وادی ها

وادی یازدهم

Share

وادی یا راه یازدهم

چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند .

 

آن گاه که روشنايي آبستن تاريکی بود ، اهريمن از فرمان سرپيچی کرد ، گويي نقطه ای سياه و تاريک از دل روشنايي ها زاده شد و حرکت خود را آرام و خزنده برای تاختن به جهان روشنايي ها آغاز کرد تا ظلمت و تاريکی را گسترش دهد و برتری خود را نسبت به انسان در مقابل قدرت مطلق ، به اثبات برساند.

اهريمن ، ياران و نيروهايي را در لامکان گرد آورد و گفت : به انسان يک ويژه گی داده شده که ما فاقد آن هستيم و ما برای اثبات شايستگی و برتری خود بايستی انسان را از طريق الهام و القاء ، از سير صعوديش منحرف نماييم. ما فقط از طريق الهام و القاء می توانيم او را به طرف ضد ارزش ها سوق دهيم ، به عبارت ديگر ، از او دعوت کنيم. ما اجازه اقدام ديگری را نداريم چون اختيار انسان محترم شمرده شده است.

مطمئن باشيد که انسان های زيادی به جرگه ما خواهند پيوست ، زيرا انسان موجودی است با دو ويژگی ، خوبی و بدی ، آن ها موجوداتی حريص ، زيان کار ، نا سپاس و پنهان کننده خدای خود هستند ، مگر اندکی از آن ها که عمل صالح انجام می دهند و ديگران را به صبر و محبت توصيه می کنند.

  از آن جاييکه قلمرو جهان مادی و جسم خاکـی يا مادی به انسان ها داده شده ، لذا کليدی ترين موضوع ، ماده و ماديات است . توجه داشته باشيد به انسان هشداری هم بدين مضمون داده شده است .

اگر بر ماديات سوار باشی ، نيمی از قدرت اهريمن را شکست داده ای ، اما اگر ماديات بر تو سوار باشد ، بدان که صد در صد تو را شکست می دهد .

از اسب پياده شدن ، همانقدر مهم است که بخواهی سوار شوی .

اهريمن اين گونه ادامه داد : انسان ها با قوانينی بسيار مستحکم که از طرف قدرت مطلق اعلام گرديده در حال زيستن و فراگيری هستند ، نابودی اين قوانين امکان پذير نيست ، ولی تحريف و مخدوش کردن آن ها ميسر است. تعادل قانون است ، ولی افراط و تفريط خواست ما .

يورش آغاز گرديد ، بازار دروغ ، کينه ، دشمنی ، خيانت ، حسادت ، ترس و اضطراب رواج يافت . خور و خواب ، توليد مثل و لذت جويي ، مال اندوزی ، تصاحب سرزمين های مختلف ، حکم فرمايي ، جنگ و خون ريزی توسط بشر بالا گرفت ، گويـــي درب های الهامات الهی آسمان به سبب نافرمانی بشر و نفوذ نيروهای اهريمنی بسته شد و قدرت در جسميت تحت فرمان نيروهای مخرب قرار گرفت و برای اين که انسان را به دسته افکار خود سوق بدهند، برای آن ها وسايل خوشی و لذت های زودگذر گوناگونی را مهيا کردند .

 

در اين شرايط ، الهامات خير و مثبت ، کمی ارسال می شد و همه موجودات به خصوص انسان ، بسيار در درد و رنج بودند . هرکس توان مالی و انديشه بسيار داشت می توانست بماند و در نبود اين ها شکست حتمی بود. جدال برای بدست آوردن بود ، برای نگهداری چندان نيرو به خرج نمی دادند. طوری بود که گويي اهريمن ها در قلمرو الله شورش نموده اند.

در اين وضعيت ، انگشت اهريمن به طرف خطرناک ترين و مهلک ترين موضوع نشانه رفت و تير زهراگين خود را که مربوط به جادوی هفت رنگ بود ، رها نمود و جادوی هفت رنگ چيزی نبود به جزء خمر ، از آن ميان گلی زيبا و وحشی را به نام خشخاش که يکی از مفيدترين و شفا بخش ترين و مهمترين گياه دارويي بود ، مطرح نمود و گفت :

اگر اين گياه در دست حکيم حاذق باشد ، حيات است ، شفاست ، زندگی است و اگر به دست مردم عادی باشد زهريست شيرين و به ظاهر گوارا . آن را ميان مردان ، زنان ، پيران ،جوانان نيرومند و سالم ، به بهانه سرخوشی و رسيدن سريع به خواسته هايشان هديه کنيد و دعوت به استفاده نماييد تا جنگ آور ترين و متفکرترين و زيباترين انسان ها را تبديل به بدبخت ترين و ترسوترين و زشت ترين انسان ها نمايد.

فرمان اهريمن اجرا شد و در طی هزاران سال انواع خمر گسترش يافت و ترياک ، حشيش ، کوکايين و الکل جای خود را باز کرد و مردان و زنان و پيران بسياری را به اعماق تاريکی سپرد .

در اين شرايط اهريمن لبخندی زد و گفت :

مرحله دوم خمر را اجرا کنيد.

ناگاه از ميان متخصصين دانشمند ، يک متخصص با کمال نادانی گفت : من از عصاره ترياک ماده ای را کشف کرده ام که برای درمان اعتياد به ترياک مفيد است و جاهل های ديگر باور کردند و هرويين پا به عرصه حيات گذاشت که دهها بار مخرب تر از ترياک و هر نوع اعتياد بود.

باز اهريمن لبخندی زد و گفت مرحله سوم :

آن گاه دانايان نادان انواع و اقسام قرص ها و مواد شيميايي از جمله کرک و شيشه را به جوامع سرازير کردند که صدها بار مخرب تر از ترياک و هرويين بود و ديگر نيازی به زمين کشاورزی نبود . زیرا در هر خانه ای و خيلی سريع قابل ساخت يا توليد است .

حال ای عزيز ، اگر اين موضوع را واقعيت مسلم بگيريم ، باز هم حقيقت جای ديگر و چيز ديگر و هدف ديگر است. زيرا خداوند حکيم و توانا است و خود تدبير می کند و او وجود نيروهای تخريبی و انسان های پليد و اهريمنی را برای وجود هستی به عنوان يک نيروی مکمل لازم دانسته تا انسان به درجه ای از فهم برسد و با استفاده از عقل سليم  به جايگاهی برسد تا بداند کدام کار درست و کدام غلط است و توان اجرای عمل سالم را نيز داشته باشد.

 بنابراين برای خروج از ظلمت و اين جهنم ما هيچ راهی نداريم ، مگر اين که به ريسمان الهی چنگ بزنيم و اصل ريسمان الهی محترم شماردن و اجرای فرامين و قوانين اوست و اين قوانين به گونه ای است که از بدوی ترين تا متمدن ترين و از بی دين ترين تا دين دار ترين مردمان ، همه و همه قبول دارند. چون کاملاً پسنديده و عقلانی است .

قوانين چه می گويند ؟

می گويند : دروغ نگو ، دزدی مکن ، خودبين مباش ، ربا نخور ، گمان بد مبر ، رشوه نخور ، عيب جو نباش ، کم فروشی نکن ، ترشروی مباش ، فساد نکن ، مواد مخدر مصرف نکن ، پيمان شکن مباش ، خيانت نکن ، عدالت خواه باش ، حق را نا حق نکن ، مهربان باش ، به درماندگان کمک کن ، تفکر کن و تعقل کن .

حال اگر هر فردی در هر دين و مذهبی ، تمام مراسم عبادی و ظاهری دين خود را به جا آورد ، ولی قوانين ذکر شده را محترم نشمارد و اجرا نکند ، بی دين ترين فرد و از پيروان اهريمن خواهد بود .

بنابراين اجرای قوانين توسط انسان شرايطی را برای او به وجود می آورد تا دربهترين حالت ، به زيستن ادامه دهد .

و اما ما تاکنون ده وادی را پشت سر گذاشته ايم که تمامی آن ها بر گرفته از قوانين می باشند و قادر هستند ما را از ظلمت خارج نمايند تا به طرف نور حرکت کنيم .

وادی اول : با تفکر ساختارها آغاز می گردد ...........و وادی دهم : صفت گذشته در انسان صادق نيست ................ درهمين وادی ، يعنی وادی دهم فرا گرفتيم برای تغيير صفت گذشته تنها يک راه وجود دارد و آن هم تهذيب اخلاق و يا پالايش به مفهوم تزکيه می باشد. برای انجام اين مهم ، تفکر سالم ، ايمان سالم ، عمل سالم ، حس سالم ، عقل سالم و عشق سالم همراه با آموزش و تجربه مفيد لازم است که به آرامی همه اين موارد را در طول زمان فرا می گيريم .

در وادی يازدهم ، چشمه های جوشان و رودهای خروشان ، همه به بحر و اقيانوس می رسند ، مطرح می گردد.

 چنانکه وادی های گذشته و موارد فوق الذکر را به انجام رسانده باشيم و يا به انجام برسانيم ، قطعاً تبديل به چشمه جوشان و سپس رود خروشان می گرديم و باز هم با اين شرايط اگر جام ما در شروع وادی اول خالی و يا هم اکنون نيمه پر باشد ، عاقبت با تلاش و کوشش خودمان و با تزکيه لازم ، پر خواهد شد.

اکنون برای اين که شرايط و دليل چشمه جوشان شدن انسان را مطرح نماييم ، چشمه های جوشان طبيعت را الگو قرار می دهيم و بررسی می کنيم.

يک چشمه جوشان پس از اين که موقعيت جغرافيايي آن مهيا شد ، بايستی دو ويژگی داشته باشد .

 -1منابع آب ذخيره شده

  -2اختلاف ارتفاع يا اختلاف پتانسيل منابع آبی با دهانه خروجی چشمه ، به منظور ايجاد و يا تامين فشار و يا تامين انرژی لازم برای جوشش همراه با فشار آّب از دهانه چشمه.

 

بنابراين انسان هم برای اين که تبديل به چشمه جوشان گردد ، همانند چشمه آب نياز به دو ويژگی دارد.

 -1منابع اطلاعاتی صحيح در مسير دانايي

  -2اختلاف پتانسيل درونی و بيرونی برای کسب انرژی

در مورد منابع اطلاعاتی صحيح برای رسيدن به دانايي ، تاکنون به قدر کفايت بحث کرده ايم خصوصاً در جزوه يک و دو جهان بينی ، اما در مورد اختلاف پتانسيل برای کسب انرژی ، کمی توضيح لازم است.

انرژی پتانسيل ، مربوط به اختلاف ارتفاع است ، اگر ما سنگی را از سطح زمين بالا ببريم ، در آن انرژی ذخيره می شود ، اگر آن را رها کنيم شديداً به زمين برخورد می کند و انرژی آن تخليه میشود.

به همين دليل منابع آب را در ارتفاع قرار می دهند ، چون انرژی پتانسيل فراهم می شود و آب با فشار از لوله ها خارج می گردد. به اين انرژی ، انرژی پتانسيل مي گويند.

به هر حال برای انسان هم می توان اين انرژی پتانسيل را به گونه ای ديگر توصيف کرد ، چون شديداً به آن نياز داريم. اگر انسان از نظر درونی و بيرونی جايگاه خود را به طرف ارزش ها تغيير بدهد و صعود کند ، در او ايجاد انرژی می نمايد که بستگی به تغيير جايگاه دارد. مثل فرد ديپلم که دانشگاه قبول می شود و يا فردی در مسابقات قهرمان می شود و يا کودکی صاحب دوچرخه میشود و يا معتادی که به درمان می رسد.

اين موضوع يکی از شاهکارهای کسب انرژی برای انسان است که بلافاصله پاداش خود را از کارهای خوب می گيرد و يا برای نمونه فردی که روزانه 5 گرم مواد مصرف می کند ، موقعی که با يک گرم کاهش ، به مصرف 4 گرم در روز می رسد ، به اندازه 1 گرم کاهش ، در او ايجاد انرژی پتانسيل می شود و اين انرژی باعث قدرت و اعتماد به نفس زيادی می گردد ، ولی پس از گذشت 21 روز ، انرژی ذخيره شده تمام می شود و بايستی کاهش ديگری انجام پذيرد. مثلاً به 3 گرم برسد تا دوباره تامين انرژی گردد ولی اگر برگشت کند و به سراغ 5 گرم اوليه برود ، اختلاف پتانسيل را از بين برده و باعث غم و اندوه و عدم اعتماد به نفس می گردد و يا فردی در کنگره يا در يک سيستم ، فردی عادی است ، موقعی که يک مسئوليت کوچک به او داده شود ، بلافاصله جايگاه او از حالت سکون تغيير می کند که باعث ايجاد اختلاف پتانسيل در جايگاه درونی و بيرونی او می گردد و اين موضوع از مسئوليت های کوچک تا مراتب خيلی بالا ادامه دارد . برای همين است که در کنگره می گويند هرکس خدمت کند حالش خوب میشود.

خدمت داوطلبانه يعنی تغيير جايگاه ، حتی اگر جارو کردن و شستن زمين باشد ، چون ديگران برای او ارزش قائل می شوند ، زيرا او داوطلبانه خدمت می کند.

بنابراين برای چشمه جوشان شدن بايستی مرتباً با حرکت های سالم ، ايجاد اختلاف پتانسيل نمود تا انرژی لازم برای ادامه ، مهيا گردد.

همانطوری که گفته شد انرژی پتانسيل در انسان در اثر تغيير جايگاه و يا به زبان فيزيک ، تغيير ارتفاع به وجود می آورد ، اگر اين تغيير جايگاه به طرف ارزش ها و يا بالا باشد باعث صعود میگردد و انرژی پتانسيل مثبت را به وجود می آورد که در انسان باعث ايجاد لذت و کسب آرامش می گردد. و اگر به طرف ضد ارزش ها و يا پايين باشد ، مثل مصرف مواد مخدر ، دزدی ، رشوه خواری ، خراب کردن حال ديگران .......... باز هم برای فرد در اثر ايجاد اختلاف ارتفاع به طرف پايين و يا تغيير جايگاه انرژی پتانسيل ، البته از نوع منفی مهيا می گردد که باعث ايجاد لذت می گردد  که معمولاً با دلهره همراه است. اگر چه اين انرژی را انرژی منفی اطلاق کرديم ، ولی به هر حال انرژی ، انرژی میباشد. چون در نهايت اين انرژی باعث تخريب خود فرد میگردد ، آن را انرژی منفی ناميده ايم. مانند نارنجکی که اول پوسته خودش را قطعه قطعه می نمايد و بعد ديگران را ، و در نتيجه انرژی منفی در دراز مدت شخص را به باتلاق و يا گنداب هدايت می کند.

انرژی منفی معمولاً از طريق تخريب خود و يا ديگران و يا به عبارتی از طريق سرقت به وجود می آيد. مثل کسی که حق و يا حقوق و يا اموال و يا حال ديگران را سرقت نمايد و يا انرژی ذخيره شده خود را از قبيل مصرف مواد مخدر و يا نااميدی و ناله کردن ، زدوبند ، سرقت ، ربا خواری ، رشوه خواری ، و يا فردی که با گرفتن و يا خراب کردن حال ديگران کسب انرژی مینمايد.

بنبراين هرکس ، با تدبير و يا بدون تدبير ، با عقل و يا بدون عقل ، با عشق و يا بدون عشق ، با ايمان و يا بدون ايمان ، با تفکر و يا بدون تفکر ، با حس درون و يا با حس بيرون ، هر چند کوچک ، گويی مانند چشمه آب عمل می کند . که اين موضوع مربوط به مراتب و خواسته های نفس شخص می باشد . يکی چشمه ای خشک و خنثی ، يکی چشمه ای با آب زلال و يکی چشمه ای با آب گنديده و ديگری چشمه ای با آب زهراگين.

بنابراين خلقت ، وجود نيروی منفی و ظلمت را برای ايجاد انرژی پتانسيل به عنوان يک نيروی مکمل لازم دانسته و هر کس و يا هر نفس ، خود اختيار کامل دارد تا انتخاب کند ، زشتی را ، زيبايی را ، بدی را ، نيکی را ، کژی را يا راستی را ، حقارت را يا سرفرازی را ، ترس را يا شجاعت را ، عشق را يا نفرت را ، در نهايت دوزخ را يا فردوس را ، بنابراين گويی قانون اصلی خلقت به زبان بی زبانی چنين بيان می کند:

کسانی که آنچه دريافت نموده اند ، چه مادی و چه معنوی ، هميشه در حال بازپرداخت آن هستند ، حداقل زکات آن ، هميشه مانند چشمه ای زلال و سرشار از انرژی و شادی و شعف هستند و کسانی که هرچه دريافت می نمايند در عوض هيچ گونه پرداختی ندارند و همه چيز را برای خود و يا خانواده خود می خواهند ، گويی تبديل به شوره زار يا کوير می شوند که هيچ گونه روئيدنی در آن نمی رويد و هميشه در گرمای کوير منتظر طوفان های شن می باشند ، چون گياهی نکاشته اند که از طوفان شن جلو گيری نمايد.

همانگونه که چشمه ها منابع آبی بسيار متفاوتی دارند ، انسان ها هم دقيقاً دارای مراتب دانايي گوناگونی هستند و ما بايستی با دريافت دانش و آگاهی لازم و پيروی از قوانين مرتباً منابع ذخيره شده درون خود را زياد و با حرکت ها و جهش ها ی لازم ايجاد انرژی نماييم تا تبديل به چشمه جوشان گرديم.

حال برمی گرديم به رود خروشان

همانگونه که چشمه ثابت است ولی منابع آبی چشمه بايستی جاری گردد و پس از طی مسافت های زياد و عبور از مناطق صعب العبور مثل کوهها ، دره ها ، صحراها و  بيابان ها و شکافتن آن ها ، خود را به بحر و اقيانوس برساند ، و اگر چشمه قدرت جوشش لازم را نداشته باشد ، رود آن پس از طی مسافتی بدون قدرت لازم و پشتوانه می گردد و به يک باتلاق منتهی می گردد ، انسان هم به همين گونه است .

 منابع اطلاعاتی را مرتباً بايستی دريافت کند و هيچ گاه دريافت نبايستی متوقف گردد و با ايجاد حرکت های آرام ، جهش های لازم برای کسب انرژی به وجود آورد تا در مسير زندگی بهتر يعنی همان صراط مستقيم حرکت نمايد .

 جسم انسان هم مانند چشمه ثابت است ، اما انديشه و روح و روان و آنچه او به وجود می آورد و يا از خود اثر می گذارد ، دائماً در حرکت و پرواز می باشد.

رود خروشان می داند که بستر او يا مسير حرکت او هموار نيست و موانع عظيمی در سر راه او قرار دارد ، ولی او پروايي در سر ندارد ، با تلاش از کوه ها و دره های مخوف عبور می کند و تمامی سنگ ها و يا قلوه سنگ ها را کنار می زند و يا دور می زند و به سير خود ادامه می دهد . انسان هم بايستی بداند که هرگز مسير او هموار نيست ، چيزی که مهم است ، خواست و تفکر سالم اوست  و با اين خواست و تفکر سالم خود بايستی بداند که با حرکت سالم ، اگر چشمه وجودی او خالی و يا نيمه پر باشد ، با حس سالم و عقل سالم و عشق سالم عاقبت پر خواهد شد و به مسير خود ادامه خواهد داد و زيستن را محترم خواهد شمرد.

انسان هايي که يک زندگی يکنواخت را تکرار می کنند و هر روزشان مانند روز قبل است و هيچ گونه جهشی را انجام نمیدهند و هيچ توليد و اثری را از خود باقی نمی گذارند و هيچ آموزشی را دنبال نمی کنند ، در حقيقت انرژی لازم را به دست نمی آورند ، به عبارتی اين جهش هاست و اثر گذاری هاست که انسان را سرشار از انرژی می نمايد.

 

 پایان وادی یازدهم

http://congress60.org/Fa-IR/page/112/وادی-یازدهم
Share
انواع مواد مخدر
مقالات و توشتارها