تاریخ
سه شنبه 13 آذر 1397

دل نوشته؛ سال ها دور از وجود خود

موضوع : مقالات
روزگار برای من و خانواده‌ام سخت شده بود و با اذیت و آزار خانواده‌ام و ترس از آینده تخریبم روز به روز بیشتر می‌شد.
دل نوشته؛ سال ها دور از وجود خود

سال‌ها دور از وجود خود

شرح‌حال من در وضعی که دور از خانه برای آموزش جهان‌بینی و غلبه بر نفس خود با بیش از 30 سال تخریب آنتی ایکس مصرفی تریاک، شیره، الکل، هروئین، شیشه، قرص، شربت متادون و...اول از سیگار تفننی شروع شد و بعد به مواد سنتی، شیمیایی و صنعتی ختم شد. روزگار برای من و خانواده‌ام سخت شده بود و با اذیت و آزار خانواده‌ام و ترس از آینده تخریبم روز به روز بیشتر می‌شد. از وضعیت خودم خسته شده بودم و راهی هم وجود نداشت. چهار مرتبه ترک سقوط آزاد داشتم، یک‌مرتبه سم‌زدایی ولی دوباره برگشت می‌خوردم به مواد! از ترس مصرف اصلاً مسافرت نمی‌رفتم. همیشه خانواده بدون من و تنهایی سفر می‌رفتند، من همیشه تنها بودم و جایگاه خودم را در خانواده ازدست‌داده بودم.

من به‌اتفاق خانواده بعد از سال‌ها برای دیدن پسرم به تهران آمدیم چند روز که در تهران بودیم و جایی برای مصرف نداشتم چون تا آن زمان به‌جز هم‌سفرم اعضای خانواده‌ام فکر می‌کردند فقط مصرف من تریاک است تا اینکه هم‌سفرم پیشنهاد سم‌زدایی را به من داد. فردای همان روز از جلوی درب کنگره 60 گذشتیم، یکی از اقوام من در مورد کنگره 60 اطلاعاتی داشت و به ما راهنمایی زیادی کرد؛ و من با اسرار هم‌سفرم آمدم کنگره در قسمت مرزبانی بعد از مشاوره تازه واردین من راهنمای خودم را انتخاب کردم و با دیدن راهنمای عزیزم یک حس خوبی به من دست داد. بعد از گذشت چند جلسه كه از ورود من به کنگره می‌گذشت برای من مشارکت کردن خیلی سخت بود، به یاد می‌آورم اولین باری که مشارکت کردم خیلی برایم مشكل بود. حرف‌هایی که 30 سال در دلم نگفته مانده بود را زدم. حرف‌های که از آزار و اذیت خانواده و کلاه گذاشتن روی سر خودم و... بعدازآن احساس سبکی و آرامش به من دست داد و این بار سنگین و عذاب وجدان از دوشم برداشته شد؛ والان حدود 8 ماه است که با قوانین و آموزش‌های کنگره 60 و راهنمای عزیزم و سی‌دی‌های آقای مهندس و استاد جهان‌بینی آقا امین به سفرم ادامه می‌دهم تا با آگاهی و جهان‌بینی و تفکر و اندیشه و به کمک نیروهای قدرت مطلق درراه صراط مستقیم قرار بگیرم. شکر خدا کنگره 60 آرامش و آسایش را به خانواده من برگرداند و همه را مدیون آقای مهندس و خانواده گرامی ایشان هستم، در آخر از راهنمای عزیزم که مرا با کاستی‌های زیاد تحمل نمود و با لطف و برخورد خوب مرا پذیرفت کمال تشکر را دارم امیدوارم با آموزش‌هایی که می‌گیرم سفر خوبی داشته باشم. از داداش لژیونی‌های خودم به‌خصوص سفر دومی لژیون آقا احسان و مجید و مهدی كه با تجربیاتی که از کنگره داشتند مرا دلگرم می‌کنند کمال تشکر رادارم. از هم‌سفرم که زحمت زیادی برای من کشید از صمیم قلب تشکر می‌کنم.

نویسنده دل نوشته: مسافر آقا سیروس لژیون هجدهم
تنظیم‌کننده: مهران لژیون هشتم

 

Share
تعداد بازدید از این مطلب : 2869
ادامه مطالب در آرشیو مقالات
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
2 نظر  
  • Hamim
زمان ارسال
1397/09/13 12:14:29
عالی. احسمت. خداقوت جانم
  • مسافرنادرازبوشهر
زمان ارسال
1397/09/13 8:48:6
موفق باشی داداش سیروس.جای راانتخاب کردی که مولایه درزش نمیره من نادر با35 سال تخریب کل مواد آمدم نه تنها موادم کنار رفت سیگارم نیز کناررفت والان انسانی دگرشده ام من توانستم شما وهمه عزیزان نیز میتوانید/خدمت کن وبنویس وگوش به فرمان باش پیروزباشی داداش.
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب