با توجه به متد درمانی کنگره 60 و نگاه گسترده و عمیق بنیانگذار آن از رویی و توجه بسیار دقیق دیگر مسئولین از رویی دیگر میتواند ما را بر آن دارد که نگاه دقیق تری به مسائل ارائهشده به عنوان دستور جلسات داشته باشیم ،این دستور جلسات همانند زنجیر در کنار یکدیگر مجموعه پازلی را در اختیار ما قرار میدهد تا همواره بهترین و درستترین راه را انتخاب نماییم.
از آنجا که مصرف مواد مخدر و تولد بیماری اعتیاد ، به طور عمیقی تأثیر منفی و مخرب خود را بر روی جسم ، روان و جهانبینی فرد مصرفکننده میگذارد ما را با این مسئله روبرو میکند که در هر جایگاهی قرار داریم میبایست تمام تلاش خود را برای بالا بردن سطح آگاهی و دانایی انجام داده و اهمیت ویژهای برای آن قائل باشیم.
همان طور که در جزوه جهانبینی به سیکل رسیدن یک انسان به دانایی اشاره شده است ، شایسته است این موضوع را همواره مدنظر قرارداد تا کوچکترین آسیبی به این مسیر وارد نشود ، در این نوشتار سیکل رسیدن به دانایی به ترتیب ، آموزش ، تجربه و تفکر ذکر شده است که این موضوع همواره در تمام زندگی ما صادق میباشد و هیچ راه گریزی از آن نیست .
شایسته است تعاریفی از این اضلاع مهم بنماییم تا مسئله کمی روشن تر شود !
آموزش : در آموزش شخصی که آن مسیر را پیموده و در آن مقوله خاص به دانایی رسیده است ، ما را با مسیر آشنا میکند و راه را به ما نشان میدهد ، همانند کار راهنمایان کنگره 60 در مورد درمان اعتیاد.
تجربه : فرآیند یا رویدادی است که ما آن را با تمام وجود یا بخشی از وجود خویش حس میکنیم و به انجام رسانیده و یا میرسانیم ، در تجربه حس نقش اصلی را دارد.
تفکر : حرکتی است جهتدار برای رسیدن از یک مجهول به معلوم و یا از یک مبدأ به مبدأ دیگر که این کار توسط عقل صورت میگیرد.
با توجه به نوشتارهای کنگره 60 هیچ انسانی مصرفکننده مواد مخدر نمیشود ، مگر اینکه آموزش چگونگی مصرف مواد مخدر را ببیند ، باید بگوییم که آموزش در دوران تاریکی و مصرف مواد هم کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام داده تا ما به یک مصرفکننده قهار تبدیل شویم ، با توجه به این موضوع ما به اهمیت آموزش پی برده و میتوانیم رابطه کلیدی آن را با دستور جلسه این هفته " وظایف رهجو " پیدا کنیم .
به واقع وظیفه چیست ؟ آیا تعریف ما از وظیفه تعاریفی است که سالها با آن زندگی کردیم ، به این ترتیب که مکلف بودن خود را برای انجام کاری وظیفه میخوانیم؟ وظیفهی همسری خوب بودن ، وظیفه پدری خوب بودن ، وظیفه کارمندی خوب بودن و بسیاری دیگر از این دست !
آیا وظایف خود را به عنوان یک رهجو میتوان با این وظایف ذکرشده مقایسه کرد ؟ آیا این یک تکلیف است ؟
با توجه به نوشتار کنگره 60 چیست نکتهای کلیدی برای ما روشن میشود ، ابتدا قسمتی از این نوشتار را مرور میکنیم.
کنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی است که به منظور رهایی مصرفکنندگانی که همواره خواستار رهایی از بند اعتیاد بودهاند و راه حل منطقی برای درمان خود پیدا نکردهاند تشکیل گردیده است ؛ این کنگره بر اساس اصل پذیرفتهشده کمک فرد رهاشده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر متشکل شده است .اساس کار ما بر مبنای محبت ، عقل و ایمان است.
شاید بسیاری از وظایف خود را انجام میدهیم تا عذری بر گردنمان نباشد ، شاید از انجام بسیاری از وظایف خود خسته میشویم و لب به شکایت باز میکنیم ، شاید قسمتی از وظایف خود را انجام میدهیم چون چارهای نداریم جز انجام آن وظیفه و بسیاری دیگر از این شایدها ، تفاوت اصلی بین این وظایف در بیرون و داخل کنگره همین است
1 : خواست
2 : عشق
در جزوه راهنما و راهنمایی در کنگره 60 ، رهجو را جوینده راه ، راهی برای خروج از تاریکیها ، راهی برای رسیدن به خود و در آخر راهی برای رسیدن به خالق خود ، مینامد. همه ما یک روزی به عنوان تازهوارد در کنگره 60 حضور پیدا کردیم ، دست خود را بلند کرده و مورد تشویق دیگر اعضا قرار گرفتیم ، سه جلسه مهمان بودیم تا با شرایط و اوضاع و احوال کنگره آشنایی پیدا کنیم ،بعد از این سه روز اقدام به انتخاب راهنما نموده و سفر خود را آغاز نمودیم ، فارغ از میزان تحصیلات ، سن و سال ، جایگاه اجتماعی ، پست و مقام و یا داشتن هرگونه تخصص میبایست به صورت تمام و کمال به حرف راهنما گوشداده و به آن عمل نماییم . در واقع راهنما نشان دهند راه میباشد و به کسی میتواند راه را نشان دهد که جوینده راه است و برای آن تلاش مینماید یا به قولی خواسته و یا دانه میبایست در دست رهجو باشد تا راهنما بتواند راه و روش کاشت داشت و برداشت را در اختیار او قرار دهد ، بنابراین برای رهجو بودن نمیتوان ساکن و بیحرکت بود ، افرادی در کنگره 60 به رهایی میرسند که خواهان رهایی از دام اعتیاد باشند و برای خروج از این تاریکی تمام تلاش خود را انجام دهند ، حال این ساکن بودن به چه معنا میباشد ؟
میتوان گفت اولین و مهمترین قضیه برای شروع ، حضور به موقع در نمایندگی و گوش به فرمان راهنما بودن میباشد ، اگر من مسافر به عنوان یک مهمان در کنگره حضورداشته باشم و خود را با این حرکت عظیم کنگره هماهنگ نکنم قطعاً دچار سکون شده و مانند صخره گلی فرومیریزم ، برای دوری از چنین حالتی میتوان از یکی از زیباترین و گرانبهاترین ابزار کنگره 60 یعنی خدمت ، کمک گرفت ، آری خدمت کردن پلی بسیار نیرومند برای درک کنگره 60 میباشد ، خدمت و حضور مستدام باعث میشود خود را قطرهای از این دریای عظیم فرض کنیم ، در این قسمت به صورت کامل به جستجو میپردازیم زیرا آموختهایم اگر انسان با همه کاوشگران ماهر هم نشین باشد اما اگر خود جستجو نکند به موضوع واقعی نمیرسد ، ما جوینده راه میباشیم و در این راه میبایست چند کار را باهم انجام دهیم یا به عبارتی وظایف خود را به بهترین وجه ممکن به انجام برسانیم ، البته ناگفته نماند که انجام کلیه این وظایف همراه با عشق میباشد نه از سر تکلیف ، حال به تفکیک این وظایف میپردازیم.
1 : وظیفه من در مقابل خودم
2 : وظیفه من در قبال راهنما
3 : وظیفه من در قبال کنگره 60
4 : وظیفه من در قبال خانواده ، جامعه و کل هستی
با تفکیک این وظایف میتوان به اهمیت این موضوع پی برد که ما در کنگره فقط به دنبال قطع مصرف مواد خود نیستیم ، بلکه به دنبال رسیدن به جایگاه رفیع انسانی و نزدیکی به فرمان عقل میباشیم ، همه ما از وجه مشترکی به عنوان خواهان رهایی بودن از دام اعتیاد بهرهمند میباشیم که اکنون در کنار هم هستیم . اولین تخریب مواد مخدر گرفتن فرماندهی شخص مصرفکننده از خویش میباشد من به عنوان یک مسافر و یا یک رهجو میبایست در اولین قدم فرمان روایی خود را بر خودم از نیروی منفی پس بگیریم ، از این رو به عنوان یک مسافر سفر اول یا یک رهجوی سفر اولی میبایست به صورت کاملاً دقیق طبق گفته راهنما به اجرای متد D.S.T بپردازم و بهترین استفاده را از نوشتارها ، کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، وادیها ، جزوات جهانبینی ، سی دیها و دیگر مقالات برده و به انجام خدمتهایی در خور سفرم بپردازم تا خود بدهکار خویش نباشم و بتوانم تخریبی که سالها به جسم ، روان و جهانبینی خود وارد کردهام را با پیمودن یک سفر خوب جبران نمایم.
مسئله بعدی که بسیار حائز اهمیت میباشد ، وظایف من در قبال راهنمایم میباشد ، ما در هر جایگاهی که باشیم به هر حال رهجو هستیم و میبایست احترام راهنمای خود را حفظ نماییم ، رهجو بودن کار بسیار سخت ، اما درعینحال لذتبخش میباشد ، اگر راهنما فرمان و یا دستوری به ما میدهد برای این است که ما جداییپذیر باشیم و اگر نه هیچ سود و فایدهای از انجام آن کار برای راهنما وجود ندارد ، این مسئله آن قدر برای ما حائز اهمیت میباشد که میبایست همواره شاکر راهنمای خود بوده و یادمان باشد که چه کسی راه را به مان نشان داده است . شاکر بودن را میتوان از کلام شروع و به انجام رسانید ، این که من مسافر بتوانم یک پله را درست طی نمایم هم وظیفهام در قبال خود به نحو احسن انجام دادهام هم در قبال راهنما ، ناگفته نماند که رهجو هیچ تعهد مالی نسبت به راهنما ندارد ، اما میتواند در ایام مشخص مانند روز تولد راهنما یا هفته کمک راهنمایی با دادن هدیه به راهنمای خود از او تقدیر نماید ، نکته دیگر این است که میبایست حواسمان باشد تا نشویم مصداق بارز آیه شریفه " الْإِنسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ "من بهشخصه رهجو بودن را بسیار دوست میدارم از این رو نام وبلاگ خود را " رهجوی " گذاشتم تا همواره یادم باشد که کجا بودهام و چه کسی راه را به من نشان داد.
با توجه به آموزشهای کنگره 60 ما به اهمیت حرکت در صراط مستقیم پی میبریم و هر روز در تلاش هستیم تا خود را با این آموزشها که انصافاً به صورت روزانه بهروز میشود هماهنگ نماییم ، من همیشه به خود میگویم "ما را به خیر تو امیدی نیست ، شر مرسان " من به عنوان یک مسافر و یک رهجو میبایست بتوانم آموزشهای گرفتهشده از کنگره را به نحو احسن انجام داده و با رعایت قوانین و حرمت کنگره 60 شرایط مطلوبی را برای خود و دیگر اعضاء به ارمغان بیاورم ، رعایت قوانین و حرمت کنگره 60 وظیفهای میباشد که میبایست آن را به بهترین شکل ممکن انجام داده و از آن تخطی ننمایم ، از رویی دیگر کنگره مکان مقدس و امنی میباشد که همه ما به نحوی در حال زندگی در آن میباشیم و نمیبایست آن را با قهوهخانه یا کلوپ اشتباه بگیریم و موجبات نارضایی اعضاء را به وجود آوریم ، من وظیفهام در کنگره 60 رعایت اصول ، قوانین و حرمت آن و در بیرون از کنگره ، انسانی با تفکر کنگره و اجرای آموزشهای آن میباشم.
حال به موضوعی میرسیم که اهمیت شناخت از خود و رسیدن به خود در طول سفر را برای ما به ارمغان میآورد ، من به عنوان یک رهجو میبایست آموزشهای گرفتهشده را به صورت تجربی به اجرا در آورم تا بتوانم در مورد نتیجه به دست آماده تفکری درست داشته باشم ، اولین قدم میتواند تغییر من از یک مصرفکننده به یک مسافر باشد ، نظم و استفاده به موقع از داروی خود ، اهمیت به قول و قرار ، خوابیدن به موقع ، رسیدگی به خانواده و زندگی و بسیاری از این تغییرات چه در سفر اول و دوم ، همه و همه از وظایف رهجو نسبت به خانواده میباشد ، یک مسافر و رهجوی کنگرهای به طبیعت احترام میگذارد ، تخریب به وجود نمیآورد و برای تولیدات هستی ارزش قائل میشود ، به عنوان مثال رهجوی کنگرهای زبالهاش را در خیابان رها نمیکند.
یا به قولی دیگران کاشتند و ما خوردیم و حال ما میکاریم تا دیگران بخورند ، میتوان با برنامهریزی برای رسیدن به درجه کمک راهنمایی ، مرزبانی ، نگهبانی و ..... شرایطی را برای انجام وظیفه خود به عنوان رهجو به ارمغان بیاوریم.
با احترام مسافر کامران رک
- تعداد بازدید از این مطلب :
3076