جستجو :
Language :
 



وادی یا راه سیزدهم

پایان هر نقطه ، سرآغاز خط دیگریست

از قلم است که گام های بلندش در سراسر گیتی ، روان و جاری می شود . گویی جوی ها به هم می پیوندند تا رود یا رودهای خروشان را تشکیل دهند و آن محتوا را به همه انسان ها برسانند . این ها مجموعه ای هستند که اهداف و خواست های بشری را شکل می دهند و از تصویر به تصویر و از تصویر به بنای حقیقت می رسانند و آن بنا ساختاری است که نادانان در پی ویرانی آن بوده و هستند و دانایان در پی بنای آن ، ولی همیشه پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری بوده و هست و خواهد بود و اکنون سرآغاز خط دیگریست که :
جویبارها روان شده اند و همه در یک نقطه به هم خواهند رسید و بستری پربار را تشکیل خواهند داد که به اقیانوس بزرگ منتهی خواهد شد و آنگاه با فّر ایزدی به مکان هایی که فرمان از آنجا می آید گسیل خواهند شد و دوباره شکوه سپاه را به شکل دیگری قدرت مطلق به نمایش خواهد گذاشت که فرمان آن جنگ نیست ، بلکه فرمان آن دادن محبت است ، به هرکس که در وجودش نور موج داشته باشد و این دیگر ابتدا و انتها ندارد ، از آسمان برخاک و از خاک بر بیکران خواهد بود .
*  *  *
در حالیکه ساکنین آسمان ها با خوشحالی از جانشین تشکر و خداحافظی کردند ، در گوشه ای دیگر ، زمزمه هایی آغاز گردید و یکی از ساکنین گفت : من هنوز سوال دارم .
جانشین :
           وقت من تمام است ، اجازه سخن گفتن ندارم ، مگر به اذن قدرت مطلق .
قدرت مطلق :
          با یاری جستن از تصویر پاسخ دهید ، چون بعد از آن پیمان بسته خواهد شد .
جانشین :
           من آماده پاسخگویی هستم .
ساکنین :
         شما گفتید برای تبدیل شدن ، باید تغییرات اندک اندک ایجاد شود ، برای مثال : فردی که الکلی یا مصرف کننده مواد مخدر است ، وقتیکه می خواهد تبدیل به فردی سالم و صالح گردد ، بایستی تفییرات در فیزیولوژی و تمام سطوح افکار و اندیشه او ایجاد گردد ، در غیر اینصورت قادر به تبدیل شدن نیست ؛ اما شما تفاوت تبدیل و ترخیص را بیان نکردید ؟

جانشین :
          حق با شماست ؛ ولی توجه داشته باشید که هر مرحله ای به اتمام می رسد ، مرحله دیگری آغاز می گردد . پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست ، سپس جانشین دو انگشت دست راست خود را به شکل V باز می کند و به ساکنین می گوید ، بین دو انگشت مرا بنگرید تا با تصویر موضوع را مشخص کنم .
تصویر : فردی را روی زمین و بالای چاهی نشان می دهد که دلو خالی را با طناب و به کمک چرخ چاه ، به درون چاه ارسال می کند تا آب را با دلو از چاه خارج کند . ( پایان تصویر )
جانشین این گونه ادامه می دهد ، در این تصویر سه مرحله ، تغییر ، تبدیل و ترخیص به نمایش گذاشته شد .
الف : مرحله تغییر ، مرحله ای است که دلو به وسیله طناب ، ذره ذره به آب نزدیک می شود و ما می توانیم مرحله تغییر را در تغییرات فاصله بین دلو و آب مشاهده نماییم تا جایی که دلو در یک لحظه به آب می رسد .
ب : مرحله تبدیل ، مرحله ای است که در یک لحظه دلو خالی در درون آب شناور می شود و تبدیل به دلوی پر از آب می شود .
ج: مرحله ترخیص ، مرحله ای است که دلو پر از آب را با کمک چرخ چاه ، از چاه خارج می کنیم . حال شما می توانید در موضوعات مختلف این مراحل را بسط دهید .
ساکنین :
          آیا پس از ترخیص ، باز هم مراحل دیگری وجود دارد ؟
جانشین :
           گفتم پایان هر نقطه آغاز خط دیگری است و این موضوع تا ابدیت ادامه دارد و به عبارتی دیگر ،
هر دفتری که بسته شود ، کتاب دیگری گشوده و مکتوب می شود و اگر مسافری به مقصد برسد ، مسافر دیگری به سفر می رود و اگر حلاجی بر دار شود ، حلاج های دیگری چون جوانه ها ، به صف ، سر از خاک بدر خواهند نمود و این فرمان قدرت مطلق است که در حال جاری شدن است و هیچ موجودی در هیچ یک از مرحله های تکاملی خود به خواب نمی رود و اگر هم به ظاهر خواب باشد ، در حال گرفتن قدرت و قوت از مبدأ خویش است ، تا راه را بهتر بیابد و فرمان را بهتر به اجرا درآورد و این داستان نیست .
همانطور که گفته شده ، هیچ چیز در حال سکون نیست و همیشه همه چیز در حرکت یا چرخش است و تنها چیزی که هرگز تغییر نمی کند ، حقیقت است و قوانین و فرمان های جهانی قدرت مطلق ، مانند قوانین ثابت فیزیک و یا ریاضیات می باشد .
بلی عزیزان ، برای ما هم پس از ترخیص ، مراحلی وجود دارد تا مرحله یوم الفصل زمین باز هم یوم الفصلی دیگر ، چون پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و همین طور موضوع ادامه دارد .
ساکنین :
          یوم الفصل چیست ؟
جانشین :
          به معنی روز جدایی ، روز جدایی یا لحظه ی جدایی ، لحظه ای که از یک مرحله وارد مرحله دیگری می شویم ، مثل لحظه ای که دلو از روی زمین وارد چاه می شود و یا لحظه ای که دلو خالی تبدیل به دلو پر از آب می شود و یا لحظه ای که دلو پر از آب از چاه خارج یا ترخیص می شود و یا لحظه ای که کیسه آب درون شکم مادر می ترکد و توزباد به دنیا می آید و یا لحظه مرگ که وارد مرحله دیگری می شویم ، لحظه فارغ التحصیلی ، ازدواج ، اعتیاد ، طلاق و ریکاوری ، درمان ، زندان ، استخدام .....
به هر حال هر زمان که به پایان یک نقطه می رسیم ، لحظه ای به نام یوم الفصل وجود دارد که سپس سرآغاز خط دیگریست .
ساکنین :
          یوم الفصل کره زمین کجاست ؟
جانشین :
           دو انگشت خود را به شکل V نشان می دهد و می گوید به تصویر نگاه کنید و ادامه می دهد ، آنگاه
تصویر : خورشید در هم پیچیده می شود ، ستارگان تیره می شوند ، آسمان شکافته می شود ، کوه ها روان می شوند ، دریاها لبریز می شوند ، زمین با زلزله ای مهیب آنچه در درون خود دارد بیرون می ریزد . ( پایان تصویر )
جانشین ادمه می دهد ، آنگاه هر انسانی می داند که چه از پیش آماده کرده است و این لحظه ، یوم الفصل زمین است .
ساکنین :
         آیا قبل از اینکه هسته اولیه جهان خاکی کاشته بشود ، آفرینش دیگری نیز به این شکل بوده است ؟
جانشین :
            فقط قدرت مطلق می داند ، ولی من تصور می کنم ، از آغاز یا کاشت هسته اولیه تا انهدام جهان خاکی که یک دوره تناوب و یا یک یسکل نام دارد ، شاید تاکنون میلیون ها سیکل وجود داشته و وجود خواهد داشت . به عبارتی جهان آفرینش مثل اعداد هستند و همانگونه بعد از هر عددی ، عدد دیگری وجود دارد ، جهان های آفرینش هم از قوانین اعداد پی روی می نمایند .
ساکنین :
         آیا حیات هر انسانی به تنهایی هم از قانون اعداد پیروی می کند ؟
جانشین :
        آری ، کلیه اطلاعات هستی ، در تک تک ذرات و موجودات هستی حفظ می شود ، حال خواه این اطلاعات و آگاهی ها مثبت باشد و یا منفی ، سازنده باشد یا مخرب ، فرقی نمی کند و آز آنجایی که هستی برای این آگاهی ها و تجربیات ارزش قائل است ، هرگز اجازه نابودی آن ها را نخواهد داد ، بنابراین هر موجودی که بمیرد ، در جای دیگری بیدار می شود و به حیات خود ادامه می دهد و باز هم اگر آنجا هم بمیرد ، باز از روزنه دیگری سر بدر خواهد آورد ، البته با همان خصوصیاتی که رفته !
ساکنین :
         اگر فردی الکلی یا معتاد بمیرد ، در جهان دیگر الکلی و معتاد بیدار خواهد شد ؟
جانشین :
         اگر بخواهیم پاسخ کوتاه بدهم ، متاسفانه آری ، چون اعتیاد بیماری روح و روان هم هست و در جهان دیگر هم الکلی و معتاد ، بیدار خواهد شد . مشکل اینجاست ، اگر ما بخواهیم خودمان را با خودکشی از بین ببریم ، متاسفانه یا خوشبختانه قادر نیستیم ، چون بلافاصله در جهان دیگری با همان مشکلات خود را خواهیم یافت . متاسفانه من اکنون فرصت توضیح این مطلب را ندارم ؛ ولی هرگاه که فرمان های قدرت انجام نشود و مشق ها درست نوشته نشود ، نظم در بی نظمی فرو می رود و سبب نتایج غلط و پریشانی می گردد و بایستی بدانیم بیشتر دردهای بشر در اثر دانش کشف نشده می باشد و ما اگر بر مبنای عدم آگاهی پرده ای بر روشنایی بکشیم و فکر کنیم که همه چیز سیاه است ، بر مبنای نبود روشنایی در مورد آن می توانیم مطلب بنویسیم که معلوم نیست چه خواهد شد که همه چیز فقط در عالم ظلمات متولد می شود ، ولی هر صندوقی و یا هر موضوعی یک کلید و یا راه حل دارد که با شروع به انجام ، راه ها پیدا می شوند ، بایستی با جستجو علم را یافت و بدانیم زیباترین عمل ، کاوش در دنیای علم است ، تا دانش های کشف نشده را پیدا کنیم و از رنج انسان بکاهیم .
ساکنین :
          شما از الکل ، مواد مخدر ، و ضد ارزش ها گفتید که انسان مرتکب آن خواهد شد و از پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست . گفتید ، اکنون می خواهیم گوشه ای از نتیجه انجام ضدارزش ها که انسان مرتکب می شود را نظاره گر باشیم ، گرچه تا حدودی پیش بینی می کنیم .
جانشین :
        بسیار خوب ، سپس دو انگشت خود را به شکل V باز می کند و می گوید بنگرید .
تصویر : آسمان تیره و تار است ، غرش رعد امان انسان ها را بریده ، گوش آسمان کر است ، آسمان صدای زجه و فریاد دلخراش انسان ها را نمی شنود ، درب های آسمان بسته شده است ، الهام نیروهای قدرت مطلق دچار مشکل است ، شاگردان شیطان رقص کنان بسان کفتارها ، در خود ولوله ای ایجاد کرده اند و به یکدیگر می گویند بنگرید فرزندان انسان را ، ابرهای تیره ضد ارزشی ، مواد مخدر ، الکل با برخورد به انسان ها صاعقه های وحشت آفرینی را خلق کرده اند ، آتشی بی نهایت سوزنده مشاهده می شود ، از برخورد صاعقه ها ، زنان ، مردان ، دختران ، پسران ، پیران ، نقش بر زمین می شند ، در حالیکه جراحاتی روح و جسم آن ها را فرا گرفته است . سیل های خروشان در مسیر خود خانه و خانواده ها را به انهدام کامل می کشاند و آن ها را به کام مرگ فرو می برد و صدای قهقهه ی نیروهای تخریبی و بازدارنده فضا را پر کرده است و خانواده ها بر مزار عزیزان خود ، در سکوت کامل از درون فریاد می زندد ، چرا !!؟؟
جانشین دست خود را پایین می آورد و اینگونه ادامه می دهد :
این داستان چوپانی بره از دست داده و بره ها به کام گرگ ها افتاده اند و اگر نوای نی شنیده نشود به گرگ ها افزوده می گردد .
می دانید ، برای اینکه آن دسته از نی نوازان هم در نی خود پوشال ریخته اند و صدایشان شنیده نمی شود و بار بسیاری از گناهان انجام شده نیز در میان حفره های نی آنان است .
جانشین دوباره دو انگشت خود را به شکل V باز می کند و می گوید ، بنگرید پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است .
تصویر : در این هنگام ، ناگهان جرقه ای از فراز آسمان و از دل بیکران بسان آذرخشی نیرومند و کوبنده ، فضا ، زمان و مکان را می شکافد و از تمامی دژها ، استحکامات و قلعه های مخوف و سدهایی را که نیروهای تخریبی و بازدارنده ، برپا کرده بودند ، عبور می کند و خود را به قلب نقطه ای سیاه و تاریک در عمق تاریکی ها می سپارد و بلافاصله ، پس از لحظاتی جرقه دوم و سوم به آن نقطه سیاه و تاریک اصابت می کند ، نقطه سیاه و تاریک با چرخشی از سمت تاریکی ها به طرف جرقه های نور ، از خواب گران بیدار می شود ، قطرات اشک از چشمانش سرازیر می شود و به آرامی زمزمه می کند و صدایش بلند و بلندتر می شود و می گوید :
خداوندا ، دریا و آسمان و دشت ، پوشیده از رقصنده های آسمانی است و روح نا آرام من خواستار رهاییست ، نه از خلاصی ، بلکه دیدار معشوق است .
خداوندا ، تنها تو را می ستایم و تنها تو را ستایش می کنم ، برای انجام این عمل عظیم ، شکر ، شکر ، شکر .
سپس شروع به حرکت می کند تا آخرین سیاهی ها را از خود دور کند و در این هنگام دف ها به آرامی شروع به نواختن می کنند و صدای سور شنیده می شود و نقطه سیاه که اکنون سپید و روشن گردیده ، رقص کنان شروع به چرخش می کند ، رقصنده های آسمانی با او به دَوَران می پردازند ، قلم فرمان به نوشتنم می گیرد ، نقطه سپید روشن ، همراه با رقصنده های آسمانی در چرخش ، شعاع اضافه می کنند ، آنچه دارند به نقطه های سیاه و تاریک پیرامون خود منتقل می کنند ، آن ها نیز سپید و روشن می شوند ، جملگی با جامه های سپید به سماع ادامه می دهند تا از مرزهای زمین و آسمان ها بگذرند تا در مسیر خود از شرابی که نوشیده اند ، به دیگران که در رنج دائم بسر می برند بدهند تا شاید بتوانند مرهمی بر جراحات زخمی شدگان بگذارند و آن ها را نیز از عقبه های سخت عبور دهند .
در حالیکه اشک از چشمان بعضی از ساکنین جاری است ، جانشین اینگونه ادامه می دهد ، به هر حال بازی زندگی توسط معمار بزرگ ، این گونه طراحی گردیده است ، زیرا به انسان اختیار کامل داد تا خود انتخاب کند تا بیاموزد آنچه نمی داند و باز هم وقتیکه دانست ، از قوه به فعل درآوردن دانسته ها ، راهی است بسیار سنگین و سخت .
           یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور            کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
           این دل غمدیده حالش به شود دل بد مکن             وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور
                 دور گردون گر دو دوروزی بر مراد ما نرفت           دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور

هر قدر که می گذرد ، تعداد انسان های ناپاک و ضعیف در جهان رو به کاهش می رود ، گویی سیلابی که برای انسان های پاک مهیا نموده اند ، خود در عمق آن فرو خواهد رفت .
سکوت برقرار می شود .
ساکنین ، شما گفتید ، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست ، منظور از نقطه چیست ؟
جانشین :
      نقطه شروع و پایان یک دوره است و نشانه ای است که قابل مفهوم می باشد ، آن ها در زمین و آسمان به خط تبدیل می شوند ، نقطه ها و خطوط می توانند مریی و یا نامریی باشند .
نقطه از نظر هندسی جایگاهی دارد ، اما طول و عرض و ارتفاع ندارد . ما با ادامه نقطه های پشت سر هم یا اتصال دو نقطه فاصله دار به خط می رسیم . بنابراین کلیه حرکت های ما ، گویی در هر لحظه نقطه ای را خلق می کند که قطعاً ، سرآغاز خط دیگریست و این مطلب را به ما یادآور می شود که انسان در هر کجا قرار دارد ، اختیار کامل به او  داده شده و یا دارد که در هر لحظه ، خط و یا مسیر زندگی خود را اگر بر وفق مراد نیست ، تغییر دهد و خط جدیدی را ترسیم کند و برای تبدیل خطوط زشت یا آزار دهنده ، به خطوط زیبا و آرام بخش ، بایستی تفکر و اندیشه نمود و از تلاش و کوشش باز نایستد و از سختی ها ، هیچ پروایی نداشت ، البته مشکلات به گونه های مختلف همیشه وجود دارند ، ولی مشکل یا مسئله اصلی آنست که چگونه که چگونه و از چه راهی ، برای حل مشکل اقدام نماییم . به عبارتی پیدا کردن راه حل مهمتر از خود مشکل می باشد و این مسئله وجود دارد تا زمانیکه حل کردن مشکلات را فرا گیریم و به گونه ای عمل کنیم تا در مسیر راهمان مشکل جدیدی را خلق نکنیم ، آنگاه خواهیم فهمید که تمامی آوارگی های انسان ها به علت نبودن تفکر و اندیشه آن هاست .
انسان یک روز بایستی بداند ، بفهمد ، درک کند که هیچگاه نمی تواند از راه و مسیر کج و غلط و یا مسیر ضد ارزش ها ، به ارزش ها برسد ، ممکن است در کوتاه مدت به پول یا به مقام برسد ، ولی هرگز به آسایش و آرامش نخواهد رسید ، مسیر ضد ارزش ها ، خطوط زشت و اضطراب آلودی است ، هرچند آن را با خطی از طلا ترسیم کنند !
ساکنین :
         چند نمونه از خطوط را بگویید .
جانشین :
          خطوط کار ، تفریح ، عشق ، ورزش ، الکل ، تحصیلات ، عقل ، مواد مخدر ، پول ، تحقیقات ، مقام ، .....
حال اگر فردی فقط در یکی از خطوط زندگی پیشرفت داشته باشد و به سایر خطوط زندگی و یا سایر سطوح حیات توجه ننماید ، باز شبیه یک انسان یک بعدی می باشد ، زندگی به گونه ای است که بایستی از هر گونه افراط و تفریط پرهیز نمود و جانب اعتدال یا تعادل را رعایت نمود ، زیرا از حرکت باد است که زندگی به مفهومی از سکون بدر می آید و باد به طوفان هم می رسد ، در اعتدال است که همه چیز ساخته و آذین داده می شود و برای ادامه ، انسان نیازمند مثلثی است که اگر واقعیت آن را دریافت نموده باشد ، دیگر تنها نخواهد بود .
می رسند آنانی که مشتاق رسیدن و سیرآب شدن بودند ، آنانی که از سکون بدر نمی آیند هرگز نخواهند رسید .
ساکنین :
          موجود یک بعدی چگونه موجودی است ؟
جانشین :
          یک میمون را در نظر بگیرید ، خوب تغذیه می کند ، آمیزش جنسی را انجام می دهد ، بهترین هنر از درخت بالا رفتن را دارد ، یک بندباز به تمام عیار می باشد ، ولی .... به تصویر نگاه کنید ! دو انگشت خود را نشان می دهد .
تصویر : صیادی درون جنگل در حال سوراخ کردن تنه درختی است ، پس از اتمام کار ، موزی را درون سوراخ قرار می دهد و به کمین می نشیند ، سوراخ درخت به گونه ای است که ورودی تنگ و درونی فراخ دارد ، میمونی از راه می رسد ، برای برداشتن موز دستش را به سختی درون سوراخ می کند و موز را بر می دارد ، مشتش با برداشتن موز ، گره می شود و قادر به بیرون آوردن دستش نیست ، زیرا درب سوراخ تنگ است ، تقلا می کند ، ولی به فکرش نمی رسد که موز را رها کند تا دستش خارج شود و جانش نجات یابد و رها شود ، چرا ؟ چون موجودی یک بعدی است و از تفکر و تعقل لازم برای تشخیص موقعیت برخوردار نیست . در نتیجه صیاد می آید و او را صید می کند .
سپس جانشین دست خود را پایین می آورد و اینگونه ادامه می دهد ، انسان هایی هم که گرفتار مشکلی می شوند و قادر به حل مشکل و قدرت خروج از بحران را ندارند ، موجوداتی تک بعدی اطلاق می شند ، مثل افرادی که گرفتار الکل ، مواد مخدر مخدر و یا هر معضل و مشکل دیگری می شند و قادر به خروج نیستند و یا گفتیم ، افرادی که فقط یک خط را دنبال می کنند ، مثل جمع آوری پول و انبار کردن آن و به هیچ چیز دیگری توجه ندارند . این افراد هم به ظاهر همه چیز دارند ، ولی هیچ چیز ندارند ، در میان جمع تنها و در برج های با عاج تزئین شده ، مثل بی خانمان ها زندگی می کنند .

ساکنین :
        شما گفتید ، انسان نیازمند مثلثی است که اگر واقعیت آن را دریافت نموده باشند ، دیگر تنها نخواهد بود ، آن مثلث چیست ؟
جانشین :
        انسان تک بعدی مانند یک خط می باشد و برای اینکه از خط وارد مرحله سطح شویم و یا از مرحله انسان تک بعدی ، وارد مرحله انسان دو بعدی شویم ، حداقل به سه خط نیازمندیم ، تا اولین سطح را که یک مثلث است را ترسیم کنیم ، البته در جزئیات ، مثلث های زیادی را می تئان ترسیم نمود که ما به یکی از شاخص ترین آن ها اشاره می کنیم که شامل سه خط اصلی عقل ، عشق و ایمان می باشد .

    

                                                                                                                                                                                

البته اکثر انسان ها کم و بیش و یا با کمی و کاستی ، این مثلث را به گونه های مختلف به اجرا در می آورند ، ولی ما در بحث خود ، رسیدن به ایده آل را در نظر می گیریم . و اما انسان دو بعدی در صلح و آرامش زندگی می کند ، برای جامعه خود مفید واقغ می شود ، او انسان ها را دوست دارد و انسان ها او را دوست دارند ، اگر دچار مشکلی شود ، مانند مثال میمون قادر خواهد بودبا پیدا کردن راه حل ، مشت خود را باز کند و موز را رها نماید .
نکته ای که تاکنون قابل رویت و یا تفکر نبوده ، برای رشد یا فعالیت سه خط اصلی عقل ، عشق و ایمان ، نیازمند بستری هستیم که خود را به صورت خط چهارم ، در حالتی نامریی به نمایش در می آورد ، به نام خط خمر و یکی از عوامل اصلی بروز انواع و اقسام بیماری های جسمی ، روحی و روانی که بشر امروزی دست به گریبان آن است ، عدم تعادل یا عدم فعالیت و عملکرد نامناسب همین خط نامریی می باشد . شایان ذکر است ، اگر خط نامریی خمر خوب کار نکند ، خطوط اصلی عقل و عشق و ایمان قادر به کارکردن نیستند و بالعکس .
ساکنین :
           می توانیم تصویری از این موضوع داشته باشیم ؟
جانشین :
           برای نمایش و کارکرد خطوط ، درون انسان را به صورت دو تصویر به نمایش در می آوریم . تصویر اول مربوط به درون انسان هایی است که آسایش و آرامش ندارند و خطوط خمر ، عقل ، عشق و ایمان آن ها کار نمی کند که در تصویر به صورت شهری به نمایش در می آید . سپس جانشین دو انگشت خود را باز می کند و می گوید ، این تصویر کسانی است که از پشم سیاه می خواهند یک قالی سفید ببافند ؛ ولی خود هم نمی دانند چگونه ، نمی دانند با پنهان کاری های بیشتر ، مواد مذابِ مانده و گنداب شده ، به زودی نمایان خواهد شد .
تصویر اول : ناله و شیون در شهری ویران ، نه آبی آشامیدنی است و نه آبادی ، ویرانه ای از استخوان های اجساد گذشته ، حرارت وجود شهر را به آشوب و گند زاری مبدل نموده است ، چشمه هایی از آب های تلخ و زهرآگین مشاهده می شود ، چهره های ساکنین ترسان ، عامل درد و رنج ، غذای ساکنین گیاهان خاردار خشک ، گرس ، برگ های کوکایین ، گرزهای خشخاش ....که نه چاق می کند و نه سیرشان ، صدای رعد و خروش که بر می آید ، همراه با طوفان درونی حصارهای شهر را عنقریب به سرنگونی فرا می خواند .
جانشین دست خودش را پایین می آورد و می گوید ، تصویر دوم مربوط به درون انسان هایی است که در آسایش و صلح و آرامش بسر می برند و خطوط خمر ، عقل ، عشق و ایمان آن ها فعال است که به شهری تشبیه شده است ، سپس دو انگشت خود را بالا می برد و می گوید بنگرید .
تصویر دوم : شهری سرسبز و خرم ، نسیم شادی افزا همراه با عطر تمامی باغ ها و گلستان ها در حال وزیدن است ، چهره های شاداب ، از سعی و کوشش خود راضی هستند . هیچ سخن بیهوده ای شنیده نمی شود ، تخت های بلند ، قدح های زرین ، فرش ها گشترده اند ، درختان سر به فلک کشیده اند ، مرغان خوش الحان و زیبا در حال پرواز و ترنم هایی و آزادی را زیلب زمزمه می کنند و به آرامی آوای کُر ، آن ها شنیده می شود . انواع گل ها با رنگ های الوان با رقص پروانه ها در گوشه و کنار شهر مشاهده می شود . چشمه های جوشانی جاری هستند که در مجموع چهار گروه از نهرهای اصلی را به وجود آورده اند .
گروه اول : عقل یا نهرهایی هستند که به آب هایی زلال تشبیه می شوند .
گروه دوم : عشق ؛ نهرهایی هستند که به انواع عسل ها تشبیه شده است .
گروه سوم : ایمان ؛ نهرهایی هستند که به انواع شیرهایی تشبیه شده اند که طعم آن ها تغییر نمی کند .
گروه چهارم : نهرهایی هستند که به انواع شراب هایی تشبیه شده اند که شادی افزاست و مستی آن از نوع دیگری است که هر قدر مست تر شوی عاقل تر هستی و هوشیارتر می شوی ، خماری و سردرد هم ندارد .
ساکنین :
           نهرهای عقل را توضیح دهید ؟
جانشین :
         نهرها یا خطوط عقلی ، به کارهایی گفته می شود که معقول باشند ، یعنی برای اجرای آن ها از فرمان عقل پیروی می کنیم و زمانی قادر خواهیم بود از فرمان عقل پیروی کنیم که معرفت ، عمل سالم و عدالت را فرا گرفته باشیم . در فرمان عقل بایستی حرکت ها یا خطوط زندگی مثل آب ، زلال و شفاف و بدون غل و غش و یا هرگونه آلودگی باشد ، مثل راستی ، درستی ، صداقت ، مهربانی ، عشق ، ایمان ..... و تمامی حرکت هایی که از ارش ها یا فرمان های شناخته شده جهانی پیروی می کنند ، اگر درستی یا دروغ و یا صداقت با حیله ترکیب شود ، گویی نهرهای آب زولال ما آلوده و یا تیره و تار شده است . به عبارت دیگر برای ترسیم کلیه خطوط زندگی ، بایستی حکم عقل را به عنوان یک فرمانروای لایق ، کاملاً اجرا کنیم .
ساکنین :
          خطوط عشق و ایمان چگونه است ؟
جانشین :
           نهرهای عشق را در وادی چهاردهم توضیح خواهم داد . فقط بگویم عشق انفجار باروت است ، ولی انفجاری است که شکم کوه را سوراخ می کند تا با ایجاد تونل ، ما از سخت ترین موانع عبور کنیم . و اما ایمان ، خطوط یا نهرهای ایمان .
ایمان گویی مانند شیر تازه است که هم یک نوشیدنی گوارایی است که رفع تشنگی می کند و هم انسان را سیر و هم مقوی و هضم آن آسانست .
ایمان یعنی تجلی نور قدرت مطلق در انسان ، در سیمای انسان ، در قلب انسان ، در احساس انسان و یا ایمان به مفهوم اعتقاد داشتن ، به چی ؟ به خود ، اعتقاد داشتن به انسانیت ، به قانون ، به نظان کلی هستی که زندگی ارزشمند است و بایستی در زندگی خطوط قرمز را شناخت و از آن ها عبور نکرد .
ساکنین :
           نشانه ایمان چیست ؟
جانشین :
          فردیکه ایمان دارد نشانه آن داشتن چهره ای آرام ، روشن ، آسوده و مهربان است . گویی ایمان برای انسان امنیت را به ارمغان می آورد که انسان در صلح و آرامش و آسایش به حیات خود ادامه دهد .
نهرهای ایمان مثل ، ایمان به خود ، ایمان به قدرت مطلق ، طبیعت ، هستی ، خانواده ، پدر خود ، مادر خود ، فرزند خود ، عشق خود ، هم نوع خود ،  ایمان به کمک و یاری رساندن به سایر انسان ها ی دردمند .
بنابراین وقتیکه ایمان وجود نداشته باشد ، گویی چیزی برای حفظ انسان روی این سنگ بزرگ به نام کره زمین که ذز فضای لایتناهی در چرخش است و توسط هیچ ستونی و یا طنابی نگهداری نمی شود ، وجود ندارد و به قول شاعر اندیشمن بزرگ ،
بنی آدم اعضای یکدیگرند                    که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار              دگر عضوها را نماند قرار
وقتیکه دندان انسان دچار مشکل می شود و درد می کند ، هیچکدام از اعضای جسم انسان آرام و قرار ندارند و همین طور در جوامع بشری ، اگر تعداد کثیری از افراد یک جامعه در درد و رنج باشند ، چه بخواهیم و چه نخواهیم روی امنیت کل جامعه اثر مخرب خواهند گذاشت ، لذا اگر به خود و خانواده و جامعه خود ایمان و یا اعتقاد داریم ، این ایمان است که به ما فرمان می دهد که نسبت به انسان هایی که در درد و رنج به سر می برند ، بی تفاوت نباشیم و این ایمان است که روابط ما را با خودمان ، خانواده مان و سایر انسان ها مستحکم می کند ، تا در امنیت و صلح و آرامش باشیم ، حال هر اسمی می خواهید بر آن بگذارید .
ساکنین :
خمر را توضیح ندادید .
جانشین :
          چگونه می توانم عظمت جسم انسان را بیان کنم که از قدرت ، انعطاف ، صداقت ، هوشمندی و حساب و کتاب آن عاجز هستم ، زیرا بزرگترین شگفتی ها در مقابل خلقت انسان ، به سان پر کاهی است در مقابل سلسله جبال .
در جسم انسان خصوصاً در دستگاه عصبی مرکزی که شامل مغز ، ساقه مغز و نخاع است و دستگاه عصبی محیطی که از ساقه مغز و نخاع خارج می گردند و همچنین سایر قسمت های جسم انسان ، چشمه ها و نهرهایی وجود دارد که انواع و اقسام شراب های متنوع با مزه و طعم های مختلف را تولید و مورد استفاده کل جسم قرار می دهند و اگر این چشمه های و نهرهای درون انسان خوب فعال باشند ، نه تنها انسان دارای جسمی سالم و شاداب خواهد بود ، بلکه دارای حالتی روحی و روانی است که سرشار از انرژی است و انرژی لازم را برای حرکت و ترسیم خطوط خوب و زیبای عقل ، عشق و ایمان را مهیا می نماید .
مثل  سه نهر اندورفین ،  سه نهر انکفالین ، نهر دینورفین ، نهر دوپامین ، نهر سروتونین ، نهر استیل کولین ، نهر اپیورفین ، نهر آدرنالین .....
برای نمونه گویی دینورفین و اندورفین ده ها برابر قوی تر از مرفین می باشند و جالب است بدانیم ، اگر چشمه یا نهر دوپامین خشک و کم شود ، انسان دچار بیماری پارکینسون  Parkinson و اگر طغیان کند دچار بیماری توهم زا یا اسکیزوفرنی و اگر نهر سروتونین کاهش پیدا کند ، شخص دچار افسردگی و یا اگر چشمه یا نهرهای انکفالین مناسب نباشد ، سیستم ضد درد جسم انسان از کار می افتد و با کوچکترین مسئله درد شدید انسان را از پا در می آورد و همین طور اگر چشمه و یا نهرهای سروتونین ، استیل کولین و آدرنالین کار نکند ، شخص به خواب نمی رود . به هر حال جسم انسان به گونه ای طراحی گردیده است ، در صورتی که از خطوط قرمز عبور کند تا زمانی که زنده است ، خودش ، خودش را ترمیم می کند . با ایجاد مشکل در نهرهای خمر بلافاصله در قسمت ایمنی جسم مشکلاتی بروز می کند ، در نتیجه انواع و اقسام بیماری های جسمی ، روحی و روانی وارد صحنه می شوند .در حقیقت انسانی که دارای عقل سالم ، عشق سالم ، ایمان سالم باشد ، شرایط زندگی خود را به گونه ای مهیا می کند که باعث سالم نگهداشتن و فعال بودن چشمه ها و نهرهای خمر خود باشد ؛ ولی شخصی که از عقل و عشق و ایمان سالم برخوردار نیست ، با انواع و اقسام افکار منفی که ریشه در جهل و نادانی دارد و به صورت ناامیدی ، یأس ، خرافات ، ترس ، پریشانی و افسردگی خود را نشان می دهد و یا با مصرف انواع و اقسام قرص های مخرب که بدون تجویز پزشک مورد استفاده قرار می گیرد و یا لالکل و مواد مخدر همه روزه اقدام به تخریب این چشمه ها ی شهر وجودی خود می شود .
جالب است بدانیم که مصرف الکل ، قرص و یا مواد مخدر ، در روزهای نخست ظاهراً باعث تقویت این چشمه ها و یا نهره ها می گردند و انسان از نشاط و سرخوشی بالایی برخوردار می گردد ، ولی در نهایت ، این سود ، بیشترین زیان را فراهم می نماید و به مرور زمان سیستم هایی که مسئول تولید این چشمه ها و راهبری نهره های خود هستند ، چون تصور می کنند که از بیرون جسم ، انواع و اقسام شراب ها ، بدون زحمت وارد جسم می گردد ، آن ها زحمت تولید انواع مواد لازم را به خودشان نمی دهند و به آرامی و ذره ذره چشمه های جوشان خشک و متوقف می گردند و زمانی فرا می رسد که وقتی انسان از بیرون جسم مواد مخدر ، الکل ، قرص را وارد جسم نکند ، دچار انواع و اقسام واکنش های ناخوشایند و بیماری های گوناگون می گردند . در حقیقت مواد مصنوعی بیرون از جسم جایگزین چشمه های طبیعی شهر وجودی یا جسم انسان می گردند که ترمیم و بازسازی آن کاریست هم سخت و هم سهل !
ساکنین :
          آیا امکان دارد فردی خط عقلش خوب کار کند ، ولی سایر خطوط متوقف باشند ؟
جانشین :
          این موضوع امکان ندارد ، چون عشق ، ایمان و خمر زاییده قدرت عقل هستند و عقل هم زاییده آن ها ، به فرض هم اگر چنین فردی وجود داشته باشد ، قطعاً موضوع عقل را با موضوع حسابگرانه بودن ، اشتباه گرفته ایم ، بازهم اگر چنین فردی باشد ، با انسانی طرف هستیم که یک برنامه کامپیوتر است و فاقد هرگونه احساس ، به هر حال از نظر ما موجودی یک بعدی به نظر می رسد .
ساکنین :
            عشق چگونه ؟ آیا عاشق می تواند فاقد عقل و ایمان و خمر باشد ؟
جانشین :
          این هم به نظر امکان ندارد ، جون عقل و ایمان و خمر زاییده قدرت عشق هستند و عشق هم زاییده آن ها . بفرض اگر هم چنین فردی باشد ، قطعاً موضوع عشق را با موضوع خودشیدایی مستان اشتباه گرفته ایم ، عاشقی که فاقد عقل و ایمان باشد ، در توهم کامل به سر می برد .
ساکنین :
           ایمان چگونه ؟


جانشین :
            این موضوع هم امکام ندارد ، زیرا عقل و عشق و خمر زاییده ایمان هستند و ایمان هم زاییده آن ها ، بفرض هم اگر چنین فردی باشد ، قطعاً ما موضوع را با تعصب خشک و کورکورانه اشتباه گرفته ایم ، چگونه فردی می تواند ایمان داشته باشد و از طرفی فاقد عقل و عشق و خمر باشد ؟
ساکنین :
          قطعاً خمر هم نمی تواند بدون عشق و عقل و ایمان بازدهی مناسبی داشته باشد .
جانشین :
         آری ، حق با شماست ، در مورد خمر بایستی گفت ، گویی قدرت مطلق و یا سازمان خلقت بر مبنای عدالت و شرایط زندگی و نهاد انسان ها و یا بر مبنای اعمال خوب و بدشان با کنترل خمر ، آن ها را در وضعیت های روحی و روانی و جسمی خاصی قرار می دهد .
به عبارت دیگر ، انجام اعمال ارزشی و پیروی از خرد جهانی ، سیستم خمر انسان را تقویت می کند و با تقویت سیستم خمر ، گویی فرد در بهشت قرار گرفته است و با انجام اعمال ضد ارزشی ، سیستم خمر تضعیف و یا منهدم می گردد و مانند این آنست که شخص در دوزخ قرار دارد ، زیرا با تغییرات و یا کم و زیاد شدن چشمه های خمر ( هورمون ها و نوروترانسمیترها  )  ما مشاهده خواهیم کرد موقرترین مردها رفتارهای زنانه را از خود نشان می دهند و یا لطیف ترین زنان ، رفتارهای خشن مردانه را و یا هوشیارترین مردمان ، رفتارهای دیوانگان را و بالعکس ، دیوانه ترین دیوانگان رفتارهای هوشیارانه را از خود بروز می دهند و همین طور ترسوها ، رفتارهای شجاعان را و یا شجاعان رفتارهای ترسوها را و افسرده ها رفتارهای با نشاط ها را و با نشاط ها رفتارهای افشرده ها را ....... ور در نهایت معتادان رفتارهای انسان های سالم را و انسان های سالم رفتارهای معتادان را نمایان می کنند ، بر مبنای حکمت قدرت و نامه پیشین ، بعضی از انسان ها در هنگام تولد دارای ژن هایی هستند که از نظر چشمه ها و نهره های خمر ، دارای ویژگی های خاص و یا کمی و کاستی می باشند ، این انسان ها هم در طول حیات قادر به بازسازی سیستم های خمر خودشان هستند ، البته بایستی راه آن را پیدا کنند ، توجه داشته باشید ، علم پیچیده نیست و هر چیزی کلیدی دارد .
ساکنین :
        از توضیح شما متشکریم ، می گویند آدم عاقل هرگز عاشق نمی شود ، به عبارتی عقل مخالف عشق است ؛ نظر شما چیست ؟
جانشین :
        عشق به مفهوم عام ، مهایت دوست داشتن و یا عشق ورزیدن به کل هستی ، کل موجودات بر مبنای بیداری و آگاهی و در مفهوم خاص ، نهایت دوست داشتن و یا عشق ورزیدن به موضوع و یا فردی خاص باز هم در آگاهی .
حال شما بگویید ، چگونه از روی جهل و ناآگاهی و بی عقلی ، می توان عاشق شد ، اگر اینگونه عاشق شدید ، بدانید این عشق نیست ، بلکه چیز دیگری است .
بعضی ها عشق را در مقابل عقل و یا عقل را در مقابل ایمان و یا ایمان را در مقابل عشق قرار داده اند ، در صورتیکه این سه مولفه ، نه تنها مخالف یکدیگر نیستند ، بلکه مکمل یکدیگر بوده و با هم مثلثی را تشکیل می دهند که باعث آسایش ، آرامش و صلح ما می شند و ما را برای صعود به نقطه ای که از آن انشعاب یافته ایم هدایت می کنند . برای راحتی درک موضوع ، می توانیم عقل را مثل مغز ، عشق را مثل قلب ، ایمان را مثل ریه و خمر را مثل جریان خون در نظر بگیریم ، آنگاه متوجه خواهیم شد که هر کدام جایگاه و اهمیت خودشان را د ارند و مکمل و نگهدارنده و یا حمایت کننده یکدیگر هستند ؛ در نهایت  هر چه عاقل تر ، عاشق تر . هر چه عاشق تر ، با ایمان تر . و هر چه با ایمان تر ، عاقل تر .
وقت منت دارد به اتمام می رسد .
ساکنین :
           متشکریم ؛ انسان سه بعدی را هم مطرح کنید :
جانشین :
          قادر نیستم آن را بشکافم ، بایستی زمینه آگاهی بیشتری فراهم گردد ، وگرنه ممکن است مرا دیوانه بپندارید ، رهایم کنید .
ساکنین :
         فقط اندکی بگویید.
جانشین :
        فقط اندکی می گویم و اشاره گذرا می کنم و در حقیقت مدخل بحث را برای تحول ، ایجاد ، ساخت و بهره برداری باز می کنم . حال عده ای بدانند و عده ای دیگر قبول نکنند و ندانند ، چندان اهمیتی ندارد ، مهم آنست که کلیدهای مهم ، بایستی قفل های فرسوده شده را باز کنند تا اندیشه ها و عصاره ها از زندان تن خارج بشوند و در کائنات به تردد درآیند و مورد استفاده دیگران قرار بگیرند .
حال به انسان می پردازیم ؛ انسان به طور کلی شامل دو بخش است ، صور آشکار و صور پنهان . در صور آشکار ، انسان برای درک جهان پیرامون خود و ادامه حیات نیازمند یک سری گیرنده می باشد که ما به آن ها حواش پنج گانه یا حواس ظاهری و یا حواس حیوانی می گوییم ؛ شامل شنوایی ، بینایی ، بویایی ، چشایی و لامسه ؛ کلیه اطلاعات توسط این پنج حس دریافت می شود و به سیستم عقل منتقل می گردد . عقل آن ها را بررسی و پردازش می کند و در صورت لزوم فرمان لازم را صادر می کند ، بنابر این حس مانند نام کتاب است و عقل متن کتاب و یا اینکه حس اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار می اندازد . پس این عقل سلیم است که بر مبنای دریافت ها توسط حواس ، مسایل را بررسی و پردازش می کند ، اگر اطلاعات دریافتی کامل باشد ، عقل می تواند تصمیم درست بگیرد و یا موضوعات را درک نماید ، در غیر اینصورت عقل قادر به بررسی و یا درک موضوع نیست ، به عبارت دیگر برای انسان فقط مطالبی یا موضوعاتی قابل فهم است که بتواند به گونه ای اطلاعات آن را دریافت نماید ، حال خواه با حواس خودش باشد و یا به کمک ابزارهایی که به یاری او می آیند و یا دلایل و شواهد قابل حس .
اما در مورد انسان سه بعدی ، باز هم کلیه اطلاعات و دریافت ها توسط عقل بررسی و پردازش می گردد ؛ اما نکته ای که همگان بر آن آگاه نیستند ، انسان سه بعدی می داند که در صور پنهان خودش نیز دارای پنج حس پنهانی ، دقیقاً مشابه حواس ظاهری می باشند که به آن ها پنج حس بیرونی می گوییم . به عبارتی دیگر ، انسان سه بعدی در شرایط خاص می تواند رویت کند ، اما نه با این چشم ، می تواند بشنود ، اما نه با این گوش ...... البته همه انسان ها به صورت غیر ارادی و در خواب از حواس پنهان یا بیرونی خود استفاده می کنند ، اما آن ها را باور ندارند ، اما انسان سه بعدی به صورت ارادی و در شرایط خاص و طبق محدودیت های خاصی قادر به استفاده از حواس بیرونی خود می باشد ، باز هم انسان سه بعدی متوجه می شود که یک حس دیگر نیز وجود دارد که به آن حس یازدهم می گوییم که مترجم و یا واسطه ای است بین پنج حس ظاهری و یا درونی با پنج حس پنهان یا بیرونی که عموم مردم آن را به نام حس ششم می شناسند ؛ به غیر از مطالب فوق ، انسان سه بعدی متوجه می شود که غیر از این جسم خاکی دارای شش پیکره یا جسم دیگر نیز می باشد که هر کدام دارای طول موج و یا ارتعاش خاصی هستند ، بنابر این انسان سه بعدی به کمک سایر پیکره ها و حواس پنهانی اش قادر است ، در شرایط خاص از مرزهای زمان و مکان عبور کند و با سایر جهان های آفرینش ارتباط برقرار نماید و اطلاعات و آگاهی لازم را کسب نماید ، به دیگر سخن ، انسان سه بعدی با یازده حس و هفت پیکره ، برای سیستم عقل مطالب را جمع آوری می کند ، ولی انسان سه بعدی دو بعدی ، آگاهانه با یک جسم و پنج جسم . در این شرایط انسان سه بعدی از ابزار بیشتری برخوردار می باشد ، به همین دلیل مطالبی که برای انسان سه بعدی روشن و یا درک می شود ، چون برای انسان های دو بعدی قابل حس نیست ، قابل باور هم نیست .
ساکنین :
           اگر ممکن است نشانه های انسان سه بعدی را بگویید .
جانشین :
        عقل ، عشق ، ایمان ، خمر او به مرحله لازم رسیده است ، همه هستی را دوست دارد ، موجودات را دوست دارد ، هیچ گاه ادعای سه بعدی بودن را ندارد ، هیچ گاه نمی گوید من از دیگران بیشتر می فهمم ، ادعای واهی ندارد ، رفتارهای عجیب و غریب از خود بروز نمی دهد ، در دخمه های عجیب و غریب زندگی نمی کند ، در میان انسان ها و با انسان هاست ، معمولی زندگی می کند ، چون می داند هنوز چیزی نمی داند ، چون انسان هر چه بیشتر بداند ، متوجه می شود که چقدر نمی داند و نیک می داند که پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست ، می داند میلیون ها میلیون خط هایی وجود دارند که هنوز فرصت نکرده است که شروع نماید و در نهایت می داند و می فهمد ، درک می کند که آنچه باور است و یا وجود دارد محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است .
البته مصرف کنندگان مواد مخدر را که با مصرف مواد ، به خیال خودشان ظاهراً سه بعدی ، چهاربعدی و پنج بعدی می شوند را به حساب نیاورید که این موضوع یک شوخی تلخ شیطانیست که آخرش به تیمارستان ، زندان و یا خودکشی ختم می گردد و این را نیز بدانید که :
جهان آرامگاهی است که اگر در پی دغدغه های دیگر نباشی ، به کهکشان های اطراف نیز سفر می کنی و خلقت را ، هستی را ، نیرو و قدرت و انرژی های بی انتها را چون رشته های انوار مشاهده خواهی نمود ، اما بایستی آرامش و آسایش اندیشه مهیا شود .
انسان همیشه در جستجوی تازه هاست ، هیچ چیز کهنه نمی شود ، فقط چهره عوض می کند ، مانند لباس هایی که ما به رنگ های مختلف بر تن می کنیم . فصل ها را بنگر ، بهار ، تابستان ، پاییز  و زمستان ؛ طبیعت در ابعاد خودش این گونه تعویض تن دارد .
ساکنین :
          عشق چیست ؟ بیشتر توضیح بدهید .
جانشین :
       چند لحظه تنفس بدهید بحث را ادامه خواهم داد ؛ بایستی از قدرت مطلق یاری بجویم !


پایان وادی سیزدهم

Copyright © 2003 - 2010 Congress60 | Powered by Ravian | برداشت مطالب با ذکر منبع آزاد است