نوشتارهای کنگره 60

روش هاي ترك وآنچه خانواده ها بايد بيا موزند

Share

موضوع اين مقاله شرح كامل روشهاي ترك اعتياد است و آنچه خانواده ها بايد بياموزند كه توسط هفته نامه اميد جوان تهيه و منتشر گرديده است .

پيشگفتار :
معضل اعتياد و روند رو به رشد آن به خصوص در بين جوانان زنگ خطر را براي خانواده ها وجامعه به صدا در آورده است . آمارهاي غير رسمي معتادان قابل هضم و درك نيست . وقتي در يك ناحيه كوچك از شرق تهران روزانه بيش از 500 كيلو گرم مواد مخدر ردو بدل شده است . تجسم حجم مواد مصرفي تهران در تصورنمي گنجد . بيش از دو ميليون نفر معتاد و گرايش نسل جوان به مصرف مواد مخدر و محرك هاي مختلفي كه در جامعه فعا لند ، لزوم بازنگري درسياست ها وسيستم هاي كنترلي را صد چندان كرده است.
اگر چه با تحرك اخير نيروي انتظامي ، منطقه خاك سفيد تهران پاكسازي و از لوث وجود شياطين خالي شد كه شايان تقدير است اما تا وقتي كه معتاد هست ، مواد مورد نياز را بهر قيمتي تهيه خواهد كرد و قاچاق چيان و توزيع كنندگان در رنگ لباسي ديگر و در محلي ديگر به فعاليت مخرب خود ادامه خواهند داد . مشكل تنها در عرضه فراوان وارزان موادافيوني است بلكه بايدمسئله اعتياد و معتاد را با ديدي تازه ونگرشي نوبررسي كرد.
تصورات كهنه و آزموده هاي سرتاسر غلط را به دور ريخت و طزحي نو در انداخت .
در دو سه سال اخير با همت و پشتكار مردي وارسته و چهره شناخته شده كه خود طعم تلخ اعتياد و تباهي هاي آن را در ساليان متمادي چشيده و به راه حلي ابتكاري و منحصر به فرد براي ترك اعتياد دست يافته است و همزمان با تشكيل جميت مبارزه با اعتياد و جمعيت آفتاب و شعب آنها در شهرستان ها حركت گسترده و فراگيري آغاز شده و مي رود تا به مفري براي خلاصي دائمي از چنگال اعتياد بدل شود .
به سراغ مهندس دژاكام مي رويم و با همه مشغله و گرفتاري هايش ساعاتي را در كنار او و جمع همكارانش مي گذرانيم . آنچه را كه ملاحظه خواهيد فرمود ، مصاحبه با دبير اجرائي جمعيت آفتاب و ديد گاه هاي ايشان نسبت به اعتياد و راه كارهاي خلاصي از وضع اسفبار موجود است .
× آقاي مهندس ازاينكه دعوت هفته نامه اميد جوان را پذيرفتيد ممنونيم . لطفاً خودتان را بيشتر معرفي بفرمائيد.  
بنده حسين دژاكام يك مسافر !
× شما و همكاران در گفتار ها از كلمه ، مسافر ، بجاي معتادي كه ترك كرده و يا در ترك است استفاده مي كنيد ، ريشه اين انتخاب از كجاست ؟
اعتياد يكسري ويژگي ها در فرد معتاد ايجاد مي كند . ظلمت، ترس، اضطراب ، كفر ، حقارت ودروغ و موارد ديگر به سراغ معتاد مي آيد و معتاد را رها نمي كند . براي رهائي از چنگال اعتياد بايد حركت كرد و اين خصا ئص را با صفات پسنديده جايگزين نمود . از ظلمت به نور، از ترس به شجاعت ، از اضطراب به آرامش ، از كفر به ايمان از حقارت به سر افرازي و... اين يك سفر دروني و بيروني است كه بايد معتاد انجام دهد تا به مرحله پاكي برسد . بدين لحاظ ما يك ديگر را با كلمه مسافر خطاب مي كنيم .
× به تازگي مجموعه تلويزيوني از سيماي جمهوري اسلامي بنام ،،مسافر ،، پخش مي شود كه در طي قسمت هاي مختلف آن ، گوشه اي از تلاش ها و فعاليت هاي شما در جهت كمك به ترك اعتياد به نمايش گذارده شده است . لطفاً‌ در مورد شكل گيري اين مجموعه توضيح بفرمائيد .
گاهي اوقات مشيت الهي سبب مي شود تا حركت هائي آغاز شده و در نقطه اي با يكديگر تلاقي كنند و سپس مسير مشتركي را در پيش بگيرند كه از قبل براي انسان ها قابل پيش بيني نيست . تهيه كننده و نويسنده مجموعه مسافر ، آقاي مصطفي عزيزي تصميم داشت تا پيرامون اعتياد سريالي را تهيه كند و اسم ديگري نيز براي آن در نظر گرفته شده بود . بر حسب تصادف افتخار آشنائي با ايشان حاصل شد و در نشستي بحث راجع به مسئله اعتياد پيش آمد در انتها بحث ديد گاهشان در مورد اعتياد ، به كلي دگرگون شد و كتابي را كه بنده در زمينه اعتياد نوشته ام مورد مطالعه ايشان قرار گرفت  . سپس اظهار علاقه كردند تا در جلسات شركت كنند . چندين جلسه شركت كردنند وبه تدريج با حقايقي در مورد اعتياد آشنا شدند . در پيامد آن ، آقاي سيروس مقدم كارگردان مجموعه ، در جلسات شركت كردند و  نشست ها و بحث هاي فراواني در گرفت و در ادامه بازيگران منتخب سريال بخصوص سركار خانم پانته آ بهرام (منيژه ) در جلسات متعدد حضور يافتند و با استفاده از راهنمائي هاي مسافري بنام خانم زندي و مدد گيري از دست نوشته هاي ايشان در زمينه اعتياد    ديد گاه تازه اي ازاعتياد را ادراك كردند .
اين بينش جديد سبب شد تا بر خلاف ديدگاه متداول ، مجموعه اي از حقايق از زبان معتاداني كه خود       سالها ست اعتياد را ترك كرده اند تهيه  شود و در اينجا به سهم خودم از شجاعت و شهامت آقاي عزيزي و كليه كساني كه در تهيه اين مجموعه زحمت كشيده اند ، صميمانه تشكر مي كنم .ذهنيتي كه جامعه از يك فرد معتاد دارد يك آدم ژوليده و كثيف است كه در خيابان ها تكديگري مي كنند اما اين تصور عمومي در اين مجموعه دگرگون شد و احراز گرديد كه يك معتاد مي تواند سر و وضع بسيار مرتب و ظاهرآراسته هم داشته باشد . معتاد مي تواند هركس با هر شخصيتي باشد . زن و مرد فرقي نمي كند معتاد در هر لباسي وجود دارد .
× مسئله اعتياد به مواد مخدر دربين قشر جوان و نو جوان به مرز هاي خطرناكي رسيده و حتي مدارس و دانشگاه ها نيز مصون نمانده اند . به نظرشماچه عواملي سبب گرايش جوانان به سمت اعتياد مي شود؟ 
  متاسفانه مصرف مواد مخدر امروزه به صورت يك تفريح ارزان قيمت درآمده كه حتي از بسياري از سرگرمي هاي سالم و انواع ورزش كمتر هزينه دربر دارد از طرفي كنجكاوي و بعضاً چشم و همچشمي بين جوانان و نداشتن سر گرمي مناسب مي تواند انگيزه هاي كاذبي براي گرايش به سمت اعتياد داشته باشد . حتي در اغلب محيط هاي ورزشي هم رد پاي اعتياد را بين ورزشكاران به صورت دوپينگ و انرژي زائي موقت جستجو كرد عوامل بسياري در اين امر دخيلند كه حوصله بيشتري را طلب مي كنند . نقش مافياي بين المللي و تجارت جهاني مواد مخدر كه بالغ بر 500 تا 700 ميليارد دلار در سال سود در بر دارد ، همواره مطرح و تعيين كننده بوده است . البته همجواري ايران با افغانستان كه بزرگترين توليد كننده مواد افيوني در جهان است سبب مي گردد كه مواد مخدر با قيمت پائيني در ايران به دست مصرف كننده برسد كه خود نقش بسزائي در رواج اعتياد بازي مي كند .
× بفرمائيد چه نوع مواد مخدري در بين جوانان ما بيشتر مرسوم و متداول است ؟
در شروع هروئين با فرم هاي مختلف و در ادامه انواع قرصهاي مخدر و روان گردان و توهم زا تا ترياك و شيره و به صورت خوراكي و حتي شربت متادن ، ال اس دي و اسيد روي ورقه كاغذ . كوكائين به دليل گراني زيادچندان در ايران متداول نيست . يك عامل بسيار نگران كننده ،عوارض بسيار سو و غير قابل برگشت در بين كساني است كه براي بار اول از حشيش . ال اس دي و اسيد استفاده مي كنند . نمونه و الگو هاي فراواني از اين افراد وجود دارد كه در اثر يك بار مصرف جايگاه حواس آنان در مغز جابجا شده و ديگر به جاي اول باز نگشته است . مركز افكار وانديشه تغيير جا داده است اما پس از غنثي شدن اثر مخدر ، برنگشته و حالا در كنج خانه يا بيمارستان افتاده اند و تا آخر عمر مجنون و ديوانه باقي خواهند ماند . نامه هاي زيادي ازسوي خانواده هاي اين افراد به من مي رسد با موارد زيادي از نزديك برخورد كرده ام كه متاسفانه راه حل پزشكي براي آنان وجود ندارد . قصد ايجاد ترس و واهمه ندارم . گفته هايم هشداري است براي جواناني كه تصور مي كنند با يك بار كشيدن حشيش يا استعمال ال اس دي يا اسيد هيچ اتفاقي برايشان نخواهد افتاد .
× لطفاً بفرمائيد كه خانواده ها از چه طريق مي توانند كنترل و نظارت بر عملكرد فرزندان در زمينه اعتياد داشته باشند و اگر خداي ناكرده فرزندي در ابتداي راه اعتياد است ، چه علائم و نشانه هائي دارد كه به كمك آنها اعتياد او را تشخيص دهند ؟
اين كه بخواهيم تخم بد بيني و ترديد را در خانواده بكاريم والدين را به نقش مامور تجسس فرزندان در آوريم اصلاً درست نيست بلكه تربيت صحيح و اصولي توام با آگاهي و بينش درست والدين است كه مي تواند بهترين ناجي براي جلو گيري ازآلودگي به اعتياد باشد و اتفاقاً درد همينجاست كه خانواده ها و اجتماع ، قبل از هر چيزي بايد خود آموزش صحيص ببينند و اعتياد را درست بشناسند نه آنكه بر پايه يك سري باورهاي غلط و تصورات بي پايه و اساس ، اعتياد و معتاد را تعبير و تفسير كنند . عكس العمل هاي نادرست در مقابل فرد معتاد ، كار را بهتر نمي كند هيچ بلكه بلكه صد درجه بدتر هم مي كند . آنهائي كه بخواهند تشخيص دهندكه فرزندشان گرفتار هست يا خير ؟ تشخيص ، پيشكششان . آنهائي كه  به فرض تشخيص دادند چون هيچ دانشي راجع به اعتياد ندارند ، بدتر خرابكاري مي كنند .
× پس در واقع قبل از آنكه بخواهيم به كشف معتاد و درمان وي بپردازيم ، لازمست به شناخت اعتياد و مسائل جانبي آن پرداخته شود . همينطور است ؟
بله همينطور است . قريب دو سال است كه در هر سخنراني و يا هر تريبوني كه امكانش باشد ، فرياد مي كنم كه اي مسئولين ،صورت مسئله اعتياد و روش درمان آن را به طريقه اصولي به خانواده ها آموزش دهيد . مثالي بزنم . هفته پيش خانم جواني كه به تازگي به دليل اعتياد همسر متاركه كرده و خود نيز توسط وي معتاد شده بود به نزد من آوردند . پدر اين خانم با بينش غلط و القائاتي كه به وي شده بود ، براي انكه دخترش را از اعتياد نجات دهد ،اورابا طناب محكم به تخت بسته و در اثر فشار طناب و تقلاي دختر ، هر دو مچ دست او بشدت مجروح و دچار ضايعات فراواني شده بود . خوب اين پدر فكر مي كرد كه مثل بعضي فيلم ها تنها راه نجات دخترش اين است كه اورا به تخت ببند دكه يا بميرد و يا از اعتياد خلاص شود . بسياري همين افكار را دارند كه تنها راه نجات از اعتياد ، بستن به تخت يا زنداني كردن در زير زمين يا با كتك و ضرب و شتم است و يا اگر دلشان نيامد ، تحويل بازداشتگاه بدهند و اگر پول دارند ، از طريق آگهي هاي ترك اعتياد چند روزه تضميني ، قرصي يا شربتي گرفته و به ظاهر ترك كنند و دوباره چندي بعد همان آش و همان كاسه تكرار شود تا بالاخره جهل و تعصب كور سبب شود كه فرد معتاد ازخانه و كاشانه بيرون رانده شده يا جان خود را سر اين كار بگذارد . اينست كه به جرات مي توان گفت كه ما راه درمان معتاد و روش صحيح ترك اعتياد را بلد نيستيم و فقط ادعا مي كنيم كه مي دانيم وهيچ نمي دانيم .
× آقاي مهندس دژاكام شما اشاره به باورهاي غلط اجتماعي در مورد اعتياد و فرد معتاد كرده ايد ؟ و چرا نادرست است ؟   
ببينيد ، باور غالب اجتماعي اينست كه شخص معتاد موجودي است ، كثيف ، انگل، دزد ، نفرت انگيز و مجموعه اي از رذائل و خصوصيت  هاي منفي كه در يك انسان مي تواند وجود داشته باشد ، در معتاد متجلي است . بر پايه اين ديدگاه بايد از فرد معتاد حذر كرد و با نفرت و انزجار او را از جامعه دور كرده و يا نابودش ساخت . رفتار اجتماعي با معتادين توام با نفي و طرد ، نفرت و انزجار ، تحقيرو تخفيف و خلاصه به شكل بر خورد با مجرم خطر ناكي است كه عدم اش به از وجود .
اگر چه عوارض ثانويه اعتياددر بين گروهي از معتادين كه به دليل فقر و تنگدستي امكان تامين هزينه زندگي خود را ندارند ،سبب مي شود كه براي خرج اعتياد خود دست به هر كاري بزنند ، نسبت به سر و وضع و بهداشت فردي بي تفاوت شوند و در يك كلام مشمول تمام صفاتي كه جامعه به معتادان نسبت مي دهد با شند اما اين عموميت ندارند و اكثريت معتادان را شامل نمي شود . معتاد قبل از اينكه يك مجرم باشد يك بيمار است و اين رفتارهاي غلط اجتماعي و عملكرد نا درست ديگران است كه به جاي تلاش براي رفع درد و مرضش ، اورا به وادي خلاف سوق مي دهد . خوشبختانه دو سالي است كه در قوانين تجديد نظر شده و به عنوان مجرميت معتاد به شرطي كه اقدامات درماني را شروع كرده باشد ، حذف گرديده اما باورهاي اجتماعي فرقي نكرده و در زمينه آموزش اجتماعي و بخصوص خانواده ها تلاش چنداني صورت نگرفته است .
 برگ زريني كه در سريال تلويزيوني ، مسافر ، به بينندگان آن عرضه شد شكستن قسمتي از همين باورهاي غلط بود. گفتم معتاد هركسي مي تواند باشد . يك متخصص ، يك مهندس ، يك پزشك ، يك صنعتگر و الي آخر.
 پس چگونه اجتماع همه را با يك چوب رانده و در قالبي پست و حقير مي گنجاند ؟ با اين ميزان شيوع اعتياد بين دانشجويان و حتي در شاخه هاي علوم پزشكي ، اگر امروز به فكر راه چاره باشيم فردا با جماعتي فارغ التحصيل معتاد سرو كار داريم و قبل از آن كه قادر به علاج دردهاي مردم باشند ، ديگري بايد درد خود آنان را مداوا كند.
× پس جناب مهندس ، دوباره به سر خط بر مي گرديم و از پايه شروع مي كنيم . لطفاً بفرمائيد كه اعتياد چيست ؟
من 17 سال تمام ، اعتياد را با گوشت، پوست ، استخوان و تمام وجودم لمس كردم . به كليه حالات و روحيات يك معتاد واقف هستيم .رفتار هاي اجتماعي از خانواده خودم  گرفته تا بستگان ، دوستان و ..... را به خوبي مي شناسم . بارها تلاش كردم تا اعتيادم را ترك كنم اما نشد . دست به دامان خيلي از پزشكان شدم .هر روشي كه براي اعتياد بود تجربه كردم و زماني كه مستاصل و درمانده شده بودم ، ندائي دروني مرا به خود اورد تا به جاي التماس ودست نياز به سوي اين و آن بردن ، خودم ناجي خودم شدم بر پايه يك بينش علمي و اصولي ، به تجزيه و تحليل اعتياد پرداختم و به جائي سيدم كه نه تنها اعتياد هفده ساله را ترك كنم بلكه  اين سعادت نصيبم شد تا مجموعه ساليان دراز مطالعات و تحقيقاتم را در قالب كتابي به جامعه تقديم كنم .
اصولاً كسي كه معتاد نبوده ، به هيچ وجه نمي تواند حالات روحي – رواني واحساسي فردي را كه گرفتار دام اعتياد است به درستي درك كند و چون نمي تواند پس معيار و باورهاي او ، تنها القائات و دانسته هاي ناقصي است كه دركتاب ها خوانده يا در فيلم هاد يده و اين ور آن ور شنيده است . با اين بينش ، چگونه مي توان انتظار داشت كه اين فرد ولو پزشك متخصص هم باشد ، بتواند راه علاج و درمان قطعي اعتياد را به ديگران عرضه كنددر حالي كه چه بسا در دوران تحصيلي واحي هم در زمينه اعتياد نگذرانده باشد ؟  آنچه كه سبب مي گردد كه روش هاي مختلف ترك اعتياد كمتر ثمر بخش و مفيد فايده باشد ، همين نكته ظريف است . قصدم نفي تلاش ها و زحمات ديگران نيست بلكه آنچه را كه واقاً در عمل مي بينيم اينست كه  با اين روش ها معتاد ظاهراً درمان شده است ولي چندي بعد مصرف مواد را شروع مي كند .
بهتر است بگويم كه  اين روش هاي مرسوم ترك اعتياد ، بيشتر جنبه موقتي و دلخوشي دارند تا درمان قطعي و دائمي آن و نتيجه اش شمار روز افزون معتادان است . معتاد به ترياك، امروز ترك مي كند و فردا با هروئين شروع مي كند . حتي روش هائي مرسوم به ترك اعتياد در چند روز و ترك تضميني و ترك يا طب سوزني و غيره كه در قالب آگهي هاي مطبوعاتي عرضه مي شود ، بيشتر از آنچه از تعداد معتادان بكاهد ، به جمعيت معتادن افزوده است زيرا نا خوسته القا مي كند كه ترك اعتياد كار ساده اي است پس نبايد زياد نگران بود . اين بزرگترين بد آموزي در زمينه اعتياد است كه بايد با آن برخورد شديد قانوني شود . من در همينجا به جوانان و خانواده ها هشدار مي دهم كه همه اين ادعاها ، دروغ وفريبي بيش نيست و بيشتر قصد خالي كردن جيب مردم را دارند تا درمان اعتياد .
اعتياد به موادمخدر ، يك نوع بيماري است كه بر اثر عدم آگاهي و توسط خود شخص معتاد بوجود مي آيد و در طي آن در اثر مصرف مواد مخدر مكانيزم هاي حياتي بدن از تعادل طبيعي خارج شده و فعاليت        قسمت هائي از آن بصورت اشكار يا پنهان دچار اختلال ، كم كاري و يا عدم فعاليت مي گردد .
اعتياد را بايد در سه مقوله جسم ، روان و جهانبيني بررسي كرد . در مبحث اعتياد جسماني . علوم پزشكي تحقيقات گسترده و فراواني به عمل آورده و عوارض جسمي انواع مواد مخدر شناخته شده و مطالعات آكادميك كاملي براي هر الگوي تخديري وجوددارد . اما نكته اي كه كمتر در باب اعتياد به آن پرداخته مي شود مكانيزم و سازو كار بدن انسان از نظر بيوشيمي و تغييرات مراكز توليد مواد مخدر طبيعي كه به ان مواد شبه افيوني مي گوئيم و عكس العمل هاي متفاوت بدن در مراحل مختلف اعتياد است .
كم توجهي به اين مطلب سبب گرديده كه در روش هاي متداول ترك اعتياد، فرصت برگشت به حالت تعادل اوليه مواد شبه افيوني به بدن فرد معتاد  داده نشود . عيب كار در همين جاست . به عنوان مثال در زمينه اعتياد به ترياك كه خود مجموعه اي از آلكالوئيد هاي مخدر است ، بدن انسان احتياج به زماني حدود ده ماه دارد تا بتدريج نياز طبيعي بدن به موااد شبه افيوني را بازسازي  كند . چنانچه در اين زمان طولاني نياز بدن از بيرون تامين نشود ، عوارض شديد روحي و جسمي به جاي خواهد گذاشت كه در بسياري از موارد قابل جبران نيست . 
مگر مي شود بدني راكه چندين سال از بيرون مواد مخدر دريافت كرده و در نتيجه توليد مواد شبه افيوني متوتقف و تعطيل شده است به يكباره وادار به فعاليت و توليد دوباره كرد ؟ كساني كه فكر مي كنند با بستن و زنداني كردن معتاد ( روش سقوط ازاد يا بهتر بگويم روش يابوئي – زور درماني – شلاق درماني -  طناب درماني ! ) پس از گذشت سه روز اعتياد بر طرف مي شود ، بدانند كه چنين نخواهد شد و اين فرد هر زماني كه آزاد شود و امكان دسترسي به مواد مخدر پيدا كند ، در مصرف آن درنگ نخواهد كرد چون اختيارش دست خودش نيست . چنين روش هائي در مورد يك معتاد يا درواقع يك بيمار ، نوعي جنايت ناشي از عدم درك و آگاهي نسبت به اعتياد است كه متاسفانه با ساختن يكسري فيلم ها و القائات نا درست ، در ذهن جامعه و مسئولان رسوخ كرده است .
× پس با اين حساب كساني كه ادعا مي كنندكه مثلاً ظرف يك هفته معتاد را معالجه مي كنند دروغ  مي گويند ؟
البته پزشكان حاذق و شرافتمندي هستند كه در زمينه ترك اعتياد تلاش مي كنند و صادقانه مشكلات و مسائل را با بيمار و همرامانش در ميان مي گذارند و بي جهت به آنان اميدواري نمي دهند اما كساني نيز هستند كه با فريب و نيرنگ بيمار را خام مي كنند و به قصد سر كيسه كردن به او اطمينان مي دهندكه ظرف چند روز كاري خواهند كرد كه براي هميشه اعتياد را كنار بگذارند . بعد از آنكه اعتماد فرد بيمار جلب شد آن وقت با لطايف الحيل بابت قرص ها ، كپسول  و شربت هاي دست ساز مبالغ گزافي ازوي مي گيرند و متقاعدش      مي كنند به جاي مصرف مواد مخدر ، منبعد قرص و كپسول و شربت بخورد . در واقع يك اعتياد را با اعتياد ديگر جايگزين مي كنند كه عواقب آن بمراتب بدتر و خطر ناكتر از اعتياد اوليه است . در اين خصوص تحقيقات مفصلي به عمل آمده و بطور مشروح در مقاله اي با عنوان ،، مسا له اعتياد ،، و همينطور،، كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر ،، مطرح كرده ام و در مبحث روش هاي ترك اعتياد ، راجع به اين مساله بيشتر صحبت خواهيم كرد .
× جناب دژاكام ، در ادامه لطف بفرمائيد راجع به مواد شبه افيوني كه در بدن توليد مي شود و همچنين روش هاي ترك و راههاي درمان بيماران معتاد برايمان بگوئيد .
تا به حال به آنچه كه در مورد اعتياد به مواد مخدر مطرح شده راجع به عوارض مصرف اين مواد بوده خواه عوارض اجتماعي  وخواه عوارض فردي روي بيمار معتاد اما كمتر صحبت از عوارض و مضرات ترك اعتياد شده است . در واقع تمام تلاش جوامع و حتي پزشكان معطوف به آنست كه بيماران معتاد هرچه سريعتر ترك كنند بدون آنكه به عوارض بعد از اعتياد توجه چنداني شود . آنچه كه بعد از قطع مواد مخدر در بيمار مشاهده مي شود ، به عوارض يا عكس العمل هاي آشكار تعبير كرده ام .
به عنوان مثال يك بيمار معتاد به ترياك يا هروئين ، بعد از ترك دچار اسهال ، تعريق ، عطسه مكرر ، استخوان درد ، بي خوابي و ... مي شود كه براي پزشك و خود بيمار و اطرافيانش قابل مشاهده و تشخيص است . اكثر اين عوارض به خودي خود ظرف مدت 1 تا 2 هفته بر طرف مي گردد . همين مورد اسهال كه اشاره شد ، ناشي از بيماري ميكروبي و عفوني نيست و يا درد استخوان بيمار ناشي از روماتيسم نيست و اگر عطسه مي كند علت آن سر ماخوردگي نيست و يا  بي خوابي بيمار مربوط به اختلالات روحي و رواني نيست بلكه صرفاً در اثر عدم مصرف مواد اختلالاتي در متابوليسم بدن ايجاد شده و در واقع اين عدم تعادل هورموني بدن بيمار است كه باعث اين عوارض شده اما در مقابل پزشك متخصص چه مي كند ؟
براي كاهش اين عوارض داروهائي تجويز مي كند كه در عين داشتن تاثير براي بيماري هاي خاصي طراحي و ساخته شده اند نه عوارض ناشي از ترك اعتياد .
واقعيت اينست كه در اين مدت 1 تا 2 هفته هر گونه دارو درماني وغير داروئي جواب مثبت مي دهد. آنكه متخصص طب سوزني است مي گويد روش وي بيمار را معالجه كرده است و راست مي گويد . آنكه متخصص هيپنوتيزم است عيناً همين ادعا را دارد و اوهم راست مي گويد . انكه در اين 2 هفته بيمار را زنداني كرده و شلاق زده او هم مدعي است كه بيمار را معالجه كرده است . همه ظاهراً راست مي گويند ولي اين خود سيستم بدن انسان است كه پس از گذشت حدود 2 هفته ، عوارض را تقليل داده يا خنثي كرده است .
آنچه گفته شد عوارض آشكار ترك اعتياد و درمان بيمار بود كه اكثر پزشكان تا حدي مي دانند و مي گويند كه چون بيمار مصرف مواد را قطع كرده و مدت 2 هفته هم عوارض آنرا كم و بيش گذرانده پس درمان شده و اعتياد وي برطرف شده است . اين مقطع را اكثراً به غلط مرحله سم زدائي مي نامند. اين واژه غلط سم زدائي همه را گمراه كرده است . از بيماران معتاد گرفته تاخانواده ها ، متخصصين ، مسئولين والي آخر.
مساله سميت مواد مخدر يك امر نسبي است ، به عنوان مثال خوردن 1 تا  5/1ترياك براي يك فرد سالم ، كشنده ومرگ آور است و در صورت استفاده بايد فوراً شخص را به پزشك رساند تا با شستشوي معده و داروهاي خنثي كننده اثر ترياك ، به اصطلاح از بدن بيمار سم زدائي شود . وقتي يك شخص معمولي اين مقدار ترياك را مصرف كند ، بدنش دچار اختلال و بر هم خوردن تعادل هورموني مي شود اما در مورد يك بيمارمعتاد عكس اين قضيه صادق است چون اگر از مواد مخدر مصرف نكند دچار عدم تعادل خواهد شد . هم عوارض و گرفتاري هاي بيماران معتاد در مرحله ترك از عدم مصرف مواد ناشي مي شود نه مصرف مواد .
تا اين جا عوارض و عكس العمل اشكار ترك اعتياد از نظر فيزيكي وفيزيولوژي مطرح شد و فعلاً كاري به روان و جهان بيني نداريم . اين عكس العمل هاي آشكار كمتر از 5% بار درمان معتاد را شامل مي شود . 95% بقيه مربوط به اختلالات يا عكس العمل هاي پنهان است كه اصلاًبه آن توجهي نمي گردد . از اين جهت به آن پنهان مي گوئيم كه از نظر شخص بيمار ، پزشك و خانواده مخفي است . البته پزشكاني هستند كه به اين مطلب آگاهي كامل دارند و در بعضي كتابهاي پزشكي درج شده و موضوع جديدي نيست .
عكس العمل هاي پنهان به مواد شبه افيوني بدن انسان مرتبط است . مواد شبه افيوني ، مخدرهاي طبيعي هستند و بيشتر توسط سلسله اعصاب مركزي و قسمت هاي مختلف مغز توليد مي شوند و سيستم هاي ضد درد ، خواب ، شجاعت ، ترس ، پرخاشگري ، شادابي يا خمودگي و كليه واكنش هاي رواني را تحت كنترول دارند . مثلاً يك شادابي و نشاط كسانيكه ورزش مي كنند در همين ازدياد ترشح برخي مواد شبه افيوني بدن آنان در مقايسه با سايرين است .
تا سال 1997 ميلادي بيش از 12 تركيب شبه افيوني در قسمت هاي مختلف سيستم عصبي انسان شناخته شده است كه مهمترين آن بتا اندروفين ، متا انكفالين ، لو انكفالين و دينورفين هستند . از آنجا كه ورود مواد مخدر به بدن سبب بي نيازي متا بوليكي به مخدر هاي طبيعي مي شود بنا بر اين قسمت هاي سازنده اين تركيبات غير فعال شده و به تدريج تحليل رفته و از كار مي افتند .
با قطع سريع مصرف مواد ، چون نيازبدن به مواد شبه افيوني از بيرون تامين نمي شود و سيستم هاي دروني هم از كار افتاده اند پس عوارض كمبود مخدرهاي طبيعي در شخص بروز مي كند كه عبارتند از : افسردگي ، تنبلي و زود خسته شدن ، گريه كردن ، عدم ميل به زندگي ، افزايش ميل جنسي توام با ناتواني جنسي ، بي خوابي ، ترشح بزاق چسبناك ، پرش عضلات دست ها و پاها ، گرفتگي و اسپاسم عضلاني و مواردي ديگر .
اشتباهي كه تاكنون صورت گرفته اينست كه عوارض را عوارض روحي و رواني مي پندارند و مي گويند كه عوارض جسمي ( عوارض آشكار ) همان 2 هفته اول بود و حالا اين مشكلات مربوط به روح و روان بيمار معتاد است. اين برداشت كاملاً نادرست است زيرا اين عوارض ريشه در جسم بيمار دارد نه روان او . سيستم توليد مواد شبه افيوني از كار افتاده و از بيرون بدن هم جايگزين نمي شود در نتيجه مثالاً بيمار افسردگي دارد . اگر اين عوارض ناشي از عوارض رواني باشد ، قدر مسلم براي مداواي آن حداقل چند ماهي وقت نياز است حال آن كه به محض مصرف كمي مواد مخدر و ايجاد تعادل در مواد شبه افيوني مورد نياز بدن ، فوراً شخص به حالت عادي بازمي گردد .
فردي كه پس از ترك اعتياد كه ظاهراً دچار اختلالات رواني شده و قصد خودكشي دارد ، به ديگران تهاجم مي كند ، اسباب و اثاثيه منزل را مي شكند و صد ها خطاي ديگر چطور مي شود كه با خوردن يك حب ترياك دوباره نرمال و عادي مي گردد ؟ اين مخدر روي جسم او اثر مي گذارد يا روي روان او ؟ غير از اين است كه اين عوارض ريشه در جسم بيمار دارد و با رسيدن به تعادل هورموني ، همه اشكالات به ظاهر رواني برطرف مي شود ؟
قبل از ورود به بحث روش هاي متداول ترك اعتياد و درمان بيماران معتاد ، دسته بندي انواع بيماران معتاد را بررسي مي كنيم . معتادين به سه گروه تقسيم مي شوند . اولين گروه كساني هستند كه به صورت تفنني و تفريحي مواد مخدر مصرف مي كنند . اين گروه را ما نامزد هاي اعتياد مي گوئيم . دليل آنهم اينست كه اين افراد تصور مي كنندكه مصرف تفنني و گاهگداري مخدر ها خطري ندارد و معتاد نمي شوند اما غافل از ان هستند كه تمام معتادان حرفه اي اول به صورت تفريحي شروع به مصرف مواد كرده اند . اصولاًهيچ آدم                                 عاقلي تصميم نمي گيرد كه معتاد شود و از فردا شروع به مصرف دائمي مواد مخدر كند                          بلكه اول گريز مي زند بعد ي كريز ! 
نامزد هاي اعتياد به تدريج جزو معتادان حرفه اي مي شوند و راه گريزي ندارند. دروازه ورود به اعتياد ، مصرف تفريحي مواد است  .
اين نامزدها زماني بخود مي آيند كه اسير دام اعتياد شده اند . مهمترن و واجب ترين مساله براي اين گروه پيشگيري از اعتياد حرفه اي آنان است . اگر از نظر علمي و عقلي براي اين دسته توجيه شود كه قطعاً معتاد خواهند شد آن وقت حواسشان را بيشتر جمع مي كنند و دست به عصا راه خواهند رفت و در عملكرد خود تجديد نظر مي كنند . دادن اطلاعات و آگاهي هاي لازم از طريق رسانه هاي عمومي در مورد اعتياد ، كمك موثري براي جلوگيري از ادامه راه اين گروه به شمار خواهد رفت .
گروه دوم معتادان كساني هستند كه اعتياد را دوست دارند و خيال مي كنندكه اعتياد را دوست دارند و خيال مي كنندكه اعتياد براي آنان كاري انجام مي دهد و يا در اعتياد غرق شده اند . اين دسته را بايد مهار كرد و از رفتارهائيكه سبب تحريك آنان مي شود خودداري نمود . آنچه كه در بيست سال گذشته نسبت به اين معتادان روا شده نادرست بوده و هر نوع ممانعت و اقدامات بازدارنده سبب تشديد علاقه آنان به اعتياد گرديده است . با اين گروه بايد مدارا كرد و به تدريج زمينه هاي رشد فكري و افزايش دانش و آگاهي هاي لازم در مورد اعتيادرا برايشان فراهم ساخت .
علاقه مندان به مصرف مواد مخدر را اگر زندان كنندكه كردند، اگر شلاق بزنند كه زدند ، اگر شور آباد و جزيره تبعيد كنندكه كردند ، با هر شرايطي دست از اعتياد بر نخواهند داشت بلكه بيشتر جري خواهند شد. اين دسته مي گويند : زندانش را كشيديم ، چرا خودش را نكشيم ؟ كتكش را خورديم ، چرا خودش را نخوريم ؟
و به محض آزادي از قيد و بند ، اعتياد سابق را با شدت بيشتر ادامه خواهند داد . اگر در زندان باشند با يك سرنگ 300 نفر مشتركاً ماده مخدرتزريق مي كنند و همه مبتلا به ايدز يا هپاتيت مي شوند كه شدند .
اگر در بيرون به آنان سرنگ نفروشند ، كنار بيمارستان ها از سرنگ هاي مصرف شده استفاده ميكنند . نتيجه اين تزريقات آن خواهد شد كه يك معتاد عادي در اين دسته تبديل به معتاد ايدزي ، معتاد هپاتيتي ، معتاد مسلول و .... مي گردد . كدام بهتر است ؟ يك اعتياد ساده يا معتادي با هزار درد و مرض كه جامعه را تهديد مي كند؟ لزوم بازنگري در قوانين و تصحيح ديدگاه ها در خصوص معضل اعتياد ، راه كار منطقي و علمي در برخورد با اين دسته از معتادان خواهد بود . مسئولان بايدبين بد و بدتر يكي را انتخاب كنند كه تاكنون با زور و قوه قهريه چند نفر از اين معتادان را واقعاً ترك داده اند ؟
گروه سوم از معتادان كساني هستند كه بهر دليل مي خواهند اعتيادشان را ترك كنند و خواستار رهائي ازاعتياد هستند. اغلب افراد اين گروه بار ها با روش هاي مختلف اقدام به ترك كرده ولي موفق نبوده اند . براي اين گروه بايد اقدامات درماني را با روش صحيح و اصولي انجام داد نه روش هائي كه هزارن بار آزموده شده ولي بي فايده بوده است .
*آقاي مهندس دژاكام ، جامعه بيماران معتاد همواره براي انتخاب يك روش اصولي ، منطقي وعملي جهت ترك واقعي اعتياد با مشكل روبرو هستند . چه روش هائي براي ترك وجود دارد و روش پيشنهادي شما چيست ؟
امروزه در اكثر كشور هاي پيشرفته دنيا ، اعتياد را به عنوان يك واقعيت اجتماعي پذيرفته اند و تلاش مي كنند تا توزيع مواد مخدر مورد نياز بيماران معتاد را از طريق نسخه پزشكان و دارو خانه ها تامين كنند نه اين كه به دست قاچاقچيان و اعمال آنان بسپارند تا علاوه بر تقلب و افزودن تركيبات خطر ناك به جاي مخدر اصلي ، بزهكاري هاي اجتماعي و فساد را در جامعه ترويج دهند . در حالي كه قاچاقچيان خرده پا براي تامين خرج اعتياد و كسب درآمد ، در مد ارس و دانشگاه ها به دنبال مشتريان جديد مي گرند و روز به روز به تعداد جوانان آلوده اضافه مي كنند، توزيع مواد مخدر توسط سيستم داروئي و تحت نظارت دولت و مراجع ذيصلاح مانع بروز ناهنجاري هاي اجتماعي بيشتر و كنترل معضل اعتياد خواهد شد .
علني تر و آشكار تر مي گويم . شايسته است تا مسئولان امر و دولت نظير بعضي از كشورها ، با گروه بندي مواد مخدر در دسته هاي 1- مخدر هاي سنگين ( ترياك – شيره – هروئين-  مورفين – كوكائين ) 2- مخدر هاي خطر ناك مصنوعي ساخته شده در لابراتوار ها ( LSD يا اسيدها و ... ) 3- مخدر هاي سبك ( حشيش – گراس – چرس و ...) با قدرت و شهامت توزيع بعضي از مواد مخدر را در دست گيرند و توسط داروخانه ها يا مراكز شناخته شده و تحت كنترل نياز چند ميليون بيمار معتاد را تامين كنند. در كنار آن با آموزش صحيح و اصولي در جامعه ، مانع افزايش شمار معتادان و تشويق و ترغيب بيماران معتاد به ترك اعتياد شوند .
اگر اين كار انجام شود ، مي توان با ثبت سوابق معتادان و كنترل ميزان مصرف آنان و استفاده از روش هاي ترك اصولي و علمي اعتياد ، به شكل مطلوب و بدون اعمال زور و قوه قهريه ، جمع كثيري از اين چند ميليون معتاد فعلي را در يك مقطع زماني كمتر از يك سال نجات داد و بيماران معتاد كه نيازشان به مواد با قيمت ارزان و تحت كنترل دولت تامين مي شود ، ديگر نزد قاچاقچي و مواد فروش نمي روند و نسل اين   انگل ها نيز برچيده خواهد شد .
يكي از باورهاي غلط اجتماعي اين است كه مي گويند معتادان غيرت و اراده ندارند و اگر يك جو اراده در وجود آنان باشد ، اعتياد خودرا ترك مي كنند . اين بينش غيرمنصفانه و ضد اخلاق از ذهن كساني تراوش مي كند كه هيچ اطلاع و آگاهي از مساله اعتياد ندارند . بيماران معتاد نظير ساير انسان ها داراي اراده و غيرت و شرف هستند . اگرچه اعتياد بعضي از خصلت هاي انساني را تضعيف مي كند اما به معناي نفي و عدم وجود اين صفات در معتادان نيست .
شايد فقر و تنگدستي و مخارج سنگين اعتياد سبب شود تا اقليتي از بيماران معتاد به خفت و خواري و ذلت تن در داده و آلوده خلاف كاري ها شوند اما اين مساله عموميت ندارد و اكثريت از اين رذايل مستثني هستند . ترك اعتياد به يك دانه جو اراده و غيرت نياز ندارد بلكه شدت عوارض دردهائي كه يك بيمار معتاد در حين ترك غير اصولي تحمل كند ، از توان هر انسان صاحب اراده اي هم خارج است تا چه رسد به بدن تخريب شده يك معتاد .
با اين مقدمه ، به روش هاي ترك اعتياد به مواد مخدر مي پردازيم . آنچه كه در اين مبحث مطرح مي شود شامل اعتياد به مواد مخدر نظير ترياك ، هروئين ، شيره ، كوكائين ، مرفين و اكثر مخدر هاي داراي منشا گياهي و يا نيمه صناعي است . انواع قرص هائي كه دسته اي از معتادان همراه با مخدر هاي ديگر و يا به تنهائي مصرف مي كنند به دليل عوارض بسيار خطر ناك قطع مصرف آنها ، بطور جداگانه  بررسي خواهد شد .
سه روش متداول ترك اعتياد وجود دارد : 1- ترك اعتياد با قطع سريع مصرف مواد مخدر بدون استفاده از دارو 2- ترك اعتياد با قطع سريع مصرف مخدر و استفاده از دارو 3- ترك اعتياد به روش سنتي با كاهش تدريجي مصرف مواد مخدر .
1- در روش اول ، بيمار به يك باره مصرف مواد را قطع مي كند بدون آنكه دارو يا تركيبي را جايگزين مصرف مواد بكند . به اين روش ترك ؛ سقوط آزاد ؛ يا ترك يابوئي گفته مي شود . از اين جهت آن را ترك يابوئي مي گويند كه در واقع تحمل عوارض و درد هاي ناشي از قطع سريع مواد به حدي است كه قدرت و توان حيواني چون يابو را طلب مي كند اما بهتر است كه به جاي اين اصطلاح نامانوس ، از واژه ترك سقوط آزاد استفاده شود .
در روش ترك سقوط آزاد به علت قطع مصرف مواد ، مرحله عكس العمل هاي آشكار كه 1 تا 2 هفته طول مي كشد بسيار سخت و طاقت فرسا خواهد بود اما نشدني نيست و كساني هستند كه اين عوارض را تحمل     مي كنند . بزرگترين عيب اين روش اينست كه يك شوك مخرب جسمي و روحي به بيمار وارد مي گردد .
سيستم هاي توليد مواد شبه افيوني در بدن ، حدود ده ماه زمان نياز دارند تا باز سازي شوند لذا پس از گذرا نسختي هاي دو هفته اول ، مشكلات بي خوابي – افسردگي – كم حوصلگي – گريه كردن – كند ذهني فراموشي تنبلي – عدم ميل به زندگي و غيره در بيماران وجود داشته و طي اين مدت شخص قادر به كار كردن نيست و يا راندمان كاري مساعدي ندارد . حتي تجويز مي كنن دكه در اين در اين دوره ده ماهه شخص را بيشتر تنها بگذارندو تختخوابش را جدا كنند .در اين مدت به علت عدم تعادل جسمي و رواني ، بيمار نبايد تصميمات سرنوشت ساز بگيرد .
    شوك مخربي كه در اين روش به بيمار وارد مي شود ، سبب مي گردد كه بعضي از قسمت هاي توليد كننده مواد شبه افيوني بدن چه بسا تا آخر عمر هيچ وقت فعال نشود . اين مطلب به تائيد پروفسور آرتور گايتون رسيده و در عمل ما هم به اين تجربه رسيده ايم كه بين كساني كه با روش سقوط آزاد ترك كرده اند درصد كمي به مرحله تعادل پايدار مي رسند و اكثراً دچار عدم تعادل در دراز مدت هستند و يا به تيك هاي عصبي دچار مي شوند .
    2- روش ديگرترك “ شبه سقوط آزاد “ است . بدين ترتيب كه پس از قطع فوري مصرف مواد و در طول يك هفته اول ، براي كاهش عوارض و دردهاي بيمار از دارو استفاده مي شود . اين همان روش رايج        بين العملي منجمله در ايران و همچنين اگهي هاي ترك اعتياد است . به دليل ناديده گرفتن زمان ده ماه بازسازي سيستم هاي توليد مواد شبه افيوني در بدن اين روش فرق چنداني با روش سقوط آزاد و عوارض حاصل از آن ندارد . مثال علمي آن اينست كه در روش روش سقوط آزاد شخص از بالاي ساختمان ده طبقه به پائين مي پرد ولي در شبه سقوط آزاد كمي تخفيف داده و ازيكي دو طبقه پائين تر سقوط مي كند .
  3- روش بعدي ترك اعتياد ، كاهش تدريجي مصرف مواد است كه به آن “ ترك سنتي “ گفته مي شود و از زمان هاي قديم تاكنون مرسوم بوده است . در ترك سنتي ، هر روز مقداري از مصرف مواد مخدر كم       مي شود تا بتدريج به صفر برسد . مثلاً مقداري ترياك يا شيره را در ظرف آبي حل كرده و سپس به جاي مصرف مواد ، روزانه چند پيمانه مشخص از اين شربت مي خورند و به جاي مقدار خورده شده آب مي ريزند تا شربت رقيق تر شود .
     اگر مقدار مواد مخدر در شربت اوليه طوري انتخاب كه ظرف حدود 15 روز مصرف مواد مخدر به صفر برسد در واقع مشابه ترك سقوط آزاد خواهد بود ولي اگر با حجم و مقدار بيشتر شربت عمل كنند به طوري كه بيش از 40 روز طول بكشد در اين صورت نتيجه بهتري عايد شده و عوارض كمتري به جاي   مي گذارد . عده  بسياري ازبيماران معتاد ، از روش ترك سنتي و كاهش تدريجي مصرف مواد استفاده كرده و نتيجه گرفته اند .
    از روش ترك سنتي براي ترك اعتياد به هروئين نيز مي توان استفاده كرد مشروط بر آن كه بيمار به مدت 24 الي 48 ساعت از مواد مخدر استفاده نكرده و عوارض خماري آنرا تحمل كند و بعد به جاي مصرف هروئين ، از ترياك يا آب شيره استفاده كرده و به تدريج ميزان مصرف را كاهش داده و به صفر برساند . سنگين ترين عمل و مصرف بالاي هروئين ، پس از 48 ساعت از قطع مصرف مواد با نيم گرم ترياك يا شيره قابل جبران است و البته 3 تا 4 روز طول مي كشد تا بدن بيمار با تغيير نوع مواد خودرا تطبيق دهد و معمولاً‌پس از يك هفته ، اوضاع عادي مي گردد .
هر يك از روش هاي ترك سه گانه داراي محاسن و معايبي است . به عنوان مثال روش ترك سقوط آزاد براي كساني كه در ابتداي راه اعتياد هستند و به طور تفريحي و تفنني از مواد مخدر استفاده مي كنند و هنوز سيستم توليد كننده مواد شبه افيوني بدن آنان از كار نيفتاده است خوب جواب مي دهد و چه بسا بهترين روش باشد ، اما همين روش براي آن دسته بيماران معتاد حرفه اي كه ساليان متمادي به مصرف مواد مخدر با دوز بالا مشغول هستند نه تنها موثر نيست بلكه اغلب عوارض شديد و غير قابل جبراني به جاي خواهد گذاشت . بعلاوه براي بيماراني كه به كار دائم اشتغال دارند ، استفاده از روش سقوط آزاد ميسر نيست چون تا ده ماه نمي توانند كار مثبتي انجام دهند .
و يا در روش شبه سقوط آزاد ، اگر چه مصرف دارو سبب كاهش عوارض عكس العمل هاي آشكار در بيمار خواهد شد ليكن همين تركيبات داروئي بعضاً خطرناك تر از خود مواد مخدر مي باشند و دسته اي از آنها بسيار اعتياد آور هستند . مثال واضح آن هروئين است . اين ماده مخدر به عنوان دارو براي درمان  اعتياد اختراع و توليد شد اما در عمل خود به اعتياد خطر ناك تري بدل گرديد و يا انواع و اقسام قرص هاي آرام بخش و مسكن وهمچنين قرص هاي روان گردان و توهم زا كه خود سرانه مصرف مي گردد ، باعث رواج اعتياد به قرص در بين بيماران و بخصوص جوانان شده است .
    در اينجا به مسئولان ، دست اندكاران ، خانواده ها و مصرف كنندگان اين قبيل قرص ها هشدار مي دهيم كه عوارض مخرب اين قرص ها بدون مجوز پزشك حاذق ، از هر نوع ماده مخدر ديگري بدتروشديدتراست .بسياري از عوارض جانبي آنها تا آخر عمر باقي خواهد ماند و ضايعاتي در مصرف كنندگان اين قرص ها با دوز و تعداد بالا مشاهده مي شود كه حتي از نظر ژنتيكي گريبانگير فرزندان آنان نيز خواهد شد .وجه اشتراك روش هاي مرسوم ترك اعتياد در ناديده گرفتن سيستم هاي مولد شبه افيوني در بدن انسان و ازكار افتادگي اين سيستم ها در اثر اعتياد است و همين كم توجهي سبب شده تا اين روش ها جواب مناسب وقابل قبولي براي ترك اعتياد ندهد و بسياري از بيماران معتاد كه با اين روش ها قصد ترك داشته اند ، بعد از مدتي بار ديگر اعتياد مجدد پيدا كنند . خود من به دفعات اين روش ها را آزموده و نتيجه اين گرفته ام .
روشي را كه بنده به آن دست يافته و در كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر مطرح كرده ام ، روش جديدي است كه تاكنون سابقه نداشته و بار اولي است كه در جهان به اين شكل منتشر مي شود . به همين روش به همان گونه كه مورد استقبال هموطنان قرار گرفته ، با استقبال خارجي هم مواجه شده است و مرتباً       هيئت هاي علمي و تحقيقاتي كه از كشور هاي ديگر مي آيند و با شركت در جلسات كنگره 60 در جمعيت آفتاب و و جمعيت مبارزه با اعتياد و انجام مصاحبه ، تحقيقات گسترده اي را آغاز كرده اند .
اين روش ابداعي روشي بلند مدت است كه بنام روش ترك تدريجي – پله اي يا جهشي نام گذاري شده كه براي خنثي كردن عوارض عكس العمل هاي آشكار و پنهان ، از درمان داروئي يا خود مواد مخدر استفاده مي شود و اصولاً اينكه بيمار مصرف يك نوع ماده مخدر را قطع كند و براي جبران عوارض آن از يكسري دارو استفاده كند كه هر كدام عوارض جدا گانه اي دارند از منطق بدور است . بنده معتقدم كه بهترين دارو براي كاهش عوارض ترك هر ماده مخدري ، خود آن ماده مخدر است ! 
× آقاي مهندس دژاكام ، به قسمت حساس مطلب شما رسيديم و آن روش جديد ترك اعتياد ابداعي شماست . لطفاً در اين خصوص توضيح بفرمائيد .
همانطور كه قبلاً گفته شد اين روش حاصل چند سال مطالعه و تحقيق راجع به روش هاي ترك اعتياد مرسوم و بررسي عوارض آنها روي بيماران معتاد است . خود من در طول 17 سال اعتياد ، انواع اين ترك هارا به شخصه آزموده ام اما نتيجه اي نداشت. قبل از شروع به توضيح اين روش ، ذكر مطالبي را ضروري مي دانم . اگر در تشريح اين روش استفاده از دارو مجاز دانسته شده است منظور داروهاي استاندارد تائيد شده توسط سازمان بهداشت جهاني ترك اعتياد است نه دارو هائي نظير آرام بخش ها ، خواب آو رها ، ضد افسردگي ها ، ضد اسهال ها يا داروهاي فشار خون .
اين قبيل داروها براي بيماري هاي خاص در انسان غير معتاد ساخته شده و در جايگاه خود و تجويز پزشك حاذق مي توانند كاربرد مناسب و منطقي داشته باشند ولي اگر از اين دارو ها به جاي داروي اصلي ترك اعتياد استفاده شود، همانگونه كه به تجربه و در عمل ديديم ومي بينيم ، بيمار كمتر موفق به ترك اعتياد مي شود و در بازگشت به اعتياد ، به دليل آِشنا بودن به اثرات و خواص اين دارو ها ، از آنها به عنوان تشديد كننده اثر مواد مخدر يا جايگزين مخدر اصلي ( به دليل ارزاني و فراواني ) استفاده مي كند .
امروزه با بيماران معتادي سرو كار داريم كه روزي تا 200 عدد و بيشتر از اين قرص ها به همراه مواد مخدرمصرف مي كنند . چنين حركتي در باور هيچ انسان فهيمي نمي گنجد اما متاسفانه نه تنها واقعيت دارد بلكه نسبناً نيز شايع است . مصرف قرص در اين بيماران بر مبناي تعددا نيست بلكه در روز 10 تا 15 بسته ده يا بيست تائي قرص مي خورند . عوارض مصرف و حتي عوارض قطع مصرف اين قرص ها چندين برابر خطرناك تر از هروئين و ترياك است و انشاء الله در مقاله اي جداگانه اي به بررسي عوارض اين قرص ها وروش هاي ترك آن ها خواهيم پرداخت .
مصرف كنندگان بعضي از انواع قرص ها دچار اغتشاشات شعور مي شوند و درك درستي از زمان و مكان ندارند و رفتارها و واكنش هاي آنان قابل پيش بيني نيست . موارد زنده اي از اين بيماران پيش روي ماست كه اطاق پذيرائي را با توالت منزل اشتباه مي گيرند و تشخيص حد اقل معيار هاي اخلاقي را از دست مي دهند.ممكن است بدون لباس در انظار ظاهر شوند و يا بجاي باز كردن درهاي شيشه اي ،باسر داخل شيشه بروند.وضع چنين معتاداني آنچنان وخيم است كه معتادان آخر خطي هروئيني از آنان واهمه داشته و حذر    مي كنند .آنچه در قسمت روش هاي شناخته شده ترك اعتياد گفته شد ، تنها راه هاي منحصر به فرد نيست و امروزه شاهد ابتكارات فراوان ديگري هستيم ، يكي از اين ابتكارات اينست كه بيمار را سه روز بيهوش كرده و در طي اين مدت به اصطلاح سم زدائي مي كنند و مي گو يند ديگر مشكلات جسمي معتاد تمام شده يا آنكه شنيده مي شود در كشور هاي ديگر با جراحي مغز و دستكاري در آن درصدد علاج اعتياد هستند ! خلاصه معتاد بيچاره موش آزمايشگاهي كساني شده است كه داعيه ترك او را دارند . حتي اگر اين روش هاي ترك اعتياد منجر به نابودي يا نقص دائمي در وي شود . واقعاً كه جاي تاسف است .
نكته ديگر ، اشاره به يك اشتباه عمومي است كه در مورد معتادان مي شود . اغلب افراد در جامعه تصور   مي كنندكه بيماران معتاد ،مواد مخدر مصرف مي كنند تا نشئه شوند و به عالم هپروت بروند . اين مطلب شايد تا حدودي در بدو شروع به اعتياد صادق باشد اما در ادامه وضع فرق مي كند . يك معتاد حرفه اي مواد مصرف مي كند تا به حالت نرمال و طبيعي برگردد و اگر مصرف نكند دچار عدم تعادل خواهد شد .
اينجاست كه آموزش و نگرش صحيح نسبت به جامعه معتادان سبب خواهد شد تا باورها و القائات غلط ، با مفاهيم منطقي و علمي جايگزين گردد .
روش پيشنهادي من براي ترك اعتياد روش طولاني مدت است و با حد اقل ضايعات جسمي و رواني ، بيمار معتاد را به سمت ترك دائمي اعتياد هدايت مي كند به طوري كه در انتها ي پله ها ، خود بيمار عجله در دوره ترك دارد و نوعي زدگي نسبت به مواد مخدر پيدا مي كند . در اين روش چنانچه بيمار به مصرف چند نوع ماده مخدر منجمله مصرف قرص اعتياد داشته باشد ، ابتدا لازم است ظرف مدت يك هفته تا 60 روز  ( متناسب با نوع قرص يا مواد مصرفي ) مصرف چند نوع ماده مخدر را به مصرف يك نوع و ترجيحاً به ترياك تبديل كند و سپس متوسط مصرف روزانه به مقداري كه بيمار حالت متعادل و نرمال داشته باشد ، تعيين گردد .
پس از مشخص شدن نياز به مصرف روزانه ، در اولين پله يك پنجم (20% ) اين مصرف را كاهش داده و براي مدت سه هفته متوالي با همين مقدار ادامه مي دهد . مثلاً اگر متوسط مصرف روزانه 5 گرم بوده است ، براي مدت سه هفته 4 گرم مواد مصرف مي كند . در اتمام سه هفته اول ، مصرف فعلي را يك چهارم (25%) كم كرده و به سه گرم درروز مي رساند و دوباره 21 روز ادامه مي دهد و به عبارت ديگر مصرف روزانه خودرا 4 قسمت كرده و يك قسمت را كنار گذاشته وفقط سه قسمت را مصرف مي كند و مجدداً در سه هفته دوم يك چهارم ديگر كم مي كند وبه 25/2 گرم در روز تقليل مي دهد . پله ها را همينطور ادامه داده و در پله شانزدهم ، مصرف روزانه بيمار به 1% مقدار اوليه ( 50 ميلي گرم ) خواهد رسيد . خلاصه اين مطالب در يك جمله چنين است : پله اول 20% كاهش و بقيه پله ها با 25% كاهش مواد نسبت به مصرف پله قبلي و سه هفته فاصله زماني بين پله ها .
همزمان با كاهش مصرف روزانه ، تعداد دفعات مصرف نيز بايدكم شود و حتي الامكان به يك بار در روز تقليل يابد . با اين روش ظرف حدود ده ماه بيمار بدون تحمل عوارض جسمي ناراحت كننده مي تواند به راحتي اعتياد خود را كنار بگذارد و ضمناً در اين مدت بيمار امكان مي يابد تا جهان بيني و نگرش خود را نسبت به مواد مخدر تغيير دهيد . در خلال مدت ترك اعتياد ، سيستم توليد مواد شبه افيوني بدن به تدريج بيدار و فعال مي شود و در انتهاي دوره معمولاً بيش از 90 % هورمون هاي مخدر طبيعي توسط بدن توليد شده و بيمار مي تواند نظير افراد سالم به زندگي عادي و بدون اعتياد ادامه دهد .
مقدار كاهش مصرف مواد در پله اول و دوم نه تنها براي همه بيماران قابل تحمل است بلكه هيچ عوارض سوئي در بر نداشته و در مقابل اثرات مثبت شگرفي دارد . به عنوان مثال يبوست هاي بيمار كمتر شده و وضع مزاجي بهتري پيدا مي كند . رنگ و روي او باز و شاداب ، خوابش درست و فكرش بيدار مي شود و از همه مهمتر اعتماد به نفسش بيشتر و قوي تر مي گردد چون مي بيندكه مصرفش را كم كرده ولي اثر منفي روي او نگذاشته است و كلي خوشحال و اميدوار مي شود كه بالاخره مي تواند اعتياد را ترك كند .
نكته مهم در اين روش اينست كه در طي مدت ترك اعتياد ، نفس بيمار از مواد مخدر سير مي شود و شخص به آرامي مي آموزد كه اولاً به مواد مخدر به چشم يكد اروي شفابخش نگاه كند و در ثاني با وجودي كه اختيار در مصرف مواد دارد فقط به اندازه تعيين شده مصرف كند نه بيشتر .
اگر بيمار تمايل داشته باشد مي تواند به جاي مواد مخدر از داروهاي استاندارد سازمان بهداشت جهاني استفاده كند . در اينصورت رعايت پله هاي كاهش مصرف نيز ضروريست و نبايد در كوتاه مدت مصرف را به صفر برساند . اما بايد توجه داشت كه بهترين دارو براي ترك اعتياد هر مخدري ، خود همان ماده مخدر است و در مورد اعتياد به هروئين چون اين ماده از مرفين ترياك ساخته مي شود لذا ترياك كه حاوي 3 تا 23 % در صد مرفين است مي تواند به خوبي جايگزين داروئي هروئين گردد .


جدول درصد مصرف روزانه ترياك نسبت به مقدار مصرف متوسط اوليه به شرح زير خواهد بود :


شماره پله  درصد مصرف اوليه 
    1             8
    2            6
    3          5/4
    4          4/3
    5          5/2
    6          9/1
    7          4/1
    8             1
    9           8
    10          6
    11         4.5
    12         3.4
    13         2.5
    14         1.9
    15         1.4
    16          1


قيلاً پيشنهاد شد تا دولتمردان و مسئولان امر مبارزه با مواد مخدر و مجلس محترم كه از وضع فعلي شيوع اعتياد به ستوه آمده و نگران آينده مملكت و جوانان هستند ، با شهامت قدم پيش بگذارند و با توزيع كنترل شده و تحت نظارت بعضي از مخدر هاي مورد نياز معتادان ، زمينه ساز مبارزه اصولي با قاچاقچيان و ترويج اعتياد توسط عمال آنان گردند . در راستاي اين پيشنهاد ، چناچه صنايع داروئي ترياك را بدون نا خالصي هاي مرسوم فعلي و صورت قرص يا ساير اشكال داروئي عرضه كنند ، استفاده از روش ترك تدريجي – پله بسيار سهل و آسان تر خواهد شد .
با مراجعه و شناسائي معتادان و تعيين نياز روزانه آنان در مراجع معتمد و ذيصلاح و استفاده از سيستم توزيع كه مبتني بر جدول زمان بندي ترك دريجي و پله اي باشد ، اكثر بيماران معتاد ظرف مدت كمتر از يكسال از دام اعتياد رها خواهند شد . اين حركت اصلاً تشابهي با سيستم توزيع ترياك كوپني در رژيم گذشته ندارد زيرا قبلاً كوپن ترياك براي مادام العمر به معتادان داده مي شد ولي در اين سيستم بدريج و فقط براي مصرف ده ماهه آن هم به صورت مصرف نزولي و رو به كاهش داده خواهد شد . در مجموع به هر بيمار معتاد تنها معادل 60 تا70 روز مصرف روزانه فعلي سهميه ترياك داده مي شود نه مادام العمر .
بر مبناي محاسبات انجام شده اگر يكبيمار معتاد فرضاً معادل روزي 5 گرم ترياك از مواد مخدر استفاده      مي كند ، در انتهاي دوره 315روزه ترياك تدريجي – پله اي تنها 333 گرم ترياك به عنوان دارو مصرف كرده است كه معادل مصرف 66 روز فعلي اوست در حالي كه مصرف در روز ، از 945 گرم به 200 گرم در كل دوره تقليل خواهد يافت . براي اعتياد هاي سبك تر با متوسط روز ( تقريباً 50 ميلي گرم در روز ) از ادامه مصرف مواد خود داري و در طول درمان اعتياد صرفه جوئي كند اما ترجيح دارد كه با ريتم كاهش يك چهارم مصرف در هر سه هفته جلو برود .
× استاد دژاكام در اين مصاحبه سپاسگذاريم و آرزو مي كنيم در سايه تلاش هاي شما و همكاران عزيزتان و استفاده از روش ابداعي ارك اعتياد شما ، هر چه زودتر معضل اعتياد در كشور سير نزولي يافته و به سوي جامعه اي عاري از اعتياد گام برداريم . به عنوان حسن ختام اگر مطلب خاصي مد نظر است بيان فرمائيد .
ما هم به سهم خودم از اينكه با حوصله و علاقه فراوان به انعكاس دريدگاه ها مي پردازيد تشكر مي كنم و ضمن آرزوي بهروزي براي گردانندگان هفته نامه اميد جوان ، عرض مي كنم كه شكوفه هاي اميد ظاهر شده اند و تا تبديل آنها به ميوه راهي نيست . 

Share
انواع مواد مخدر
مقالات و توشتارها
:مشاهده آمار بازدید روزانه