تاریخ
پنج شنبه 23 اسفند 1397

جشن راهنمایی در نمایندگی حر

موضوع : کارگاه های آموزشی کنگره 60
وقتی من به پشت سرم نگاه می‌کنم می‌بینم که راه و رسم زندگی کردن را از راهنمایی خود یاد گرفتم...
جشن راهنمایی در نمایندگی حر

جلسه ششم از دوره سی‌ام کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60، نمایندگی حر با نگهبانی مسافر مهدی دبیری مسافر محمد و استادی  مسافر فرهاد با دستور جلسه هفته راهنما روزسه شنبه مورخ 1397/12/14رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که بار دیگر توفیق حاصل شد تا در خدمت شما باشم و خدمت کنم . امیدوارم که بتوانیم جلسه خوبی را در کنار شما داشته باشیم . دستور جلسه امروز به نظر من یکی از مهمترین جلسات کنگره در میان پنجاه و چهار دستور جلسه ای است که به هر کدام یک هفته را اختصاص می‌دهند و این دستور جلسه هفته تجلیل از راهنمایان و کمک راهنمایان محترم می باشد . باید اول بدانم که راهنما چه کسی است . و چه اتفاقی افتاده که به یک نفر شال نارنجی می‌دهند و به عنوان مسئول یک  لژیون وظیفه اداره لژیون را دارد . بعد از انتخاب شدن توسط رهجو راهنما راه را به او نشان می‌دهد و کاری را انجام می‌دهد که کل دنیا آن را غیر ممکن می‌دانند به قول آقای مهندس این پرونده به گونه‌ای است که هر کسی جرأت دست گرفتن آن را ندارد و این کاری است که در کنگره ۶۰ به بهترین نحو در حال انجام شدن است . اینجاست که تعدادی از افراد که قبلا خودشان مصرف‌کننده بودند و اعتیاد را با تمام وجود لمس کرده اند و معنی خماری و نشئگی را می‌دانند و این مسیر را پشت سر گذاشته اند و به رهایی رسیده اند و از فیلترهای مختلفی عبور کردند در آزمونی که به نظر من خیلی سخت است قبول شده‌اند  به کمک افراد در حال مصرف می آیند .  فکر نکنیم که به همین راحتی است که یک شال به شما بدهند و شما راهنمای چند رهجوی دیگر شوید. تازه بعد از قبولی در آزمون باید یک گزینش شفاهی که توسط دیده بانان محترم کنگره انجام می‌شود را پشت سر بگذارند . و بعد از گذشتن از تمام این فیلترها است که می‌توانند شال کمک راهنمایی را از مهندس بگیرند و افتخار خدمت در کنگره نصیب آنها میشود . و حالا در کنگره آقای مهندس یک هفته را برای تقدیر از راهنمایان و کمک راهنمایان قرار داده اند. من در جایی سخنی از حضرت علی خواندم که فرمودند اگر شخصی چیزی را به من آموزش دهد من تا آخر عمر بنده او خواهم بود.  وقتی من به پشت سرم نگاه می‌کنم می‌بینم که راه و رسم زندگی کردن را از راهنمایی خود یاد گرفتم . من چه در سفر اول و چه در سفر دوم روزی یک بار به راهنمای خودم زنگ می زدم و از او تشکر می کردم چون واقعا زندگی من را عوض کرد . به قول آقای مهندس که می‌گویند این صندلی که در طول این ده تا یازده ماه در اختیار شماست اگر بخواهید بهای آن را محاسبه کنید نزدیک هفده میلیون تومان باید پرداخت کنید . ولی در اینجا هیچ پولی از من نگرفتند تازه با محبت و بفرمایید از من پذیرایی کردند . اینجا همه چیز بر مبنای محبت است و اصول اینجا بر اساس کمک فرد رها شده به فرد در حال مصرف مواد مخدر می باشد و این کارها به بهترین شکل ممکن در حال انجام شدن است . و مسافران با بهترین حال در حال رها شدن هستند و هم خودشان و هم اطرافیان شان از این رهایی سود می‌برند استفاده می کند . من  به عنوان رهجو واقعاً درک می کنم اعتیادی که سال‌های سال درگیرآن بودم و راه های مختلف را برای درمان و ترک آن امتحان کردم و جواب نگرفتم در اینجا چه لطف بزرگی در حق من می شود که می توانم آن را درمان کنم . به قول جناب مهندس در کنگره اعتیاد برای ما مانند مگسی است که از سرما یخ زده و با یک ضربه کوچک کنار می رود .ما در کنگره کمک راهنما داریم که به زنجان و شهر هیدج می‌رود و در آنجا لژیون برگزار می کند یا مثلاً آقای رضا کرمی هفته ای سه بار با هزینه شخصی خودش به همدان می‌رود و در آنجا لژیون برگزار می کند . این ها میروند تا افرادی مثل من را از منجلاب اعتیاد بیرون بکشند . این افراد واقعاً قابل تقدیر هستند من به نوبه خودم دست تک‌تک راهنمایان کنگره۶۰ مخصوصاً راهنمایان این شعبه که در حال خدمت کردن می‌باشند را میبوسم و در راس دست جناب مهندس را میبوسم که این بستر پاک و مقدس را در اختیار ما قرار دادند تا بتوانیم با کسب آموزش مشکلات زندگی و جهان بینی خودمان را حل کنیم و به راحتی از آنها عبور کنیم  و به درمان برسیم . من خودم در کنگره سه راهنما دارم کمی هزینه ام بالاست ولی اگر ده راهنما هم داشتم به بهترین شکل از آنها تقدیر و تشکر می کردم . تشکر در کنگره توسط پاکت انجام میشود . من خودم هم زبانی تشکر می کنم هم فرمانبردار راهنمای خودم هستم و هم با پاکت این قدردانی را انجام می دهم . و همین جا اعلام می‌کنم که من سرباز آماده رزم آنها هستم که در هر ساعتی از شبانه روز با من تماسی در خصوص کنگره گرفته شود در جا حاضر به خدمت هستم چراکه اگر کنگره و راهنمایان آن نبودند قطعاً من امروز هیچ کدام از این چیزها را نداشتم و همسرم رفته بود زندگیم نابود شده بود از فرزندم هم خبر نداشتم و چیزهای دیگر . پس مجدد از تمام کمک راهنمایان کنگره تشکر می‌کنم و خدا را شاکرم که در این مکان حضور دارم. ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

 

 

تنظیم و تایپ: مسافر فرید (لژیون دهم)
تصویرگر: مسافر حمید (لژیون هفتم)
مرزبان کشیک: مسافر مرتضی

 

Share
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
2 نظر  
  • سهیل کلاته
زمان ارسال
1397/12/23 9:53:8
سلام... خداقوت🌹
  • هاشم از حر
زمان ارسال
1397/12/23 6:37:37
سلام. تبریک فراوان خدمت تمام راهنمایان
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب