وادی دوم
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی نهد . هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم .
خوشحاليم كه به جنگ خود ادامه مي دهيم تا اين مسئله به يك صورت خوبي از آزمايش در آيد و دنياي درون تبديل به يك شهر آباد بشود كه در آن همه هستي راه خود را بسوي نيروي ما فوق بردارد.
ما به دلايلي كه خودمان خوب مي دانيم جهت را سالها گم كرده بوديم , براي يافتن راه بسيار مهمي در پيش داريم , بايد فكر كنيم و در انجام آن كوشش نمائيم .
در ادامه كار و كوشش ما به نتايجي مي رسد كه در توانائي هاي ما خلل حاصل نگردد , از هر نقطه نوري بتابد در جمع آن بايد تفكر نمائيم از ذرات جرقه , مي شود به روشنائي وسيع رسيد در نشانه هاي نيروي ما فوق هم به روشني پيداست .
هيچ كدام از ما هيچ نيستيم , حتي اگر خود, به هيچ فكر كنيم همه مطالب در درون و برون ماست كه مانند قله هاي آتش فشان هستند , آرام و بي صدا , اگر به آن , توان حركت بدهيم حتما“ مي دانيم چه مي شود , خاصه در جهت راه مستقيم باشد.
اكنون اگر در وادي تفكر , به اندازه كافي و درست فكر كرده باشيم , ممكن است برايمان روشن شده باشد كه خيلي از چيزها را از دست داده ايم و يا در حال از دست دادن هستيم و اين از دست دادن ها ممكن است مادي باشد و يا معنوي قطعا“ با بعضي از واژها مثل : معتاد , حقارت , ترس , تابلو , طلاق , جدائي , اخراج , بارداشت , زنداني , سابقه دار, رواني , بي مسئوليت , خودخواه , بيمار , ترحم , ناسزا , كارت شناسائي و چكاره اي را لمس كرده باشيم , بهر حال فرقي نمي كند , چه با سواد باشيم
و چه بي سواد , ثروتمند باشيم يا فقير , پير باشيم يا جوان , مرد باشيم يا زن . در نظر بگيريد مرد ثروتمندي براي پنهان كردن اعتياد خود چه ترفندي را بايد بمرحله اجراء در اورد , هميشه در هراس بسر مي برد كه اگر دو روز در شرايطي قرار گيرد كه نتواند مواد مصرف كند چه بلائي بر سرش نازل مي شود و چه حق ســــكوت هايي را
بايستي پرداخت نمايد , مضافا“ باينكه چه ثروتمنداني كه كارشان به آخر رسيد! امثال آن ها را زياد مي شناسيم و چه جوانان تحصيل كرده رعنايي كه كارشان به كنار پياده رو كشيد و در بيغوله ها جان به جان آفرين تسليم كردند.
ممكن است بعضي از ما اين طور تصور كنند كه همه چيز تمام شده و ديگر زندگي براي ما اهميتي ندارد و يا ما اصلا“ رقمي نيستيم , بي خودي به اين دنيا آمده ايم , ما راعوضي زائيده اند و هزاران حرف ديگر , كه البته در وحله اول اين توجيه است براي خودمان براي فرو رفتن بيشتر در تاريكي ها و نشان از دست دادن اعتماد به نفس ما مي باشد , و تسليم در مقابل نابودي محض و عدم تلاش ما براي رهايي , ولي اگر به تمام هستي نگاه كنيم وخواهيم ديد , امكان ندارد چيزي را پيدا كنيم كه به جهت بيهودگي پا به هستي گذاشته باشد, اگر هم به مطالبي برسيم كه تصور كنيم كه بيهوده پا به هستي گذاشته است , بازهم بايد مطمئن باشيم كه اين تصور و پندار نادرست ماست و نتوانسته ايم به هسته درون يا فلسفه وجودي آن پي ببريم . براي مثال : حتي اگر به يك كرم با ديد كلي نگاه كنيم در خواهيم يافت فلسفه عظيمي در آن نهفته است .
انسان هم موقعي پا به هستي گذاشت , نيروي مافوق يا قدرت هستي او را به يك دوراهي هدايت كرد و اين دوراهي يك تاريكي ها است و يكي روشنايي ها , اصولا“ انسان تاريكي ها را تجربه مي كند براي پي بردن به عظمت روشنايي ها .اما موقعي كه در تاريكي ها فرو رفت بايستي از گذرگاههاي بسيار سخت عبور نمايد , اگر توانست ار اين گذرگاهها جان سالم بدر برد , آنوقت انساني كار آزموده و رها خواهد شد.چون در مقوله اعتياد ما با دو موضوع سروكار داريم , از يك طرف انسان و از طرف ديگر مواد مخدر , بايستي ما هر دو مقوله را بشناسيم و اثر متقابل آن ها را روي يكديگر بررسي نمائيم . چون اعتياد از تركيب انسان و مواد مخدر بوجود مي آيد.
در مقوله انسان اگر با دقت به جسم انسان نگاه كنيم , با يك حساب سر انگشتي و يك نگاه كوتاه و سريع در خواهيم يافت ما با ميلياردها سلول كه جسم ما را تشكيل داده اند طرف هستيم , ولي چيز چنداني از آنها نمي دانيم , چون سيستمهاي عظيمي در يك سلول نهفته شده است كه يك سلول كمتر از يك شهر يا يك جهان نيست .
بنا بر اين با كمي تفكر در خواهيم يافت كه ما بر يك كيهان عظيمي فرمانروايي مي كنيم ! و در سال هاي گذشته هر كاري دلمان خواسته , ندانسته بر سر اين كيهان عظيم آورده ايم و اكثر قسمت هاي آن را نابود كرده و تصور مي
كرديم مواد مخدر بما انرژي مي دهد . ما به اين مسئله اعتقاد داشتيم و هنوز هم ممكن است در باورها باشد كه مواد مخدر بما انرژي خوبي مي دهد. البته تشخيص اين موضوع خيلي ساده است , كافي است به قيافه خودمان و يا قيافه دوستان نزديك خودمان كه همقطار ما هستند نگاه كنيم كه از يك كيلومتري داد مي زند , من تابلو هستم . اگر مواد انرژي مي دهد پس چرا بايد بعضي از ماها اين قدر آش و لاش شده باشيم , بنابراين بايستي در قضيه انرژي دادن مواد يك انحراف در فكر و انديشه ما وجود داشته باشد و آن اين است كه بعضي از مواد مخدر مثل ترياك و خانواده او باعث ميگردند انرژي سوخت بدن ما زود مصرف شود . اين انرژي از داخل گوشت و پوست و استخوان ما خارج مي گردد . بعبارتي ,انرژي بدن كه بايستي 60 سال مصرف شود ما آن را 20 ساله مصرف مي كنيم و براي همين موضوع قيافه ها تابلو و درب و داغان مي شود. در حقيقت كاري كه مواد مي كند در حكم آن است كه در چراغ نفتي ما فتيله چراغ را بالا بكشيم , كه با اين حركت نور زياد مي شود ولي نفت زود تمام مي شود , مواد مخدر هم در مورد انرژي دادن همين كار را انجام مي دهد.
البته علاوه بر تخريب كلي مواد مخدر در جسم ما در سيستمهاي اصلي و اساسي بدن ما نير انهدام بوجود مي آورد كه يكي سيستم ضد درد است و ديگري سيستم هاي توليد كننده مواد شبه افيوني كه در وادي هاي بعدي آن را شرح خواهيم داد.
نكته حائز اهميت ديگر در اينجاست ممكن است هنوز بعضي از ماها بگويد من به نيروي برتر اعتقادي ندارم , كه البته ايرادي ندارد , ولي بايد باين نكته توجه كنيم كه ما هنوز حتي يك سلول از ميلياردها سلول جسم خودمان را كه وجود آن اثبات شده و ساختار وجودي ما را تشكيل مي دهد , اطلاع چنداني از او نداريم , براي همين مي گويند اول انسان بايد خودش را بشناسد و بعد نيروي مافوق را براي درك نيروي مافوق دو راه وجود دارد , يكي با تفكر وديگري بدون تفكر . بعضي ها بدون تفكر به آن نيروي عظيم رسيده اند وهيچ كس هيچ دليلي هم نمي تواند براي اين مسير ارائه دهد.ولي با تفكر مي توان به عظيم ترين قله هاي شناخت نيروي مافوق و شناخت هستي پا گذاشت .
ما با يك نگاه سريع دريافتيم , با ميلياردها سلول كه جسم ما را تشكيل داده اند طرف هستيم و چيز چنداني از آن ها نمي دانيم فقط اندكي مي دانيم , اگر كمي فكر كرده باشيم درخواهيم يافت در سالهاي گذشته هر كاري دلمان خواسته بعنوان تشنگي و يا هر بلايي كه بر آن آگاهي نداشته ايم سر اين كيهان عظيم آورده ايم . در اصل اگر كمي انصاف داشته باشيم و عادلانه بخواهيم قضاوت نمائيم درخواهيم يافت ما يك فروانرواي نالايق و بي كفايت و خوش گذران بوده ايم و برايمان اصلا“ مهم نبوده كه چه بلائي سر ساكنين جسم خود كه سلولها مي باشند , مي آيد و تمامي نيروهاي خود را به باتلاق ريخته ايم , ما براي اينكه بتوانيم قرمانروايي صالح و با كفايت باشيم بايد خود را براي مبارزه اي سخت با اعتياد آماده نمائيم و مشكلات ما از روزي كه مبارزه را آغاز نموديم به سه بخش عمده تقسيم مي شود
مشكلات جسم ما مشكلات روان ما مشكلات جهان بيني ما
در اين مقوله مشكل جسمي و رواني با فرآيند زمان قابل حل خواهد بود , اما مشكل جهان يعني بايستي ديدگاه و آگاهي و شناخت ما از خودمان و جهان اطرافمان تغيير نمايد.
براي مثال اگر كسي از ديدگاه خود و جهان بيني خود به پوچي برسد اگر مشكل جسمي و رواني او هم حل بشود , دوباره به اعتياد روي خواهد آورد . بنابراين اولين قدم اين است كه براي شناخت خودمان و يا بعبارتي انسان , اقدام نمائيم تا انسان را بهتر بشناسيم .البته مشكلات خانوادگي و كاري هم وجود دارند , كه اگر ما مشكل خودمان را حل نمائيم و به سلامتي برگرديم آن قدر نيرو پيدا خواهيم كرد تا قادر باشيم آن ها را حل كنيم .
نكته حائز اهميت :
در اين وادي بهتر است هركدام ازما يكي از دوستان كنگره 60 را بعنوان استاد راهنماي خود انتخاب نمائيم تا شايد چراغ راه ما باشد , توصيه مي شود , اين كار را باكمي تفكر و حوصله انجام بدهيم .
The main concept in Congress60 is that to treat a substance abuser 3 factors must be taken into consideration:physique,psyche and Worldview ,therefore worldview training workshops which are conducted in Congress60 is based on 14 valleys The following text is the second valley
Second Valley
No creature comes into existence without a purpose; none of us are useless even if we think of ourselves as that
Second law: we are happy that we are continuing our battle, to achieve a good result, and our internal world transforms into a developed city where all being move towards the supreme power. We had lost our direction for the reasons that we know very well. To realize that we have an important path a head of us, we have to contemplate and try hard to achieve our aim
In continuation, our efforts lead to a point where nothing can weaken our abilities, we have to collect lights that shine from each point, each sparkle leads to great brightness and supreme power is clearly visible in all of them. None of us are futile even if we think of ourselves as that
All themes are inside and outside of us that are like volcanoes, calm and silent, if we enable them to move, we definitly know what happens, especially in the right direction
If we have contemplated enough in the first valley, it might have become clear that we have lost many things in life, or are losing them at the moment, and they might be material or spiritual. Maybe we are familiar with these terms: Addict, humiliation, fear, divorce, separation, expulsion, confinement and criminal records, it doesn’t make a difference whether we are educated or not, whether we are rich or poor, young or old, man or woman
Imagine a wealthy person trying to hide his substance abuse from everyone around him. He is constantly in fear, and if he can’t use drugs for couple of days, what misery he will go through. Such educated, young and respectable individuals that have become street junkie or homeless and overdosed on the sidewalks
Maybe some of us think that life is over for us and there is no more hope and nothing matters any more, why are we here? And our birth is useless and many other justifications like these. Of course we are only justifying in order to sink more into darkness. This is a sign of losing confidence and surrendering to annihilation but if we look at the entire universe, we realize that nothing in this creation is without a purpose, even if we think that something is useless, it is a false perception, we haven’t been able to understand the philosophy of its creation. For example if you look at a worm, you realize the importance of its creation
When human being came into existence, the supreme power guided him to a crossroad: one is the path to darkness and the other, the way towards light (glory). Generally human beings experience darkness and vices in order to realize virtues
However, if the man entered darkness, he has to pass through difficult tests, in order to be ready for light. In narcotics addiction we are dealing with two entities, one is human being and the other is Narcotics. Since Narcotics addiction comes from the combination of these two, therefore we must know and understand both subject plus their effects on each other
As far as human being is concerned, the body is made up of millions of cells, and each cell’s structure is as complicated as a city. Therefore we are a ruler of an amazing universe within us which we know very little about. In the past years, we have done so much damage to this universe. We imagined that narcotics give us lots of energy and we might still have this opinion. But recognizing the truth is very easy. If we look at our appearance or other substance abusers, we can understand that Narcotics don’t give energy but waste natural energy of the body. There is a misconception in our mind about the actual nature of opium and the family of opiate substances. Instead of giving more energy, they increase the consumption of the energy. For example the energy that must be used in 60 years, gets wasted in 20 years when using Narcotics. Of course, in addition to overall damages done to our body, the system of anti-pain and opiate like production is damaged as well
Another crucial point is that some people might say that they don’t believe in a superior force, that’s not a problem, but we should think that we don’t even know a tiny cell in our body and it’s full nature, function, etc. therefore one must know himself or herself before realizing the superior force
For this realization, two ways exist: one is contemplation and the other without contemplation, some have realized the supreme power without thinking, and cannot give any reasons for their path. However with contemplation you can achieve the highest peaks of divine knowledge. We have realized that we don’t know much about the billions of cells that make up our body and we have caused so much damage to this vast universe. Thus we have been an incompetent ruler for this organization. In order for us to be a competent ruler, we have to prepare for a tough battle and our difficulties are divided into 3 main categories
A) Our physical problems
B) Our psychological problems
C) Our misunderstandings about the universe
Our physical and psychological problems will be solved within a reasonable time period, but our universal perception must change towards ourselves, the people around us and our surrounding Environment. This means that our viewpoint, awareness and knowledge must change
For example if a person reaches dead end in life, even if his physical and psychological issues are resolved he would return to substance abuse again. Therefore the first step is to know the nature of human being
Of course family problems or work issues still exist, but when we have fully recovered from addictions, we will find the strength to solve them
An important point
At this stage all of us should choose a guide in Congress60, so that this guide would be the light on our path. It is recommended that we do this with patience and reflection
Written by: Hossein Dezhakam
Translated by: Saeed Moeini www.c60.ir
|