سم زدائی یا سم نزدائی
از زمانی که اعتیاد به عنوان یک بیماری در جهان شناخته شد ، مصرف دائمی مواد مخدر به صورت جدی تحت عنوان بیماری مورد توجه متخصصین و پزشکان مربوطه و غیر مربوطه قرار گرفت و جمعی از افراد متخصص و غیر متخصص در صدد درمان این بیماری برآمدند و روشها و متد های فراوانی را با توجه به شناخت خود از این بیماری ارائه دادند ، که در این میان یکی از بزرگترین انحرافات علمی در جهت درمان بیماری اعتیاد ، ارائه تعریف اعتیاد به عنوان مسمومیت مزمن بوده است که در جهان ارائه شده است که بر این اساس فرد معتاد و یا مصرف کننده مواد مخدر مسموم قلمداد گردیده است و مواد مخدر به عنوان سم شناخته میشود که با مصرف و ورود این مواد شخص دچار مسمومیت میشود .
این تعریف آغازی بود برای بکارگیری یکی از پر اشتباه ترین و بی نتیجه ترین متد های درمانی اعتیاد در سراسر دنیا ، یعنی همان سم زدائی .
در این میان به قولی یکی از آخرین متد و پیشرفته ترین روش برای سم زدائی روش UROD (ultra rapid opium detoxification) معرفی گردید که همان سم زدائی فوق سریع میباشد .
این روش برای اولین بار در سال 1985 میلادی در اروپا انجام گردید و 11 سال بعد برای اولین بار در ایران نیز به کار گرفته شد .
این روش ادعا میکند که در مدت چند ساعت در وضعیت بیهوشی عمومی ، با تزریق مقادیر زیادی انتاگونیست نالوکسون ( ضد مرفین ) ، بطور کلی اثرات مواد افیونی را از جسم خارج کرده و سپس با تجویز انتاگونیست نالترکسون که به صورت کپسول خوراکی میباشد ، دوره درمان ادامه پیدا میکند .
منطق و ادعای این روش مبنی بر این میباشد که تزریق نالوکسون باعث خروج مورفین از بدن شده و تجویز مصرف کپسولهای نالترکسون که دارای قدرت چسبندگی و سرعت ورود بالا که گفته میشود در حدود 35 برابر مواد افیونی میباشد ،در طول درمان باعث میگردد گیرنده ها ویا رسپتورهای مواد افیونی را اشغال و بلوکه کرده و از جذب هر گونه ماده افیونی خودداری میکند . در این حالت شخص دچار خماری شدید و ماندگار به سر میبرد و هیچ گونه ماده مخدری در بدن او جذب نمیشود و در اثر این دارو باعث ایجاد تنفر از مواد مخدر و جلوگیری از عود مجدد میگردد .
برای بررسی بیشتر از صحت این روش لازم میدانم دو سوال را از تعریف و توجیه این روش مطرح نمائیم :
1- آیا مواد مخدر سم میباشد ؟
2- آیا خارج شدن مواد مخدر از جسم مفهوم درمان اعتیاد میباشد ؟
اگر این سوال را از متخصصین ناآگاه و یا از مردم عادی بپرسیم ، مطمئنا جواب مثبت دریافت میکنیم . اما دیدگاه کنگره 60 در جواب این سوالات را بررسی مینمائیم :
در ابتدا تعریف سم را از نظر کنگره 60 مرور میکنیم ، که بر این اساس هر گونه ماده خارجی ( بصورت گاز ، مایع ، جامد ) از هر طریق وارد جسم گردد و جسم را از تعادل خارج نماید و به سمت مرگ سوق دهد سم تلقی میگردد .
حال بر اساس این تعریف آیا برای یک شخص مصرف کننده ، مواد مخدر میتواند حکم سم را داشته باشد ؟
در جواب میتوان گفت خیر ، چون شخص مصرف کننده و یا به عبارتی معتاد با مصرف کردن در آن زمان به تعادل جسمی مطلوبتری رسیده و با مصرف نکردن آن باعث از تعادل خارج شدن جسم و به عبارتی خماری میگردد . مواد برای این شخص حکم سم را نداشته و جایگاه یک نیاز را دارد .
در این صورت میتوان گفت برای فرد مصرف کننده اعتیاد به عنوان مسمومیت مزمن تلقی نمیگردد ،بلکه جایگزین مزمن میباشد .
" معتادان را مار نگزیده که سم زدائی میکنیم "
در مورد درمان اعتیاد ناشی از خارج شدن مواد مخدر از جسم ، کنگره 60 بر این اعتقاد است که در جسم انسان سیستمهایی وجود دارد به عنوان سیستمهای تولید کننده مواد شبه افیونی و ضد درد ، که مکانیزم آنها تولید یک سری مواد ، اعم از دوپامین ، سرتونین ، اندروفین ، انکفالین ، دینورفین و غیره میباشد که اصولا کاربرد آنها در دستگاه عصبی و فضای بین سیناپسی میباشد .
کنگره 60 معتقد است ، ترکیباتی که در اثر مصرف مواد مخدر وارد جسم میگردد به مرور زمان در سیستم عصبی از سد خونی مغز عبور کرده و جایگزین مواد مخدر طبیعی بدن گردیده و باعث اختلال در عملکرد آنها و در نتیجه کاهش تولید آنها میگردد ، و این جایگزینی و وابستگی خود باعث بروز بیماری مهلکی به نام اعتیاد میشود .
حال اگر این مواد را به صورت یکجا و فوری از بدن خارج نمائیم ، علاوه بر بروز سندروم محرومیت ( خماری ) که در کنگره 60 از آن به عنوان عکس العملهای آشکار نام برده شده است ، علائمی دیگر پس از آن بروز کرده ( عکس العملهای پنهان ) که خود نشانگر تخریب سیستمهای طبیعی بدن میباشد که از این علائم میتوان از افسردگی ، کم حوصلگی ، زود خسته شدن ، ناتوانی جنسی ، ناامیدی وغیره نام برد ، که شخص تا مدتی نامعلوم و یا حتی تا آخر عمر دچار این علائم و بیماریها میگردد و برای رفع این علائم و بیماریها مجبور است به پزشک مراجعه کرده و مصرف یک سری دارو را شروع نماید و به عبارتی :
" از چاله در آمده و به چاه می افتد "
روشی را که کنگره 60 در زمینه درمان اعتیاد ارائه داده است ، روش کاهش تدریجی (D.S.T) میباشد و داروی درمان آن اپیوم و یا اپیوم تینگچر ( شربت تریاک ) در طول مدت حداقل 10 ماه به صورت کاهش تدریجی ، جهت بازسازی سیستمهای تولید کننده مواد طبیعی بدن میباشد .
کنگره 60 با توجه به ارائه صورت مسئله اعتیاد ، روش سم زدائی را کاملا مردود دانسته و اعتقاد دارد ، درمان اعتیاد در کوتاه مدت امکان پذیر نمیباشد .
" یک شب معتاد نشده ایم که بتوانیم یک شبه ترک کنیم "
تجربه من از روش سم زدائی :
اولین بار در سال 1368 با تریاک آشنا شدم که بسیار برایم لذت آور و انرژی زا بود ، به همین دلیل مصرف تفننی را در طول زمانی نچندان زیاد تبدیل به مصرف دائمی کرده و تا جائی که متوجه شدم مصرفم به حدود روزی 16 گرم تریاک رسیده است . افزایش مصرفم در اثر ترکهای متناوبی بود که در طول این زمان انجام داده بودم ، که در اثر آن بدنم نسبت به مواد مقاومت بیشتری را در خود ایجاد میکرد ، تا اینکه در سال 1385 در حین مصرف مواد مخدر تریاک ، تکه ای از روزنامه ای را که تریاک دردرون آن پیچیده شده بود را مطالعه کردم و متوجه آگهی شدم که در آن نوشته شده بود : ترک اعتیاد فوری در 4 ساعت در بیمارستان دولتی زیر نظر پزشک متخصص .
مطالعه این آگهی تفکری دوباره را در من برای رهائی پیدا کردن از این اژدهای هزار سر بوجود آورد و بلادرنگ گوشی تلفن خود را برداشته و شماره تلفنی را که با تماس با تریاک مخدوش شده بود شماره گیری کردم و بدون بررسی و تحقیق بیشتر زمانی هر چه زودتر را جهت بستری شدنم رزرو کردم و با خوشحالی شروع به ادامه مصرف موادم کردم .
شبی را که صبح روز بعدش میبایست به بیمارستان میرفتم آخرین مصرفهای خود را با تمام ولع و ناراحتی انجام دادم ، چرا که میخواستم از بهترین دوست و یار خودم برای همیشه خداحافظی کنم . دیگر نفسم از حجم زیاد مصرف مواد بالا نمی آمد و بالاجبار مصرف را کنار گذاشته و به منزل رفتم و چونکه خانواده از مصرف من مطلع نبودند به آنها گفتم فردا جهت کار به تهران رفته و روز بعد مجددا مراجعه میکنم ولی زهی خیال باطل......
صبح زود آماده شده و به بیمارستان رفتم و پس از پذیرش و پرداخت مبلغ 3 میلیون ریال ، برگه ای را نیز به عنوان رضایت کامل مبنی بر تعهد شخصی خودم به جهت هر گونه اتفاقات احتمالی امضا کرده و انگشت زدم بعبارتی یعنی حکم مرگ خودم را هم نوشتم .
پس از دریافت لباس بیمارستان جهت تعویض آن به رختکن مراجعه کرده که در آنجا مواجه با یک عدد پوشش محافظ ادرار بزرگسالان شدم ، که با تمام نارضایتی آن را هم به خودم بستم و بستری شدم . پزشکی را که من دنبالش میکشتم ، یک تکنسین بیهوشی اتاق عمل بیش نبود ، در حال خودم بودم که متوجه ورود یک سر سوزن برانول بسیار ضخیم در دستم شدم و درد شدیدی تمام وجودم را فرا گرفت ، از آن طرف پرستاری مشغول اتصال سرمی بود که پس از تزریق آمپولی به درون سرم دیگر هیچ چیزی متوجه نشدم و فردا صبح زود به هوش آمدم .
درد تمام وجودم را احاطه کرده بود ، وقتی چشم باز کردم اتاق به دور سرم میچرخید ، تا به خودم آمدم و خواستم حرکتی بکنم متوجه ضعف حرکتی در خودم شدم که در اثر بسته شدن دست و پا و بدنم با طناب به تخت بود . با سر و صدا پرستار را صدا زدم و پس از آمدن پرستار علت را از او جویا شدم و به او گفتم مگر من حیوانم که به تخت بسته شده ام و او جوابی نداشت جز اینکه گفت : هر کسی که معتاد است از حیوان هم بدتر است .
پس از یک ساعت به من گفتند قبل از ترخیص بایستی از تخت پائین بیایم و مقداری قدم بزنم ، هیچ گونه حسی در وجودم نبود و پاهایم قدرت ایستادگی نداشت ، به کمک مستخدم بیمارستان از روی تخت پائین آمدم و به او آویزان شدم ، در آن حال تمام اتاق به دور سرم در حال چرخیدن بود و بی اختیار بروی زمین افتادم ، در فکرم فقط این موضوع موج میزد که چگونه میتوانم از بیمارستان مرخص شده و با پای خود به منزل بروم . با تمام ناتوانی از جای خود بلند شدم ولی اینبار تخت بیمارستان به کمک من آمد و تکیه گاهی شد جهت زمین نخوردنم . اشک در چشمانم سرازیر شده بود ، حتی کنترل بزاق دهانم را هم از دست داده بودم و از درون به خودم فحش و نا سزا میدادم ، از این همه حقارت و ناتوانی .
بالاخره بعد از چند ساعت با هر مکافاتی بود لباسهایم را پوشیدم و پس از تسویه حساب و ترخیص با نایلکسی انبوه از داروهای مختلف سوار تاکسی تلفنی شدم و به منزل رفتم .
در روزهای اولیه کار من فقط خوابیدن ، درد کشیدن ، مصرف دارو و تزریق آمپولهای تقویتی بود و هر روز وضعی را بدتر از روز قبل تجربه میکردم . بیش از یکهفته به همین منوال گذشت و فقط دلخوشی من از تحمل این همه درد این بود که دیگر معتاد نیستم و مواد مصرف نمیکنم ، تا اینکه یکی از دوستانم که توسط تماس تلفنی جویای حال من شده بود ، به من پیشنهاد داد که اگر مقداری شیشه مصرف کنم وضعیت خرابم بهبود پیدا میکند . بلادرنگ با فرد به ظاهر پزشک متخصصم تماس گرفتم و این پیشنهاد را با او در میان گذاشتم و او در جواب گفت : چون شیشه مواد افیونی ندارد و تاثیری روی داروها ندارد ، میتوانم مصرفم کنم ولی افراط نکنم . همین تجویز برای من کافی بود تا به سراغ شیشه رفته و تا دوسال تبدیل به یک مصرف کننده تمام عیار شیشه بشوم .
تا اینکه توسط معجزه ای در ماه مبارک رمضان سال 1387 از طریق سایت با کنگره 60 آشنا شدم و خویش و خویش خویشتنم را باز ستاندم.
موفق باشید
مهدی زارع
بهمن ماه 1392
- تعداد بازدید از این مطلب :
5323