون خانم راحله عزیز هستم چون آموزش‌های زیادی از ایشان گرفتم چه زمانی که در لژیون ایشان در خدمتشان بودم و چه زمانی که در شعبه ارتش حضور داشتند تمام خدمت‌های ایشان سراسر برای من آموزش بود. امیدوارم ایشان در تمام جایگاه‌ها موفق و سربلند باشند.
اما در مورد خودم: امروز برای من یوم الفصل است البته سعی می‌کنم که احساسی صحبت نکنم، من قبل از اینکه وارد کنگره بشوم معمولاً در مسیر آموزش بودم یا تحصیل می‌کردم و یا تدریس می‌کردم اما وقتی وارد کنگره شدم ابتدای سال ۸۹ بود در شعبه‌ی آکادمی مشغول به آموزش شدم. در ابتدا همه‌چیز برای من عجیب بود تمام خدمت‌ها از بالاترین جایگاه تا پایین‌ترین خدمت‌ها همه از روی عشق بود عشق بلاعوض. وقتی در لژیون می‌نشستم راهنمایم تمام سعی و تلاش خود را می‌کرد تا آموزه‌های خودش را با عشق بیشتر باانرژی بالاتر به ما انتقال بدهد و حال ما را خوب کند. همه‌ی این‌ها برای من عجیب بود چون تفاوت زیادی با آموزش‌های بیرون داشت اما ذره‌ذره که با آموزش‌ها جلو رفتم و کنگره را بیشتر شناختم متوجه شدم که همه این‌ها حقیقت کنگره هست چون اساس کار کنگره بر مبنای عقل، عشق و ایمان است و اگر غیر از این‌ها بود اصلاً هیچ تغییر و تبدیل در کنگره صورت نمی‌گرفت.
کسی که وارد آموزش‌های کنگره می‌شود پس از مدتی آموزش یک تکانه‌های عجیب و محسوسی را در لایه‌های درونی او ایجاد می‌کند؛ و دقیقاً همین‌جا نقطه‌ی شروع تغییر اوست یعنی تغییر جهان‌بینی همین جا هست اکثر شما دوستان عزیز به‌خصوص سفر دومی‌ها این را تجربه کردید برای من هم این اتفاق افتاده اولین کاری که آموزش‌های کنگره با من کرد این بود که حس‌های بسته مرا باز کردند باورهای غلط پوچ و بیهوده و آزاردهنده را که جز تعصبات من بودند را تغییر داد و مرا به تعادل رساند حال من را متعادل کرد. با یادگرفتن وادی‌ها روح من صیقل داده می‌شد جسمم معنا پیدا می‌کرد آموزش جهان‌بینی مرا از حاشیه به دور کرد. اعتمادبه‌نفس به من داد ترسهای مرا از بین برد ترس از اعتیاد، ترس از شکست، ترس از مشکلات. ما دیگر از مشکلات نمی‌ترسیم ما کلید و راه‌حل مشکلات را داریم ما سی‌دی‌ها را داریم سی‌دی‌ها کلید مشکلات ما هستند. انصافاً سی‌دی‌ها قوی‌ترین و بروزترین منابع آموزش هستند. با گوش دادن به سی‌دی‌ها اولاً آن صوت دل‌انگیز مهندس حال درون آدم را خوب میکند و آرامش خاصی به انسان می‌دهد. دوما با گوش دادن و نوشتن هر سی دی گره‌ای از گره‌های من باز می‌شود. تمام منابع و جزوات و کتاب‌های کنگره همه مهم هستند و مفید هستند و تأثیر گزار هستند و همه باعث تغییرات در من می‌شوند. جناب مهندس فرمودند که یک سال آموزش در کنگره برابر است با یک دوره حیات، ما یک دوره حیات پر از تبدیلات، تغییرات پر از آموزش‌های ناب پر از تجربه‌های مفید پر از خاطره‌های شیرین، عشق، امید، محبت، ایمان، خدمت... داریم.
در آخر ۱۲ سال حضور من در کنگره جزء دوران طلایی زندگی من محسوب می‌شود هم به لحاظ شرایط هم به لحاظ سطح انرژی هم به لحاظ کسب تجربه هم به لحاظ قدرت یادگیری و آموزش‌های جهان‌بینی و همه این‌ها بهترین لحظات را در کارنامه زندگی من ثبت کردند. ممنون خداوند بزرگ هستم که به من اجازه داد چهار سال و هشت ماه در جایگاه کمک راهنمایی شعبه ارتش خدمت کنم و این خدمت برایم خیلی تجربه مفیدی بود و خیلی لذت‌بخش بود. من تشکر می‌کنم از تک‌تک شما عزیزان و از شما عشق و محبت دریافت کردم از نگاه پرمهر شما انرژی گرفتم از رهجوهای خوب خودم تشکر می‌کنم که نهایت همکاری را با من داشتند و موفق به دریافت شال کمک راهنمایی شدند. تشکر می‌کنم از همکاران و کمک راهنمایان بزرگوار شعبه ارتش، از ایجنت محترم از مرزبانان گرامی و از همگی شما دوستان.

تایپ: همسفر آتنا و همسفر شرمینه (لژیون پنجم)
عکس: همسفر آیدا (رابط خبری لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر شبنم (لژیون یکم)
همسفران نمایندگی ارتش


 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .