تاریخ
شنبه 15 دي 1397

نوری در ظلمت

موضوع : مقالات
من و مسافرم نیرویی در هستی بودیم که به هرز می‌رفتیم و به باتلاق ریخته می‌شدیم...
 نوری در ظلمت

دو سال و اندی هست که در مسیر رودخانه زندگی با آرامش در حال حرکت هستم، اما ... هرازگاهی به پشت سر خودم نگاهی می‌اندازم، اشک‌ها آرام‌آرام از چشم‌هایم فرومی‌ریزند، افکارم پرواز کرده و می‌روند به سال‌هایی که با کنگره آشنا نبودم. مرا می‌برند به عمق یک دره یا یک مرداب بزرگ که در آنجا دست‌وپا می‌زدم یا در عمق یک جنگل تاریک، جایی که فقط خدا می‌توانست صدای مرا بشنود. دیگران مرا می‌دیدند و هر چه به ذهنشان می‌رسید، می‌گفتند تا من از آن جنگل مخوف بیرون بیایم و من هر چه بیشتر گوش می‌دادم، بیشتر در تاریکی فرومی‌رفتم.

گاهی به جنگ خدا می‌رفتم که پس کو؟ پس کی؟ در دل شب در آن تاریکی شب باخدا راز و نیاز می‌کردم. گاهی آرزو می‌کردم در بیابان باشم و فریاد بزنم و کمک بخواهم، شاید خدا دلش به رحم آمد. خدایا چه روزهای وحشتناکی بود  و چه غم‌انگیز. می‌گفتم آیا من نجات خواهم یافت؟ آیا اصلاً خدا مرا می‌بیند؟ صدایم را می‌شنود؟ پس کی به من توجه می‌کند؟ و  ...

من غافل بودم که خدا کاری کرده بود کارستان، او قبل از اینکه او را بخوانم به فکر من بوده است. خدای بزرگ راه نجات امثال مرا توسط انسانی بزرگوار پیشاپیش فراهم نموده است. خدای مهربان توسط استادی بزرگوار، جناب آقای مهندس دژاکام، متد DST و داروی شفابخش OT راه درمان اعتیاد عزیزان ما را فراهم نموده است. خدایا شکرت، خدایا شکرت و بازهم خدایا شکرت. وقتی در عمق تاریکی بودم، کور سویی توجه مرا به خود جلب کرد. آمدم به سمت نور، در آنجا انسان‌هایی دیدم که چراغ‌هایی روشن به دست گرفته بودند و مرا می‌خواندند. آن‌ها امید را در دل من زنده کردند، آنجا تمامی نور بود و نور بود و نور.

نورهایی که مرا و خانواده مرا و حتی خویشان مرا نجات دادند. من و مسافرم نیرویی در هستی بودیم که به هرز می‌رفتیم و به باتلاق ریخته می‌شدیم. کنگره 60 نیروهای ما را به سمت نور هدایت کرد و ما را از تاریکی نجات داد. حال که در این مکتب آموخته‌ام، پاسخ هر محبتی را باید داد از خود می‌پرسم، من چگونه در مقابل عمر دوباره‌ای که به دست آورده‌ام می‌توانم جبران کنم؟

تنها کاری که از دستم برمی‌آید می‌توانم من هم چراغی را به دست بگیرم و راه را روشن نگه‌دارم. من با حرکت در صراط مستقیم با انجام عمل سالم در کنگره می‌توانم از چراغ راه محافظت کنم تا این چراغ راه همیشه روشن بماند و هر راه‌گم‌کرده‌ای که به این مکان می‌آید راه‌ خودش را پیدا کند و این حلقه ادامه پیدا کند.

خدایا در این راه یار و یاور ما باش و به استاد بزرگوار کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام صحت، سلامتی و عمر باعزت عنایت کن تا در این مسیر به هدف والای خودشان که همانا نجات انسان‌های دردمند اعتیاد در سراسر دنیا هست برسند و همچنین به همه عزیزانی که در این مسیر ایشان را باجان و دل همراهی می‌کنند و در کنگره خدمتگزار هستند سلامتی عنایت کن. به امید اینکه روزبه‌روز این چراغ پرفروغ‌تر از همیشه در سراسر دنیا به کار خود ادامه بدهد. آمین

نویسنده: همسفری از لژیون پنجم

نمایندگی: همسفران شهرری

Share
تعداد بازدید از این مطلب : 1342
ادامه مطالب در آرشیو مقالات
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
4 نظر  
  • مجید مسافر صالحی
زمان ارسال
1397/10/16 9:0:28
عالی بود
  • Traveler Amir/Shams C60/Legion MR Sirous/N12
زمان ارسال
1397/10/15 21:0:55
سلام و خداقوت بسیار عالی بود تبریک به شما و مسافرتان
  • همسفر فاطمه شهرری
زمان ارسال
1397/10/15 6:28:45
همسفر عزیز خدا را شکر از باتلاق در آمدید و در راه نور و روشنایی قدم گذاشتید. ان شاالله که در ادامه راه موفق باشید.
  • همسفرمنصوره شهرری
زمان ارسال
1397/10/14 22:40:7
همسفر عزیز خوشحالم که شما به آرامش و رهایی رسیدید انشاالله در ادامه مسیر موفق باشید.
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب