تاریخ
چهار شنبه 9 آبان 1397

کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60؛ نمایندگی آزادی

موضوع : دستور جلسات هفتگي
ما به‌عنوان یک انسان رسالتی داریم، ناامیدی و ترس برای ما جایز نیست...
کارگاه آموزشی عمومی کنگره 60؛ نمایندگی آزادی

پنجمین جلسه از دوره چهارم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافران شعبه آزادی بااستادی دیدبان محترم آقای احمد حکیمی و نگهبانی مسافر ید اله و دبیری مسافر اصغر با دستور جلسه :وادی دوم وتاثیر آن بر روی من و پرسش و پاسخ در روز سه‌شنبه مورخ ۹۷/۸/۸ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود. 

استاد فرمودند: از خداوند سپاس گذارم که این توفیق را به من داد تا در خدمت دوستان شعبه آزادی باشم و تشکر می‌کنم از ایجنت محترم و کمک راهنمایان عزیز و مرزبانان زحمت‌کش و همه عزیزانی که در این راه قدم برمی‌دارند برای خدمت به خود و همراهانشان امیدوارم همگی چه در سفر اول و چه در سفر دوم به خاطر خدمتشان بهره‌های کافی را برده باشند.

خداوند خدمتی در اختیار ما گذاشته که باید قدرش را بدانیم برای کسی که این فرصت را از دست بدهد و فرصت سوزی کنند از ورود به اعتیادش و تا زمانی که از آن خارج می‌شویم و مبینیم که چقدر انرژی صرف کردیم‌ ‌،هزینه کردیم و مثلث انکار، توجیه و دروغ را گسترش دادیم و چقدر زحمت کشیدیم تا از خود یک مصرف‌کننده بسازیم ، چقدر از خیلی چیزهای باارزش می‌گذرد انسان و از نتیجه کارش برای خودش یک تابلو می‌سازد جوری خودش را می‌سازد که نه خودش پیش آینه خودش را تحمل می‌کند که اگر خانواده آدم بدوند یا دو قدم میان جلوتر یا دو قدم دورتر از آدم راه می‌آیند چرا برای اینکه از ظاهر و افکار و اندیشه خوبی برخوردار بشید جالب اینجاست که آدم این درد را در بی‌حسی متحمل میشه، برای بیماری که احتیاج به جراحی دارد بدون بی‌حسی نمی‌شود جراحی کرد وقتی بخواهند کسی را بی‌حس کنند ابتدا او را به تاریکی می‌برند تا در کارشان‌ موفق باشند. هیچ‌کدام از ما برای اولین بار اقدام به خرید مواد نکردیم و همگی مهمان بودیم طرف میگه ببین این چیز خوبی نیست ولی اگر بهت ندم‌ میگی اره بخیلیم‌؛ حالا بگیر دوتا دود بکش بیبنم چی میشه مهمانی بالاخره یه بار، دو بار ،ده بار بالاخره طرف میگه فلانی داری میای؟ اینجا این کار خرج برمیداره و معلمی است که از جهل ما استفاده کرده و ما قادر به درک آن نیستیم این ندیدن چشم سر نیست بلکه حسی است که از کار می‌افتد، بدا به حال انسانی که حسش رو از دست بده که درک رو از دست می‌دهد پس ما خیلی درد کشیدیم تا از خودمان یه مصرف‌کننده ساخته‌ایم و حالا که می‌خواهیم رهابشیم انگار دوست نداریم که درد بکشیم خوب شویم‌

آقای امین مثالی خوبی در سی دی قلب زدن ایشان فرمودن کسی که تیر میخوره اول زخمی میشه و هم دردش می‌آید وقتی هم که بخواهد تیر را بدنش بیرون بکشد بازهم دردش می‌آید ماهم باید در سفر اول متحمل این دردها بشویم البته درد به آن معنا حس نمی‌شود که تیر از بدن شخص تیرخورده برای رسیدن به شخصیت اولی باید درد را تحمل‌کنیم، پس باید خداوند را شاکر باشیم که وقتی فرمان صادر کرده که وقتی من بتوانم با این روش منحصربه‌فرد در دنیا به درمان برسیم که من اعتقاددارم که قفل اعتیاد تا ابد با روش مهندس باز شد هزاران سال هم که باشد این روش تکان نمی‌خورد هر نوع بیماری اعتیاد چه سنتی چه شیمیایی با این روش قابل‌درمان است تنها چیزی که مرا متقاعد کرد که در کنگره بمانم همین روش بود که تماماً بر اساس یک تفکر درست بوده و ما از انسانی داریم پیروی می‌کنیم که به‌عنوان راهنما یک الگوی تمام‌عیار و من به‌شخصه اعتراف می‌کنم که اگر این راه توسط مهندس باز نمی‌شد من سفر اولی الآن کجا بودم و این آدم‌بزرگ هم خودش و هم‌خانواده محترمش را وقف کرد تا این هدف مقدس پا برجا بماند که تمام وقت خودش را صرف می‌کند تا در جهت آگاهی ما قدمی رو بردارد تا فردا بتونه یک cd به‌عنوان خوراک در اختیار ما بگذارد و این جای شکر و قدردانی داره هرچقدر که جوان‌تر باشی موقعیت بیشتری برای ارتقا بیشتری به وجود میاری و اگر مثل من جوان نباشد نیمی در این دنیا و نیمی در جهان دیگر می‌توان مفید بود پس اگر توجه کرده باشیم

وادی دوم می گوید هیچ مخلوقی ، نمیگه هیچ موجودی میگه هیچ مخلوقی بیهوده قدم‌ به حیات نمی‌نهد، یعنی ای انسان هیچ ناامیدی و هیچ قفلی وجود نداره که کلید نداشته باشه هر چیزی راه‌حلی دارد و برای حل آن باید زمان را در نظر بگیریم شما توجه کنید آمریکا در کشور خود کمپ‌های مختلفی دارد از یک ستاره تا هفت ستاره که بهترین امکانات برای مصرف‌کننده در اختیارش می‌گذارند این کمپ‌های هفت ستاره برای کسانی است که ازلحاظ موقعیت اجتماعی با همه متفاوت و با تمام امکانات خود به‌جای می‌رسند که افراد وقتی از شربت متادون استفاده می‌کنند که گویی مسئله اعتیاد را به‌کلی درمان کرده‌اند آن کجا و این کجا؟

باید قدردان بود، ما به‌عنوان یک انسان رسالتی داریم از یک مبدأ حرکت می‌کنیم و باید به مقصدمان برسیم‌ ناامیدی و ترس برای ما جایز نیست ما اگر بخواهیم زندگی قبلی شمارا نشان بدهیم شاید نتوانید قدمی به جلو بگذارید، خداوند در کلام‌الله می‌فرماید: ما به‌اندازه چشیدن طعم شیرینی طعم مرگ را چشانده و می‌چشانیم ولی شما تمام مزها را حس می‌کنید ولی ما ارتباط مزه مرگ را از شما قطع کردیم‌ تا به زندگی خود ادامه بدهید سلامت و ساده زیستن بد نیست یادم ‌می‌آید در شبکه خبر از شخصی که تا سال ۱۱۹۰ جزو اعضای مافیا بود و روزانه بیش از ۱۰ میلیون دلار درآمد داشت و وقتی به او گفتن شب راحت می‌خوابی پاسخ داده بود که من هر گز شب رو نخوابیدم و حتی در روز با مراقبین زیادی به خواب می‌روم و دائماً کابوس‌های وحشتناک می‌بینم و در آرزو حسرت غذا خوردن به سر می‌برم و هر کس می‌خواست در کارم خللی به وجود بیاورد او را می‌کشتم و مرتکب جنایت‌های زیادی شدم دقت کنید کسی که شب راحت بخوابد می‌رود و این بزرگ‌ترین نعمت برایش به‌حساب نمی‌آید پس هستی قانونی دارد که اگر بخواهیم آن را زیر پا بگذاریم بزرگ‌ترین لطمه نصیب خودمان می‌شود.

خداوند رحمان و رحیم است ولی در قانون هستی گفته‌ ای انسان من دو راه را پیش روی شما گذاشته‌ام اگر این راه را بروی این‌طور می‌شود و اگر آن را انتخاب کنی آن‌طور می‌شود جبری در کار نیست آیا به‌اجبار مار و معتاد کردند.ولی کسی که سیستم ایکس خود را آلوده کند برای تعمیر آن مجبور است چرا هنوز نتوانستند به راز درمان اعتیاد پی ببرند به خاطر اینکه درمان تشخیص یابد یا به گذشته او مراجعه می‌کنند یا به آینده او ولی در اینجا دست روی نقطه درون گذاشته‌شده میگه هیچ‌یک ما به هیچ نیستیم حتی اگر به هیچ فکر کنیم وقتی خداوند میگه من از رگ گردن به شما نزدیک‌ترم‌ پس ما همه چی هستیم چون از صفات خودش به ما داده و من نیروی می‌گذارم که شمارا محک قرار بده که تو توانایی پیداکرده و این صفات را از قوه به فعل درآوری و اهریمن گفت من این کار را مخدوش می‌کنم در وادی یازدهم میگه انسان در قوانین مستحکمی که خداوند در اختیارش قرار داده در حال زیستن و فراگیری است و نابودی این زیستن کار ساده‌ای نیست ولی مخدوش کردن آن میسر است،تعادل قانون است افراط ‌وتفریط خواست ماست یعنی میگه تعادل رو مخدوش کن افراط‌وتفریط را رایج بده که یا از این‌ور پشت بوم بیفتی یا از این‌ور پشت‌بام بیفتند. الآن در جامعه ما الآن کسی به کسی رحم می‌کند؟ ما خیلی از اجناس روداریم که ربطی به دلار نداره یعنی قشنگ داریم خون همدیگر می‌گریم و ادعا داریم و با پای پیاده جاهای میریم دنبال یک آدم دیگر جای بخصوصی می‌گردیم و درصورتی‌که اون در اینجا نیست اون در تفکر و اندیشه و دل ماست اون یک نور است به نماد است باید بیبنی تو از آن نور چه بهره‌ای برده‌ای این مخدوش کردن دیگر ،من اگر مرزبان میشم اگر ندونم چیکار می‌کنم اونو مخدوش می‌کنند یا راهنما میشم خودم رو صاحب لژیون میدونم ،میخوام بگم انسان دارای هر مسئولیتی که شد باید در آن مسیر به‌خوبی حرکت کند. یادم می‌آید یکی از دوستان رفت وپیداش نشد وقتی اومد گفتم چرا نیوموی ؟ گفت اتفاق بدی برای خانواده افتاد که نتوانستم بیام مادرم برای پدرم هنگام رانندگی چای داد و در یک‌لحظه از مسیرش منحرف شد و به دره‌ای سقوط کرد و یک‌لحظه غفلت چه بلای سرشان آورد ما داریم چه بلای سر خودمان می‌آوریم ،در کنگره یک مسیر مشخصی وجود دارد و کسی بخواهد از مسیرش خارج شود تکلیفش معلوم ، ولی اگر در مسیر ارزش‌ها باشیم باید قوانین را کاربردی کنیم همه باید در قالب کنگره باشید کنگره در قالب کسی قرار نمیگرد یک کمک راهنما باید برای پذیرش رهجو باید قوانین را در نظر بگیرد و از او سؤال کنند که آیا می‌توانی سر ساعت بیایی جمعه ۶ صبح در پارک حضورداشته باشی و آنگاه آن ره‌جو را بپذیرد. من ۲ مسئله برای شما عزیزان مطرح می‌کنم یکی مسئله هروئین است دومی مسئله سیگار که مهندس می‌فرماید کسی که سیگار می‌کشد تأثیر مستقیمی روی مخدرهای طبیعی خود می‌گذارد خیلی‌ها که اعتیاد ندارن ممکن است ۳۰ سال هم سیگار بکشند و اتفاقی هم برایشان نیفتد ولی برای کسی که هروئین می‌کشد تأثیر منفی می‌گذارد ولی حساب کسانی که از تریاک استفاده می‌کنند جداست و جسمشان را حساس می‌کند و وقتی وارد سفر دوم میشن و دچار چند امراض میشن و یکی از امراض گرفتگی عروق و سکته قلبی است حل این مسئله توسط آقای مهندس حل شد و کسای که از هروئین ،حشیش یا شیشه استفاده می‌کنند از طریق سیگار تخریب بیشتری را برای خودشان به وجود می‌آورند پس خوشا به حال کسانی که در سفر اول برای درمان سیگار در لژیون ویلیام وایت اقدام می‌کنند باید بگویم درمان سیگار آسان‌تر از درمان مواد است و برای درمان آن نباید ترس داشته باشید و برای موفقیت آن باید در دل ترس بروید و اگر همه ما انجام دادیم و شد شما هم می‌توانید و هیچ توجیهی قابل‌قبول نیست ، انسان با هر بیماری که دارد بمیرد آن بیماری را با خود به جهان دیگری خواهد برد، پس مسئله سیگار خیلی مهم است وبرای رهای از آن سعی خود را بکنید مسئله دوم هروئین است اگر از کسانی که هروئین می‌کشد بپرسید از ده نفر بپرسید هفت نفر اختلاف‌نظر دارند که تریاک بدتر است وعمدتا از تریاک می‌ترسند چون اطلاعت غلط سینه‌به‌سینه به آن‌ها رسیده است که مصرف هروئین با خوردن قرص میسر می‌شود ولی حاضر نیست تریاک استفاده کند. به خود می‌گوید تریاک مخدری است که اگر استفاده کنم اثر آن در درون‌پوست و استخوانم اثر می‌گذارد و این تفکر غلط است اتفاقاً پوست و گوشت و استخوان ما به چیزی احتیاج داردکه مرفین، اگر مخدرهای طبیعی نباشد ما نمی‌توانیم راه برویم حتی برای رویش موی سر بدن ما دچار درد می‌شویم. ‌هنگام‌ مصرف غذا به بدن ما چرا ؟ فشار نمی‌آید و ما احساس درد نمی‌کنیم همه به خاطر مخدرهای طبیعی بدنمان است پس برای تخریب جسم تخریب‌شده تریاک بهترین گزینه است کسانیکه هروئین می‌کشند قبل از اینکه ot با جسمشان سازگار بشه از کنگره می‌روند و راهنما برای این اشخاص قبل از استفاده از ot باید توضیحات لازم را بدهد، پس راحت‌ترین درمان مخصوص کسانی است که هروئین ،شیشه ،حشیش ،می‌کشند تریاک و شیره به‌مراتب سخت‌تر از درمان هروئین است، و در آخر امیدوارم تک‌تک ما قدر این نعمت را بدانیم‌ چون خداوند حجت را بر من تمام کرد و اگر از من بپرسد از من‌ چه چیزی می‌خواهی میگویم هیچ‌چیز چون تو بزرگ‌ترین محبت را برای من که رسیدن به درمان را بود رو عطا کردی که غیر از اون موقعیتی که غیر از خودم کسی از آن خبر ندارد مرا نجات دادی .

من آگاهی دادن رو وظیفه خود می‌دانم .آقای مهندس فرمودند: من هرچه پیش می‌روم کنگره از من جلوتر است، آقای مهندس در کلیه موارد مربوط به انجام کارها در کمک‌های مالی ، آموزشی ،گذشت و....... از همه جلو در امیدوارم همه در این مسیر الگوپذیر بوده و شاکر باشیم و به هیچ اتفاقی اجازه ندهیم که ما را از مسیر رهایی جدا کند،چون اگر اجازه بدهیم اولین کسی که لطمه بخورد خودمان هستیم باید بدون تعارف از همه اتفاقی که باعث جدائی شما از مسیرها شود فاصله بگرید، چون قصد دارید که یک ابر بیماری را درخودتون از بین ببرید چون ‌اگر این کار بکنید در آینده بهره آن را خواهید برد. انقدر رنگ بی‌عاطفگی به من زدند ولی من‌ مصمم کار خودم را کردم و گفتم خدایا تو بهتر میدانی که من دارم اقدام به چه‌کارهای می‌کنم که خوشنودی تو را در پی دارد و وقتی پدرم مرد به برادرم گفتم‌ شما بروید به مرده برسید و من هم می‌روم به زندها برسم . رها کردن پدرم‌ در آن زمان بی‌خیالی نبود بلکه یک تفکر سالم بود و من در سفر اول و دوم‌ به هیچ‌چیزی و هیچ‌کس اجازه ندادم‌ که منو از مسیرم منحرف کند و به شما هم همین توصیه رادارم، امیدوارم همگی موفق باشید. در ادامه این جلسه پرسش و پاسخ نیز برگزار شده که دیدهبان محترم به بیش از 20 سوال متفاوت مسافرین پاسخ داد که با استقبال خوب حاضرین در شعبه آزادی مواجه شد

 

منبع :وبلاگ آزادی

Share
تعداد بازدید از این مطلب : 415
ادامه مطالب در آرشیو دستور جلسات هفتگي
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
2 نظر  
  • امیر خرمشاهی
زمان ارسال
1397/08/12 10:4:20
سلام،تشکر از دیده بان محترم آقای احمد حکیمی بابت حضورشان در شعبه آزادی و ممنون از زحمات بچه های وبلاگ آزادی و سایت مرکز
  • همسفر مرضیه- شادآباد
زمان ارسال
1397/08/11 17:52:22
سپاس آقای حکیمی بزرگوار، خدا قوت
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب
سرویس دهنده آمار و شمارش تعداد بازدید از سایت، موقا از دسترس خارج شده و آمار بدرستی ارائه نمیگردد