وادي هشتم
با حركت راه نمايان ميشود!
امواج چون گردباد بر زمين فرود ميآيند و آنچه برداشتني باشد با خود به امانت ميبرند و اين جز فرمان حاصل نميگردد . پس با شما كه پيمان ميبنديد در انديشه آن باشيد كه از زمين برخواسته و به آن مكاني كه فرمان است رهسپار شويد.
روزي در آسمانها در مقابل خلق جديد يا انسان كه توسط قدرت مطلق به انجام رسيده بود ، يكي از فرشتگان يا فرماندهان رده بالا كه مورد لطف قدرت مطلق قرار داشت ، سر به شورش گذاشت و از فرمان سرپيچي كرد ، شايد هم قدرت مطلق خود چنين ميخواست كه از فرمان سرپيچي شود ، بهرحال اين فرشته يا فرمانده چنين تصور كرد كه او هم ميتواند با قدرتي كه از طرف قدرت مطلق به او داده شده براي خودش فرمانروايي كند ، به همين دليل مهلت خواست تا قدرتش را حفظ كند ، قدرت مطلق تا روز موعود به او مهلت داد و او را از درگاه خود طرد نمود. او گروهي را با خود هم آواز كرد و كينه آدم را به دل گرفت ، پس از آن اعلام نمود كه من با تمامي قدرت خود انسان را از مسيرش منحرف خواهم كرد و كاري را انجام خواهيم داد تا انسان از فرامين قدرت مطلق سرپيچي نمايد ، چون ميدانست انسان تنها موجودي است كه با اختيار كامل خلق شده است ، يعني حق انتخاب دارد ، به عبارتي هم ميتواند مسير تقوا ، ارزشها ، عشق ، محبت ، درستي ، صداقت را طي نمايد و هم ميتواند مسير فسق ، فجور ، قتل ، جنايت ، حسادت ، كينه ، نفرت ، دشمني ، خونريزي و فساد را به پيمايد. در اين هنگام آدم و حوا در بهشت قرار گرفته بود ، ديري نپاييد كه توطئه شيطان در مورد آنها كارگر افتاد و دسيسه او كار خودش را كرد و آدم نيز از فرمان سرپيچي كرد. قدرت مطلق از آنها توضيح خواست ، عذرخواهي كردند و گفتند : جبران ميكنيم ، اشتباه كرديم . خداوند عذرخواهي آنان را پذيرفت و گفت : بايستي عملاً ثابت كنيد ، بنابراين قدرت مطلق تمامي بنيآدم را كه در آسمانها بودند جمعآوري كرد و گفت : با شما پيمان ميبندم ، آيا من پروردگار شما هستم ، به عبارت ديگر يعني تصديق ميكنيد كه من قدرت مطلق و بالاترين فرمانرواي شما هستم ، از فرمان من سرپيچي نخواهيد كرد ، دستورات يا فرمانهاي مرا اجراء خواهيد كرد؟ همه ما گفتيم بلي ! پيمان بسته شد ! قدرت مطلق گفت شما هم برويد به زمين كه با حركت راه نمايان خواهد شد ولي به شما هشدار ميدهم كه شيطان دشمن آشكار شماست. برويد تا در عمل و حركت مشخص گردد كدام يك از شما بر پيمان خود استوار است ! و كدام يك از شما راه شيطان را كه ظاهري فريبنده و باطني بس وحشتآفرين دارد ميپيمايد و كدام يك از شما راه الهي و نور را طي طريق مينمايد. در پايان جايگاه شما مشخص خواهد شد و اگر درست حركت كنيد ميتوانيد به نقطهاي برسيد كه امروز آغاز نمودهايد و يا دوباره به مكاني برسيد كه از اينجا انشعاب يافتهايد و به نزد پروردگار خود با شادي و سربلندي بازگشت نمائيد. گرچه نقطهاي كه براي اين سفر پرماجرا آغاز مينمائيد و نقطه كه باز پس از گذشتن سختيها ، رنج ، عشقها بازهم به آن ميرسيد ، هر دو يكي هستند ولي بدانيدكه با هم تفاوت فاحش دارند . زيرا درك ، آگاهيها ، معرفت و آموزشها در نقطه و يا شما باقي ميماند و ميتوان از آن تمامي فضاهاي شلوغ و ناشناخته را كه امروز بر آن واقف نيستيد كنترل نمائيد . برويد كه با حركت راه نمايان ميشود. اين وادي و اين جمله كه با حركت راه نمايان ميشود ، يك قانون است. درست مثل قوانين نيوتون ، مثل قوانين رياضيات و اين همان قانوني است كه بزرگي چه زيبا گفت :
گر مرد رهي ميان خون بايد رفت از پـاي فتـاده سرنگـون بـايـد رفت تو پاي در راه بـنـه و هيـچ مگـوي خود راه بگويدت كه چون بايد رفت
بله ، خود راه بگويدت كه چون بايد رفت ، البته لازم به يادآوري است ، بدون مقدمه و مطالعه نميتوانيم بگوئيم حركت كنيم ، با حركت راه نمايان ميشود . براي مثال ، چگونه ميتوان از منطقهاي كوهستاني و يخبندان بدون تجهيزات حركت كنيم و سالم به مقصد برسيم. خوشبختانه ما اكنون در وادي هشتم هستيم. و هفت وادي را در خورجين خود داريم. مثل با تفكر ساختارها آغاز ميگردد يا در مسايل حياتي مسؤوليت به خداوند دادن يعني سلب مسؤوليت از خويش است و يا فرمان عقل و يا رمز و راز كشف حقيقت ! اين وادي ميگويد وقتي كه ميخواهيم حركت كنيم ، با جمعآوري اطلاعات كافي و دانستن مسير راه ، لازم نيست تمام جزئيات را درنظر بگيريم. چون امكانپذير نيست و بقول مشهور ، حساب خانه تا بازار دوتاست. يعني آن چيزي كه من تصور ميكنم در عمل ممكن است با هزار و يك شكل و گونههاي مختلف برخورد نمايم كه در محاسبات اوليه من محاسبه نشده بود. بنابراين وادي هشتم ميگويد، در اين شرايط پر وا مكن ، به خداوند توكل و حركت نما ، قطعاً در حركت راه يا مسير مشخص خواهد شد ، براي مثال ، ما مشكل اداري داريم و در خانه نشستهايم و در حال فكر كردن هستـيم ، اگر تا قيامت هم بنشينيم و فكر كنيم مشكل هرگز حل نخواهد شد. اما موقعي كه وارد عمل شديم و حركت نموديم راه به تدريج مشخص ميگردد. مثلاً در مسير ممكن است با دوستان و آشنايان و يا راهنماياني برخورد نمائيم كه در حل مشكل به ما كمك و مساعدت نمايند. در حقيقت ما اين قانون را كاملاً بلد هستيم و سالها از آن استفاده ميكرديم ، البته در جهت منفي ، مثل تهيه موادمخدر يا الكل خودمان. بارها و بارها اتفاق افتاده بود كه ما موادمان را تمام كرده بوديم ، ترياك ، هرويين ، الكل ، سوخته ، هيچي نداشتيم ، داخل حقه وافور را هم چندين بار با آب شسته و آبش را هم خورده بوديم تا شايد كمبود مرفين بدن ما را جبران نمايد. حتي يك ريال پول هم نداشتيم ، هرچقدر صبر ميكرديم و در خانه ميمانديم موادي به دست ما نميرسيد. هميشه اول كمي فكر ميكرديم و سپس حركت آغاز ميشد. بعضي وقتها موقعي حركت ميكرديم كه از شدت بيموادي يا خماري قادر به راه رفتن نبوديم ولي نياز به مواد و شدت خماري ما را ناگزير به حركت ميكرد. به هرحال حركت آغاز ميشد. تلفن ميكرديم و بلافاصله راه ميافتاديم و اين قدر به حركت خود ادامه ميداديم تا راه نمايان ميشد و مواد تهيه ميگرديد. و اما ما امروز هم ياد ميگيريم و يا ، ياد گرفتهايم كه از اين قانون در جهت مثبت استفاده نمائيم. ما ياد ميگيريم ، هرگونه مشكلي داريم با تفكر و بررسي موضوع به آرامي حركت كنيم و مطمئن هستيم راه خودش نمايان خواهد شد. ما ياد ميگيريم و يا ياد گرفتهايم وقتي كه به كنگره ميآئيم ، قوانين ، اصول و حرمت كنگره را كه قوانين راه و حركت در رسيدن به مقصد ميباشند راعايت كنيم تا به پايان راه كه همان رهايي و ازادگي از بندهاي اهريمن است برسيم و ايمان داريم وقتي كه بندهاي اهريمن را جدا كرديم ، آنگاه بند عشق به قدرت مطلق در تمامي هستي را هر روز محكمتر خواهيم نمود و رابطهاي ناگسستني با او برقرار خواهيم نمود و بر بالاي بلندترين قلهها خواهيم رفت و با صداي بلند و با فغان خواهيم گفت : تنها تو را ميستائيم و تنها تو را ستايش ميكنيم براي انجام اين عمل عظيم تا شايد او به ما و يا ما به او قدري نزديكتر شويم .
بازپرداخت بدهی
در اين وادي ما ياد گرفتهايم و يا ، ياد ميگيريم كه حركت نمائيم ، براي بازپرداخت بدهيهاي خود و جبران تخريبهايي كه تاكنون وارد نمودهايم. اولين و نزديكترين فردي كه بايستي نسبت به او بدهي خود را تسويه كنيم ، آيا ميدانيد كيست ؟ تعجب نكنيم خودمان هستيم. بله خودمان ، كافي است به عنوان ناظر در گوشهاي قرار بگيريم و خود را نظاره كنيم ، خوب نگاه كنيم ، خوب نگاه كن ! به زودي درخواهيم يافت و خواهيم ديد كه چه صدمات جبران ناپذيري به جسم ، روان و حيثيت خود وارد كردهايم . چه مواد منفجره و مخربي را تحت عنوان موادمخدر ، الكل و يا قرص در جسم خود ريختهايم ، درصورتي كه جسم ما بهترين موادمخدر را خود توليد ميكرد و ما با اين عمل غير خردمندانه ، كارخانههاي توليد موادمخدر طبيعي جسم خود را و سيستمهاي ضد درد و عصبي خود را به نابودي كشاندهايم و آنها را وام دار خود نمودهايم . قيافه و شادابي چهره خود را در اثر استفاده از موادمخدر به چهرهاي زشت و كريه تبديل نمودهايم. تمامي اختيارات شهر وجودي يا جسم خود را به طور كامل در اختيار اهريمن موادمخدر قرار دادهايم. بنابراين ما بايستي سعي و تلاش كنيم تا تخريبهايي را كه وارد نمودهايم جبران نمائيم تا بدهي ما تسويه حساب گردد. به ترتيب ذيل : 1 ـ بازپرداخت بدهي يا جبران تخريب نسبت به خودمان كه شامل : الف : جسم و روان خودمان ب : شخصيت يا حيثيت يا شرف انساني خودمان
الف : جسم و روان خودمان : اولين و مقدم ترين بازپرداخت بدهي مربوط به رفع تخريب از جسم و روان خودمان ميباشد كه يا درحال بازسازي آن هستيم و يا آن را بازسازي نمودهايم. به عبارت ديگر درحال سفر اول هستيم و يا سفر اول تمام شده است ، اگر سفر اول ما تمام شده است بايستي حتماً برنامه ورزشي منظمي را براي خود به اجزا درآوريم. مثل : شنا ، فوتبال ، واليبال ، دويدن و يا هر ورزش ديگر و اگر قادر به اجراء هيچگونه ورزشي نبوديم حداقل روزي يك ساعت پيادهروي نسبتاً تند كه از آرام شروع ميكنيم تا به سرعت برسيم. عمليات ورزشي براي رسيدن به تعادل و داشتن جسم و رواني سالم و شاداب و راهاندازي و فعال كردن سيستمهاي شبهافيوني جسم و اگر درحال بازسازي جسم و روان خود هستيم ، يعني سفر اول ، بايستي با دقت تمام كوشش كنيم تا با كاهش مواد مصرفي خود ، طبق پلههاي تعين شده و دستورات راهنما نسبت به راهاندازي سيستمهاي شبهافيوني جسم خود اقدام نمائيم و از ورزشهاي سنگين جداً خودداري كنيم. چون در شرايط بازسازي جسم ، ورزش سنگين ميتواند مخرب باشد . در ضمن در طول سفر اول با كاهش مواد بعضي از بيماريهايي كه ممكن است تاكنون در اثر استفاده بيرويه از مواد خود را پنهان نموده بودند از زمان كاهش پلهها خود را بروز دهند ، مثل دندان درد ، درد كليه ، درد مفاصل ، نامنظم بودن ضربان قلب و . . . . از آنجايي كه جسم درحال بازسازي سيستم شبهافيوني و ايمني خود ميباشد ، تجربه به ما نشان داده است كه بعضي از بيمارها در كاهش تدريجي خودبخود درمان ميشوند. در اين شرايط اگر بيماري به صورت اورژانس و غيرقابل تحمل است. حتماً به پزشك مراجعه گردد. در غير اين صورت منتظر باشيم تا سفر اول تمام گردد .
ب : شخصيت يا حيثيت يا شرف انساني خودمان مرحله بعدي جبران تخريب از خودمان ، مربوط به جبران تخريب از شخصيت خودمان ميباشد. البته لازم به توضيح است ، نميتوانيم بگوييم هركس معتاد است كاملاً بيشخصيت است. اگر چنين بگوييم سخني خردمندانه نيست. منظور اين است كه به هرحال ما با مصرف موادمخدر قطعاً به شخصيت خود ضربهاي وارد نموده ايم ، ممكن است اين ضربه كم و يا زياد باشد. به هرحال هيچي نيست ! ما تحت تأثير موادمخدر ، الكل يا قرص رفتار غيرمعقول را از خود بروز دادهايم و اعتماد ديگران نسبت به ما سلب گرديده است و گاهي اوقات نگاههاي حقارتآميز و يا توهينآميز ديگران را روي خود احساس ميكرديم. گرچه به روي خود نميآوريم. اكنون بايستي در مسيري حركت كنيم و دست به اقداماتي بزنيم تا اطرافيان به مرور زمان به ما اعتماد كنند و نگاه خود را عوض نمايند. مثلاً ممكن است ما درنظر ديگران ، فردي دروغگو و يا بدقول بودهايم. بايستي با عمل سالم خودمان اين جو را از بين ببريم. به عبارتي وقتي خود را باور كنيم ، ديگران هم ما را باور خواهند كرد. 2 ـ دومين مرحله جبران تخريب ، بايستي از اعضاي خانواده صورت پذيرد . مگر ديگران گناه كردند دكه پدر و مادر ، خواهر و برادر ، فرزند و يا همسر ما شـدهانـد ؟ اگر خوب نگاه كنيم درخواهيم يافت كه ما با مصرف موادمخدر ، قرص و يا الكل چه لطمههاي جبران ناپذيري به آنها وارد كردهايم و چقدر آنها را آزرده كردهايم. هم از نظر روحي و رواني و هم از نظر حيثيتي و آبرويي ، به طور كامل هم مادي و هم معنوي ، تا جايي كه گاهي اوقات شرم داشتند كه ما را به ديگران معرفي نمايند و نسبت خود را با ما آشكار كنند. اكنون درصدد جبران تخريب برميآييم. اين نكته باعث گمراهي ما نشو دكه مثلاً برويم و به اعضاي خانواده بگويئم ، من اشتباه كردم ، معذرت ميخواهم ، مرا حلال كنيد. و پس از آن هر اتفاقي كه رخ داد صورت حق به جانب به خود بگيريم و بگوييم من معذرت خواهي كردم. ديگر چه ميخواهيد. خير ! در كنگره 60 جبران تخريب اينگونه نيست. چون جبران تخريب و يا بازپرداخت بدهي با زبان كاريست آسان ، لازم است ، ولي كافي نيست . جبران تخريب بايستي با عوض شدن انديشه ، زبان و كردار ما انجام پذيرد ، به سخن ديگر بايستي به سمتي حركت كنيم كه معرفت ، عملسالم و عدالت با چاشني عشق و محبت در انديشه ، زبان و كردار ما خود را به نمايش دربيآورد. 3 ـ سومين مرحله جبران تخريب مربوط به فاميل ، دوست ، آشنايان و به طور كلي جامعه و كُل هستي ميباشد . در اين مرحله اگر بدهي به كسي داريم به آرامي و به مرور زمان پرداخت نماييم و اگر خسارتي را به اشخاص وارد نمودهايم. اگر امكان جبران وجود دارد بصورت مستقيم يا غير مستقيم جبران نماييم و همينطور خساراتي را كه به جامعه وارد نمودهايم كه البته ميتوانيم آن را با تبديل شدن به يك انسان سالم و صالح تلافي نمائيم .
تا باد چنين بادا !
پيمـان
اجراي اين مرحله بصورت داوطلبانه مربوط به اشخاصي است كه سفر اول خود را با موفقيت به پايان رسانيدهاند و حداقل ششماه از رهايي آنها گذشته باشد ( جمع سفر اول و دوم 18ماه ) اول موضوع را با راهنماي خود درميان ميگذارند و براي انجام پيمان اعلام آمادگي ميكنند. در صورت موافقت راهنما ميتوانند مراسم را اجرا نمايند. البته لازم به ذكر است ، راهنمايي ميتواند اين مجوز را صادر نمايد كه خود اين مراسم را به جا آورده باشد. در غير اينصورت از مقام بالاتر ، ديدهبان راهنماها و پس از او نگهبان كنگره مجوز صادر ميگردد. براي افرادي كه با سقوطآزاد يا قطع سريع موادمخدر خود را كنار گذاشتهاند ، بايستي 18ماه از زمان قطع مواد مصرفي آنها گذشته باشد.
محل پيمان : كنار رودخانه يا دريا و يا در صحرا و كوهستان الف : زمان شروع پيمان : ساعت 12 ظهر ب : زمان انجام پيمان : ساعت 4 بعدازظهر
شرايط پيمان الف : شستشوي بدن قبل از حركت به مكان پيمان ، پوشيدن لباس تميز يا پيراهن سفيد يا روسري سفيد . ج : هيچكس پيرامون ما نباشد د : صداي بلند ما را كسي نشنود ه : در طول پيمان ( ساعت 12 تا 4 ) از نوشيدن و خوردن خودداري ميكنيم (سيگار منعي ندارد ، بهتر است استفاده نشود ) تجهيزات پيمان 1 ـ زيرانداز 2 ـ قلم و كاغذ 3 ـ كبريت يا فندك مراسم پيمان : مراسم پيمان در دوبخش انجام ميپذيرد : الف : نوشتن سياهه ب : درخواست از قدرت مطلق الف ـ نوشتن سياهه : زمان شروع نوشتن ساعت 12 ظهر تا ساعت 5/1 بعدازظهر و زمان خواندهن آن از ساعت 5/1 بعدازظهر تا هر وقت كه لازم باشد كه به طور طبيعي نبايستي بيش از نيمساعت باشد ، چون ساعت 2 بعدازظهر اين مرحله بايستي به اتمام برسد . طريقه نوشتن : اول درمقابل قدرت مطلق شرايط ادب را هرگونه كه صلاح ميدانيم ظرف مدت 30 ثانيه به جاي ميآوريم و قصد خود را اعلام ميكنيم و سپس آنچه كه در گذشته به انجام رسانيدهايم بنا به برداشت خودمان تصور ميكنيم خطا يا ضدارزش يا گناه بوده روي صفحه كاغذ به نگارش درميآوريم و پس از خاتمه 3 مرتبه با صداي بلند ، به گونهاي كه با گوش خود بشنويم ، كليه نوشتهها را قرائت ميكنيم و سپس از خداوند ميخواهيم كه ما را مورد هدايت و در صورت امكان مورد بخشش قرار بدهد و پيمان ميبنديم كه سعي خواهيم كرد از اين تاريخ مرتكب كارهاي ضدارزشي نشويم و به ما فرصت بدهد تا خطاهاي گذشته خود را با خدمت به انسانها ، خصوصاً خدمت به معتادين جبران نماييم . بعد از كمي تفكر (يك دقيقه) كليه نوشتههاي خود را ميسوزانيم و خاكستر آن را به آب و يا به باد ميسپاريم . سپس اگر فرصتي بود ، تا ساعت 2 بعدازظهر در جاي خودمان قرار ميگيريم و بقيه زمان را با سكوت ميگذرانيم و اجازه ميدهيم افكار و انديشه ما به هر كجا كه
ميخواهد به پرواز درآيد و ما هيچ تلاشي نميكنيم كه افكار خود را مهار كنيم يا جهت خاصي بدهيم ، ساعت 2 بعدازظهر پايان مرحله اول . ب ـ مرحله دوم : درخواست در اين مرحله هرچه از قدرت مطلق ميخواهيم و يا هرچه براي ديگران ميخواهيم و يا هر دعايي كه داريم روي صفحه كاغذ به رشته تحرير درميآوريم و پيمان ميبنديم كه خودمان هم براي تحقق خواستههايمان با تمام قدرت تلاش و تفكر كنيم و سپس خواستههاي خودمان يا برنامهريزي آينده خودمان را و يا دعاهاي خودمان را سه مرتبه با صداي بلند ميخوانيم و از قدرت مطلق ميخواهيم ، خواستههاي ما را اجابت نمايد. دوباره درمقابل قدرت مطلق اداي احترام ميكنيم و يك دقيقه سكوت مينمائيم. سپس نوشتههاي خودمان را به قطعات ريزي تبديل ميكنيم و آنها را به آرامي به رودخانه يا دريا و يا به باد به امانت ميسپاريم و بايستي به ياد داشته باشيم كه رودخانه ، دريا ، صحرا و كوهستان در تمامي مراحل ، به غير از قدرت مطلق نيز شاهد و گواه بر پيمان ما بودهاند ، بعد از آن در جايگاه خود قرار ميگيريم و تا ساعت 4 بعدازظهر انديشه خود را در سكوت به پرواز درميآوريم . ساعت 4 وقت تمام پايان مراسم موفق باشيد ما را دعا كنيد !
نكته مهم : بايستي براي انجام مراسم پيمان به گونهاي عمل نمو دكه هيچ كس تحت هيچ شرايطي نتواند يك مرتبه بالاي سر شما حاضر شود و سياهه شما را بگيرد. خود دانيد ! چون اين پيماني است فقط مابين ما و قدرت مطلق و هيچ موجود جانداري نبايد از آن مطلع گردد ، حتي نزديكترين ، نزديكترين ، نزديكترين فرد به ما !
معشوق به سامان شد ، تا باد چنين بادا كفرش همه ايمان شد ، تا باد چنين بادا |