تاریخ
يکشنبه 13 آبان 1397

دلنوشته یک همسفر کوچک، خدایا شکرت بابت این همه خوبی

موضوع : مقالات
از مدت‌ها قبل به فکرم رسیده بود که خدا کند تولدم بارهایی پدرم یکی باشد و خدا این آرزویم را برآورده کرد...
دلنوشته یک همسفر کوچک، خدایا شکرت بابت این همه خوبی

سلام دوستان مهدیه هستم هم‌سفر حسن

وقتی وارد کنگره شدیم من کنگره را دوست نداشتم و گاهی با اجبار به کنگره می‌آمدم، ولی چند هفته که گذشت دیدم در زندگی ما تغییراتی به وجود آمده کنگره به پدر و مادرم کمک کرده است که زندگی ما خوب شود. ازآنجا بود که وقتی مادرم می‌خواست به کنگره برود من هم خیلی دوست داشتم به دنبالش بروم و می‌رفتم چون در آنجا حس خوب و شادی داشتم و از بودن در کنگره لذت می‌بردم.

وقتی پدر و مادرم وارد کنگره شدند من کلاس دوم بودم والان کلاس چهارم هستم، یادم هست پارسال وقتی تولدم بود پدر و مادرم باهم قهر بودند ولی چون من ناراحت نشوم به روی خودشان نمی‌آوردند و برای من جشن تولد گرفتند ولی زیاد خوش نگذشت. مادر و پدرم هیچ‌وقت جلو من دعوا نکرده‌اند نمی‌دانم شاید هم وقتی من مدرسه بودم دعوا می‌کردند ولی همیشه باهم قهر بودند.

خدا را شکر بعد از دو سال که به کنگره رفتیم بالاخره نوبت رهایی ما هم رسید در طول سفر پدرم همیشه دوست داشتم روز تولدم بارهایی پدرم یکی باشد. ما در روز چهارشنبه 97/4/13 برای گرفتن رهایی به آکادمی رفتیم، آن روز من هم به همراه پدر و مادرم رفته بودم وقتی برای دریافت گل بالا رفتیم پیامی را که از مدت‌ها قبل حفظ کرده بودم را خواندم همه برایم دست و سوت زدند و من خیلی خوشحال شدم. وقتی گل زیبای رهایی را از دستان آقای مهندس گرفتیم خیلی احساس خوبی داشتم و با تمام وجودم لذت می‌بردم و می‌خندیدم.

فردای آن روز هم در شعبه شهرری پیام خواندم و گل نمادین گرفتیم هنوز هم از به یادآوری آن روز خوشحال می‌شوم. از مدت‌ها قبل به فکرم رسیده بود که خدا کند تولدم بارهایی پدرم یکی باشد و خدا این آرزویم را برآورده کرد تولدم بارهایی پدرم یکی شده بود و من خیلی خوشحال بودم در آن هفته ما دو شادی مهم در زندگی خودمان داشتیم و با تمام وجودمان لذت می‌بردیم و خوشحال بودیم من همه این خوبی‌ها و شادی‌ها را از خوبی‌های کنگره می‌بینم.

ما چند روز بعد از رهایی به مشهد رفتیم این مسافرت برای من خیلی لذت‌بخش بود پدر و مادرم باهم خوب بودند و  قهر نبودند به من که خیلی خوش گذشت. وقتی برای زیارت به حرم امام رضا رفتیم خدا را شکر کردم که کمک کرده وزندگی ما خوب شده است. وقتی می‌خواستیم برگردیم نمی‌دانستم خوشحال باشم یا ناراحت باشم، ناراحت برای اینکه داشتیم برمی‌گشتیم یا خوشحال برای اینکه این مسافرت خیلی به ما خوش گذشت. وقتی برگشتیم چند هفته بعد به همراه یکی از بستگان مسافرتی به شمال داشتیم که فوق‌العاده خوش گذشت. من از لحظه‌لحظه زندگی‌ام لذت می‌برم، خدا را شکر می‌کنم که کنگره‌ای بود که پدرم درمان شود و حال پدر و مادرم هم خوب شود وزندگی ما هم خوب شود من همه این لذت‌ها، خوبی‌ها و خوشحالی‌ها را از برکت کنگره و آقای مهندس می‌بینم امیدوارم همه بچه‌های کنگره این لذت و رهایی را تجربه کنند.

نویسنده: همسفر مهدیه (لژیون پنجم)
نمایندگی: همسفران شهرری

Share
تعداد بازدید از این مطلب : 2857
ادامه مطالب در آرشیو مقالات
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
26 نظر  
  • مسافر علی
زمان ارسال
1397/08/15 1:11:31
ماشاالله گل دختر ، انشالله همیشه خوشحال باشی . منتظر دل نوشته های زیبای تو باز هم هستیم و برایمان بنویس !
  • همسفرعصمت ازشعبه آبادان
زمان ارسال
1397/08/14 8:3:13
عزیزم مهدیه جان دلنوشته ات عالی بود خیلی خوشحالم که آرامش وشادی به زندگی ات برگشته ان شالله همیشه زیر سایه پدر ومادرت بهترین لحظات راداشته باشی.
  • شیراز
زمان ارسال
1397/08/14 7:26:20
ماشاالله مهدیه عزیز خدارا شکر که به آرزوهایت رسیدی.دخترم با حس زیبایت و قلم شیوایت و آرامش درونت زیبا نوشته ای. تولد دوباره خود و خانواده ات مبارکت باد
  • هادى
زمان ارسال
1397/08/14 7:24:57
هميشه شاد و سرفراز باشيد
  • همسفر نوریه دانیال اهواز
زمان ارسال
1397/08/14 0:1:30
سلام مهدیه جان خیلی خوشحالم که تو و پدر و مادر عزیزت روزهای خوبی را تجربه میکنید برای شما بهترینها را از خداوند خواهانم و امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق باشی
  • غلامرضا از کرج
زمان ارسال
1397/08/13 23:54:35
خدا قوت همسفر
  • همسفر از میرداماد
زمان ارسال
1397/08/13 16:31:53
ای جانم مهدیه.از دور روی ماهتو میبوسم.
  • همسفر کیمیا
زمان ارسال
1397/08/13 16:31:13
مهدیه جان ممنون که حس خوبتو با ما در میون گذاشتی و ما رو هم در اون شریک کردی ❤❤
  • همسفر
زمان ارسال
1397/08/13 14:15:57
عااالی بود مهدیه نازنین خدا رو شکر، عزیزم تو نویسنده ی بزرگی خواهی شد چون واقعاً توانایی بی نظیری داری برات بهترین ها و قشنگترین لحظه‌ها آرزو دارم به امید آن روز
  • مسافر از شهرری
زمان ارسال
1397/08/13 14:0:43
دختر عزیزم خدا رو شکر که پدرت به درمان و رهایی رسید
  • همسفر مهری از کرمان
زمان ارسال
1397/08/13 13:8:28
با سلام مهدیه جان.به تو و خانواده ات بابت این رهایی تبریک میگم.باقلب مهربونت دعا کن این رهایی شامل همه خانواده های کنگره بشه.موفق باشی.
  • مسافر امیرحسین
زمان ارسال
1397/08/13 12:31:55
مهدیه خانم نازنین ، امیدوارم همیشه دلت پر از شادی و قلبت پر از محبت باشه.
  • آرش
زمان ارسال
1397/08/13 11:44:44
مهدیه جان رهایی پدرت را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم.
  • علی عربی از شعبه سمنان
زمان ارسال
1397/08/13 11:14:13
خدا رو شکر...
  • همسفر الهام شعبه شهر ری
زمان ارسال
1397/08/13 10:24:13
مهدیه عزیزم خوشحالم که به آرزوی قشنگت رسیدی برات آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم عزیزم و امیدوارم همه کوچولو های گنگره هم به حس و حال قشنگ تو برسند
  • همسفر پروین
زمان ارسال
1397/08/13 10:19:35
خدا رو شکر مهدیه جان
  • مسافر توحید
زمان ارسال
1397/08/13 10:7:54
خداقوت همسفر
  • همسفر ام البنین احمدیان از شعبه سمنان
زمان ارسال
1397/08/13 10:1:57
باسلام خدمت نویسنده محترم خانم مهدیه عزیز. گلم خیلی دلنوشته ات ساده و زیبا بود.امیدوارم که همیشه در زیر سایه پدر و مادر عزیزت خوشبخت باشی.عزیزم احساست بسیار زیباست.
  • همسفرازشعبه بوشهر
زمان ارسال
1397/08/13 9:59:32
مهدیه جان دختر زیبارو و نازنینم تبریک میگم عزیزدلم عجب قلم ناز وزیبایی خیلی لذت بردم وخوشحالم از شادی تو و اینکه قهرهای زندگیت تبدیل به صلح و آشتی شده
  • همسفر ازاصفهان شعبه سلمان
زمان ارسال
1397/08/13 9:19:5
مهدیه جان این رهایی رابه شماوپدرومادرتان تبریک میگم خداراشکرکه آرزوی شمابرآورده شد دعاکن برای بچه هایی که دوست دارن این شادی به خانه هاشان بیاد همیشه شادباشی عزیزم بسیاردلنوشته عالی بود.
  • همسفر فاطمه شهرری
زمان ارسال
1397/08/13 8:43:0
خدا رو شکر مهدیه جان که به رهایی و آرامش رسیدید .
  • مریم همسفر مهدی شهری ری
زمان ارسال
1397/08/13 8:29:1
مهدیه جون امیدوارم تو هم در اینده یکی از خدمت گذارای کنگره باشی همیشه همیشه شاد پر انرژی باشی ارزوهای قلبیت برسی
  • همسفرمنصوره شهرری
زمان ارسال
1397/08/13 8:3:17
مهدیه عزیزم از خوشحالی و شادی شما من هم خوشحالم و خدا را شکر می کنم که یکی دیگر از کوچولوهای عزیز کنگره به آرامش رسیده انشالله همه کوچولوهای کنگره هم مثل شما این رهایی و آرامش را به زودی تجربه کنند.
  • همسفر مریم لژیون ۴ شهرری
زمان ارسال
1397/08/13 7:21:4
مهدیه جان از خداوند برایت دلی شاد ولبی خندان در کنار خانواده محترمت خواهانم.
  • همسفرزهرا
زمان ارسال
1397/08/13 6:54:24
مهدیه جانم. امیدوارم همیشه موفق و پایدارباشی.
  • مسافر جواد از قزوین
زمان ارسال
1397/08/13 6:46:6
خدا را شکر که به آرزویی که داشتی رسیدی . دلنوشته زیبایی بود
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب
سرویس دهنده آمار و شمارش تعداد بازدید از سایت، موقا از دسترس خارج شده و آمار بدرستی ارائه نمیگردد